شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» خدمات متقابل اسرائیل و دیکتاتورهای منطقه

» جنبش سبز، مساله فلسطین و تناقض‌های رفتاری حاکمیت فعلی

چهارشنبه, 24 آگوست, 2011

چکیده : جا دارد تا همان سوالی که اخیرا فهمی هویدی نویسنده اسلامگرای مصری (و دوست صمیمی آیت الله خامنه ای) از حکومت بعثی سوریه پرسیده است از رهبری ایران نیز پرسش نمائیم و آن اینکه چگونه باور کنیم حکومتی که مردم بی دفاع خود را سرکوب می کند و به راحتی جوانان برومند خود را زیر شکنجه می کشد و حتی به زنان، کودکان و نوجوانان بی دفاع کشور خویش رحم نمی کند، می تواند مدافع احقاق حق دیگران در مقابل رژیم صهیونیستی باشد؟!


کلمه – گروه سیاسی: دشمنان و مخالفان جنبش سبز در راستای استفاده ابزاری دیکتاتورهای منطقه از مساله فلسطین سعی داشته اند به منظور کوبیدن اهداف و آرمانهای انسانی و ارزشمند جنبش نفی‌خشونت جوانان ایرانی ضمن بازیچه قرار دادن مساله انسانی و ارزشی آزادی فلسطین و قدس شریف، طرفداران جنبش سبز را با بهانه جویی های سبک، متهم به همنوائی با اسرائیل و زیر پا گذاردن ارزشهای والای آزادی سرزمینهای اشغالی نمایند. این مدعیان وفاداری به فلسطین که حسن نیتشان بطور جدی از جانب اکثریت مردم مظلوم فلسطین و سایر مردم مسلمان منطقه خصوصا با مواضع دوگانه اخیر در قبال جنبش آزادی خواهانه مردم منطقه مورد شک و تردید قرار گرفته است همواره برآنند تا مانند سایر دیکتاتورهای خون آشام منطقه نظیر صدام برای فرار از بحران ناکارامدی خویش و توجیه سرکوبها و خشونتهای مردم خود، مساله فلسطین را بهانه نموده و هر مخالفی را متهم به همکاری با اسرائیل نمایند، در حالی که اگر این حکام مستبد کمترین تعهدی به آزادی فلسطین و آرمان والای مردم مظلوم و ستمدیده فلسطینی داشتند حاضر نمی شدند به راحتی هر صدای آزادی خواهی در سرزمین خویش را توطئه صهیونیستی قلمداد نموده و با متهم نمودن زنان و مردان آزاده و فداکار کشور خویش خود باعث از بین رفتن قبح و زشتی جنایات صهیونیستی در نزد نسل جوان گردند.

در حالی که جنبش سبز ایران در بر گیرنده مردان و زنان امتحان داده و متعهد به آرمان فلسطین مانند علی اکبر محتشمی پور ( جانباز آرمان رهائی بخش فلسطین) است اما رهبری کرارا با مطرح کردن برخی شعارها در روز قدس سال 88 اصرار عجیبی دارد که مردم ایران را با اسرائیل آشتی دهد یا اینکه حداقل جنبش مخالفت مدنی مردم مسلمان و آزاده ایران را بی تفاوت به قضیه فلسطین وانمود نماید. در حالی که اگر کمترین تدبیری به اصل مساله فلسطین وجود داشت یا حداقل درایتی در پاسداری از اصول و ارزشهای مورد ادعا داشتند، اولا نباید دائما با ادعاهای واهی خویش در اسرائیلی معرفی کردن یاوران صدیق و شناخته شده امام باعث شکسته شدن قبح جنایات صهیونیستی شود، ثانیا پیش از انتخابات سال 88 واکنش موثری به اظهارات معاون وقت رئیس جمهوری در دوست معرفی کردن مردم اسرائیل با مردم ایران نشان می دادند نه اینکه در واکنش به اظهارات مقام مسئول وقت در نماز جمعه چنین مسائلی را حاشیه ای قلمداد اما جوانانی که در روز قدس 88 علیه استفاده ابزاری حاکمان از آرمان فلسطین شعارهائی در اولویت توجه به ظلم در کشور خودمان را سرداده اند را نشانه ماهیت اسرائیلی جنبش آزادیخواهی مردم ایران بدانند. حال آنکه سالها قبل از روز قدس 88 مردم ایران بصورت جسته و گریخته نسبت به استفاده ابزاری حاکمان ایران از مساله فلسطین انتقاد کرده و حتی شعارهائی سرداده بودند فرضا در برخی نقاط کشور معلمان و کارگران در اعتصابهای صنفی خویش کرارا شعار «فلسطین را رها کن فکری به حال ما کن» را سر داده بودند که البته آن زمان کسی نسبت به این شعارها و ماهیت اسرائیلی اعتراضات صنفی معلمان و کارگران هنوز حساس نشده بود ولی تداوم نتیجه اعتراضات مدنی به استفاده ابزاری حاکمان از مساله فلسطین در روز قدس 88 نشانه اسرائیلی بودن ماهیت نخست وزیر امام و بیت امام و امثال محتشمی پور و غیره است.

