شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» آیت الله دستغیب:کسی که پول می گیرد تا دیگران را کتک بزند مال حرام به دست آورده است

پنج‌شنبه, 16 ژوئن, 2011

چکیده : مال حرام تنها منحصر در كسب حرام نيست. كسى هم كه پول مى‏ گيرد تا ديگران را كتك بزند و رعب و وحشت ايجاد كند، مال حرام به دست آورده و لقمه حرام خورده است و نطفه فرزندانش نيز از لقمه حرام تشكيل مى ‏شود در نتيجه فرزند بدتر از پدر مى‏شود و سالها بعد بسيارى از افراد جامعه حاصل نطفه حرام و لقمه حرام مى‏ شوند.


آیت الله العظمی دستغیب، در جلسه هفتگی تفسیر قرآن که در مسجد قبا، برگزار شد با اشاره به آیات شصت و چهارم و شصت و پنجم سوره غافر فرمودند : همچنانكه زمين مهد زندگى بشر است و بايد آرام باشد، جامعه نيز مهد زندگى و پرورش انسانهاست و بايد برخوردار از آرامش و امنيت باشد. آرامش اجتماع در گرو آن است كه همه مردم خداپرست باشند و صدر و ذيل، فقير و غنى، همه بر فطرت اوليه كه همان توحيد و مؤثريت خداى تعالى است حركت كنند: «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ: آگاه باشيد كه ياد خدا آرام‏بخش دلها است».

به گزارش سایت حدیث سرو، ایشان در ادامه با اشاره به اینکه شرط تحقق یک جامعه توحیدی این است که رهبران و جلوداران آن روبه خدا آورند و گفتار و عملشان یکی باشد، فرمودند: اگر مردم جامعه بر مدار فطرت الهى خود حركت كنند، خداى تعالى آنها را از شرّ شياطين محافظت مى‏كند. شياطينى كه قصد رخنه در جامعه اسلامى را دارند و مى‏خواهند دين و دنياى مردم مسلمان را به تاراج برند به شرط آنكه بزرگان دين و سياست رفتارى مناسب و عادلانه داشته باشند و همگان به نصايح ناصحان تن دهند كه اگر غير از اين باشد و رؤسا و علما و مؤمنين قول و فعلشان متفاوت باشد، جامعه نيز دستخوش تفرقه مى ‏شود و راه نفوذ شياطين هموار مى ‏شود؛ اجانب مسلط مى‏شوند و ثروتهاى عظيم مادى و معنوى جامعه را به يغما مى ‏برند و همان وضعى كه در گذشته بوده دوباره ايجاد مى‏شود. پس راه نجات جامعه، يكى ‏شدن فعل و قول يا به عبارتى قلب و زبان [بزرگان‏] است. اگر چنين شد همه به سوى خداى تعالى متمايل مى ‏شوند؛ يعنى اگر رهبران رو به خدا آورند، قلبهاى مردم نيز متوجه خداوند مى‏ شود[؛ الناس على دين ملوكهم‏]. معدود قلبهاى ناسالم نيز يا خود را درمان مى‏ كنند يا شناخته مى‏ شوند. درست است كه قرآن كريم مى ‏فرمايد: «أَكْثَرَ النّاسِ لا يَعْلَمُونَ» اما اين نيز بخاطر جلوداران است و اگر سردمداران جامعه خوب باشند، مردم نيز خوب و دانا و خداپرست مى‏ شوند. همچنانكه در زمان رسول اللَّه‏ صلى الله عليه وآله، منافقان انگشت‏ شمار و شناخته ‏شده بودند اما به محض آنكه پيامبرصلى الله عليه وآله از دنيا رفت، مسير حركت جامعه منحرف شد و افراد بسيارى به ثروت‏ اندوزى و رياست‏ طلبى و انحراف كشيده شدند.

ایشان در ادامه با اشاره به لزوم عمل به دستورات قرآن و سنت توسط بزرگان، فرمودند: اگر قرار باشد جامعه‏ اى بر روال الهى قرار گيرد و الگوى جوامع ديگر گردد بايد تمام احكام الهى، مو به مو مطابق قرآن و سنّت در آن پياده شود و مصلحت‏ بينى‏هاى شخصى و گروهى كنار گذاشته شود.

بى ‏ترديد اسلام بهترين دين براى اداره جامعه و سعادت افراد است به شرط آنكه به درستى اجرا شود و اجراشدن آن وابسته به يك نفر نيست، همه بزرگان و علما و رؤسا و مديران بايد دست در دست هم بگذارند و احكام اسلام و قانون اساسى را كه برگرفته از احكام و مبانى اسلام است، پياده كنند. اين مى ‏شود بهترين تصويربندى براى اجتماع.

كسى كه پول مى‏ گيرد تا ديگران را كتك بزند و رعب و وحشت ايجاد كند، مال حرام به دست آورده است

ایشان با اشاره به آموزهای اخلاقی این دو آیه به اینکه باید همواره انسان کوشش کند در تحصیل رزق حلال فرمودند : خداوند بهترين خوراكى‏ها و آشاميدنى‏ها را براى انسان قرار داد و او را از خوردن و آشاميدن خبائث و مضرّات نهى كرد و روش صحيح ذبح حيوانات را به او آموخت. سفارش به كسب حلال و به دست‏ آوردن مال حلال فرمود و از خوردن مال حرام بازش داشت.

