چکیده : عده اي قدرت طلب و بي بصيرت بر سر غصب حق تعيين سرنوشت مردم با يكديگر متحد شدند و در انتخابات تقلب سازمان يافته كردند، از دين و اعتقادات مردم سو استفاده كردند، دروغ گفتند با جن گيران و رمالان و راويان خرافه هم پيمان شدند، به نام عدالت و مبارزه با فساد، اموال عمومي را به يغما بردند، معترضان مسالمت جو از پير و جوانان، زن و مرد، دانشجو كارگر و معلم را سركوب و شكنجه كردند و اكنون بر سر غنائم و توزيع منافع و قدرت با يكديگر اختلاف پيدا كرده اند. اختلاف آنها با يكديگر بر سر انحصار قدرت و ثروت است در صورتي كه اختلاف مردم با آنها بر سر چگونه حكومت كردن است بر سر حقوق شهروندي و امنيت فردي و اجتماعي است. چهره ي هر دو طرف براي مردم افشا شده است و ان شالله بيشتر هم افشا خواهد شد.
اراده مردم را برنامه دهساله دشمن می نامند و اسم این عمل را تقوا می گذارند
دکتر اردشیر امیر ارجمند، سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید با بیان اینکه صحت مواضع رهبران جنبش سبز امروز حتي براي دشمنان شان ثابت شده است می گوید رهبران جنبش نشان داده اند كه كينه توز و متعصب نيستند، اما حق پذيرند و قاطع بر مواضع برحق خود ايستاده اند. آن ها هرگز بر سر منافع مردم و منافع ملي معامله نكرده و نخواهند كرد.
وی همچنین گفت: رهبران جنبش بارها اعلام كرده اند كه خواستار همبستگي ملي هستند و با كسي دشمني ندارند حتي با آنهايي كه به آنها ظلم كرده اند ،اما تاكيد كرده اند كه اعتماد مردم سرمايه آنهاست نه مناصب و قدرت . تاكيد كرده اند كه همبستگي ملي ، آشتي ملي از طريق بده و بستانهاي قدرت طلبانه در پشت درهاي بسته و در دالانهاي تاريك اتفاق نمي افتد . يك فرايند معیني دارد .زندانيان را آزاد كنيد ،به جنايتهاي صورت گرفته رسيدگي كنند ،فضاي امنيتي و سركوب موجود را تغيير دهيد به احزاب و مطبوعات اجازه فعاليت آزادانه بدهيد .بدين ترتيب به تدريج فضا آماده مي شود تا امكان گفتگوي شفاف و سازنده وجود داشته باشد.
سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید با اشاره به تعداد فراوان زندانیان سیاسی و برخورد غیرانسانی با مبارز مومنی چون مرحوم سحابی و دخترش، می گوید: ما با حكومتي سر و كار داريم كه بديهي ترين حقوق انساني را رعايت نمي كند. با آن سابقه تقلب و سركوب و قانون شكني چگونه مي توان براي برگزاري انتخابات آزاد و سالم به آنها اعتماد كرد؟ اول بايد اعتماد مردم را با آزاد كردن زندانيان، احزاب و مطبوعات و قطعا با حذف نظارت استصوابي جلب کنند.
به گفته ی امیرارجمند اختلافات داخلی محافظه کاران با يكديگر بر سر انحصار قدرت و ثروت است در صورتيكه اختلاف مردم با آنها بر سر چگونه حكومت كردن، حقوق شهروندي و امنيت فردي و اجتماعي است.
مشاور ارشد میرحسین موسوی در همین راستا وظيفه ی جنبش سبز و شورای هماهنگی راه سبز امید را آگاهي بخشي دانسته و تصریح کرد: موضع ما منتهي به نفع يكي و عليه ديگري نخواهد بود. متفرعنين بايد توبه کرده، از مردم عذر خواهي و طلب بخشش كنند .
متن کامل گفت و گوی کلمه با اردشیر امیر ارجمند پیش روی شماست:
آقاي امير ارجمند ! اگر رهبران جنبش سبز اكنون در زندان نبودند پيش بيني تان درباره آخرين مواضع آنها چه بود ؟ آيا فکر می کنید تغييري در ديدگاه شان ايجاد شده بود ؟
قطعا هيچ تغييري در مواضع رهبران جنبش سبز ايجاد نشده است. صحت مواضع آنها حتي براي دشمنان شان ثابت شده است. رهبران جنبش نشان داده اند كه كينه توز نيستند متعصب و خودسر نيستند، حق پذيرند و منطقي عمل مي كنند و قاطع بر مواضع برحق خود ايستاده اند. هرگز بر سر منافع مردم و منافع ملي معامله نكرده اند و نخواهند كرد. البته سخن از آشتي ملي و انتخابات آزاد تا هنگامي كه روندها و روش ها عوض نشده رهبران جنبش در زندان هستند و اجازه فعاليت آزادانه ندارند بي معني است .
