شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» با واعظان بگویید، دیگر سخن نگویند…

پنج‌شنبه, 31 مارس, 2011

چکیده : به مرثیه خوانانی که از ستمی که بر پیشوایان دین به هنگام تشییع و خاکسپاری شان رفت آواز سر می دهند بگویید دیگر لازم نیست حنجره های خود بدرند که ما آن را در هنگام دفن هر یک از عزیزانمان در بهشت زهرا شاهد بوده ایم. به آنانی که سیاهچال های بنی عباس را به تصویر می کشند بگویید که ما کاظم خود را در غل و زنجیر دیده ایم. دیده ایم


کلمه: داستان تلخی است که در آن زندگی می کنیم. تاریخ سیاهی است که تجربه می کنیم. روزگار تباهی که در آن انقلابی به نام خدا آغاز شد، و سرانجام به دامان هرآنچه ضدخداست اوفتاد.

به خطیبانی که برایمان از قصه  پرغصه ی  انحراف انقلاب پیامبر (ص) می گویند بگویید دیگر برای ترسیم آن روزگار خیانت پیشه به خود زحمت ندهند، که ما تکرار آن مرارت ها را به چشم خود دیده ایم. به آنانی که بر سر منابر، مظلومیت امامان شیعه را در حیات و مماتشان فریاد می زنند بگویید ما مظلومیت انسان های آزاده ای که جز ایستادگی در برابر امپراتوری دروغ گناهی نداشتند را چشیده ایم. به مرثیه خوانانی که از ستمی که بر پیشوایان دین به هنگام تشییع و خاکسپاری شان رفت آواز سر می دهند بگویید دیگر لازم نیست حنجره های خود بدرند که ما آن را در هنگام دفن هر یک از عزیزانمان در بهشت زهرا شاهد بوده ایم. به آنانی که سیاهچال های بنی عباس را به تصویر می کشند بگویید که ما کاظم خود را در غل و زنجیر دیده ایم.

آری! ما شعب ابی طالب، هجرت به حبشه، سقیفه ی بنی ساعده، صحرای ربذه، خانه نشینی علی، مظلومیت حسن، شهادت حسین، تنهایی مسلم، اسارت زینب، سکوت رضا، حبس عسگری، سب خاندان پیامبر بر منابر، مکر معاویه، سفاکی یزید، حشمت میان تهی هارون، دسیسه چینی مأمون، و حاکمیت زر و زور و تزویر همة ظالمان تاریخ را زندگی کرده ایم. با واعظان بگویید که دیگر سخن نگویند، چه، دیگر به سخنشان نیازی نیست.