چکیده : فشار روانی بر بچه ها زمانی که پدرشان نیست زیاد است. بجز جنبه های عاطفی، زمانی که به راهنمایی و مشورت نیاز دارند، کمبود پدرشان را احساس می کنند. هفته ای یکبار می توانند پدرشان را ببینند آن هم در فضای امنیتی که دوربین های مدار بسته و میکروفون وجود دارد و صحبت کردن با خیال آسوده خیلی "دشوار" است؛ خیلی سخت است که جلوی گوش و چشم غریبه مسائل خانوادگی مان را مطرح کنیم. این شرایط "غیرطبیعی" است و بچه ها احساس بدی دارند و نمی توانند مسائل و مشکلاتشان را با پدرشان در میان بگذارند؛ و این فشار روانی ویژه ای بر بچه ها است.
دکترعبدالله رمضان زاده، قائم مقام جبهه مشارکت و سخنگوی دولت سیدمحمد خاتمی همراه با بهزاد نبوی در بند دو-الف محبوس است. همسر وی صاحبان قدرت را به تغییر و اصلاح روندهای موجود و اشتباهاتشان فرامیخواند. وی تاکید میکند که “هنوز دیر نشد؛ مسئولان می توانند ظلم ها و اشتباهات را جبران کنند.”
دکتر رمضانزاده استاد دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران، عصر روز ۲۳ خرداد ٨٨ یک روز پس از انتخابات ریاست جمهوری در مسیر منزل به همراه فرزندش، توسط عدهای لباس شخصی متوقف و با ضرب و شتم بازداشت شد. سخنگوی دولت اصلاحات در بازداشتگاه ۲ الف زندان اوین تا یکصد و دهمین روز بعد از دستگیری در سلول انفرادی بازداشت بوده و تحت بازجوییهای سنگین قرار گرفت. او به مدت قریب به سه ماه به هیچ یک از اعضای خانواده رمضان زاده و همچنین وکلای وی اجازه ملاقات با وی را نداده بودند.
وی در مصاحبه ای پس از دستگیری، ضمن بیان نحوه دستگیری خود و مضروب شدن توسط ماموران، تاکید کرد علی رغم فشار بازجویان برای انجام مصاحبه و اعتراف علیه دیگران، حاضر به انجام مصاحبه نشده است.
این فعال سیاسی و استاد دانشگاه، نهایتا در دادگاه به ۶ سال حبس محکوم شد و هم اکنون در بند دو الف همراه را با بهزاد نبوی و دو زندانی سیاسی دوران محکومیت خود را سپری می کند.
محسن امین زاده، مصطفی تاج زاده، عبداله رمضان زاده، فیض الله عرب سرخی، محسن صفایی فراهانی، محسن میردامادی، بهـزاد نبـوی هفت نفر اصلاح طلبی هستند که در شکایتنامه ای به اظهارات یک مقام امنیتی-نظامی موسوم به “سردار مشفق” اشاره کرده و آن را سند مهمی در جهت روشن شدن مسائل پشت پرده انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث بعد از آن و اقدامات خلاف قانون در جریان انتخابات و پس از آن دانسته بودند. این در حالی است که به گفته همسر دکتر رمضان زاده این شکایت همچنان بی پاسخ مانده است.
سکینه کریم زاده، همسر دکتر رمضان زاده در خصوص آخرین وضعیت همسرش به جرس می گوید: ” ایشان در بند دو الف هستند و با آقای بهزاد نبوی و دو زندانی دیگر که بعد از انتخابات دستگیر شده اند هم بند هستند. شکر خدا از نظر جسمی مشکلی ندارند اما خوب بالاخره زندان است و مشکلات خودش را دارد. شرایط زندان طوری است که از نظر روحی به زندانیان فشار می آورد اما خوب تحمل می کنند. آقای رمضان زاده سعی می کنند این دوران سخت را بگذرانند و به کارهای پژوهشی خود می رسند و دو کتاب در زمینه تخصصی خود نوشته اند. بلاخره سعی می کنند سر خود را گرم کنند و روحیه شان را از دست ندهند اما خوب بعضی اوقات وقتی می بینند که حرفهای ناحقی در مورد زندانیان می زنند ناراحت می شوند.”