رهبران جنبش بارها اعلام كرده اند كه خواستار همبستگي ملي هستند و با كسي دشمني ندارند حتي با آنهايي كه به آنها ظلم كرده اند، اما تاكيد كرده اند كه اعتماد مردم سرمايه آنهاست نه مناصب و قدرت. تاكيد كرده اند كه همبستگي ملي، آشتي ملي از طريق بده و بستانهاي قدرت طلبانه در پشت درهاي بسته و در دالانهاي تاريك اتفاق نمي افتد. يك فرايند معیني دارد. زندانيان را آزاد كنيد، به جنايتهاي صورت گرفته رسيدگي كنید، فضاي امنيتي و سركوب موجود را تغيير دهيد به احزاب و مطبوعات اجازه فعاليت آزادانه بدهيد. بدين ترتيب به تدريج فضا آماده مي شود تا امكان گفتگوي شفاف و سازنده وجود داشته باشد .
اكنون اختلافات داخلي درون حاکمیت بيش از هر زمان ديگري مشهود شده است در اين باره شما چه نظري داريد ؟ اين موضوع چه رابطه اي با جنبش سبز مي تواند داشته باشد ؟
عده اي قدرت طلب و بي بصيرت بر سر غصب حق تعيين سرنوشت مردم با يكديگر متحد شدند و در انتخابات تقلب سازمان يافته كردند، از دين و اعتقادات مردم سو استفاده كردند، دروغ گفتند با جن گيران و رمالان و راويان خرافه هم پيمان شدند، به نام عدالت و مبارزه با فساد، اموال عمومي را به يغما بردند، معترضان مسالمت جو از پير و جوانان، زن و مرد، دانشجو كارگر و معلم را سركوب و شكنجه كردند و اكنون بر سر غنائم و توزيع منافع و قدرت با يكديگر اختلاف پيدا كرده اند. اختلاف آنها با يكديگر بر سر انحصار قدرت و ثروت است در صورتي كه اختلاف مردم با آنها بر سر چگونه حكومت كردن است بر سر حقوق شهروندي و امنيت فردي و اجتماعي است. چهره ي هر دو طرف براي مردم افشا شده است و ان شالله بيشتر هم افشا خواهد شد .
وظيفه ما آگاهي بخشي است نه موضع منتهي به نفع يكي و عليه ديگري. متفرعنين بايد توبه كنند، از مردم عذر خواهي و طلب بخشش كنند .
اكنون بيش از هر زمان ديگري منتقدان سركوب و زنداني مي شوند و به قول عده اي حتي مردگان هم در مراسم تشييع جنازه شان امنيت و حرمت ندارند شما اين شرايط را چگونه تحليل مي كنيد و علت را در چه می بینید؟
در كشوري كه امنيت ملي را بنا به اميال و منافع صاحبان قدرت تعريف مي كنند، هيچ منتقد و معترضي امنيت ندارد و واژه امنيت و منافع ملي تبديل به ابزاري براي سركوب مخالفان مي شود. امنيت و عدالت ظالمانه از افرادي كه جز به بيان حقايق اكتفا كرده اند دريغ شده است به آنها توهين شده، آنها را زنداني كردند، جوانان را در خيابانها كشتند و يا زنداني كردند .
در مقابل اين همه جنايت چه كرديد؟ اجازه نمي دهيد تشييع جنازه يك فرد مومن و ملي برگزار شود. دختر او را در حين مراسم پدر مورد حمله قرار مي دهيد و شهيد مي شود، چگونه و با چه معياري از امنيت براي منتقدان صحبت مي كنيد؟ چه كسي اين حرفها را باور مي كند؟ اين امنيتي كه از آن صحبت مي كنيد، امنيت براي آحاد مردم و مخالفان نيست، براي دوستان نزديك و دور است. امنيت براي فجايع و سلب حقوق قانوني مردم است .
مخالفان جنبش سبز دايما بر اين نكته پاي فشاري مي كنند كه جنبش سبز پايان يافته است و دليل آن را هم نبودن مردم در خيابان ها عنوان مي كنند در اين باره چه عقيده اي داريد ؟ آيا الزما نبودن مردم در خيابانها پايان جنبش سبز است ؟
-اگر مطالبات بر حق مردم غائله است و ختم شده است چرا اجازه نمي دهند يك بار براي هميشه اين امر به همه ثابت شود . اجازه يك راهپيمايي مسالمت آميز بدهند با اين همه ادعاي شجاعت چرا اين قدر مي ترسند .مميزي و مصداق شجاعت مواجهه با واقعيت است.
