سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » شهروند-خبرنگار ۲: رضایت را می شد در چهره همه دید...

شهروند-خبرنگار ۲: رضایت را می شد در چهره همه دید

چکیده :در پياده رو به پشت سر كه نگاه مي كردي مي ديدي موج جمعيت در حال حركت اند. همه بودند،‌ زن و مرد و پير جوان. خيلي فضاي خوبي شده بود. ديگر آنقدر جمعيت زياد بود كه لباس شخصي ها اصلا ديده نمي شدند. تو اين زمان تقريبا حركت در پياده روهاي شرقي به بالا و در پياده روهاي غربي به پايين رعايت مي شد. حس خيلي خوبي بود. واقعا جمعيت خيلي زياد بود و تمام طول پياده روها به صورت يكنواخت مملو از جمعيت معترضين بود. به علت زيادي جمعيت احساس امنيت خوبي حاكم شده بود. ...


گزارش پیش رو  مشاهدات خواندنی یکی دیگر از شهروندان سبز اندیش  است که  برای  کلمه ارسال شده. متنی  خواندنی، سرشار از امید و احساس.

با هم می خوانیم.

ساعت 16:30 كه شد ديگر طاقت نياورديم و از محل كارمان در نزديكي تقاطع تخت طاووس و وليعصر، بيرون آمديم. به نزديكي خيابان تخت طاوس كه رسيديم از دور ماشينهاي متعدد نيروي انتظامي اعم از ون و سواري را شاهد بوديم كه در كنار خيابان توقف كرده بودند. نزديكتر كه شديم شاهد حضور گسترده افراد نيروي انتظامي،‌ پليس پيشگيري و نيروهاي يگان فاتب در چهار دور تقاطع خيابان مطهري و وليعصر شديم.

به قصد برآورد اوضاع به سمت ميدان وليعصر حركت كرديم. از همان محل به فاصله هاي بسيار كوتاه از هم نيروهاي لباس شخصي در دسته هاي چند نفره در پياده روهاي دو طرف ميدان حضور داشتند. مشخص بود كه از ساعاتي پيش در آنجا حضور دارند،‌ چون خيلي از آنها روي نيمكتهاي كنار پياده روها يا سكوهاي روبروي مغازه ها يا روي موتورهايشان نشسته بودند. آنها را مي شد از روي ظاهر،‌ كيسه در دست كه كاور فسفري رنگ در آن قرار داشت و تجمع هاي چند نفريشان شناخت. تقاطع خيابان فاطمي با وليعصر در ضلع شرقي خيابان وليعصر دسته ديگر از نيروهاي بسيجي حضور داشتند،‌ حدود صد نفر، كه عمدتا لباس پلنگي بدون اسم و نشان بر تن داشتند و از كفشهاي كتاني متنوع مختلفي كه پاي هر يك از آنها بود مي شد فهميد كه لباس شخصي هايي هستند كه فقط لباس فرم بر تن كرده اند. سابقه خوبي از اين نيروها طي تجمع ها قبلي در ذهن نبود و انتظار مي رفت كه با بيشتر شدن جمعيت،‌دست به سركوب بزنند. در حدود بيست متري داخل تمام كوچه ها و خيابان هاي مشرف به خيابان وليعصر بدون استثناء،‌ يك ماشين پليس نيروي انتظامي با چهار سرنشين حضور داشت. تقاطع خيابان زرتشت با وليعصر هم محل تجمع ديگري از حدود يكصد تن بسيجي و لباس شخصي هايي بود كه يك كاور پلنگي بر تن داشتند و همگي به باتوم و اسپري مسلح بودند. و يك وانت داشت بين آنها بستني توزيع مي كرد. حضور نيروهاي لباس شخصي تا ميدان وليعصر ادامه داشت و در دو طرف خيابان هر ده الي بيست متر يك دسته چند نفري حضور داشتند. ميدان وليعصر اما تقريبا پر شده بود از نيروهاي امنيتي و انواع و اقسام خودروهاي انتظامي و موتورسيكلت. در اطراف ميدان شاهد بوديم كه لباس شخصي ها در محلهايي كه تراكم نيرو داشتند، از بين عابرين،‌ كساني را به آرامي دستگير و به ماشينهايي منتقل مي كرند. خشونت خاصي در اين دستگيريها ديده نمي شد. در اين فضا و در حضور نيروهاي امنيتي، عليرغم اينكه ساعت حدود 17:00 بود و هنوز يك ساعتي تا زمان شروع تجمع باقي مانده بود،‌ حضور مردم از لحاظ تعداد در پياده روها بيش از هر روز بود. جو در آن ‌لحظات رعب آور بود و انتظار مي رفت كه مطابق راهپيمايي هاي قبلي به مجرد افزايش جمعيت،‌سركوب شروع شود. انواع نيروهاي امنيتي سوار بر موتورسيكلت،‌ در خط ويژه اتوبوس خيابان وليعصر،‌ با سرعت و سر و صداي زياد ويراژ مي دادند و به بالا يا پايين حركت مي كردند. وجود خط ويژه در خيابان وليعصر انتقال سريع نيروهايشان را آسان كرده بود. ترافيك خودروهاي شخصي داشت سنگين مي شد. در بولوار كشاورز تردد خودروها به سختي انجام مي گرفت و به نظر مي رسيد كه عده اي زيادي از معترضين با خودروهايشان به محل نزديك مي شوند. دور ميدان وليعصر از بين نيروها گذشتيم و مجددا به سمت بالاي خيابان وليعصر ولي اين بار در ضلع شرقي شروع به حركت كرديم.

