شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» «جریان انحرافی» واژه ای انحرافی برای فرار از مسوولیت

» «جریان انحرافی» یا «انحرافات زنجیره ای»؟

جمعه, 1 جولای, 2011

چکیده : این واژهٔ عوام فریبانه از «اذهان یک ملت» می‌خواهد، «یک حمایت نامحمود» را از «یک دولت ناکارآمد و نامشروع» منحرف کند و آیا می‌تواند؟. این واژه افکار را از فقدانِ مشروعیت فرقه مطلقیه به «انحراف» دعوت می‌کند و آیا کسی می‌پذیرد؟ و این داستان، تاریخ را به «تحریف» مسئولیت حاکمان در نابودی سرمایه‌های یک کشور فرا می‌خواند و آیا کسی می‌خواندش؟


کلمه- مهستی شیرازی:

۱ـ اگر زیاده خواهی اقتدارگرایان، آنان را رو در روی یکدیگر قرار نمی‌داد، اگر اتفاقی به نام انتخابات! مجلس نهم در پیش نبود و اگر اختلاف میان بالا‌ترین مقامات مسئول در کشور کار آنان را به «قهر» و «تهدید» نمی‌کشاند؛ آنگاه  کوس رسوایی سی دی «ظهور نزدیک است» دیر‌تر از این‌ها به صدا در می‌آمد و این جریان  موسوم به انحرافی زمانی دیگر «ظهور» می‌کرد؛ این تمام حقیقت‌‌ همان «جریان انحرافی» است که در رسانه‌های رسمی و حکومتی جاری است.

 

۲ـ طرفه آن که، این «جریان انحرافی»، واقعاً انحرافی است. این واژهٔ عوام فریبانه از «اذهان یک ملت» می‌خواهد، «یک حمایت نامحمود» را از «یک دولت ناکارآمد و نامشروع» منحرف کند – و آیا می‌تواند؟! -. این واژه افکار را از فقدانِ مشروعیت فرقه مطلقیه به «انحراف» دعوت می‌کند – و آیا کسی می‌پذیرد؟! – و این داستان، تاریخ را به «تحریف» مسئولیت حاکمان در نابودی سرمایه‌های یک کشور فرا می‌خواند – و ایا کسی می‌خواندش؟

 

۳ـ مروری تند و سریع بر  زنجیره‌هایی از انحرافات بیست سالهٔ اخیر حاکی است که سخن گفتن از یک جریان انحرافی، تا چه حد لوده و بی‌هوده است: قتل‌های زنجیره‌ای، کوی دانشگاه، فاجعه کهریزک، فساد نهادینه شده در دولت، تقلب در انتخابات، گم شدن میلیارد‌ها دلار از بودجه عمومی، رشد اقتصادی صفردرصد، آمار‌های غلط اقتصادی و اجتماعی، انزوای سیاسی در جهان، قطعنامه‌های بین المللی، بازی با اعتقادات ملی و مذهبی، حکومت اجنهٔ شیطان بر منابع ملی، دولت ناکارآمد و مجلس فرمایشی و قاضی‌های ناتوان و…

 

۴- پناه بردن به دامان واژه‌های چون «فتنه و جریان انحرافی و دشمن» و طلب حاجت از آن‌ها یک «نیاز عوام فریبانه» است. عوام فریب شاید بتواند با خلق واژه‌هایی از این دست و دست و دلبازی از بودجهٔ عمومی و تنفیذ آن‌ها در رسانه‌های رسمی، انحراف اش را چند روزی پوشش دهد؛ اما حقیقت این است که «انحرافات زنجیره‌ای» مخلوق و معلول و مدلول یک جریان «بی‌قانون و عوام فریب و مطلقه» است؛ زیرا در حکومتی که قانون حاکم باشد، انحراف در این مقام و وسعت و عمق ناممکن است و در ساختاری که مجلس و دولتش با رای مردم انتخاب می‌شوند و قاضی‌های مستقل وجود دارند، این همه انحراف پیاپی و فاجعه‌های ملی رخ نخواهد داد.

 

۵ـ سوال، طلسم عوام فریبی را باطل می‌کند و در این مورد خاص نیز «یک سوال بی‌جواب» بر تمام تبلیغات رسمی خط بطلان می‌کشد. سوال این است: مسئولیت نهایی این همه «دشمن پروری و فتنه انگیزی و انحرافات زنجیره‌ای» با چه کسی یا چه کسانی است؟ (اصولاً مسئولیت این همه انحراف!! در بالا‌ترین لایه‌های مدیریت کشور با کیست؟)

 

۶ـ به قول میر حسین آنچه باید اصلاح شود رویه هاست وگرنه با تغییر چند نام اتفاقی نمی‌افتد و هر دم انحرافی نو از راه می‌رسد. به عبارتی دیگر راه و رسم پرهیز از انحراف و ابتلا‌‌ همان است که جنبش سبز می‌گوید. فرزندان ملت را از اسارت نظریه پردازان و آمران قتل‌های زنجیره‌ای آزاد کنید تا «انحراف‌های زنجیره‌ای» ظهور نکنند. به قانون اساسی بازگردید و رویه‌های غلط را کنار بگذارید تا در یک انتخابات آزاد، ملت ایران بتواند نماینده‌های واقعی خود را به مجلس بفرستد و دولت منتخب خود را داشته باشد تا «زنجیره‌های انحراف»، فرزندان ملت را به اسارات و اعتصاب نکشانند.