واقعیت آن است که هیچ انسان آزاده و حق طلبی در دنیا نیست که نسبت به آرمان انسانی فلسطین ابراز همدردی ننماید و یا اینکه جنایات روزانه رژیم صهیونیستی طی سالیان دراز گذشته در سرزمینهای اشغالی فلسطین و لبنان را از یاد برده باشد و از آنجا که جنبش سبز ایران جنبشی آزادیخواهانه برآمده از انقلاب ضد استبدادی 57 است و خود را ادامه انقلاب شکوهمند 57 می داند کمترین شکی در وفاداری و پایبندی به همبستگی با آرمان والای رهائی بخش فلسطین بخود راه نداده است چنانکه سوابق و کارنامه اغلب رهبران جنبش گواه ادعای یاد شده است. مگر می شود انسانهای آزاده در دنیا جنایات و فجایع ضد انسانی صهیونیستها علیه مردم بی دفاع و زنان و کودکان فلسطینی و لبنانی در دیر یاسین، کفر قاسم، صبرا و شتیلا، قانا، غزه و غیره را فراموش نمایند هرگز و حاشا و کلا…. وقتی در داخل اسرائیل انسانهای منصف و آزاده ای هستند که نسبت به جنایات ضد بشری صهیونیستها ابراز شرمندگی می کنند و حتی توانسته اند فاجعه جنایت ضد انسانی کشتار مردم بی دفاع در دیر یاسین را به محیط خود بقبولانند دیگر هیچ حجتی برای هیچ انسان منصف و آزاده ای در دنیا برای ابراز انزجار نسبت به این جنایتها باقی نخواهد ماند. به قول مرحوم ادوارد سعید وقتی انسانها نسبت به آلام و درد و رنجهای همنوعان خویش در دیگر نقاط دنیا بی تفاوت باشند، دیگر نباید انتظار داشته باشند که دیگران نیز درد و رنج آنان را درک نموده و به رفع آن کمک نمایند.