اين سمت خيابان هم حضور نيروهاي لباس شخصي مشهود بود كه غالب آنها كاور فسفري رنگشان يا از جيبشان بيرون زده بود يا در حالي كه آن را لاي روزنامه پيچيده بودند،‌ در دست گرفته بودند. اغلب با همديگر در حال گپ و گفت بودند و گاها مي خنديدند،‌ به نظر راضي بودند … كم كم تراكم حضور معترضان داشت محسوس مي شد. عليرغم آنكه در بيانه شوراي هماهنگي آمده بود كه مردم از شرق خيابان به سمت بالا و از پياده روهاي غربي به سمت پايين حركت كنند،‌ چون افراد كمتر از جزييات بيانيه خبر داشتند در ابتداي تجمع زياد به نظر نمي رسيد كه اينگونه باشد و افراد عمدتا در پياده روي غربي به بالا و پايين در حركت بودند. به داخل خيابان مطهري رفتيم،‌ ساعت نزديك 18:00 بود و جمعيت زيادي رو مي شد ديد كه به سمت مسير راهپيمايي در حركتند. تركيب جمعيتي زن و مرد تقريبا برابر بود. مجددا به داخل خيابان وليعصر كه برگشتيم ديگر كاملا حضور معترضين در پياده روها مشهود بود و لحظه به لحظه زياد تر مي شد. تو اين فضا بود كه از اون مقدار رعب و نگراني كم مي شد. به سمت پارك ساعي حركت كرديم.

