شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» مسیر سبز امید؛ زنجیره ی ما که نه اهل فریاد بود نه اهل قیل و قال

چهارشنبه, 8 ژوئن, 2011

چکیده : قلب هایمان آنقدر به هم نزدیک بود که از صدای ضربان قلبِ هم، هم آهنگ شده بودیم. زنجیره ای به وسعت همه تاریخ آزادگی این خاک. جغرافیای ذهن آزادی خواه، دیگر در شمال و جنوب و شرق و غرب رنگ باخته بود و از انسان تنها چیزی بود که گرامی میداشت.


یکی از اعضای ستاد 88، ستاد ملی حمایت از میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری، با یاد آوری لحظه هایی که زنجیره ی سبز شکل می گرفت در یادداشتی کوتاه نوشته است: زنجیره ی ما نه اهل فریاد بود نه اهل قیل و قال. زنجیره عشق توزیع می کرد. مهر می کاشت. مهربانی درو می کرد. زنجیره بودن در محضر آزادگی انسان. هنوز هم این زنجیره در جریان است و هنوز هم دستمان در دست قلب هایمان یکی و با این قطار میرویم تا تاریخ را فتح کنیم.

به گزارش کلمه، زنجیره انسانی نام یکی از برنامه هایی بود که در حمایت از میرحسین موسوی برگزار شد و طی آن مسیر 18 کیلومتری میدان راه اهن تا تجریش جوانانی با زنجیر نمودن دستان خویش در یکدیگر پر کردند.

این زنجیره بدون امکانات لجستیکی لازم تبدیل به زنجیره ای شد که به گواه همگان گره زننده دلها در روزهای پیش از انتخابات سال 88 بود.

این زنجیره چنان مورد استقبال قرار گرفت که مهندس میرحسین موسوی از آن به عنوان “مسیر سبز امید” نام برد.

متن کامل این یادداشت که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

دو سال پیش بود. نه بگذار تعداد روزها را بگویم. 730 روز پیش بود. باز هم کم است. خیلی سخت گذشت به بچه ها. باید به دقیقه گفت. نه به ثانیه. ثانیه هایی که هر لحظه اش هزاران سال بود سرشار از عشق و شور امید و آنچه زیر پایمان بود زمین نبود که تمام خودخواهی ها و منیت ها بود و آنچه بالای سرمان اشتیاق بود عشق بود عشق. قلب هایمان آنقدر به هم نزدیک بود که از صدای ضربان قلبِ هم، هم آهنگ شده بودیم. زنجیره ای به وسعت همه تاریخ آزادگی این خاک. جغرافیای ذهن آزادی خواه، دیگر در شمال و جنوب و شرق و غرب رنگ باخته بود و از انسان تنها چیزی بود که گرامی میداشت.

فقط مهم این بود که تو به باور تشکیل این زنجیره رسیده باشی و غیر از این دیگر هیچ. زنجیره ی عشق و امید که شاید مبدا و مقصدش راه آهن- تجریش بود فضای فیزیکی تنها تبلور حضور یک حماسه به وسعت قلب ها بود.

زنجیره ی ما نه اهل فریاد بود نه اهل قیل و قال. زنجیره عشق توزیع می کرد. مهر می کاشت. مهربانی درو می کرد. زنجیره بودن در محضر آزادگی انسان. هنوز هم این زنجیره در جریان است و هنوز هم دستمان در دست قلب هایمان یکی و با این قطار میرویم تا تاریخ را فتح کنیم.