شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» دولتمردان ایران تا کجا به همراهی با بشار اسد ادامه می‌دهند؟

سه‌شنبه, 30 آگوست, 2011

چکیده : ایران نگران است که «دومینوی سقوط» در میان دیکتاتورهای منطقه، تنها «یک راه حل» برای تکمیل «پازلِ تغییر» باشد، چون به نوعی خود را بخشی از این پازل و شاید مهم‌ترین تکهٔ آن می‌داند. به عبارتی دیگر حاکمان وطنی اگرچه در دومینوی سقوط دیکتاتور‌ها جایی برای خود قائل نیستند و سخنان منتقدان و مخالفان خود را در این باره باور نمی‌کنند، اما بر اساس «گفتمانِ دشمن» و ذهنیت توطئه اندیش، در پازل تغییرات خاورمیانه و کشورهای عربی خود را «هدف اصلی» می‌دانند.


کلمه- آل طا‌ها:

خبر دیدار امیر قطر با رئیس دولتِ دهم در حالی در رسانه‌های وابسته به به اصطلاح اصولگرایان منتشر شد که این رسانه‌ها با انتشار یک عکس نگاه خود را متوجه دم پایی و لباس و نشستن غیر دیپلماتیک امیر قطر کرده بودند تا نشان دهند که شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی برای محمود احمدی‌نژاد تره هم خرد نمی‌کند.

غلبهٔ این نگاه رقیبانه در رسانه‌هایی که خود را صاحب اصول و مالک مملکت می‌دانند تا جایی پیش رفت که کمتر به اصل خبر و موضوع اصلی دیدار پرداختند و فراموش کردند که این برگزیدهٔ آنان است که قرار است رسماً نمایندهٔ منافع ملی ایران باشد و سرانجام هم این روزنامه الدیار! بود که منبع خبرگزاری فارس برای درج محتویات این مذاکره شد.

اما اصل خبر این است: «در صورتی که غرب به سوریه حمله کند، ایران در کنار سوریه باقی خواهد ماند». این را محمود احمدی‌نژاد در دیدار با امیر قطر گفته است. رئیس دولت دهم در این دیدار تاکید کرده است که «هر تعرضی به سوریه سبب آغاز جنگ در منطقه می‌شود». علی اکبر صالحی هم در مصاحبه‌ای با ایرنا حمایت ایران از سوریه را یادآوری کرده و گفته است «اگر ناتو در سوریه دخالت کند، در باتلاقی فروخواهد رفت که هیچ‌گاه قادر به بیرون آمدن نخواهد بود». سفیر ایران در سوریه نیز این سخنان را در گفتگو با خبرگزاری مهر به نوعی دیگر تکرار کرده است. مجموع این اظهارات گواه آن است که دستگاه دیپلماسی ایران می‌خواهد به روشنی سیاست ایران را در قبال مسائل سوریه ابلاغ کند تا نشان دهد دولتِ ایران برای مواجهه با ناتو، منتظر سقوط سوریه نخواهد ماند، بلکه برای حفظ منافع خود در سوریه سیاست‌های پیشگیرانه‌ای را اتخاذ کرده است.

ظاهراً اتخاذ این سیاست و ابراز این گونه سخنان از سوی دولتمردانِ جمهوری اسلامی ایران، علت‌های موثر و دلایلِ موجهی دارد. «سقوط ِ تنها متحد استراتژیک ایران در منطقه» و شاید سراسر جهان و «حذف کانال کمک رسانی به حزب الله لبنان» بخش مهمی از این علت‌ها است، اما همهٔ ان نیست.

در حقیقت ایران نگران است که «دومینوی سقوط» در میان دیکتاتورهای منطقه، تنها «یک راه حل» برای تکمیل «پازلِ تغییر» باشد، چون به نوعی خود را بخشی از این پازل و شاید مهم‌ترین تکهٔ آن می‌داند. به عبارتی دیگر حاکمان وطنی اگرچه در دومینوی سقوط دیکتاتور‌ها جایی برای خود قائل نیستند و سخنان منتقدان و مخالفان خود را در این باره باور نمی‌کنند، اما بر اساس «گفتمانِ دشمن» و ذهنیت توطئه اندیش، در پازل تغییرات خاورمیانه و کشورهای عربی خود را «هدف اصلی» می‌دانند.

از طرفی دیگر، مقایسهٔ سیاست اتخاذ شده در مقابل سقوط طالبان، صدام و حتی قذافی این گمانه را تقویت می‌کند که ایران این بار می‌خواهد رفتارِمتفاوتی در قبال حملهٔ احتمالی به سوریه داشته باشد. رفتارِ متفاوتی که هرچند محمود احمدی‌نژاد آن را «بر هر مسلمانی واجب بداند» اما قطعاً از سر مسلمانی نیست؛ که اگر بود پیش از این شامل مسلمانان عراق و لیبی و افغانستان نیز می‌شد!