شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» ارزیابی یک وبلاگ‌نویس اصولگرا از کارنامه‌ی سیاست خارجی دولت احمدی‌نژاد

» از ادعای فتح‌الفتوح در کلمبیا و مدیریت جهان، تا سربه‌ریزی ذلت و تحقیر ملت

پنج‌شنبه, 18 آگوست, 2011

چکیده : با شکست اقتصاد صدقه‌ای و سقوط فرهنگ باتومی ‌٬ راهی به جز کوه‌کردن کاه سیاست خارجه برای یاران دولت نمانده‌است ... اگرچه به مدد آگهی‎دهی یک‎سویه‌ی ”بنگاه بانگ و رنگ” ضرغامی و رسانه‌های کاغذی درباری و پایگاه‌های مجازی مجیز‌گو٬ سیاست خارجه‌ی دولت فخیمه گاه فتح‌الفتوح نامیده‌شده‌است و گاه از آزادی خرم‌شهر خرم‌تر نمایانده‌شده‌است٬ اما با نگاهی به خاطرات پرخطر خارجه‌ی دولت نهم٬ ارمغان این سیاست را چیزی جز سربه‌زیری و ذلت نمی‌بینیم .


یک وبلاگ‌نویس اصولگرا که از طلاب حوزه علمیه است، در وبلاگ خود با عنوان «درویشی بر پوست پلنگ»، دغدغه‌های مشفقانه خود را درباره سیاست خارجی دولت احمدی‌نژاد مطرح کرده است. در این یادداشت که با عنوان «دولت ذلت» منتشر شده، از روندی که سیاست خارجی دولت فعلی تاکنون طی کرده، انتقاد و ارمغان این سیاست، «سربه‌زیری و ذلت» دانسته شده است. متن این یادداشت را در ادامه بخوانید:

اگرچه به مدد آگهی‎دهی یک‎سویه‌ی ” بنگاه بانگ و رنگ ” ضرغامی و رسانه‌های کاغذی درباری و پایگاه‌های مجازی مجیز‌گو٬ سیاست خارجه‌ی دولت فخیمه گاه فتح‌الفتوح نامیده‌شده‌است و گاه از آزادی خرم‌شهر خرم‌تر نمایانده‌شده‌است٬ اما با نگاهی به خاطرات پرخطر خارجه‌ی دولت نهم ٬ ارمغان این سیاست را چیزی جز سربه‌زیری و ذلت نمی‌بینیم .

با شکست اقتصاد صدقه‌ای و سقوط فرهنگ باتومی ‌٬ راهی به جز کوه‌کردن کاه سیاست خارجه برای یاران دولت نمانده‌است . و تمام عزت را در منبر کلمبیا و خطابه دوربان می‌بینند . ولی ایشان هیچ‌گاه نیندیشیده‌بودند که این‌گونه سخن‌گویی اقناع مخالف را در پی ندارد بل‌که وی را جری‌تر می‌کند و این سخنان را سودی نیست . سخنانی را که فقط سوت هم‌سویان را ساز کند و اندک شکی را در دل مخالف نکارد چه سود ؟ از عفو ملوکانه ملوانان متجاوز تا آزادی رکسانا که هر دو با فشار استکبار جهان‌خوار به ثمر نشست ٬ شاهد شکست خود بوده‌ایم .

نخستین نشانه‌های این شکست را می‌توان در سیاه‌چاله‌های اربیل ٬ میزبان دیپلمات‌های بی‌گناه ایرانی و چشم‌های نگران مادرانشان جست . بی‌نتیجه بودن تلاش‌های دولت برای رهایی هم‌وطنانمان – اگر تلاشی باشد – با یادآوری کمک‌های بی‌دریغ به دوستان عراقی‌مان آیا نشانه سستی سیاست‌هایمان نیست ؟

کت و شلوارهای هاکوپیان با بدرقه دومین شخص یک ملت از خفت‌بارترین اقدامات این دولت بود که رهبری آن را شخص رئیس جمهور به عهده داشتند  . جدای از این که رئیس جمهور حق عفو ندارد و در هیچ قانونی چنین چیزی یافت نمی شود – مگر فراقانونی – دیدار ایشان با متجاوزین به خاک یک ملت و هدیه دادن به ایشان نشانه رأفت نیست درست بعد از ضرب الاجل ۴۸ ساعته تونی بلر . بل که علامت تحقیر یک ملت است . نباید فراموش کنیم که اینان متجاوز بودند و نباید از یاد ببریم در همان زمان دیپلمات‌های بی گناه  ایران از دیدن خورشید محروم بودند . آیا این که به صورت کاملا اتفاقی !!! رئیس جمهور یک ملت با متجاوزین به کشور خود دست می‌دهد و به آن‌ها مهرورزی می‌کند و کت و شلوار هدیه می‌دهد و به صورت فراقانونی -غیرقانونی – آنان را عفو می‌نماید نشانه عزت است ؟ اگرچه حافظه تاریخی ما ایرانیان ضعیف است ولی هنوز مدت زیادی نگذشته است که ایشان استقبال ژاک شیراک از خاتمی را ذلت‌بار و مایه شرمندگی و سرافکندگی خواندند – در حالی‌که چنین نبود .- ولی بدرقه خود از متجاوزین را مایه سرافرازی می دانست . و البته ایشان بهتر از ما می‌داند که مقامات هم‌شان یکدیگر را استقبال و بدرقه می‌کنند .

