شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» خودش دانشجوی دکترای تاریخ، پدرش اقتصاددان منتقد دولت

» تولد يك زنداني سياسي ديگر پشت ديوارهای اوين، این بار احسان عبده تبریزی

جمعه, 29 جولای, 2011

چکیده : امروز،هفتم مرداد، به سي و يك سالگي گام گذاشت، جامعه شناسي خوانده و سالها فكر كرد و فكركرد تا به اين نتيجه رسيد كه جامعه شناسي ، تاريخ و ادبيات اضلاع يك مثلث اند . براي همين تصميم گرفت براي ادامه تحصيل در رشته تاريخ راهي انگلستان شود، تا تاريخ بخواند و درك دقيق تري از آنچه تاكنون خوانده داشته باشد. در ايران وقتي دانشجوي جامعه شناسي بود سر پر شوري داشت ، هر هفته با دوستانش دور هم جمع مي شدند و بحث مي كردند احسان هميشه پاي ثابت اين جمع ها بود. نظريه هايي را كه خوانده بودند مرور مي كردند و از وضعيت جامعه سخن مي گفتند .


کلمه-عاطفه حاتمی :يك سال و نيم از بازداشتش مي گذرد و اين دومين سالي است كه قدم نهادن به سالي نو از زندگي اش را از پشت ديوارهاي بلند آغاز مي كند . دومين سالي است كه ديوارها و ميله ها در سالروز تولدش او را از خانواده اش جدا مي كنند . او كه تك فرزند و چشم و چراغ پدر و مادرش است، احسان عبده تبريزي دانشجوي دربند را مي گويم .او را تنها اسیر فعالان شبکه های سبز خارج از ایران نیز می نامند.

امروز -هفتم مرداد ماه- به سي و يك سالگي گام گذاشت، جامعه شناسي خوانده و سالها فكر كرد و فكركرد تا به اين نتيجه رسيد كه جامعه شناسي ، تاريخ و ادبيات اضلاع يك مثلث اند . براي همين تصميم گرفت براي ادامه تحصيل در رشته تاريخ راهي انگلستان شود، تا تاريخ بخواند و درك دقيق تري از آنچه تاكنون خوانده داشته باشد.

در ايران وقتي دانشجوي جامعه شناسي بود سر پر شوري داشت، هر هفته با دوستانش دور هم جمع مي شدند و بحث مي كردند احسان هميشه پاي ثابت اين جمع ها بود. نظريه هايي را كه خوانده بودند مرور مي كردند و از وضعيت جامعه سخن مي گفتند .آن روزها رو به دوستانش مي گفت اين نظريه ها بدون انطباق با وضعيت كشور هيچ فايده اي ندارند .عاشق فلسفه بود و تاريخ .

دوستانش به صفت سادگي و مهرباني ميشناسندش و مي گویند که احسان با ما كمي فرق دارد، گاهی خیلی سریع حرف می زند، گاهی خیلی آرام.گاهی آنقدر مکث می کند که فکر می کنی سرعت انتقالش کم است، اما بیشتر که بشناسی اش می فهمی به خاطر تامل و تحمل زیادش است، اما هرچه هست آنقدر دوست داشتني است كه نمي خواني همنشيني اش را لحظه اي از دست بدهي .

اين روزها هم كه هم بندانش از زندان بيرون مي آيند از همين سادگي و مهرباني و گاه متفاوت بودنش سخن مي گويند، اينكه ساده و بي آلايش است و بي توجه به حرف و حديث ديگران، به خوبی حبس را تحمل و مبارزه را زندگي مي كند . در زندان هم نظم و ترتيب را از ياد نبرده و از صبح زود بيدار مي شود و تا شب فعاليت مي كند .براي زنداني ها كلاس زبان و تاريخ برگزار مي كند و به كتابخانه كوچك بند 350 زندان اوين نظم مي بخشد ، همان بندي كه الان خانه اوست .