اما مخالفان جنبش سبز همواره در رسانه هايشان واقعيت را به گونه ديگري جلوه مي دهند و سعي مي كنند افكار عمومي را با خود همراه كنند مي خواهم بدانم آنها از اين اعمال چه قصدي دارند ؟
آنها به جاي اتخاذ مواضع فراجناحي، سخنگوي يك جناح مي شوند، در غياب رقيب، بي پروا با انحصار همه مجاري اطلاع رساني و صدا و سيمايي كه ملك شخصي آنها تلقي مي شود رقيب را به بي تقوايي متهم مي كنند . هر چه را كه بوي خواست و اراده مردم را دارد از جمله دوم خرداد و 22 خرداد را حاصل برنامه هاي ده ساله دشمن تلقي مي كنند و اسم اين عمل خود را هم تقوا مي گذراند. اقتدارگرايان همان گونه كه كاركرد نهادها را تغيير داده اند معناي واژه هايي مثل كرامت انسان، آزادي، عدالت ، اخلاق و تقوا را هم تغيير داده اند.
از هم اكنون و با توجه به انتخابات پيش روي مجلس در ميان مردم بحث انتخابات و حق تعيين سرنوشت افراد و شركت كردن و يا نكردن در اين انتخابات مطرح است در اين باره شما چه نظري داريد ؟
خواست جنبش سبز تحقق حق تعيين سرنوشت مردم است. يكي از بنيادهاي بسيار مهم جنبش كه رهبران به آن تاكيد خاص دارند تنوع و تكثر جنبش است. بدون ترديد آنچه در جنبش مورد توافق همگاني است حق تعيين سرنوشت و رعايت حقوق بنیادین است .
راهكار تحقق حق تعيين سرنوشت بشر انتخابات است . البته انتخابات آزاد ، منصفانه و سالم. به همين جهت تاكيد بر انتخابات براي همه اهميت ويژه اي دارد، شايد بتوان گفت انتخابات براي ما هم استراتژي است هم تاكتيك. انتخابات آزاد و سالم به عنوان مناسب ترين، مسالمت آميز ترين و كم هزينه ترين روش براي پايان دادن به معضل استبداد و گذار بدون خشونت به دمكراسي و تحقق مشاركت مردم در امور كشور براي جنبش سبز استراتژي است و در شرايط فقدان چنين زمينه اي براي افشاي ماهيت برگزار كنندگان يك انتخابات دروغين و مشروعيت زدايي هر چه بيشتر از حاكمان مستبدي كه مي كوشند بنابر مصلحت روز چهره خود را با انتخابات نمايشي بزک کنديك تاكتيك است .
لذا به نظر مي رسد نه مشاركت مطلق و بي قيد شرط توجيه دارد و نه عدم مشاركت مطلق و بي قيد و شرط .
كنشگر سياسي در يك جامعه فعال و ملتهب با اعلام از پيش عدم مشاركت مطلق، خود را از فرصت و امكاناتي كه احتمالا فضاي سياسي انتخابات در اختيار او قرار مي دهد محروم نمي كند. در ضمن نمي تواند براي مشاركت خود شروط معين كند كه نهايتا به پذيرش ساختارهاي غير منصفانه و ناسالم انتخابات شود. لذا نگاه ما بايد نگاهي فرايندي باشد و نه ناظر به شروط جويي و موردي مثل تاييد صلاحيت اين فرد و يا اين گروه .
دقيقا منظورتان از نگاه فرايندي چيست؟ لطفا بيشتر توضيح دهيد ؟
شايد يكي از راه ها اين باشد كه معيارهاي انتخابات آزاد، منصفانه و سالم را مشخص كنيم و بر آن پافشاري كنيم. ما با حكومتي سر و كار داريم كه بديهي ترين حقوق انساني را رعايت نمي كند. با آن سابقه تقلب و سركوب و قانون شكني چگونه مي توان براي برگزاري انتخابات آزاد و سالم به آنها اعتماد كرد؟ حكومتي كه هنوز اين ميزان زنداني معترض به نتايج انتخابات دارد. دو نامزد معترض به انتخابات كه با سابقه ترين چهره هاي سياسي كشور محسوب مي شوند هنوز در زندان هستند. چگونه انتظار دارند مردم به آنها اعتماد كنند؟ مشكل از خود حكومت است نه از جنبش سبز و نه از رهبران آن. اول بايد اعتماد مردم را جلب كرد با آزاد كردن زندانيان، يا آزاد كردن رهبران جنبش، با آزاد گذاشتن احزاب و مطبوعات و قطعا با حذف نظارت استصوابي. آزمون22 خرداد بزنگاه ديگري است كه نشان خواهد داد حكومت معترضاني را كه خواسته هاي خود را به مسالمت آميز ترين شكل ممكن نشان مي دهند آيا تحمل مي كند. به نظر من انتخابات هم براي جنبش آزمون مهمي است همه ما بايد با اجتناب از يك جانبه نگري، التهاب و ارزيابي هاي عجولانه، تندروي يا كندروي، رعايت همه جوانب مساله را به بحث بگذاريم و سعي كنيم تا حد ممكن و به صورت دمكراتيك اجماع سازي كنيم. شوراي هماهنگي راه سبز اميد هم بايد فعالانه با اين بحث برخورد كند و پس از خرداد ماه تحليلي را براي طرح و نقد ارايه كند.