شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» سی گام برای خودسازی / گام دوازدهم: تزیّن (آراستگی)

شنبه, 13 آگوست, 2011

چکیده : پس از آن‌که انسان خود را از زنگاه گناه پاک کرد و دامن از آلودگی‌ها و پلیدی‌ها شست، نوبت آراسته شدن به زیور و زینت‌های رفتار و کردار پسندیده است. باید در فضایی سالم، به جمع‌آوری دانه‌های پاکدامنی و پرهیزگاری، کردار و رفتار شایسته و پسندیده بپردازیم. پس از استحمام و دور کردن کثیفی‌ها، خود را به انواع آرایش‌ها بیاراییم؛ آراسته شدن به پوشش عفاف و پاکدامنی.


قسمت‌های پیشین مجموعه مطالب «رمضان، سي‌گام در راه خود‌سازي» به قلم محمود صلواتی تا اینجا منتشر شده بود. اکنون بخشی جدید از این مطالب را به نقل از وب‌سایت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم بخوانید:

گام دوازدهم: تزیّن (آراستگی)

«اَللّهُمَّ زَيِّنّى فيهِ بِالسَِّتْرِ وَالْعَفافِ»،[1] « خدايا در اين ماه مرا به زيور پوشش از گناه و پاكدامنى بياراى.»

پس از آن‌که انسان خود را از زنگاه گناه پاک کرد و دامن از آلودگی‌ها و پلیدی‌ها شست، نوبت آراسته شدن به زیور و زینت‌های رفتار و کردار پسندیده است. به گفته مولانا:

اول اى جان دفع شرّ موش كن
وانگهان در جمع گندم جوش كن

اکنون که موش‌های دزد و ویران‌گر را از انبار غلّه‌ی خود دور کرده‌ایم، باید در فضایی سالم، به جمع‌آوری دانه‌های پاکدامنی و پرهیزگاری، کردار و رفتار شایسته و پسندیده بپردازیم. پس از استحمام و دور کردن کثیفی‌ها، خود را به انواع آرایش‌ها بیاراییم؛ آراسته شدن به پوشش عفاف و پاکدامنی.

خواجه نصیر‌الدین طوسی در معنای عفت گوید: «عفت آن است که قوت شهوت، مطیع نفس ناطقه باشد، تا نصرت او به اقتضای رأی او بود و اثر خیریّت در او ظاهر شود و از تعبّد هوای نفس و استخدام لذّات فارغ گردد.»[1]

از امام باقر (ع) نیز روایت است که فرمود: «مَا عِنْدَ اللَّهِ شَيْ‏ءٌ هُوَ أَفْضَلُ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْجٍ»،[2] «خداوند به چیزی بهتر از پاکدامن داشتن شکم و فرج عبادت نشده است.»

 

۱. دعای روز دوازدهم ماه رمضان: « اَللّهُمَّ زَيِّنّى فيهِ بِالسَِّتْرِ وَالْعَفافِ وَاسْتُرْنى فيهِ بِلِباسِ الْقُنُوعِ وَالْكِفافِ وَاحْمِلْنى فيهِ عَلَى الْعَدْلِ وَالاِْنْصافِ وَ امِنّى فيهِ مِنْ كُلِّ ما اَخافُ بِعِصْمَتِكَ يا عِصْمَةَ الْخاَّئِفينَ.»

۲. خواجه نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، ص۷۴

۳. محمد کلینی، الکافی، ج۳، ص۱۲۹.