شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» سخن یکی از مخاطبان با دلسوزان ملت انگلیس و حامیان سرکوب ملت سوریه

» انگلیس که دیار کفر است، شما چرا به نام خدا مردم را می‌زنید و می‌کشید؟

چهارشنبه, 10 آگوست, 2011

چکیده : دولت انگلیس البته بی شرمانه معترضان را آشوبگر می خواند و تهدید به سرکوب می کند. بی بی سی هم با ادبیاتی تاسف بار و یکسویه از این ماجراها گزارش می دهد. اما هیچ کدام از اینها شرم آورتر از کار کسانی نیست که به نام خدا باتوم بر سر مردم می کوبند و ادعای مسلمانی شان گوش فلک را کر کرده اما با متهمان مثل حیوان رفتار می کنند.


یکی از خوانندگان کلمه در یادداشتی به نحوه پوشش خبری اتفاقات اخیر انگلیس در رسانه های وابسته به حاکمیت واکنش نشان داده و نوشته است:

باز یک اتفاقی در کشورهای استکبار جهانی افتاد و باز این رسانه های پر ادعای وطنی دست به کار شدند برای سفید نمایی وضعیت کشور و سیاه نمایی دیگر نقاط جهان! این بار بعد از چند ماه که دیکتاتور کشور دوست و برادر – بشار اسد – به مقابله با فتنه اغتشاشگران پرداخت و تودهنی محکمی به دشمنان زد و همچنان دارد می زند، ناگهان از قدرت خدا در انگلیس هم اغتشاشاتی شروع شد که رسانه های کذا و کذا را از خواب غفلت بیدار کرده، طوری که روزها از سرکوب های شدید لندن ابراز نگرانی می کنند و شب ها از غم ملت مظلوم و رنج کشیده انگلستان خواب ندارند.

رسانه ملی که نه انتشار خبر تجاوزهای اقصا نقاط میهن اسلامی را صلاح می داند و نه حتی از کشته شدن آن چند سرباز و کادر مظلوم نیروی انتظامی در درگیری با پژاک خبری می دهد، سینه چاک کرده که وا انسانا، وا حقوق بشرا. چه نشسته اید که غرب وحشی کشت و برد و در مقابله با رسیدن موج بیداری به لندن، هرچه خواست کرد و … انگار نه انگار که در همان کشور دوست و برادر، فوج فوج آدم کشته می شود و این دلسوزان انسان و اسلام، ککشان هم نمی گزد.

برادران! دوستان! عزیزان! نکنید این کارها را. به خدا زشت است. وقتی سوریه را با انگلیس مقایسه می کنید، وقتی لندن 2011 را با تهران 88 شبیه می دانید، این نادیده گرفتن فهم و شعور مردم است. جلوی چشم مردم هم که انکار بکنید، خودتان می دانید که چقدر مردم مخاطب شبکه بی بی سی هستند و می بینند که لااقل رسانه ی نیمه دولتی استعمار پیر، واقعیت های کشورش را انکار و سانسور نمی کند، حتی اگر ظریف و زیرکانه تحریف کند. کاش لااقل شما به قدر آنها هوش و مهارت داشتید که اگر می خواهید خبری را یکسویه گزارش کنید، توی چشم مخاطب نزند و رسانه هایتان در دو سال اخیر خون به دل ملت نکنند.

