چکیده : این فیلم را تقدیم می کنم به دوست دربندم جناب دکتر مهدی خزعلی. به کسی که جوهر قلمش ، خون اوست. به امید آزادی او و گلهای دیگری که در پس سیم خاردارهای زندان بی دلیل ، از شکفتن درنمی مانند
محمد نوری زاد نویسنده و رزمنده دفاع مقدس که به تازگی از زندان آزاد شده فیلمی را به مهدی خزعلی که از ده روز پیش با ضرب و شتم به زندان برده شد و در اعتراض به بی قانونی ها دست به اعتصاب غذا زده تقدیم کرد و نوشت:
«این فیلم را تقدیم می کنم به دوست دربندم جناب دکتر مهدی خزعلی. به کسی که جوهر قلمش ، خون اوست. به امید آزادی او و گلهای دیگری که در پس سیم خاردارهای زندان بی دلیل ، از شکفتن درنمی مانند.»
او توضیحاتی درباره عکس و فیلم اهدایی خود در سایتش نوشته که به شرح زیر است:

درباره ی تصویر
عملیات بدراست. من و دوستان روایت فتح به خط مقدم رفته ایم. عملیات شکست خورده است. همه با شتاب به سمت جزیره ی مجنون باز می گردند.اما من و دوست فیلمبردارم “سیدان” با آرپی چی زن هایی که مانده اند تا از پیش آمدن تانکهای دشمن جلوگیری کنند، می مانیم. سیدان زودتر خود را به آرپی چی زن ها رسانده است. من مانده ام تا برای دوربین او، یک “کاست فیلم” ببرم. به خود می گویم: چرا آغوشم را از موشک های آرپی جی پرنکنم؟ من که یک دستم خالی است. و بچه ها برای زدن تانکهایی که با شتاب پیش می آیند، به آرپی جی نیاز دارند.
ما بعداز فیلمبرداری و مصاحبه با جوانان آرپی جی زن، برگشتیم و خود را به جزیره ی مجنون رساندیم. اما آن جوانان هیچگاه باز نگشتند. ماندند و یک به یک از پا درآمدند و راه را برعبور تانکهای دشمن بستند. جوانانی که به خون غلتیدند اما اجازه ندادن یک وجب از خاکشان از تن میهن جدا شود. جوانانی که فردای سرزمین شان را زیبا و پاک و رشد یافته می خواستند. وهرگز به فلاکتی اینچنین که ما امروز گرفتار آنیم، راضی نبودند..