تقريبا پياده رو پر شده بود از جمعيت،‌ به نحوي كه اگر جمعيت كمي بيشتر مي شد، تردد سخت مي شد. خيابان هم پر بود از خودرو و ترافيك تقريبا قفل شده بود. وجود خودروها باعث شده بود هواي مسير بسيار آلوده شود. ولي عليرغم سنگيني هوا و فضا!، حجم معترضين در پياده روها آنقدر زياد بود كه امكان ورود خودروها از فرعي ها به خيابان وجود نداشت و مردم بعضا خودشان مي ايستادند تا براي لحظاتي چند ماشين از فرعي به داخل خيابان وليعصر وارد شود. روبروي پارك ساعي هم محل تجمع نيروي انتظامي بود. در پياده رو به پشت سر كه نگاه مي كردي مي ديدي موج جمعيت در حال حركت اند. همه بودند،‌ زن و مرد و پير جوان. خيلي فضاي خوبي شده بود. ديگر آنقدر جمعيت زياد بود كه لباس شخصي ها اصلا ديده نمي شدند. تو اين زمان تقريبا حركت در پياده روهاي شرقي به بالا و در پياده روهاي غربي به پايين رعايت مي شد. حس خيلي خوبي بود. واقعا جمعيت خيلي زياد بود و تمام طول پياده روها به صورت يكنواخت مملو از جمعيت معترضين بود. به علت زيادي جمعيت احساس امنيت خوبي حاكم شده بود. امروز براي اولين بار شاهد يك رفتار جديد از نيروهاي امنيتي بوديم. نيروها مانع حركت مردم نمي شدند و و از حركت آنها جلوگيري نمي كردند. نيروهاي انتظامي كادري تقريبا با متانت در محل هاي مختلف مستقر بودند و با نگاهشان حركت انبوه معترضان را دنبال مي كردند. بسيجي ها اما غافلگير شده بودند،‌ عليرغم تداركات زياد قطعا انتظار حضور اين همه معترض را نداشتند. با موتورهايشان خيابان را بالا و پايين مي كردند،‌ يكي دوبار به صورت دسته جمعي روي موتورهايشان “حزب الله حزب الله ” را فرياد مي زدند و عبور مي كردند. بعضا حتي با خودروهاي انتظامي تصادف هم مي كردند و بدين ترتيب مضحكه اي مي شدند براي مردم و در اين دقايق ديگر مردم بودند كه همگي لبخند بر لب داشتند، لبخندي از جنس اميد، بر عكس بسيجيها و لباس شخصي ها كه سردرگم و شتابزده به نظر مي رسيدند.

در طول مسير در ساختمانهاي دو طرف خيابان وليعصر خيلي ها از داخل منازل، ‌از طبقات بالا، پايين را نگاه مي كردند و با علامت پيروزي (وي) مردم را همراهي مي كردند. قطعا آنها امكان فيلمبرداري و عكس گرفتن جهت پوشش خبري اين راهپيمايي را هم داشته اند. لباس شخصي ها و بسيجيها هم امروز مثل هميشه فيلم و عكس گرفتند كه البته در حين اين كار با بي توجهي محض مردم روبرو بودند.

در طول مسير اگرچه خشونتي از نيروها ديده نشد،‌ ولي موارد بسياري از دستگيري افراد به صورت كاملا سليقه اي توسط بسيج و لباس شخصي ها مشاهده شد. كه تقريبا همگي بدون مقاومت فرد بازداشت شده در حال اتفاق بود. مشخص نبود كه اين دستگيريها در چه حد جدي است و چقدر طول مي كشد. خط ويژه كاملا در اختيار نيروهاي امنيتي بود و خيلي آشفته و شلوغ در تردد بودند و به قول بعضي ها، در حال شكست از دشمن فرضي بودند.

امروز مردم همه همديگر را حس كردند و مي شد رضايت و اميد رو در چهره همه ديد. خيلي از كسايي كه ترديد داشتند براي شركت در راهپيمايي،‌ وقتي توسط دوستانشان از استقبال عالي مردم آگاه شدند،‌ به مسير آمدند. در طول راهپيمايي مسالمت آميز امروز،‌ سكوت برقرار بود. و قطعا تمام آنچه از راهپيمايي امروز انتظار مي رفت،‌ محقق شد. به همراه جمعيت تا ونك حركت كرديم. ميدان ونك هم همانند ميدان وليعصر مملو از نيروهاي متنوع و مختلف امنيتي و انواع خودروها و موتورسيكلت بود. ساعت از 20 گذشته بود ولي امكان ترك محل براي آن جمعيت به اين راحتي مقدور نبود. با تاريكي نسبي هوا و حدود ساعت 20:30 افرادي از نيروي انتظامي را ديدم كه مردم را به ترك محل دعوت مي كردند. ولي برخوردشان مناسب بود. ميني بوسها و اتوبوسهاي زيادي در بالاتر از ميدان ونك هم در حال سوار كردن بخشي از نيروهاي انتظامي و همين طور بسيجي ها و لباس شخصيها بودند. صحنه جالبي بود،‌ مردم معترض، نيروي انتظامي و بسيجي و لباس شخصي،‌ هر كدام در سمتي به دنبال وسيله اي براي ترك محل بودند. ولي بخش عمده اي از نيروهاي امنيتي كماكان مستقر بودند. نيروهاي انتظامي همگي خسته به نظر مي رسيدند و آنهايي كه سوار بر اتوبوسها شده بودند،‌ سرشان را از فرط خستگي روي پشتي صندلي گذاشته بودند و چشمانشان را بسته بودند. شايد آنها هم راضي بودند از اينكه راهپيمايي امروز توسط لباس شخصيها و بسيجيها سركوب و متشنج نشد و با آرامش طي شد. و احتمالا آنها هم مانند مردم در تعجب كه امروز چرا بسيجي ها و لباس شخصي ها دست به سركوب مردم بي گناه و مسالمت جو نزدند!؟