بله، آنجا هم یک اقلیت رنگین پوست را سرکوب می کنند، اما دهها مطبوعات و رادیو و برنامه تلویزیونی هم اجازه دارند اقدامات دولت و پلیس را نقد کنند. همان رسانه ها فاش کرده اند که قبل هم کسانی در زندان ها کشته شده اند، اما اگر خبرنگاری برای تحقیق درباره خانواده آنها تلاش کند، بازداشت و محکوم نمی شود. صدها تن که در خیابان ها اموال عمومی و خصوصی را آتش می زنند، بازداشت می شوند اما انفرادی نمی روند و از وکیل محروم نمی شوند. چند روز بیشتر نمی کشد که همه شان آزاد می شوند و چند وقت بعد هم احتمالا آنها را جریمه ی نقدی می کنند و بی شک کسی از آنها به اتهام ایجاد ترافیک و عکس انداختن از تظاهرات محکوم به حبس نمی شود. فردا روزی هم یکی از همین ها اگر بخواهد در یک اداره دولتی یا شرکت خصوصی استخدام شود، سابقه اش را نمی گذارند جلویش که نه، تو فتنه گر بودی و حق حیات در این جامعه نداری. از فردای پایان این نا آرامی ها هم به جای اینکه تمام امکانات دولتی هزینه شود تا به دستگیرشدگان برچسب مزدور و عامل بیگانه و ضد نظم اجتماعی و … بزنند، دهها میزگرد رسانه ای و تحقیق دانشگاهی آغاز می شود که اعتراضات را ریشه یابی کنند و جامعه را به سمت نظم اجتماعی و نه فضای خفقان و سرکوب، ببرند.

خنده دار است که از خشونت های صورت گرفته در یک کشور مدعی دموکراسی، رگ گردنشان بیرون می زند اما نمی گویند که پلیس آنجا تحت فشار رسانه ها هنوز جرات نکرده از ابزارهای متعارف سرکوب شهری استفاده کند، آن هم در برابر معترضانی نه خواسته سیاسی دارند و نه به چیزی کمتر از آتش زدن و غارت کردن رضایت می دهند. اما در رسانه های وطنی، این وضعیت مقایسه می شود با سوریه ای که مدعی خط مقدم مقاومت و حکومت یک رئیس جمهور محبوب است اما به کمتر از تانک و نفربر برای سرکوب مخالفان راضی نمی شود و یک روزه 300 نفر را می کشد، و یا بدتر از آن حکومت مدعی ام القرای اسلام که پلیس و بسیجیانش گلوله های اشک آور را به سمت چشم و سر معترضان شلیک می کردند و باتوم را جز بر سر نمی زدند و بی پروا از اشک آورهای غنی شده استفاده می کردند و حتی ابایی نداشتند که در برابر سنگ از گلوله جنگی استفاده کنند و …

کاش وقتی انگلیس امروز را با سوریه دیروز و ایران پریروز مقایسه می کنید، لااقل اینقدر شرافت به خرج می دادید که اعتراف می کردید اگر در این «موج بیداری انگلیسی» ذره ای خواسته سیاسی وجود داشت، افکار عمومی و رسانه ها دولتشان را مجبور می کردند با معترضان وارد مذاکره شود. کاش اینقدر به دروغ عادت نکرده بودید تا این را هم بگویید که روز اول این جماعت در مقابل اداره پلیس تجمع کردند و خواستار پاسخگویی شدند و همه بحران از وقتی شروع شد که پلیس به آنها بی محلی کرد، در حالی که اگر در کهن دیار ما و یا کشور دوست و برادر بود، در مقابل اداره پلیس که هیچ، تجمع در یک خیابان فرعی یا یک پارک بی سر و صدا هم همان دقایق اول با هجوم نیروهای گارد ویژه و بازداشت به اتهام برهم زدن نظم و آرامش پرندگان حاضر در پارک مواجه می شد!

دولت انگلیس حتی اگر بخواهد، جرات نمی کند با معترضان برخورد زیاده از حد خشونت باری داشته باشد. کسی به دولت اجازه نمی دهد به بهانه اعتراضات خیابانی، کسانی را در خانه بازداشت کند، یا روزنامه ای را تعطیل کند و یا سایتی را فیلتر کند. اصلا فکر کردن به چنین چیزهایی هم مسخره است در آن دیار فکر. کسی اگر صحبت از چنین کارهایی بکند، مطبوعات با خاک یکسانش می کنند. تلویزیون خصوصی دارند، رسانه مستقل دارند، تلویزیونی که صدای مخالفان و حتی آشوبگران را هم منعکس می کند، کازشناسش از حقوق آنها حمایت می کند، خواستار رسیدگی به خواسته های معترضان می شود.

