چکیده : در پی انتقاد شدید رهبری از نمایندگان مجلس به خاطر مخالفت توهینآمیز آنها با احمدینژاد به صورت دو دو گفتنهای پیاپی، امروز دستگاههای رایگیری مجلس هم با 200 میلیون تومان هزینه تغییر کرد تا دیگر نام دکمهی مخالفت، دو نباشد! اما به نظر میرسد حاکمیت به جای در پیش گرفتن این روشهای تربیتی! برای اصلاح رفتار مجلس و دولت، باید راه حل مشکلات را در ریشههایی همچون انتخابات مهندسی شده و استصوابی جستوجو کند: به رای ملت بازگردد و به انتخابات آزاد تن دهد.
کلمه – گروه سیاسی: چند روز پس از آنکه متن سخنان غیرمتعارف رهبری در دیدار خصوصی با نمایندگان مجلس در برخی سایتها منتشر شد، امروز دستگاههای رایگیری مجلس هم تغییر کرد تا از این پس نمایندگان نتوانند برای اعلام مخالفت، شمارهی دکمهی آن (دو) را فریاد بزنند؛ تغییری که 200 میلیون تومان هزینه به بار آورد.
چندی قبل، پس از آنکه نمایندگان برای اعلام مخالفت خود با احمدی نژاد، او را به شکلی تحقیرآمیز و با فریادهای «دو، دو» بدرقه کردند، رهبری به سرعت هیات رئیسه و چهرههای شاخص مجلس را به یک دیدار خصوصی فراخواند، و در سخنانی عتابآلود که ابتدا جزئیاتی از آن در رسانههای رسمی مطرح شد و سپس متن کامل آن به سایتهای خبری راه یافت، اقدام نمایندگان مجلس را تقبیح کرد و آن را رذالت خواند.
البته در این سخنان اشارهای به این نکته نشده که توهین آشکار نمایندگان به رئیس دولت، نوعی فوران انتقادات کهنه و انباشتهی مجلس از بیقانونیها و یکهتازیهای احمدینژاد است که اتفاقا مقامات عالی اصلیترین مانع طرح طبیعی آنها در مجلس و جامعه بودهاند. ایشان همچنین اشارهای به این نشده که چرا کار به جایی رسیده که نمایندهی مجلس امکان استفاده از راههای قانونی و متعارف مخالفت و برخورد با رئیس دولت را نیافته و از این رو به دو دو گفتن در صحن علنی متوسل شده است. رهبری در عین حال خواستار آن شده بود که اسامی نمایندگانی که «دو دو میکنند» از تریبون مجلس اعلام شود!
اما امروز اتفاق جالبتری در مجلس افتاد و دستگاههای رایگیری روی میز نمایندگان به یکباره جابهجا شد. سایت فراکسیون اقلیت در این باره نوشت: “دستگاههای رای گیری پیش از این اعلام حضور، آرای مخالف ، ممتنع و موافق نمایندگان در مورد لوایح یا طرح ها را با اعداد یک، دو ، سه و چهار نشانه گذاری کرده بود و نمایندگان در هنگام رای گیری و یا اظهارات سخنرانان، موافقت یا مخالفت خود را به صورت اعلام عمومی با خواندن این اعداد (دو: مخالف، و چهار: موافق ) به اطلاع سایر همکاران خود می رساندند تا در آرای آنها تاثیر بگذارند. با نصب دستگاههای جدید که گفته می شود بیش از دویست میلیون تومان هزینه داشته است، دیگر اثری از اعداد نیست و نمایندگان تنها با گزینه های موافقم، مخالفم و ممتنعم مواجه شده اند.”
این اتفاقات پی در پی و یکی بدتر از دیگری در حالی روی میدهد که هنوز گفتهی بنیانگذار جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه «مجلس در رأس امور است» بر دیوارهای این مجلس دیده میشود و ادعاهای مستقل بودن و منتقد بودن اکثریت نمایندگان فعلی، گوش فلک را کر میکند. هنوز فریادهای امام خمینی (س) از فرمایشی بودن مجلس شورای ملی در زمان شاه در گوش نسل انقلاب طنینانداز است و هنوز نسل جدید از خاطر نبردهاند که در کتابهای درسی آنها چقدر در باب بلهقربانگو بودن نمایندگان و سناتورهای رژیم پهلوی، داد سخن داده شده بود.
بدین ترتیب این سؤال در افکار عمومی ایجاد میشود که برای تداوم چنین وضعیت خجالتآوری و تشکیل چنین مجلس بیاختیار، گوش به فرمان و در عین حال بیاخلاق و موهنی، دیگر چه نیازی به برگزاری انتخابات و اتلاف وقت مردم در پای صندوقهای رای وجود دارد؟ اگر قرار نیست یک انتخابات آزاد برگزار و مجلس مستقل و پرسشگری که واقعا «عصارهی فضایل ملت» باشد، تشکیل شود، آیا بهتر نیست به جای صرف هزینههای هنگفت از جیب ملت برای ایجاد یک انتخابات نمایشی و رقابت صوری، همزمان با دکمههای جدید، به تجدید دورهی نمایندگی همین افراد بپردازند؟!
هشت سال پس از برگزاری یک انتخابات یکسویه و تصفیهی عناصر منتقد از مجلس، و شش سال پس از روی کار آمدن رئیس دولتی که رهبری نظر او را نزدیکترین به نظر خود توصیف کرد، اکنون تجربهی حاکمیت یکدست پیش روی ماست و میتواند مبنایی برای چگونگی برگزاری انتخابات آیندهی مجلس قرار بگیرد. آیا در این کشور انقلاب شد و خون شهدا و سرمایههای ملی به پای نهال جمهوری اسلامی ریخته شد تا پس از 32 سال، مجلس برای سادهترین ابراز نظرهای خود – آنطور که رئیس مجلس هم به تازگی اعتراف کرده – نیازمند تذکر و امر و نهی رهبر باشد؟ و آیا عالیترین مقام نظام میتوانند در برابر ملت از عملکرد نمایندگان حامی خود، و آن هم نه، میتوانند لااقل از اخلاق و رفتار منتخبان انتخابات مهندسی شده و استصوابی دفاع کنند؟
اگر مجلس از سر ناتوانی و تحقیر مداوم، دست به بیاخلاقی میزند و اگر دولت از سر خودکامگی و حمایتهای همیشگی، قانونشکنی میکند، راه حل تغییر صورت مساله نیست. با تغییر نام دکمهها چیزی عوض نمیشود، همانطور که با تشر به نمایندگان و دولتمردان تاکنون چیزی عوض نشده است. مشکل در ریشههاست، در آنجا که نه این مجلس «خانهی ملت» است، نه این نمایندگان «عصارهی فضایل ملت» اند و نه این دولت و رئیس آن برآمده از خواست و ارادهی ملت. میرحسین برای تغییر همین روحیه و همین رفتارها آمده بود که نگذاشتند. حالا هم راه حل، اصلاح همان خطایی است که مجلس و دولت را اینچنین از شأن و جایگاه خود خارج کرد؛ یعنی بازگشت به رای ملت و تن دادن به انتخابات آزاد؛ وگرنه با روشهای تربیتی 200 میلیون تومانی، چیزی عوض نمیشود.