خاموشی سران غرب در پاسخ به نامه‌های احمدی‌نژاد نمایان‌گر بی‌تدبیری در نگارش این نامه‌ها بود . شاید مثل ” جواب ابلهان خاموشی است ” را همه شنیده باشید . تنها پاسخی که به این نامه‌ها در ذهن دارم حرف پیرزن صدراعظم آلمان بود که گفت یک بچه دبستانی بهتر از این انشاء می نویسد . آیا صرفا  باید بگوییم این غربی‌ها غرض و مرض دارند و ما بی نقصیم . آیا این نامه‌های پیامبرگونه آنان را بیدار کرد یا حجت را بر آنان تمام .

هیچگاه کفن پوشیدن یاران و جان نثاران این دولت را برای اعتراض به تغییر نام خیابان‌هایی که مزین به نام شهدا بودند را از یاد نمی‌بریم .ولی سکوت و حتی بی خبری اینان  از پایین کشیده شدن پرچم جمهوری اسلامی از دکل کشتی‌های‌مان و بالا رفتن کشور مالت و پاک شدن نام شهدا از بدنه کشتی‌ها و حک نام ‌ ocean 13,14,15 و … بر روی بدنه کشتی‌های جمهوری اسلامی ایران بسیار شگفت آور است . ای کاش این اتفاق ننگین در دولت‌های گذشته می‌افتاد و یاران دکتر را می‌دیدیم چه خطابه‌ها که نمی‌کردند و چه حنجره‌ها که پاره نمی‌کردند . شاید این اتفاق مهمی نباشد . فقط پرچمی که نام الله روی آن است و نشانه یک ملت است پایین آمده است و پرچم کشور کوچولوموچولوی مالت رفته است آن بالا .به علاوه پول هنگفتی که بابت اهتزاز پرچمشان تقدیمشان می‌کنیم . و صد البته نام اوشین با نام شهیدبابایی و … تفاوت زیادی ندارد .

شکست مفتضاحانه ۱۵۸-۳۲ در بدست آوردن کرسی شورای امنیت برگ زرین دیگری در کارنامه سیاست خارجه دولت نهم دانست . این شکست را می توان با شکست ۶-۰ استقلال در مقابل پرسپولیس در سال ۵۲ و یا شکست ۸-۰ عربستان از آلمان در جام جهانی ۲۰۰۲ مقایسه کرد . البته ایران فقط ۱۲۶ تا رای کمتر داشت .

شام شوم برلوسکونی و دعوت از همه حاضران در اجلاس فائو الا احمدی نِژاد را می‌توان با شام دگرگون شیراک به افتخار خاتمی- که در آن برای نخستین بار شام الیزه بدون شراب بود – مقایسه کرد .

نشستن رئیس جمهور زیر تابلوی خلیج عربی ٬ آزار و اذیت زایران ایرانی در عربستان ٬ توهین به مسافران ایرانی در فرودگاه‌های مختلف جهان ٬ محکومیت‌های متعدد در سازمان‌های بین‌المللی ٬ دشمن شدن با کشورهای عربی و غربی و شرقی ٬ محدود شدن روابط خارجی با کشورهای کوچک کمونیستی از خدا بی‌خبر ٬ و… جز با بی‌تدبیری و ضعف دستگاه دیپلماسی عملی نبود ٬ که شد .

و سخن پایانی این که رئیس جمهور در نخستین سخنانشان گفتند بیست پیشنهاد برای اصلاح جهان دارند . از این بیست پیشنهاد دو پیشنهاد را گفتند . سوال این جاست چرا پیشنهادهای باقی مانده را ارایه ندادند ؟ آیا اصلا پیشنهادی در کار بود ؟ آیا پی به ناکارآندی پیشنهادهایشان بردند ؟ آیا فهمیدند که حل تورم بیست و پنج درصدی مهم تر از حل مشکلات جهان است  و یا …؟