چکیده : جواد منصوری، از دیپلماتهای باسابقه جمهوری اسلامی و سفیر سابق ایران در چین، خبر بیسفیر بودن دستکم 40 سفارتخانه ایران را تایید کرد و دلیل آن را دخالتهای مکرر دفتر ریاستجمهوری در این وزارتخانه دانست. وی در عین حال فاش کرد که دولت در دو سال گذشته، 600 نفر از نیروهای حرفهای وزارت امور خارجه را بازنشسته کرده است.
جواد منصوری، از دیپلماتهای باسابقه جمهوری اسلامی و سفیر سابق ایران در چین، خبر بیسفیر بودن دستکم 40 سفارتخانه ایران را تایید کرد و دلیل آن را دخالتهای مکرر دفتر ریاستجمهوری در این وزارتخانه دانست. وی در عین حال فاش کرد که دولت در دو سال گذشته، 600 نفر از نیروهای حرفهای وزارت امور خارجه را بازنشسته کرده است.
این خبر که بیش از 40 سفارتخانه ایران در سراسر جهان سفیر ندارند، چند روز قبل در رسانهها منتشر شد، اما وزیر جدید امور خارجه به سرعت آن را تکذیب کرد و گفت: چنین امری امکانپذیر نیست. این موضوع مانند آن است که بگوییم از 21 وزارتخانه، 12 وزارتخانه وزیر ندارند.
اما اکنون منصوری معاون اسبق همین وزارتخانه – در دوره وزارت علی اکبر ولایتی – به تایید این خبر پرداخته و میگوید که «این خبر درست است. یعنی نه تنها این اتفاق امکان پذیر هست که رخ داده است.»
او در توضیح علت بروز چنین وضعیت بحرانزایی به «دیپلماسی ایرانی» گفته است: «وزارت خارجه در طی چند سال گذشته دوران خاصی را گذرانده است. به این معنا که چون در اختیار خودش نبوده و ریاست جمهوری در بسیاری از مسائل درگیر بوده طبعا در بسیاری از مسائل لطمه دیده است. از جمله مسائلی که لطمه جدی به این وزارت خانه وارد کرده است از دست دادن تعداد زیادی از افراد باتجربه خود بوده است.»
وی همچنین فاش میکند که: «در دوسال گذشته بنا بر دستور، 600 نفر از کادر حرفه ای وزارت خارجه بازنشسته شده اند و قطعا این مسئله ضربه سنگینی به وزارت خارجه وارد کرده است. این اتفاق در حالی رخ داده است که کسی جای آنها نیامده است. بنابراین این اتفاق که در چهل سفارتخانه سفیر نداشته باشیم، افتاد و احتمالا این تعداد بیش از این است به علاوه سفارتخانههایی که دارای سفیر هم هستند افراد بسیار با کیفیتهای ضعیف تر از حد متوسط گذشته هستند و صرفا با توصیههای دفتر رئیس جمهور سفیر شده اند. بنابر این از این نظر وضعیت مناسبی در وزیر خارجه نداریم.»
منصوری در تشریح وضعیت مدیریتی این وزارتخانه در دولت احمدینژاد میگوید: «وزارت خارجه در این دوره هیچ اختیاری از خودش نداشت و به طور کامل و دربست در اختیار ریاست جمهوری بود. مثلا به عنوان نمونه وزارت خارجه ده نفر واجد شرایط را برای انتصاب به عنوان سفیر به ریاست جمهوری معرفی میکرد. گاه 7 یا 8 ماه طول میکشید و ریاست جمهوری هیچ پاسخی نمیداد. وقتی وزارت خارجه اصرار میکرد، ریاست جمهوری بدون این که جواب نامه وزارت خارجه را بدهد میگفت مثلا آقای فلان به نمایندگی در فلان کشور فرستاده شود. در حالی که وزیر خارجه در بیشتر کشورهای دنیا یک شخصیت ملی است و حزبی و گروهی بهحساب نمیآید، رئیس جمهور ما وزیر خارجه ای میخواهد که دقیقا در راستای تشکیلات و خواستههای آنها عمل کند.»
وی همچنین بازنشسته کردن سفرا حتی با وجود شرایط قانونی را خلاف عرف میداند و با اشاره به اینکه قانون هم شرایط را برای بیرون نرفتن نیروهای متخصص از وزارت امور خارجه مهیا کرده اما دولت عمل نمیکند، میگوید: «در قانون ما گفته شده که سفیر اورکادر است. یعنی سفیر در صورتی که توانایی کار داشته باشد بدون محدودیت سنی و سنوات و سوابق تا هر زمان میتواند کار کند. این نکته مهمیاست. به عبارت دیگر این امکان وجود داشت که از میان 570 نفری که از وزارت خارجه بازنشسته کردند 50 نفر از آنان را به عنوان سفیر به صورت اورکادر به سفارت خانهها بفرستند. این کار با هیچ قانونی تعارض نداشت. ولی آنها این افراد باتجربه و متخصص را بازنشسته و اخراج کردند.»
وی همچنین در توصیف مدیران فعلی سیاست خارجی کشور میگوید: «مدیران ما به دو چیز اعتقاد ندارند. یکی به قانون و دیگری مشورت. این که به مشورت اعتقاد ندارند موجب میشود که کسی را که با تجربه است به کار نمیگیرند.»