چکیده : کمی به عقبتر برگردید کردان را به خاطر آورید. او در طول دوران اصلاحات مسئولیت پشتیبانی مالی اکثر توطئهها و فتنهها علیه اصلاح طلبان را بر عهده داشت. در دوره اصلاحات او معاون اداری مالی آقای لاریجانی در صدا و سیما بود. در جریان تحقیق و تفحص مجلس ششم از صدا و سیما، تنها در بررسی پنج شماره حساب متعلق به معاونت اداری مالی صدا وسیما مشخص شد بیش از پانصد میلیارد تومان بدون سند هزینه شده است. او به اعتراف خود پشتیبانی مالی اصول گرایان را در انتخابات مجلس برعهده داشت و معلوم است این پشتیبانی مالی از محل چه بودجهای تأمین میشده است. در ماجرای کارناوال عصر عاشورا که با همکاری معاونت سینمایی وزارت ارشاد به مسئولیت ضرغامی و صدا و سیما به مدیریت لا ریجانی انجام گرفت، نام او در کنار نام این دو شنیده شد. یعنی اینکه تهیه این فیلم با ضرغامی و در معاونت سینمایی وزارت ارشاد بود و بودجه تکثیر آن در تیراژ میلیونها سی دی و توزیع آن در سراسر کشور با کردان. چند سال بیشتر نگذشت، کردان نتیجه اعمال خود را دید.
کلمه- علی محمد شمس:
پدیدهها را میتوان علمی، فلسفی وعلمی دید و تحلیل کرد. هیچ یک از این نگاهها و تحلیلها غلط نیست. باید دید ما در پی چه چیز هستیم. اگر در پی تصرف در پدیدهها و به کار گیری آنها در خدمت راحتتر زندگی کردن هستیم، باید با نگاهی علمی به پدیدهها بنگریم، اگر در پی کشف روابط وجودی میان پدیدههای جهان هستیم تا جهان را بشناسیم باید به پدیدهها با نگاهی فلسفی بنگریم و اگر فراتر از کشف روابط وجودی میان پدیدهها، در پی سعادت و کمال هستیم باید به آنها با نگاهی دینی بنگریم. مقصود من از دینی نگاه کردن یعنی توحیدی دیدن هر چیز، دیدن هر چیز در ربط با خداوند، دیدن تجلی اراده خداوند در هر چیز و از آن آثار وجود، اراده، قدرت و… الهی را فهمیدن.
نگاه قرآن و کتابهای مقدس به جهان، چنین نگاهی است.
تاریخ را نیز میتوان با نگاههای مختلف خواند. در نگاه دینی تاریخ، به ویژه تاریخ انبیاء یا تاریخ مقدس بسط حقیقت الهی است. یعنی این حقیقت خداوند است که در تاریخ مقدس منکشف میشود و ظهور میکند. در این نگاه تاریخ به عنوان بخشی از جهان:
اولاً هدفمند است، همان گونه که جهان هستی به عنوان مخلوق خداوند حکیم دانا، هدفدار و غایتمند است. جهان نسبت به آنچه رخ میدهد لاشعور و بیتفاوت نیست، تاریخ نیز چنین است. به قول مولوی:
این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا
فعل تو کان زاید از جان و تنت همچو فرزندی بگیرد دامنت
ثانیاً مانند همه جهان هستی مقهور اراده خداوند متعال است و هیچ ارادهای برتر از اراده او نیست و به قول مولوی تدبیر بندگان هرگز مانع تقدیر او نخواهد بود
شخص مؤمن با این نگاه به تاریخ و جامعه اراده خداوند را در تحولات اجتماعی و تاریخی برتر از همه ارادهها مییابد. کسی که بتواند در درون خود این نگاه را به یک ایمان تبدیل کند، وضعیتهای سیاسی و اجتماعی ظالمانه را ایستا و دائمی نمیبیند. چنین کسی نه فراز و فرود تحولات، او را ناامید و مأیوس میکند و نه سلطه زورمداران ریاکار را دائمی میبیند.
قصد من از این نوشتار، طرح بحثی تئوریک نیست. مقصودم از بیان این مقدمه آن بود که یک بار با این نگاه به حوادث دور و بر خود در یکی دو سال اخیر بنگریم، شاید بتوانیم آثار حکمت و قدرت چیره ناپذیر خداوند در زندگی روزمره خود به روشنی ببینیم و به غلبه تقدیر او بر تدبیر کسانی که قدرت خود را مطلقه و جاودانی میبینند، ایمان بیاوریم و در نتیجه با امید و اشتیاق بیشتری به آینده بنگریم.
در مراسم مربوط به رحلت امام آقای احمدینژاد سخنرانی داشت. سایتهای خبری از شعارهایی که علیه او و مشائی داده شد نوشتند. این شعارها آن چنان آشکار بود که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نتوانست آن را سانسور کند و یا نخواست سانسور کند تا به احمدینژاد را خوب شیر فهم کرده باشد. اینکه صدا و سیما چه قصدی داشت مهم نیست، مهم این است که درست یکسال پیش در همین زمان و در همین مکان اتفاق دیگری رخ داد. آن زمان احمدینژاد در اوج بود. معجزه هزاره سوم شمرده میشد، دکتر همه چیز را میدانست، ارزشی بود و شجاع. خالصترین و انقلابیترین کابینه و یاران را داشت و نزدیکترین دیدگاه را به رهبری و دولتش کارآمد بود و بهترین دولت تاریخ ایران. از این رودر آن سخنرانی هرچه بود و هرچه دیدیم تأیید بود و تشویق و تجلیل.