سالها پيش از انقلاب، يكى از روزنامه‏ ها نوشته بود: نود درصد علما با دربار ارتباط دارند. حضرت امام خمينى ‏(ره)، نويسنده اين مطلب را فرا خواند و به او گفت: چند نفر از اين نود درصد را نام ببر. او كه مى‏ دانست دروغ نوشته پاسخ داد: من نمى ‏دانم چه كسانى هستند به ما پول مى‏ دهند كه اين چيزها را بنويسيم. امام به او فرمود: پول خود را از راه حلال به دست بياور و اگر نمى‏ توانى شغل خود را تغيير بده.

آيت اللَّه شهيد دستغيب‏ رحمه الله گاه مى ‏گفت: كجايند كاسبهاى قديمى كه درس مكاسب شيخ مرتضى انصارى را مى‏ خواندند تا در كسب خود به حرام نيفتند؟

ایشان در ادامه گفت : مال حرام تنها منحصر در كسب حرام نيست. كسى هم كه پول مى‏ گيرد تا ديگران را كتك بزند و رعب و وحشت ايجاد كند، مال حرام به دست آورده و لقمه حرام خورده است و نطفه فرزندانش نيز از لقمه حرام تشكيل مى ‏شود در نتيجه فرزند بدتر از پدر مى‏شود و سالها بعد بسيارى از افراد جامعه حاصل نطفه حرام و لقمه حرام مى‏ شوند.

جوانان امروز جامعه ما كسانى هستند كه در زمان امام خمينى‏ رحمه الله يا كمى بعدتر متولد شده ‏اند. بايد قدر اين جوانان را دانست و از آنها بهره خوب برد. اينان از نطفه‏ هاى پاك و لقمه‏ هاى حلالند. اما اگر به احكام اسلام عمل نشود و لقمه‏ هاى حرام بر سر سفره‏هاى مردم گذاشته شود، بيست، سى سال آينده وضع جامعه عوض مى‏ شود و نمى‏توان انتظار چندانى از جوانان آن روز داشت.

بخاطر حفظ مرید و مسجد سکوت نمی کنم

این عضو مجلس خبرگان در ادامه با اشاره به سخنرانیها و انتقاداتی که طی این دوسال نسبت به روند ایجاد شده در جامعه، ایراد شده فرمود: بنده بين خود و خداى تعالى در ميان انتقادات، هدفى جز عمل به تكليف ندارم و مى ‏دانم كه اگر نگويم، در جاى خود متوقف مى‏ شوم و حركتى از لحاظ معنوى نخواهم داشت. فروبستن زبان از بيان حقايق و انتقادات، مؤثرديدن غير خدا (شرك) است؛ يعنى اگر بخاطر حفظ مريد و حوزه و مسجد و رياست خود سكوت كنيم، غير خدا را لحاظ كرده ‏ايم. گذشته از اين، هنگامى كه بنده را در قبر مى‏ گذارند، مى‏ گويند: تو كه مى‏ دانستى و علم داشتى چرا تخلفاتى را كه ديدى تذكر ندادى؟ در آن زمان چه بگويم؟ بگويم: ترسيدم، از توهينها و تهمتها و از اينكه بگويند آمريكايى است، ترسيدم؟ – البته مدتى است كه بخاطر گرفتارشدن به خود، كارى به ما ندارند اما اگر گرفتاريشان رفع شود دوباره همان اوضاع خواهد بود – همه ما به اندازه خود تكليف داريم.

بنده حتى قادر نيستم بدن خود را حفظ كنم؛ اگر چند نفر از همان به اصطلاح مخلصين بر سرمان بريزند و كتكمان بزنند، يا مشتى به پهلويمان بزنند، مى‏ميريم – مانند خانم هاله سحابى كه همين طور كشته شد – اما مهم نيست. يا اگر كسى در تشييع جنازه ‏مان نيامد و مانند آن بنده خدا شبانه دفنمان كردند باز هم اهميتى ندارد. هر كه خواست بيايد و هر كه نخواست نيايد. اما نمى ‏توان گفت بخاطر اينكه شايد در تشييع جنازه ‏مان نيايند يا در امامزاده سيد محمّد عليه السلام دفنمان نكنند، بايد سكوت كنيم. سر و كار ما با خداست و بايد فكرى به حال بعد از مرگ بكنيم. آيا ما بايد به دنبال حرف مردم و دنبال هواى ديگران باشيم؟ اين شرك است.

ديندارى اكثريت مردم ايران‏

معظم له در پایان با اشاره به اینکه مردم ایران دیندار هستند اما دوست دارند که علما و بزرگان، عملشان مطابق با گفتارشان باشد فرمود: اكثريت مردم مسلمان ايران دين را مى‏ خواهند اما مى ‏گويند بايد عمل علما و جلوداران ما مطابق قولشان باشد و اين خواسته حقّى است. از زمان امام خمينى ‏(ره)، آمادگى پذيرش دين در مردم به وجود آمد و همين الآن هم اين آمادگى وجود دارد. فكر نكنيد همه مردم مسيحى و بهايى شده ‏اند. همين الان هم اگر از بزرگان دين و كشور عمل صحيح ببينند استقبال مى ‏كنند. آقايان بزرگان هم بيايند همه زندانيان سياسى را آزاد كنند. آقاى ميرحسين موسوى و كروبى را از حصر در آورند و مطابق قانون عمل كنند و انتخابات را به طور صحيح برگزار نمايند. اين كارها موج خوشحالى فراوانى در بين مردم ايجاد مى‏كند و حتى اگر چند نفر هم عصبانى شوند و دست به اغتشاش بزنند، ديگران مهارشان مى‏ كنند.