چکیده : علی یکه تاز میدان عدالت و فضیلت بود و این را نه بالای منبر بلکه در کنج و پستوی خلوتش و در تاریکخانه اندرونی اش هم ثابت کرد.علی مرد بود.راد مرد.خودش و مردمش را نمی فریفت و استبداد و استکبار نمی ورزید.او حاکم بر قلب های انسان دوستان است.هرکه باشند و هرمسلکی که داشته باشند فضایل علی را می ستایند.
محمدصالح نقره کار:
تاریخ سیاست و ۲ مدل از حکمرانی:
حکمرانی خود مدار و حکمرانی خدا مدار به همان اندازه با هم فرق دارند که گفتار علی(ع)با گفتار نیکولو ماکیاول.چه اگر اولی امام عادل است دومی پیشوای ظلمه و جبابره و تئوریسین پدرسوختگی و شارلاتان منشی در عرصه سیاست است .این ۲ طریق اگر چه در برگ برگ تاریخ در چهره زمامداران مختلف بروز و حلول دارد اما راه و رسمی است که همیشه مشتریان خاص خود را داشته است”یکی این و یکی هم آن پسندد”کافی است کتاب شهریار ماکیاول و نامه علی (ع) را به مالک اشتر قیاس کنیم .این احکام عشره شهریار و آن فرامین ۱۰ گانه علی.خود قیاس کنید:
یکی می گوید:
۱- همیشه در پی سود خویش باش.
2-جز خویشتن هیچ کس را محترم مدار.
3-بدی کن اما چنان وانمود کن که نیکی می کنی.
4-حریص باش و آنچه را می توانی تصاحب کن.
5-خسیس باش و برای رعایا بیش از اندازه ول خرجی نکن.
6-خشن و درنده خوی باش
{او شهریار ایتالیایی “سزار بورژیا “را به عنوان شاهد مثال در کتاب خویش نام می برد و می گوید: نیکی هرگز ثمر بخش نیست و شرافت بدترین سیاست هاست}
7-چون فرصت بدست آوری دیگران را بفریب
{کسی که حیله گرتر است نیرومند تر است ، قدرت از عدالت نیرومندتر و دروغ از حقیقت نیرومند تر}
8-دشمنانت را بکش و اگر می توانی دوستانت را هم نیز.
9-در رفتار با مردم به زور توسل جوی نه به مهربانی
{او به عنوان یک قاعده کلی معتقد بود که از انسان بترسند بهتر است تا انسان را دوست داشته باشند}
10-همه مساعی خود را به جنگ متمرکز ساز
{مهمترین کار شهریار ماکیاولی جنگ است.مهمترین تفکرات جدی او باید معطوف به یک مسئله مهم باشد = چگونگی شکست دادن همنوعان}
دیگری می گوید:
۱-رحمت و محبت و لطف به مردم جامعه را بر قلبت مسلط کن.
۲-چونان درنده ای خونخوار نباش که خوردن مردم را غنیمت شمری.
۳-مردم را چنین ببین :یا در خلقت با تو برابر یا در دیانت برادر.
۴-مردم را ببخش و از خطایشان چشم پوشی کن.تا توانی اشتباهاتشان را نادیده انگار.
۵-مادامی که می توانی بر غضب و پرخاش مشتاب .
۶-تکبر نورز و عظمت خدا و یاد مرگ و فقرت را دستمایه خشوع برای خلق قرار ده.خدا هر جباری را ذلیل و هر متکبری را پست می سازد.
۷-هرگز نگو من فرمانده ام و باید اطاعت شوم.این تلقین نابکارانه دریچه ورود فساد به قلب است.عبد باش.
۸-بهترین امور نزد تو فراگیر ترین در عدالت،جامع ترین در رضایت مردم،متعادل ترین در تحقق حق باشد.
۹-انصاف بورز که اگر نورزی ستم ورزیدی و خدا از طرف بندگانش با ستمکار خصومت ورزد و چنین شخصی در صدد محاربه با خداست.
۱۰-گوشت شنوای سخن مردم و تمایلت به سوی عموم ایشان باشد…مردم بدون واسطه بتوانند با تو سخن بگویند.
علی ،چگونه بود که امروز دلها شیفته اوست؟
اصحاب قدرت عموما شخصیتی خود شیفته و خود پسند دارند.اما علی را باید از این قماش جدا کرد.علی شیفته انسانیت و در جذبه ولایت الهی بود.چیزی از متاع قلیل دنیا را برای خود نمی خواست و کیسه ای برای تبار خود ندوخته بود.جاذبه و دافعه اش لله بود و خالص و مخلص لوجه الله.علی یکه تاز میدان عدالت و فضیلت بود و این را نه بالای منبر بلکه در کنج و پستوی خلوتش و در تاریکخانه اندرونی اش هم ثابت کرد.علی مرد بود.راد مرد.خودش و مردمش را نمی فریفت و استبداد و استکبار نمی ورزید.او حاکم بر قلب های انسان دوستان است.هرکه باشند و هرمسلکی که داشته باشند فضایل علی را می ستایند.علی مصداق اکمل سیاست مدار اخلاق مدار و کرامت باور وحقوق بشر طلب است که بزرگی هایش بر تارک تاریخ خواهد درخشید و مدل استانداردی از حکمرانی انسان دوست را فراروی ابدیت به نمایش خواهد گذاشت.
منبع: وبلاگ نویسنده