چکیده : من دیروز در چهره همسر مظلومم باز هم ایمان قوی و اراده استوار او را پس از پایان ده ماه روزه داری به وصوح دیدم و به حال او غبطه خوردم که هرچه سخت گیری بر او حتی در بند و حبس بیشتر می شود، ایستادگی اش و برقراری اش بر سر آرمان های والایش که برگرفته از آموزه های اسلامی و ارزش های انسانی است، افزون می گردد.
فخرالسادات محتشمی پور، همسر سید مصطفی تاجزاده، در یادداشتی در وبلاگش نوشت: من دیروز در چهره همسر مظلومم باز هم ایمان قوی و اراده استوار او را پس از پایان ده ماه روزه داری به وصوح دیدم و به حال او غبطه خوردم که هرچه سخت گیری بر او حتی در بند و حبس بیشتر می شود، ایستادگی اش و برقراری اش بر سر آرمان های والایش که برگرفته از آموزه های اسلامی و ارزش های انسانی است، افزون می گردد…
متن یادداشت محتشمی پور را که در ادامه یادداشت های روزانه او در ماه مبارک رمضان نگاشته شده، به نقل از وبلاگش بخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم افتح لی ابواب فضلک و انزل علیّ فیه برکاتک و وفّقنی فیه لموجبات مرضاتک واسکنّی فیه بحبوحات جنّاتک. یا مجیب دعوة المضطرّین.
خدایا در این روز درهای فضلت را بروی من بگشا و بر من نازل کن برکاتت را و در این روز توفیق ده مرا برای اسباب خشنودی ات و مرا سکنی ده در میان بهشتت ای اجابت کننده دعای بیچارگان.
سلام ای خدای بنده های مضطرّ!
من چقدر دوست دارم تو را در عین بی پناهی و بی چارگی صدا کنم! انگار با هر فروتنی در برابر عظمت و قدرت تو گام بر پله ای از پلکان علوّ و استغنا می گذارم. انگار با تمسک به ریسمان تو که محکمترین دست آویز است همه دلهره ها و دلواپسی هایم از سستی قدمگاه ها و ناامنی تکیه گاه ها یکسره از دل مرددّم رخت بر می بندد. دوستت دارم خداجان! و این دوستی و علاقه هرچه اجبار و فشار روانی به رویم برای روی گرداندن از تو افزون می شود، بیشتر متجلی می شود! انگار عطش بی منتهایی که برای پرستش تو و تسبیح تو از روز ازل، از روز قالوا بلی، در من وجود داشت علیرغم این فضاسازی های تصنعی روز به روز بیشتر می شود!
معبود من!
در این روز بیست و دوم که دومین قدر رمضانی توست به حق سوره قدرت درب های فضل و کرمت را بر من بگشا. و در این روز برکاتت را بر من نازل کن. اگر در این روز که ارجمندی اش بر خاص و عام معلوم است، وجود مرا به فضل و کرم و بخشش و برکتت سرشار نکنی، چه تضمینی وجود دارد که تا سالی دیگر و ضیافتی دیگر این عمر فانی را دوامی باشد و انتظار وصل را امیدی و سرانجامی؟؟؟
ای مولای من!
ای آن که ولایتت بر من، مرا از ولایت غیرتو مستغنی ساخته است، در این روز بیست و دوم مرا مدد رسان و حالا که جهل من به آن چه مصلحت من است می تواند موجب دوری ام از تو شود، اسباب رضایتت را برایم فراهم کن! خواه هجران یاردربندم بهانه این رضایت باشد یا قرار گرفتن در دیگر میدان های امتحان و آرمایشت. اما تو که می دانی میزان ضعف و استکانت بندگانت را باید ظرفیت لازم را هم خودت فراهم کنی برای پذیرش و تسلیم.
ای محبوب شب های قدردانستنی!
من دیروز که روز شهادت مولای پرهیزگاران و عدالت طلبان بود، وقتی مقابل یار ستم دیده دربندم قرار گرفتم بار دیگر معنای تسلیم و اعتراض تؤامان را درک کردم. تسلیم و رضا در برابر مقدرات تو و اراده ات که جز خیر و صلاح بندگانت نیست و در عین حال و در همان زمان اعتراض در برابر ستمی که توسط بندگان استعلایافته و قرار گرفته در موقعیتی خارج از ظرفیتشان، بر او اعمال می شود و ابراز عدم رضایت از وضعی که به او تحمیل شده!
خدای مظلومان دربند!
من دیروز در چهره همسر مظلومم باز هم ایمان قوی و اراده استوار او را پس از پایان ده ماه روزه داری به وصوح دیدم و به حال او غبطه خوردم که هرچه سخت گیری بر او حتی در بند و حبس بیشتر می شود، ایستادگی اش و برقراری اش بر سر آرمان های والایش که برگرفته از آموزه های اسلامی و ارزش های انسانی است، افزون می گردد.
خدایا حالا که تقدیر تو برآن قرار گرفته که عزیزدل ما دور از ما و اسیرِ بندِگران، شب و روز بگذراند، مرحمت کن و مرا تا دم مرگ شریک و همپا و هم زبانش قرار ده و مگذار لحظه ای فارغ از حال و او بی توچه به مقالش روزگار بگذرانم و مرا نیز در خانه ای که در میان بهشتت برای او درنظر گرفته ای، سکنی بخش و این از تو برمی آید که اجابت کننده دعای بیچارگانی. و مگر بی چاره تر از ما که گرفتار جهل جاهلان و بغض بداندیشان زمان خویشیم، می شناسی خدای عالمیان و خدای بندگان بی قرار از بی عدالتی؟؟؟!!!