چکیده : این آهنگ ضمن اینکه همراه با دلتنگی برای میرحسین و زهرا رهنورد است اما شهدای جنبش سبز را نیز فراموش نکرده و از آن ها در این آهنگ یاد شده است. او این آهنگ را با این مصرع امید بخش تمام می کند: «همه دنياي من شاهد، که حرف زور نميونه»
آریا آرام نژاد هنرمند سبز آهنگ جدیدی به نام «دلتنگی» منتشر کرده و در معرفی آن نوشته است: برای میرحسین که مردانه ایستاد.
به گزارش کلمه، این آهنگ ضمن اینکه همراه با دلتنگی برای میرحسین و زهرا رهنورد است اما شهدای جنبش سبز را نیز فراموش نکرده و از آن ها در این آهنگ یاد شده است.
او این آهنگ را با این مصرع امید بخش تمام می کند: «همه دنياي من شاهد، که حرف زور نميونه»
معروف ترین آهنگ آریا نژاد ، آهنگ «علی برخیز» است که بعد از حوادث عاشورای 88 منتشر شد و در پی انتشار آن در تاریخ 26 بهمن 88 توسط اداره اطلاعات بابل به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شد.
وی۴۴ روز بازداشت خود را در بند انفرادی زندان متیکلا شهرستان بابل سپری کرد.
وی در جلسه رسیدگی به اتهامات با قرائت متن دفاعیات خود به شرح شکنجههای روحی و جسمی که از سوی بازجویان و ماموران زندان بر او وارد شد پرداخت. تهدید به اعدام، زندان انفرادی در سلول سه متری، اجبار به عبور پابرهنه از روی خون یک مبتلا به ایدز در سلول مجاور، اخبار دروغ درباره همسر، فحاشی و درآوردن لباسها، بخشی از برخوردهای ماموران اطلاعات و زندان متیکلای مازندران در مورد او بوده است.
آریا آرام نژاد در مجموع دفاعیات خود ضمن رد تمامی اتهامات وارده و غیر قابل قبول دانستن آنها از دادگاه تقاضای اعلام حکم برائت کرد.
آرام نژاد بر اساس حکمی که به وی ابلاغ شد به اتهام “اقدام عليه امنيت ملي” و “تباني براي براندازي نظام در پي اجراي آهنگ علي برخيز” به 10 ماه حبس تعزیری محکوم شده است.
تمام آثار این هنرمند به شرح زیر است:
۱۰۰ سال دیگه (تیر ۱۳۸۹)
جرقه های سایه کش (فروردین ۱۳۸۹)
علی برخیز (بهمن ۱۳۸۸) در اعتراض به حوادث عاشورای ۱۳۸۸
زیارت (آذر ۱۳۸۹)
یه روز خوب (بهمن ۱۳۸۹) به مناسبت ۲۵ بهمن
ترانه های تلخ (خرداد ۱۳۹۰)
برای لمس آزادی ( خرداد ۱۳۹۰) در اعتراض به کشته شدن هاله سحابی
و دلتنگی( تیر 1390) برای میرحسین

برای دریافت فایل آهنگ دلتنگی اینجا کلیک کنید.
شعر آهنگ دلتنگی آریا آرام نژاد هم به شرح زیر است:
دلم تنگه که شالت رو دوباره سبز بندازي
دلم دلتنگه حرفاته: که فردامون و ميسازي
دلت لبريز از خونه ولي مردونه ايستادي
بريدن پاتو از خونه، نميدونن نيفتادي
نميدونن تو زندون هم، نه کم ميشي نه ميميري
هنوزم دست بانو رو بلند و سبز ميگيري
دلم از دستشون خونه، همونايي که بي رحمن
از آزادي چه ميدونن فقط باتومو ميفهمن
هنوزم توي روزي که ندا روي زمين افتاد
يه سبز ساده مي پوشيم، بدون حرف بي فرياد
هنوزم پيرمردامون تو دستاشون يه دستبنده
هنوزم مادر سهراب، به اميد تو ميخنده
يه روزي ميشه اين کابوس، از اين بي خوابي رد ميشه
يه روز دست اين ملت، از اين زندونا رد ميشه
يه روزي که تو ميدوني، مياد و دور نميمونه
همه دنياي من شاهد، که حرف زور نميونه
برای دریافت فایل اینجا کلیک کنید.