شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» گفت و گو با پدر ميثم عبادي، جوانترين شهيد جنبش سبز:

» مي خواهيم بدانيم چه كسي فرزندم راكشته

چهارشنبه, 18 می, 2011

چکیده : سر من به خيابان رفت و به خاطر اعتراض به يك بسيجي كه مردم را كتك مي زد كشته شد. من و مادرش چطور مي توانيم اين مساله را قبول كنيم .هنوز وقتي به بهشت زهرا مي رويم ناباورانه به قبرش خيره مي شويم و مي پرسيم آخر چرا ؟ كسي هم نيست كه پاسخ ما را بدهد؟


با وجود گذشت نزديك به دوسال از شهادت ميثم عبادي، جوانترين شهيد جنبش سبز كه 24 خرداد ماه سال 88 در يكي از تجمع هاي اعتراضي پس از انتخابات به شهادت رسيد، هنوز خانواده وي درباره پرونده كشته شدن او به هيچ نتيجه اي نرسيده اند . هربار پرونده اين شهيد به شعبه جديدي از دادسراي جنايي منتقل مي شود اما مسوولان تاكنون براي رسيدگي قضايي به اين پرونده و معرفي ضارب او هيچ اقدامي نكرده اند . خبرنگار کلمه درباره آخرين وضعيت پرونده اين شهيد جنبش سبز با اصغر عبادي، پدر ميثم گفتگويي در خانه كوچك شان در شهرك كيانشهر تهران انجام داده .خانه اي كه در هر گوشه اش عكس ميثم به ديوار است . نوجواني 16 ساله كه در عكسهايش حتي كمتر از اين سن به نظر مي رسد میثم عبادی، ۲۴ خرداد ماه سال 88 مورد اصابت گلوله قرار گرفت ،میثم کارگری بود که برای کمک به خانواده اش از چهارده سالگی در یک کارگاه خیاطی کار می کرد، اين روزها و بعد از گذشت دو سال هنوز خانواده ميثم با لباس مشكي بر تن ناباورانه به سوگ اين جوان نشسته اند :

آقاي عبادي ! از آخرين پي گيريهايتان بگوييد؟ آيا ضارب يا ضاربان ميثم سرانجام معرفي و مجازات شدند ؟

هيمن چند روز پيش براي پي گيري پرونده به دادگاه جنايي مراجعه كردم. پرونده كشته شدن ميثم بازهم به شعبه جديدي منتقل شده است. اين بار گفتند پرونده را به شعبه سه دادگاه جنايي فرستاده اند ، يعني شعبه سوم بازپرسي ويژه قتل .

مسوولان اين شعبه درباره آخرين وضع پرونده به شما چه گفتند ؟

راستش هيچي. من متوجه شده ام كه آنها نمي خواهند قاتل را مجازات يا معرفي كنند. همان زمان كه ميثم كشته شد يك بسيجي را به عنوان ضاربش دستگير كردند و هفت هشت ماهي هم زندان بود اما آزادش كردند. وقتي قاتل را آزاد مي كنند، ديگر چه انتظاري مي توانيم داشته باشيم .الان به من مي گويند پرونده پسرتان را آگاهي به ما ارجاع نمي دهد و گفتند خودت برو و پرونده را بياور. وقتي به آنجا هم مراجعه كردم گفتند پرونده را به شما نمي دهيم قاضي خودش بايد پرونده را بخواهد ،.يعني مدام ما را به جاهاي مختلف مي فرستند اين بار حتي در دادگاه داد و فرياد كردم و خواستم پاسخم را بدهند ولي الان ديگر مي دانم قصد رسيدگي به اين پرونده ها را ندارند .

آقاي عبادي شما چه خواسته اي از مسوولان قضايي داريد ؟

ما فقط يك درخواست داريم بفهميم قاتل پسرم كيست؟ بايد آنها قاتل را به ما معرفي كنند ما بايد بالاخره بدانيم چه كسي اين بچه را كشته است بسيج ، سپاه ما به عنوان خانواده اين حق را نداريم يعني ؟ اما فعلا كه ما را مدام سر مي دوانند .

ضمن صحبت هايتان گفتيد ابتداي شهادت ميثم كسي را به عنوان قاتلش دستگير و بعد آزاد كردند اين فرد چه كسي بود ؟

به ما گفتند که یک بسيجي را به نام محمد دستگير كرده اند و او ضارب ميثم است و گلوله را مستقيم به شكم پسرم شليك كرده ، چند ماهي هم نگهش داشتند اما بعد رهايش كردند .ما هيچ وقت نفهميديم چرا آزادش كردند و اصلا چه شد؟ آن موقع ها پرونده در شعبه يك بازپرسي بود و قاضي پرونده هم كسي به نام شاملو بود و انصافا قاضي خوبي هم بود اما او از آنجا رفت يا نمي دانم بركنارش كردند بعد هم كه همان محمد بيسجي را آزاد كردند .اين قاضي چند بار به من گفت وقتی كه پسر 15 ساله اينجا به من دستور مي دهد چه كنم ؟ منظورش همين بسيجي ها بودند .به هر جا مي روم به من مي گويند دولت بايد بخواهد به اين مساله رسيدگي كند چون دولت مقصر بوده است. پسر من در خيابان گلوله خورده و اين دستور توسط دولت صادر شده است .

وكيل پرونده تان چه اقدام هايي دراين زمينه كرده است ؟

وكيل مان خانم نسرين ستوده هم ماه هاست بازداشت شده و در زندان است. يك ماهي مي شد كه وكالت اين پرونده را پذيرفته بودند كه دستگير و زنداني شدند. ايشان پي گيري پرونده ميثم را آغاز كرده بودند كه بازداشت شان مانع انجام فعاليتهاي بيشتر شد .ما الان نگران ايشان هم هستيم .مي دانيم همين فعاليت براي ما و امثال ما موجب بازداشت ايشان شده است و اكنون فرزندان كوچك شان ماه هاست مادرشان را نديده اند از اين بابت هم واقعا ناراحتيم . ولي مگر پسر 16 ساله من چه گناهي كرده بود ؟ فعلا هم كه وكيلي نداريم .

آقاي عبادي هنوز بعد از گذشت دو سال سياه پوشيده ايد و داغداريد در اين مدت بر شما چه گذشته است ؟

باور كنيد ما هنوز بعد از دو سال داغداريم و اين داغ برايمان تازه است. اصلا نمي توانم نحوه كشته شدن پسرم را فراموش كنم، پسر من به خيابان رفت و به خاطر اعتراض به يك بسيجي كه مردم را كتك مي زد كشته شد. من و مادرش چطور مي توانيم اين مساله را قبول كنيم .هنوز وقتي به بهشت زهرا مي رويم ناباورانه به قبرش خيره مي شويم و مي پرسيم آخر چرا ؟ كسي هم نيست كه پاسخ ما را بدهد ؟

ميثم در كدام قطعه به خاك سپرده شده است ؟

قطعه 256 رديف 131 شماره 31 هر هفته هنوز به بهشت زهرا مي رويم .

از نهادهاي دولتي كسي به سراغ شما نيامده است ؟

خير همان ابتدا يك بار از هلال احمر آمدند و يك بار هم از بنياد شهيد و كارت خانواده شهيد به ما دادند. كارتي كه نمي دانم بايد با آن چه كنم، پسر من كشته شده است و من مي خواهم قاتلش را به ما معرفي كنند پسر من به درد خدا نرفته بلكه در خيابان و در روز روشن گلوله خورده است .