شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» نامه مادر بهنام ابراهيم زاده،زندانی سیاسی به احمد شهید:جرم فرزندم دفاع از کودکان کار است

یکشنبه, 7 آگوست, 2011

چکیده : من از شما مي خواهم در راستاي اهداف صلح و امنيت و تامين حقوق انساني تلاش تان را براي آزادي فرزندم انجام دهيد و صداي ما را به گوش جهانيان برسانيد . جرم فرزند من فقط و فقط دفاع از انسانيت و كودكان كار و خيابان بوده است.وی در تمام این مدت از تمام حقوق اولیه یک زندانی از جمله مرخصی و حق تماس تلفنی و ملاقات حضوری بی بهره بوده است.


کلمه :بهنام ابراهم زاده، فعال كارگري و حقوق کودکان کار و خیابان 22 خرداد ماه سال گذشته توسط ماموران امنیتی بازداشت شد و مدتي را در بند 209 زندان اوین گذراند .او بعد از مدتي به بند 350 منتقل شد. وی در دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی به بیست سال حبس تعزیری محکوم شد که پس از اعتراض وکلای مدافعش ، این رای در دیوانعالی کشور نقض شد .وی در دادگاهی دیگر که چندی پیش برگزار شد به پنج سال حبس قطعی محکوم شده است.

مادر ابراهيم زاده در نوشته اي كوتاه خطاب به احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران خواستار آزادی فرزندش شده است .

متن کامل این نامه که برای انتشار در اختیار کلمه قرارگرفته، به شرح زیراست:

گزارشگر ویژه حقوق بشر
آقای احمد شهید

من يك مادر ايراني هستم . مادري كه چيزي نمانده تا يك قرن را تجربه كند، مادري كه خاطرات زيادي را از اين سرزمين به ياد دارد و با تلخ و شيرين ملت ايران همراه بوده است . با كودكان اين مرزو بوم خنديده و با ماتم بزرگان اشك ريخته است .اما به خاطر وطنم و مردمم دم فرو بستم تا انتظارات نسل هاي گذشته سرمايه راه آينده شود. همچون شمع سوختم تا ظلمت و سياهي را از زندگي بزدايم و دامان مادرانه را خالصانه ماواي فرزندانم كردم .حاصل عمرم پنج فرزند است و تمام عشقم اين بوده كه فرزندانمي پاك و در خدمت جامعه تربيت كنم با چه مشقت ها نان و نام را در هم گره زدم تا نه ناممان را در گرو ناني گذاريم و نه حسرت ناني غرورمان را لكه دار كند .

من يك مادر ايراني ام، يك شهروند دهكده جهاني اما امروز نمي توانم مانند برخي از مادران اين كره خاكي شبها را بدون اشك و آه به صبح برسانم .آري امروز من هم به مانند ديگر مادراني كه فرزندان شان در پشت ميله هاي بي عدالتي و ظلم گرفتار شده اند شبها را تنها با اندوه به صبح مي رسانم .

بیش از یکسال است كه با دلهره هر لحظه گوش به زنگم تا روزي خبر آزادي فرزندم را بدهند. اما هنوز پسرم در زندان به سر مي برد.آن هم به جرم فعالیت های صنفی برای کارگران و همین طور به خاطر فعالیت هایش برای کودکان کار. من در اين انتظار مي سوزم . جرم فرزندم بهنام دفاع از كودكان كار و خيابان است . اكنون بيش از یکسال است كه هر شب خوابش را مي بينم؟ آيا اين حق يك مادر 70 ساله است كه در سوگ بي گناهي فرزندش چشمش تا صبح تر باشد . مگر فرزند من چه جرمي مرتكب شده است ؟وی در تمام این مدت از تمام حقوق اولیه یک زندانی از جمله مرخصی و حق تماس تلفنی و ملاقات حضوری بی بهره بوده است.

آقای احمد شهید

من از شما مي خواهم در راستاي اهداف صلح و امنيت و تامين حقوق انساني تلاش تان را براي آزادي فرزندم انجام دهيد و صداي ما را به گوش جهانيان برسانيد . جرم فرزند من فقط و فقط دفاع از انسانيت و كودكان كار و خيابان بوده است.

با تشکر
مادر بهنام ابراهيم زاده