چکیده : ما امیدواریم که این نامه ها نه در فضای مجازی که در فضای واقعی و به آدرس خانه موسوی و رهنورد ارسال شود. ما می دانیم که به احتمال نزدیک به یقین این نامه ها به دست گیرندگان اصلی اش یعنی موسوی و رهنورد نخواهد رسید و دولت ایران نامه ها را بلوکه خواهد کرد.ما حدس می زنیم که سیستم امنیتی ایران این نامه ها را به مراکز خود ببرد و آنها را بخواند.حتی اگر این اتفاق هم بیفتد،چه باک!ما با هزاران نامه ای که به ادرس موسوی و رهنورد پست خواهیم کرد، نامه هایی که ممکن است به جای اینکه روی میز این رهبران قرار بگیرد، روی میز ماموران امنیتی قرار بگیرد، لرزه بر اندام اقتدارگرایان در ایران خواهیم انداخت.
کمپین نامه نویسی به موسوی و رهنورد چند ماه پیش اعلام موجودیت کرد و در فراخوانی از همه کسانی که در ایران و جهان به نقض حقوق موسوی و رهنورد و در بند کشیدن شان معترض اند درخواست کرد که برای این رهبران جنبش اعتراضی ایران نامه بنویسند.
در فراخوان این کمپین آمده بود :ما امیدواریم که این نامه ها نه در فضای مجازی که در فضای واقعی و به آدرس خانه موسوی و رهنورد ارسال شود. ما می دانیم که به احتمال نزدیک به یقین این نامه ها به دست گیرندگان اصلی اش یعنی موسوی و رهنورد نخواهد رسید و دولت ایران نامه ها را بلوکه خواهد کرد.ما حدس می زنیم که سیستم امنیتی ایران این نامه ها را به مراکز خود ببرد و آنها را بخواند.حتی اگر این اتفاق هم بیفتد،چه باک!ما با هزاران نامه ای که به ادرس موسوی و رهنورد پست خواهیم کرد، نامه هایی که ممکن است به جای اینکه روی میز این رهبران قرار بگیرد، روی میز ماموران امنیتی قرار بگیرد، لرزه بر اندام اقتدارگرایان در ایران خواهیم انداخت.
در بخشی دیگر از این فراخوان آمده بود :همین حالا قلم و کاغذ بردارید و برای رهبران جنبش اعتراضی خود نامه بنویسید، آن را در پاکت قرار دهید و روی آن آدرس خانه موسوی را بنویسید : تهران-خیایان پاستور، کوچه اختر، پلاک 26، برسد به دست موسوی و رهنورد.
ما با تعداد زیاد نامه هایمان که از هر گوشه به این آدرس ارسال خواهیم کرد،ادارات پست ایران را در قبضه پیام های آزادی خواهی مان در خواهیم آورد و پیام روشنی به حکومت خواهیم داد:رهبران ما را آزاد کنید.
این کمپین از میان نامه هایی که به آدرس وب سایت این کمپین ارسال می شود، نامه های برگزیده را منتشر می کند.
یکی از این نامه ها به شرح زیر است:
سید! نمار صبح ِ من امروز بوی تو را داشت
سید!
نمار صبح ِ من
امروز بوی تو را داشت!
تو آمده بودی
و من غرق در نگاه تو بودم
جوان بودی
با موهایی که سرشار از طراوت جوانی بود
و محاسنی زیبا که جلوهی یوسف نبی را داشت
سید!
در خواب هم بیم داشتم که سلامی کنم
اما همهی ذرات وجودم به سوی تو پر میکشید
سید!
تو رفتی در گوشهای
شاید اتاقی
یا نمیدانم
کنج خلوتی شاید
به استراحت پرداختی
اما خستگی و هرم گرما را در صورتت میدیدم
لحظات دیدارت آنقدر کوتاه بود که
لحظه لحظهی دلتنگیهایم را پاسخ نمیگفت!
سید!
بیدار شدم
در حالیکه تقلا میکردم تا بیشتر در کنارت باشم
و تو را حس کنم
. .
. . اما نشد
سید!
با همهی شعفی که از دیدار رویاگونهات در وجودم موج میزند
اما لبریز اضطرابم
سید!
کاش صدایی از تو به ما میرسید
آخر هر قدر دلتنگ توام
بیقرارم و نگران سلامت وجودت!
سید!
بندگان خدا که تو را از ما گرفتند
خدا کند خدا تو را از ما نگیرد!
نذر کردهام که زودتر بیایی
سید!
سید!
نویسنده: ب. حسنی
اختصاصی کمپین نامه نویسی به موسوی و رهنورد