سالهای طولانی است درد و رنج جانکاه مردم ستمدیده فلسطین تبدیل به زخم کهنه ای برای بشریت مدرن شده و البته میثاقی برای گرد آمدن آزادگان و حق طلبان جهان. از طرف دیگر دیکتاتوری های منطقه طی سالیان طولانی گذشته در استفاده ابزاری از قضیه فلسطین برای توجیه جنایات علیه اتباع خویش و تثبیت پایه های نظامهای سرکوبگر خویش مضایقه نکرده اند چنانکه رژیمهای ملی گرای عربی از جمله رژیم ساقط شده بعث صدامی بهترین مصادیق آن است. در اینجا ضمن یاداوری دستاوردهای الهام بخش انقلاب اسلامی ایران برای آرمان رهائی فلسطین و قدس شریف و ارج نهادن به تمامی تلاشهای انقلابیون و آزادیخواهان ایرانی برای کمک به آرمان ظلم ستیزی در فلسطین و لبنان این نکته را نیز یاداوری می کنیم که استفاده ابزاری حاکمان ایرانی از قضیه فلسطین در مسائل گوناگون داخلی و خارجی حتی گاهی باعث تعجب نخبگان و افکار عمومی فلسطینی و اسلامی شده است. به عنوان مثال سالهاست مسئولان ایرانی برای توجیه ناکارآمدی های خویش در تدبیر امور عادی مردم زیر دست خود بلافاصله از مساله فلسطین مایه می گذارند و رژیم صهیونیستی را عامل تمامی مشکلات ایران بلکه جهان اسلام معرفی می نمایند یا اینکه رئیس دولت برای جنجال سازی در دنیا به مساله فلسطین متوسل شده و هولوکاست یهودیان در جنگ دوم جهانی را منکر می شود. سالهای زیادی است که به دنبال بمباران خبری غیر حرفه ای و حساب نشده دستگاههای رسانه ای دولتی ایران و در راس آن رسانه به‌اصطلاح ملی نه تنها افکار عمومی مردم ایران به سختی نسبت به درد و رنجهای بی شمار مردم فلسطین تحریک می شوند، بلکه در موارد رویدادهای مهمی مثل جنگ غزه یا جنگ سی و سه روزه لبنان ممکن است بسیاری متوجه عمق جنایات صهیونیستها نشوند و این نتیجه عملکرد نامطلوب سیاسی و رسانه ای حاکمیت و در واقع ظلم ایشان به آرمان فلسطین است. چه دلیلی وجود دارد که رهبران ایران برای توجیه مشکلات داخلی خود زود سراغ قضیه فلسطین بروند؟! چه دلیلی وجود دارد که رهبری ایران مخالفان و منتقدان داخلی خود که بعضا سابقه درخشانی در جبهه های ضد صهیونیستی دارند را متهم به مزدوری اسرائیل نماید؟ اصلا رویارویی های داخلی نظام چه ربطی به اسرائیل دارد؟ مگر صهیونیستها در اختلافات و رقابتهای داخلی خود که حتی در بسیاری از موارد غیر اخلاقی و غیر انسانی نیز هست، اتهام مزدوری ایران و حزب الله را به همدیگر می زنند؟ در پایان جا دارد تا همان سوالی که اخیرا فهمی هویدی نویسنده اسلامگرای مصری (و دوست صمیمی آیت الله خامنه ای) از حکومت بعثی سوریه پرسیده است از رهبری ایران نیز پرسش نمائیم و آن اینکه چگونه باور کنیم حکومتی که مردم بی دفاع خود را سرکوب می کند و به راحتی جوانان برومند خود را زیر شکنجه می کشد و حتی به زنان، کودکان و نوجوانان بی دفاع کشور خویش رحم نمی کند، می تواند مدافع احقاق حق دیگران در مقابل رژیم صهیونیستی باشد؟!

آری، هنگامی که بهترین زنان و مردان مسلمان این مرز و بوم به راحتی زیر شکنجه جان می بازند و نظام به بهانه فلسطین هر فریاد آزادیخواهی را سرکوب می کند، چه کسی باور می کند که این حکومت گران منجی مردم ستمدیده فلسطین خواهند بود؟ اکنون مردم فلسطین راجع به ظلمهای جاری در ایران، سوریه و لیبی چگونه می اندیشند؟ مگر انسان آزاده ای باور می کند که صدامی که حتی چند موشک هم روانه تل آویو نمود، واقعا دلسوز فلسطین بوده است؟ صدام آنچنان با آرمان فلسطین در عراق بازی نمود که نتیجه آن بی تفاوتی اکثریت مردم عراق نسبت به آلام و رنجهای فلسطینیان شد و حتی در مواردی به خاطر ظلمهایی که به بهانه فلسطین به اکراد نمود و خانه و کاشانه آنان را در اختیار فلسطینیان آواره از شهر حیفا گذاشت، خود موجب بروز کینه نسبت به فلسطینیان در میان مردم عراق شد.

جنبش سبز ایران ضمن نفی استفاده ابزاری حکام مستبد و خودکامه کشورهای اسلامی از آرمان فلسطین همچنین نفی تجارب گذشته خشونت کور در سرزمینهای اشغالی علیه انسانهای غیر نظامی، با تجدید اعلام همبستگی با آرمان والای مردم ستمدیده فلسطین معتقد است که اسرائیل و نظامهای دیکتاتور از جمله اهداف موج تازه آزادیخواهی منطقه خواهد بود و امید است در پرتو تحولات نوین جهانی گام ارزشمندی در جهت تحقق اهداف ملت مظلوم فلسطین از جانب آزادگان جهان برداشته شود. ان وعد الله حق.