شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» سلامت زندانیان سیاسی قربانی لجاجت های دستگاه قضا

دوشنبه, 13 ژوئن, 2011

چکیده : معلوم نیست انفعال و بی کفایتی مسئولین زندان که در آخرین مورد باعث از دست رفتن عزیزی نظیر هدی صابر شد و خانواده ای و جمعیتی و جامعه ای را برای همیشه داغدار کرد، آیا مسئولین فعلی زندان اوین و مراتب بالاتر مسئولیت تا شخص رئیس قوه قضائیه را متوجه این لجاجتهای کودکانه زیرمجموعه های خود می کند؟ و آیا آنان خمی به ابرو می آورند؟ یا از این جهت مسئولیتی را متوجه خود نمی دانند؟


هدی صابر قربانی لجاجت کودکانه ای شد که این روزها از صدر تا ذیل دستگاه قضا بر آن حاکم است. اصل زندانی کردن هدی صابر هم از این جهت زیر سؤال است که بعد از تهدیدات تلفنی و حضوری وی جهت قطع ارتباطش با خانواده زندانیان سیاسی، حکمی مربوط به 11 سال قبل را مبنای فراخوانی او به زندان قرار می دهند.

به گزارش خبرنگار کلمه زندانیان سیاسی عموماً از لحاظ جسمی  و  نیز محیط حاکم بر زندان در شرایطی هستند که  بیماری های  زیادی بر آنان عارض و یا بیماریشان تشدیدمی شود.

به عنوان مثال در حال حاضر محسن میردامادی و محسن امین‌زاده و محسن صفائی فراهانی و تعدادی دیگر از زندانیان سیاسی بند 350 در مرخصی استعلاجی ناشی از  بیماری هایی به سر می‌برند که همگی در دوران زندان بوجود آمده و یا تشدید شدند.

محسن میردامادی برای کنترل نارسائی های قلبی و درمان آرتروز گردن و تکمیل درمان دندانپزشکی و محسن امین زاده برای درمان ناراحتیهای ناشی از نارسائی کلیوی به تازگی به مرخصی آمده اند. محسن صفائی فراهانی نیز مدت‌ها است دستگاه الکترونیکی در قلبش کار گذاشته شده و هر از چندگاه باید این دستگاه کنترل و تعویض شود.

اما از این گذشته، رسیدگی به وضعیت سلامتی زندانیان کمتر شناخته‌شده یا بعضاً زندانیانی که شاید بیشتر مغضوب مسئولین فعلی قوه قضائیه هستند، گویا با کراهت بیشتری انجام می‌شود. بعنوان مثال، مشابه مشکلی که برای آقای هدی صابر بوجود آمد و به دلیل بی‌توجهی مسئولین شیفت زندان، او را مظلومانه از پای درآورد، برای ابوالفضل قدیانی مسن‌ترین زندانی سیاسی جمهوری اسلامی نیز بوجود آمده بود که خوشبختانه با مراقبت نسبتاً به موقع، آثار تخریبی کمتری بر جای گذاشت. اما بعضاً مشاهده می شود درخصوص ارائه خدمات درمانی به زندانیان نیازمند، لجاجت کودکانه بر تصمیم گیریهای مسئولین زندان – که بدون شک مسئولیت سلامتی زندانیان بر عهده آنان است – سایه می افکند.

تصمیمات لجوجانه درخصوص وضعیت زندانیان اما تنها در به تعویق انداختن خدمات درمانی مورد نیاز زندانیان نیست. چه اینکه یکی از زندانیان این بند که بیماری اش به واسطه بی‌توجهی مسئولین زندان تا حد غیر قابل بازگشتی پیش رفته بود و دیگر امیدی به درمانش وجود نداشت نیز، بعد از معاینات و قطع امید پزشکان از امکان درمان، مجدداً به زندان بازگردانده شد و حتی در آخرین روزهای زندگی از همراهی خانواده محروم بود تا نهایتاً در اسفندماه سال گذشته از پای در آمد.

معلوم نیست انفعال و بی کفایتی مسئولین زندان که در آخرین مورد باعث از دست رفتن عزیزی نظیر هدی صابر شد و خانواده ای و جمعیتی و جامعه ای را برای همیشه داغدار کرد، آیا مسئولین فعلی زندان اوین و مراتب بالاتر مسئولیت تا شخص رئیس قوه قضائیه را متوجه این لجاجتهای کودکانه زیرمجموعه های خود می کند؟ و آیا آنان خمی به ابرو می آورند؟ یا از این جهت مسئولیتی را متوجه خود نمی دانند؟