29 پاسخ به “شهروند-خبرنگار ۲: رضایت را می شد در چهره همه دید”

  1. ایران دوست گفت:

    خیلی خوشحالم که ظاهرا آکسیون موفق و خوبی بوده
    اما نگران نباشید. سرکوب رو کنار نخواهند گذاشت. حتما این دفعه بهانه از دستشان گرفته شده بود که سرکوب نکردند.
    امیدوارم این گونه اعتراضات خلاقانه و پرشور ادامه دار باشد.

  2. ناشناس گفت:

    درود بر ملت قهرمان ایران
    درود بر رهبران جنبش ابدی ایران
    درودبر مامورانی که اگر شغلشون بهشون اجازه میداد میومدن در بین مردم
    درود بر تنفس
    درود بر هوای تازه
    درود بر آزادی
    درود بر میرحسین عزیز که نزدیک به 4 ماهه که دل یک ملت واسش لک زده

    دوباره میسازمت وطن,اگر چه با خشت جان خویش
    ستون به سقف تو میزنم,اگر چه با استخوان خویش

  3. بابک گفت:

    آقا اینجوری نمیشه باید تجمعات را به مکانهایی که خودشان اعلام می کنند بکشیم مثل نماز جمعه ها و….

  4. ناشناس گفت:

    واقعا ابهت و رسايي سكوت را در كمتر شعار مي توان يافت. همين ابهت سكوت است كه دست نيروهاي سركوبگر را از پشت مي بندد و راه هر بهانه اي براي سركوب توسط مزدوران را سد مي كند. به نظر مي رسد شوراي هماهنگي راه سبز با اطلاع از وضعيت رواني حاكم بر جامعه،‌با هوشمندي خاص، اعلام راهپيمايي سكوت كرده است. و انتظار مي رود كه مبادا بر اثر فشار سايتها و رسانه ها و هموطنان عزيزمان كه در خارج از كشور به سر مي برند و از شرايط و وضعيت داخلي ايران حس دقيقي ندارند، سياستهاي ادامه راه جنبش به صورتي نا متناسب با شرايط حاكم در ايران انتخاب نمايد. لازم است شوراي هماهنگي راه سبز اميد قبل از ارايه هر برنامه اي با معتمدين و كارشناسان ساكن در ايران مشورت كامل نمايد،‌كه البته قطعا همينطور است. هر ملتي سرنوشت خودش را به شيوه خودش تغيير خواهد داد. و نمي توان راه يك ملت را در پيش پاي ملتي ديگر نهاد. هرچند جنبش سبز به تمامي اتفاقات منطقه مشرف است.

  5. ناشناس گفت:

    از همه برنامه ریزان این راهپیمایی تشکر میکنم بهترین ایده ممکن بود
    راهپیمایی سکوت اونم توو پیاده رو بدون شعار…
    شاید مسخره به نظر برسه ولی تو وضع امنیتی فعلی جواب داد و عالی بود امروز
    بسیجی ها و نیروهایی که همه سرکار رفتن :)
    و اینکه دیگه نمی تونن بهمون بگن اختشاش گر و همه افرادی رو که دستگیر کردن مجبورن آزاد کنن چون کاری خلاف قانون نکردن.
    تشکر

  6. صبح گفت:

    تو فیس بوک دارن برای 25 خرداد برنامه ریزی می کنند چقدر جدیه بگه هست شمام کمک کنید برای تبلیغش که بشه یک کار درست و حسابی کرد.