لااقل از همان فلاح خبرنگار صداوسیمایتان در آن دیار کفر بپرسید که در تصورش هم می گنجد روزی خبر برسد که دولت فلان روزنامه یا فلان حزب را به خاطر حمایت از معترضان تعطیل کرده یا فلان رهبر سیاسی را ممنوع التصویر کرده و یا آن یکی را به اتهام زمینه چیین مخملی برای تظاهرات بازداشت کرده؟ اینها همه هیچ؛ همانقدر که همان خبرنگار آزادی عمل دارد که در خیابان های لندن راه برود و هر روز یک گزارش دروغ و راست علیه دولت استعمار پیر تهیه کند، شما هم در «آزادترین مملکت دنیا» چنین حقی برای خبرنگاران قائلید؟ برای خارجی‌ها هیچ، برای خبرنگاران داخلی این حق را می‌پذیرید؟

دولت انگلیس البته بی شرمانه معترضان را آشوبگر می خواند و تهدید به سرکوب می کند. بی بی سی هم با ادبیاتی تاسف بار و یکسویه از این ماجراها گزارش می دهد. اما هیچ کدام از اینها شرم آورتر از کار کسانی نیست که به نام خدا باتوم بر سر مردم می کوبند و مردم را می شکند و ادعای مسلمانی شان گوش فلک را کر کرده اما با متهمان مثل حیوان رفتار می کنند. وقایع تاسف باری که این روزها در انگلیس روی می دهد را با ایران و سوریه مقایسه نکنید که از قیاستان خنده می آید خلق را. بیخود به خودتان زحمت ندهید؛ با این مقایسه‌ها، انگلیس شاید محکوم شود اما شما تطهیر نمی‌شوید. لااقل اگر هم قیاس می کنید، سعی کنید بعد از این در سرکوب هایتان به اندازه همین دولت استعمار پیر خشونت و سبعیت به خرج دهید و نه بیشتر.

اگر سرخط خبرهای رسانه ملی تان شده اینکه یک نفر در لندن کشته شده، هرکه بوده و هر کار که کرده، لااقل قبل یا بعد از اخبار آب و هوا یک اشاره ای هم به آن هزاران بیچاره ای داشته باشید که در کشور دوست و برادر دارند مثل گوشت قربانی، فدای سیاسی کاری های شما می شوند. لااقل از تلویزیون همان کشور دوست و برادر یاد بگیرید که کشته شدن مردمش را انکار نمی کند و مسکوت نمی گذارد، حتی اگر آن را به گردن گروههای موهوم مسلح بیندازد. لااقل اینقدر از شرافتتان خرج کنید که بگویید کساین که این روزها در خیابان های لندن و دیگر شهرهای انگلیس آشت می زنند و غارت می کنند، با مردمی را که به خاطر رایشان به خیابان آمدند و از امام حسین تا آزادی را پیاده رفتند و حتی یک شیشه هم نشکستند، فرق دارند. آنها اگر رسانه ای برای فریاد زدن علیه شما و همتایان انگلیسی تان ندارند، لااقل به آن سیاهپوست لندنی که خشم چند ساله اش اکنون بروز کرده و از سر گرسنگی به غارت فروشگاهها می پردازد، زخم زبان نمی زنند. این فرق دارد با رفتار شما که لااقل از استادان انگلیسی یاد نگرفته اید که اگر اعتراض خشونت بار را سرکوب هم می کنید، لااقل راه اعتراض مسالمت آمیز را باز بگذارید. کاش از همان استعمار پیر و وحشی یاد می گرفتید که اگر تجمعی مسالمت آمیز بود و خشونت نداشت، مامورانتان باید با اسب برای حفظ امنیت تجمع در کنار معترضان قرار بگیرند، نه اینکه با موتور برا سلب امنیت معترضان دوره شان کنند. اگر اینقدر از خودتان شرافت به خرج می دادید، شاید می شد باور کرد که این روزها واقعا نگران مردم مظلوم انگلیس شده اید!

بگذریم. این قصه سر دراز دارد …