در سال گذشته در همین مکان و در همین زمان، صحنه دیگری را نیز شاهد بودیم. عوامل بسیج شده حزب پادگانی در حرکتی سازمان یافته و به اشاره انگشت مبارک در سخنرانی حجت الاسلام آقای سید حسن خمینی حضور یافته و علیه وی شعار دادند. در آن روز آقای احمدی نژاد و مشائی و یارانشان از این حرکت دست افشانی میکردند و شعارشان این بود که انقلاب باید از ناخالصیها تصفیه شود. طرفدارانش میگفتند سید حسن نوه امام نیست، بلکه سید حسن نصرالله نوه امام است. اگر در آن زمان کسی میگفت روزی خواهد رسید همین شعارها علیه آقای احمدینژاد و مشائی داده خواهد شد، خوشبینترین افراد نیز نمیتوانست باور کند آن روز یک سال بعد در همین مکان فرا خواهد رسید. اما آن روز فرارسید. در حین سخنرانی احمدینژاد جمعیتی که برخلاف گذشته از چندهزار نفر تجاوز نمیکردند، علیه او و مشائی شعار دادند. احمدینژاد که اکنون چند هفته ایست به خوبی فهمیده است برخلاف آنچه ادعا میکرد ایران چندان هم آزادترین کشور دنیا نیست، در برابر شعارهایی که علیه وی داده میشد، خطاب به فردی که هیچ کس نفهمید که بود، گفت آقای رئیس نوبت شما هم میرسد. شاید تنها حرف راستی که ملت تا کنون از احمدینژاد شنیده است همین باشد: «آقای رئیس نوبت شما هم میرسد»
در این چند سال این تنها درس عبرتی نیست که زمانه خیلی زود به ما داده است. آقای مشائی را به خاطر آورید که چگونه در سالهای گذشته علیه منتقدان دولت هر چه خواست کرد. تهمتها و اتهامها و پرده دریهای احمدینژاد علیه مخالفان را او طراحی و تنظیم میکرد. حتی دوستان احمدینژاد که تسلیم زیاده خواهیها و قدرت طلبیهای او نمیشدند از تیغ کینه و توطئه او در امان نبودند. چندین وزیر در دولت احمدینژاد تنها به علت عدم تبعیت از او با تحقیر حذف شدند. امروز مشائی را ببینید که چگونه گرفتار اتهامهای راست و دروغ و حملات بیامانی از جنس همان حملاتی شده است که خود علیه دیگران طراحی میکرد.
کمی به عقبتر برگردید کردان را به خاطر آورید. او در طول دوران اصلاحات مسئولیت پشتیبانی مالی اکثر توطئهها و فتنهها علیه اصلاح طلبان را بر عهده داشت. در دوره اصلاحات او معاون اداری مالی آقای لاریجانی در صدا و سیما بود. در جریان تحقیق و تفحص مجلس ششم از صدا و سیما، تنها در بررسی پنج شماره حساب متعلق به معاونت اداری مالی صدا وسیما مشخص شد بیش از پانصد میلیارد تومان بدون سند هزینه شده است. او به اعتراف خود پشتیبانی مالی اصول گرایان را در انتخابات مجلس برعهده داشت و معلوم است این پشتیبانی مالی از محل چه بودجهای تأمین میشده است. در ماجرای کارناوال عصر عاشورا که با همکاری معاونت سینمایی وزارت ارشاد به مسئولیت ضرغامی و صدا و سیما به مدیریت لا ریجانی انجام گرفت، نام او در کنار نام این دو شنیده شد. یعنی اینکه تهیه این فیلم با ضرغامی و در معاونت سینمایی وزارت ارشاد بود و بودجه تکثیر آن در تیراژ میلیونها سی دی و توزیع آن در سراسر کشور با کردان. چند سال بیشتر نگذشت، کردان نتیجه اعمال خود را دید. گمان ندارم در تاریخ سی ساله انقلاب مدیری این چنین … از کار برکنار شده باشد.
این جهان کوه است و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صدا.
ماجرای عصر عاشورا علیه خاتمی سامان یافته بود. امروز بنگرید که خاتمی در قلبها چه جایگاهی دارد و کردان … .
از این نمونهها بسیار است. به سرنوشت پایان نیافته مرتضوی بنگرید، مردی که روزی به حمایت و تأیید انگشت مبارک چه جنایتها کرد و چه داغها بر دل مادران و پدران گذاشت. در کریدورهای زندان در برابر دانشجویان مظلوم شکنجه شده چه قهقههها سر میداد و امروز او بیآبر و منفور، متهم به جنایت کهریزک، روی دست مبارک مانده است.
این سنت الهی همچنان پابرجاست «و لن تجد لسنة الله تبدیلا» اگر به این سنت ایمان داشته باشیم و تاریخ و سیر تحولات اجتماعی را در پرتو این سنت باور کنیم، یقین خواهیم کرد، تفرعن و تکبر امروز همیشگی نخواهد بود و دور نخواهد بود روزی که آمران و حامیان و صاحبان دستهای مبارک، گرفتار اعمال خود شوند و آنچه با دیگران کردند به چشم ببینند. البته ما نه برای چنین فرجامی روزشماری میکنیم و نه از چنین فرجامی خوشنود میشویم. ما آرزو میکنیم پیش از آنکه به چنین سرنوشتی دچار شوند به خود آیند و سنت الهی را باور کنند و از این تجربهها درس عبر بگیرند.