شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» بی خبر ماندیم ما/ کمپین نامه نویسی به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد

جمعه, 8 جولای, 2011

چکیده : کمپین نامه نویسی به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد که در فراخوانی از مردم دعوت کرده بود برای رهبران جنبش اعتراضی نامه بنویسند، نامه های برگزیده را که به آدرس این کمپین ارسال می شود در وب سایت این کمپین منتشر می کند. در بخشی از فراخوان این کمپین آمده است :همین حالا قلم و کاغذ بردارید و برای رهبران جنبش اعتراضی خود نامه بنویسید، آن را در پاکت قرار دهید و روی آن آدرس خانه موسوی را بنویسید : تهران-خیایان پاستور، کوچه اختر، پلاک ۲۶، برسد به دست موسوی و رهنورد.


کلمه: کمپین نامه نویسی به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد که در فراخوانی از مردم دعوت کرده بود برای رهبران جنبش اعتراضی نامه بنویسند، نامه های برگزیده را که به آدرس این کمپین ارسال می شود در وب سایت این کمپین منتشر می کند.

در بخشی از فراخوان این کمپین آمده است :همین حالا قلم و کاغذ بردارید و برای رهبران جنبش اعتراضی خود نامه بنویسید، آن را در پاکت قرار دهید و روی آن آدرس خانه موسوی را بنویسید : تهران-خیایان پاستور، کوچه اختر، پلاک ۲۶، برسد به دست موسوی و رهنورد.

ما با تعداد زیاد نامه هایمان که از هر گوشه به این آدرس ارسال خواهیم کرد،ادارات پست ایران را در قبضه پیام های آزادی خواهی مان در خواهیم آورد و پیام روشنی به حکومت خواهیم داد:رهبران ما را آزاد کنید.

متن یکی از نامه هایی که در این وب سایت منتشر شده، به این شرح است:

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان

سلام بر میر عزیز

می خواستم نامه ای بنویسم ام ترجیح دادم احساساتم را با چند بیت شعر بیان کنم،صحبت دیگری ندارم

“میر من خوش می روی کاندر سر و پا میرمت / خوش خرامان شو که پیش قد رعنا میرمت”

این ادب پرورده ای در دست شماست / هم که دولت را رهاندی سایه سارا میرمت

گفته بودی صحنه ارایی شده ای انتخاب / نشوی تسلیم اینها،سرو بالا میرمت

روز بیست پنج ماه و دسته های جمعیت/ چشمه ای جوشان وسیلی پر غرورا میرمت

حکم های جلب و توقیف عزیزان زودتر / مهر گشته تا شوی تنها ،یار تنها میرمت

از شهیدان می کنم یادی که عصر روز خون / یک به یک پرپر شده، دردا و دادا میرمت

روز جمعه و نماز و خطبه خون و جنون / تو شدی مسئول خونها،بهر خونها میرمت

از امیر و محسن و اشکان می گویم سخن /گوهمان خونین وشان،چون شهریارا میرمت

هم قدم همراه با مردان، در جنبش زنان / رهنورد و پایدار و سخت و برپا میرمت

یک ترانه خواندنی شد شبنمی را لمس کرد / روی جباران خجل چشم ندا را میرمت

موسوی نامی شهید راه ازادی شدست / او علی نامش که پیش نام اعلی میرمت

روز عاشورا ندایی خوانده بودش ای علی / او همه لبیک،لبیک گویا میرمت

پشت هم تهمت زدندت ناروا و نا حساب / برسر حرفت مصّر، پای مردا میرمت

فتنه گر خوانده شدی از سوی فرعون زمان / فتنه گرمان،فتنه گر باشی سرو پا میرمت

روزها طی میشد و یاران همه پا در رکاب / دردشان ایران شده پیش مداوا میرمت

بحث ‘رای من کجا‘ بود و سکوت / نه گلوله در جواب ما، که بر ما میرمت

بیست و پنج دیگری، امد ز ره فریاد و خون /چون محمد لاله گون و ژاله وارا میرمت

از پس آن روزغمگین و نهفت و ژاله وار / بی خبر ماندیم ما، محصور،تنها میرمت

تا کنون دو سال و اندی بر سر حرفت شدی /قبض کردی صبح و شب جان هیولا میرمت

گر چه مجروحیم و ما را نیست یاران دور / سر فراز و پر امید و پای بر جا میرمت

“خوش خرامان میروی چشم بد از روی تو دور” / این سخن ها گفتم از بهر تماشا میرمت

حمید دل آرام

اختصاصی کمپین نامه نویسی به موسوی و رهنورد