پدرش حسين عبده تبريزي، اقتصاد دان برجسته و یکی از منتقدان سیاست های اقتصادی دولت احمدی نژاد و دبیر اسبق بورس تهران است. كمتر كسي مي تواند انتشار روزنامه سرمايه به مدير مسوولي او را فراموش كند ، روزنامه اي كه در دوره اول دولت محمود احمدي نژاد نتیجه خيلي از سياستهاي غلط اقتصادي دولت را پيش بيني كرده بود .مادراحسان بيمار است و اين روزها نگران تنها فرزندش و اين پدر و مادر هستند كه به عشق دوشنبه ها و ديدارهاي كوتاه با تك فرزندشان هفته ها را سپري مي كنند .

احسان دردانشگاه دورهام انگلستان تحصيل مي كرد كه انتخابات رياست جمهوري دهم برگزار شد، همان انتخاباتي كه خيلي ها را در داخل ايران به تكاپو انداخت و حتي در خارج ازآن و صدها نفر را راهي زندان كرد .

او كه هيچوقت به مسايل كشورش بي توجه نبود آن روزها هم شدپاي ثابت تجمع هاي اعتراضي مقابل سفارت ايران درلندن .

بحث مي كرد و استدلال مي آورد و مثل خيلي از ايراني ها مي پرسيد راي من كجاست ؟ چند ماهي گذشت و آتش اعتراض ها در ايران همچنان ادامه داشت كه در دي ماه سال 88 راهي ايران شد .هم براي ديداربا خانواده اش و هم خبر گرفتن از كشورش كه چند ماهي بود در التهاب بود .دوستانش رو به او گفتند احسان موقع مناسبي براي بازگشت به كشور نيست ، اما او كه همه چيز را در ذهن خود حلاجي مي كرد مي گفت اقدام غير قانوني انجام نداده ام كه حالا از بازگشت هراسي داشته باشم .

به ايران كه بازگشت در فرودگاه امام پاسپورتش را ضبط كردند. همان اعتراض ها در آن سوي دنيا كار دستش داد و بازداشت شد .ماه ها در حالت بلاتكليف در بند 209 وزارت اطلاعات و سلول انفرادي بود و حتي چند باري اعتصاب غذا كرد ،اعتصابهايي كه خبرشان خيلي هم به بيرون درزنكرد ،او فقط خواستار انتقال به بند عمومي بود و سرانجام بعد از ماه ها به بند 350 منتقل شد .

عده اي مي گويند بازداشت احسان بي ارتباط به پدرش نيست ، پدري كه همواره سياستهاي دولت را نقد كرده است و دولت كينه توز حالا از اين پدر و پسر انتقام مي گيرد .او با نقدهای جامع اقتصادی در روزنامه سرمایه، واکنش های دولتیان را برانگیخته بود. او از جمله ۷۰ اقتصاددانی بود که در نامه هایی سرگشاده، رفتار و عملکرد اقتصادی دولت را بارها و بارها به نقد کشیده بود.

در طول بازداشتش يك بار براي گذراندن مرخصي سه روزه به خارج از زندان آمد و آن روزها در اين دو سال تنها روزهايي بودند كه اين خانواده سه نفره شاد بودند، اما ثانيه ها بي دريغ گذشتند و احسان دوباره راهي زندان شد .

احسان به پنج سال حبس تعزيري محكوم شده است، از تحصيل در دانشگاهش محروم شده و اين روزها در زندان اوين براي هم بندانش معلمي مي كند و به قول خودش تاكنون سر افراز بوده است .

پدرش در يكي از مصاحبه هايي كه كرده بود درباره او گفت :« احسان یک آدم سیاسی نیست و تنها یک محقق تاریخ است و مدتها است که در زندان به سر می برد و فکر نمی کنم کسی در دستگاه قضایی حکمي را كه به او داده اند قبول داشته باشد.»

امروز احسان تولد سي و يك سالگي اش را پشت ديوارها آغاز مي كند و هم بندانش اين بار هم تنها كساني هستند كه در جشن تولدش شركت مي كنند .