وی می گوید: “همسرم برای نیمه شعبان به مرخصی آمده بود و بدون اینکه علتش را بدانیم او را به زندان بازگردانند” و می افزاید: “ما فکر می کردیم در ماه مبارک رمضان به زندانیان سیاسی مرخصی بدهند و آنها را آزاد کنند تا بتوانند در کنار خانواده هایشان باشند. اما متاسفانه ظاهرا اینطور نیست و حتی مرخصی ها را در این ماه مبارک کم کرده اند. علت این فشارها را نمی دانم حالا زندانیان برای مرخصی بیایند که کاری نمی کنند. اما خوب ما امیدوار هستیم فرجی حاصل شود و خداوند انصافی به اینها بدهد. اگر خودشان را به جای زندانیان بگذارند خانواده های خودشان را جای خانواده های زندانیان بگذارند شاید این شرایط دشوار را درک کنند. خیلی از زندانیان سیاسی سالهاست در بند هستند و حق استفاده از مرخصی ندارند، ملاقاتهایشان کابینی است که دردسرهای خودش را دارد و یا خیلی از زندانیان فرزندان خردسال دارند که نمی توانند این شرایط را درک کنند و روزهای سختی را می گذرانند…”
خانم کریم زاده با اشاره به مشکلاتی که وی و فرزندانش در زمان نبود همسرش دارند، این گونه ادامه می دهد: “فشار روانی بر بچه ها زمانی که پدرشان نیست زیاد است. بجز جنبه های عاطفی، زمانی که به راهنمایی و مشورت نیاز دارند، کمبود پدرشان را احساس می کنند. هفته ای یکبار می توانند پدرشان را ببینند آن هم در فضای امنیتی که دوربین های مدار بسته و میکروفون وجود دارد و صحبت کردن با خیال آسوده خیلی “دشوار” است؛ خیلی سخت است که جلوی گوش و چشم غریبه مسائل خانوادگی مان را مطرح کنیم. این شرایط “غیرطبیعی” است و بچه ها احساس بدی دارند و نمی توانند مسائل و مشکلاتشان را با پدرشان در میان بگذارند؛ و این فشار روانی ویژه ای بر بچه ها است.”
همسر سخنگوی دولت اصلاحات در پایان می گوید: “امیدوارم مسئولین این مسائل را درک کنند و تصور نکنند که اگر قبول کنند که این زندانیان بی گناه در زندان نگهداری می شوند و آنها را آزاد کنند آبرو و عزتشان را از دست می دهند. بلکه برعکس هر کسی از هر خطایی که کرده بازگردد دیر نشده و به قول معروف جلوی ضرر را از هر کجا بگیری منفعت است. خاطرم است آقای خامنه ای در سالگرد امام خمینی گفتند که امام اگر اشتباهی می کردند هیچ ابایی نداشتند از اینکه آن را مطرح کنند. خوب وقتی امام این را می گفت که دیگران جای خود دارند. اگر سیاست اشتباهی بکار برده شده و زندانیان بی گناه الان در زندان هستند، می شود اصلاح کرد. حتی اگر یک روز از زندان یک زندانی باقی مانده و متوجه اشتباه خود شوند سود کرده اند و می توانند ظلمهایی که به زندانیان و خانواده هایشان را کرده اند جبران کنند. انشالله همه در هر کاری که انجام می دهیم رضای خدا را در نظر بگیریم و فکر نکنیم که اگر اشتباهی کردیم و آن را قبول کنیم مردم می گویند که آنها اشتباه کردند. این طور نیست بلکه رضای خدا را در نظر بگیریم حتی اگر به ضرر موقعیت مان باشد.”
گفتنی است، بازجویان رمضان زاده بارها از او درخواست کرده بودند تا با انتشار اطلاعیه ای، نسبت به بیانیه های جبهه مشارکت و همچنین شورای هماهنگی اصلاح طلبان کُرد واکنش نشان دهد، و ضمن تکذیب این اطلاعیه ها – که در حمایت از تجمعات خیابانی صادر شده بود- تاکید کند که این اطلاعیه ها ساختگی است. و در آخرین بازجویی نیز، به قائم مقام جبهه مشارکت ابلاغ شده بود بین بازگشت به زندان و تکذیب اطلاعیه ها یکی را انتخاب کند، که رمضان زاده با پافشاری بر مواضع خود، و عدم تمدید مرخصی به زندان بازگشت.
در همین رابطه محمد رضا خاتمی نوشت: “به او گفته بودند یا باید مصاحبه کنی و بیانیه بدهی در محکومیت ٢۵ بهمن و علیه جبهه مشارکت و یا به زندان برگردی و او همان کاری کرد که یک “غیور” می کند و به رسم معهود همه آزادمردان تن را به زندان جور سپرد اما آزادگی و مردانگی خود را نفروخت. اما درسوی دیگر در چند روز گذشته شاهد صفی از مردنمایان بودیم که برای حفظ قدرت و متاع دنیا حاضر شدند حقیقت را لگد مال کنند، شرافت را بفروشند و آبروی خود را پیش ملت از دست بدهند شاید که محبوب قدرت بمانند و لذا چه بسا برخلاف اعتقادات خود بر مظلومان تاختند و هیزم آتش ظلم شدند. اینها همان هایی بودند که سالها می گفتند “ان الحیاة عقیدة و جهاد” اینها کجا و عبدالله رمضان زاده ها کجا؟”