  7. ناشناس گفت:

    تا كي سكوت. . . . .اكر صد تا راهبيمايي سكوت ديكه هم بكنيم بهمون كار ندارن ولي فايدش جيه تظاهرات بعدي ديكه نبايد سكوت باشه بايد بر ضد ديكتاتوري شعار بديم

  8. طرفدار موسوي گفت:

    با اميد رفتيم و با نشاط برگشتيم . نزديكي ميدان ونك دوستان را به بستني ميهمان كردم . ما كار خودمان را كرديم و لباس شخصيها خوب سر كار گذاشتيم ، ما كه براي راهپيمايي سكوت آمديم ولي آنها نميدانستند براي چي آمده اند!

  9. زهرا گفت:

    تورو خدا از سرنوشت جنبش جماعت و اعضاى دربندش يه خبر بذاريد، ابتكار تظاهرات مسالمت آميز سكوت مال اونها بود.

  10. ناشناس گفت:

    قابل توجه آنها که فقط انتقاد میکنند!
    قبول کنید که شورای هماهنگی، بسیار هوشمندانه، تظاهرات “سکوت” را اعلام نمود، تا تلفات کم و در عین حال امکان تخمین زدن نیرو باشد.

  11. محمد گفت:

    قابل توجه آنها که فقط انتقاد میکنند!
    قبول کنید که شورای هماهنگی، بسیار هوشمندانه، تظاهرات “سکوت” را اعلام نمود، تا تلفات کم و در عین حال امکان تخمین زدن نیرو باشد.

  12. ناشناس گفت:

    تعداد جمعيت پياده حاضر در كل مسير ميدان وليعصر تا ونك بين شصت تا صد هزار نفر بودند.

  13. رام گفت:

    سلام دوستان سبز. از این بابت که در شیراز ما بر خلاف سالهای قبل هیچ خبری نبود بسیار ناراحتیم

  14. 2 گفت:

    دوستان شوراي هماهنگي، مردم صبرشان تمام شده، راهي بيانديشيم تا انها را تسليم كنيم. همين كه فقط در خيابان حضور داشته باشيم تا بدانند هستيم كافي نيست. آنها مي دانند ما هستيم، ما خودمان هم مي دانيم. مشكل اين نيست، ما بايد دوباره به خيابان ها بياييم. اين بار نه با سكوت با فرياد. با هرچه در دلمان داريم. فرياد مي كشيم. بايد دوباره كنترل خيابان ها را از آنها بگيريم. يادتان هست در عاشورا چگونه همه اين نيروهايي كه از آنها مي ترسيم چگونه پا به فرار مي گذاشتند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  15. ترنم حضور گفت:

    من دیروز در اعتراض به پخت بد نان نانوایی بدون هیچ صدایی با گرفتن نان بیات دو تا خیابان را در سکوت مطلق طی نمودم.

  16. آزادی گفت:

    درود بر بزرگان سبز سرزمین سبزمان

  17. ناشناس گفت:

    بسیار عالی بود همین کار باید ادامه داشته باشه اونوقت جمعیت میلیونی مردم جمع میشه شک نکنید راه خوبی در پیش گرفته شده فعلا این راهپیمایی ها باید همگی سکوت باشد و بعد از تجمع میلیونی مردم تصمیم گرفت چه کاری انجام داد.

  18. ناشناس گفت:

    سكوتم از رضايت نيست !!!! 25 خرداد موجي نو مي سازيم

  19. سرباز سبز گفت:

    تجربه بسیار خوبی بود
    به نظر من اگر فقط 10 بار بطور متوالی (مثلا هر 2 هفته یکبار) اینکار رو تکرار کنیم این نیروها علیرغم تعداد زیادشون از داخل از هم میپاشند.
    همین امروز من چندین بار شنیدم که برخی از نیروها (مخصوصا کادر نیروی انتظامی) اظهار نارضایتی از حضورشون کنار خیابون می کردند

  20. محمد گفت:

    هر چی نظر خوندم همش موافق با حرکت بود خوب اینم یجور دموکراسیه.اما میتوان از نظر هائی که داده شد فهمید حرکت تهاجمی از سمت معترضین انجام نشده، نیروهای امنیتی هم درگیر نشدن.اگه اعتراضتون متمدنانه باشه نه خرابکاری هیچکس باهاتون کاری نداره.تا هر وقت دلتون میخواد اعتراض کنین.ما ظرفیت شنیدن حرف مخالف رو داریم اما اجازه نمیدیم امنیت کشور رو با کارهای خلاف قانون به خطر بندارین.

  21. Nik گفت:

    باید در خیابان ماند

  22. ناشناس گفت:

    “چون خیلی از آنها روی نیمکتهای کنار پیاده روها یا سکوهای روبروی مغازه ها یا روی موتورهایشان نشسته بودند. آنها را می شد از روی ظاهر،‌ کیسه در دست که کاور فسفری رنگ در آن قرار داشت و تجمع های چند نفریشان شناخت.” به گفته های این عزیز اضافه کنم که همه افراد لباس شخصی ظرف اب pet یخ زده ای هم داشتند که مارک همه انها یکسان بود!!!!!!!!!!!!!!!!!! برخی هم با ماسک و عینک افتابی صورت خود را پوشانده بودند تا شاید اشنایی اینان را نبیند و خجالت بکشند…. ….

  23. سلام گفت:

    امیدوارم دوستانی که پرشورانه اعتقاد به جیغ و داد و شعار دارند متوجه شوند که هدف مهم در این راهپیمایی اعلام حضور مردم است . وگرنه شعارها و خواسته های این مردم را همه میدانند . هرچه تعداد این نوع تجمعات و مردم شرکت کننده در آن بیشتر شود قدرت جنبش و طرفداران گسترده آن بیشتر مشخص میشود و همین باعث ایجاد هراس و تردید در دل سرکوبگران خواهد شد. سبز باشید.

  24. ناشناس گفت:

    کاری که مثل بمب صدا نکنه که به درد نمیخوره !!!!دلم لک زده واسه یه تظاهرات درست حسابی!

  25. سبز یعنی استقامت تا بهار گفت:

    صحنه جالبی هم که من شاهد اتفاق افتادنش بودم درگیری بین نیروهای موتور سوار انتظامی و بسیجیهای موتورسوار بود که بعضاً با کتک کاری و دادن الفاظ بسیار رکیک به هم همراه بود ، درود بر ملت سبز ایران

  26. بی شماران گفت:

    ۲۵ خرداد موجی نو می سازیم

  27. جواب اقا محمد گفت:

    سلام…..اگر ظرفیت منتقد را داشتید الا ن نه میرحسین و نه کروبی و نه هیچکس در زندان نبود…….برادر وقتی امنیت کشور در خطر بود به عنوان یک رزمنده در جبهه حاضر شدم اما هیچگاه راضی به زدن باتوم بر سر زن و مرد هموطنم نیستم انهم به جرم مخالفت و به بهانه امنیت…..امنیت ملی همین مردم هستند…..بقول حاج کاظم اژانس شیشه ای امنیت ملی عباس است……برادر اقای کروبی اعلام کرده بود مجوز بدهید برویم کویر اما ظرفیتش را نداشتند که مجوز بدهند..ایا ..دروغگویی….ضرب و شتم مردم….زندانی کردن….فاجعه حمله به کوی…کهریزک….کشتن زن مسلمان در تشیع جنازه پدر …قانونی است و تجمع مردم غیرقانونی؟……

  28. جواب به محمد گفت:

    اقا محمد اگر حکومت جنبه داشت الان زندانهای ما خالی از منتقد حکومت بود…..موسوی و کروبی هم در حبس نبودند….

  29. ناشناس گفت:

    شما چی شنیدی حالا؟