شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» ابراز نگرانی همسر احمد حکیمی‌پور درباره وضعیت این زندانی سیاسی

یکشنبه, 27 فوریه, 2011

چکیده : احمد حکیمی‌پور، رئیس دوره‌ای شورای هماهنگی جبهه‌ی اصلاحات که شب قبل از راه‌پیمایی 25 بهمن بازداشت شد، در اولین تماس با منزل از زندان، دچار گرفتگی صدا و تکلم بریده بریده بود. همسر وی در این باره گفت که وی قبلاً نیز در اثر عوارض شیمیایی ناشی از جانبازی دچار این وضعیت با درصد خفیفی می‌شد و بلافاصله به بیمارستان انتقال می‌یافت و مورد معالجه قرار می‌گرفت تا به حالت عادی برگردد.


دکتر احمد حکیمی‌پور؛ رئیس دوره‌ای شورای هماهنگی جبهه‌ی اصلاحات روز شنبه مصادف با 7 اسفند با منزل خود تماس گرفت.

بر اساس خبرهای رسیده به کلمه، وی که در شب 24 بهمن (یک روز قبل از راه‌پیمایی 25 بهمن) در ساعت 21 شب و به طور غیرقانونی بازداشت شده، در تماس با منزلش دچار گرفتگی صدا و تکلم بریده بریده بود.

همسر وی در این باره گفت: حکیمی‌پور برای بیان یک جمله کوتاه چند بار دچار ایست زبانی می‌شد و وقتی علت این اختلال زبانی و لکنت را پرسیدم به سختی گفت دچار سرماخوردگی شدید هستم.

خانم خدیجه کریمی ضمن ابراز نگرانی خود از وضعیت جسمانی و روحی همسرش گفت: وی قبلاً نیز در اثر عوارض شیمیایی ناشی از جانبازی دچار این وضعیت با درصد خفیفی می‌شد و بلافاصله به بیمارستان انتقال می‌یافت و مورد معالجه قرار می‌گرفت تا به حالت عادی برگردد.

همسر حکیمی‌پور افزود: ایشان همواره از وضعیت نامساعد جسمی و روحی که ترکش‌های آن را از سال‌های دفاع مقدس به یادگار دارد و آن را یادگار ماندگار می‌داند، رنج می‌برد و نیازی به آزار مضاعف وی در این سال‌ها نمی‌باشد.

خانم کریمی تصریح کرد: ما همواره از قبیله‌ی داغدیده‌ و رنج کشیده‌ایم و بر این خصیصه‌ی خود می‌بالیم، اما عده‌ای نیز همیشه از گروه ندویده‌ها و به مقصد رسیده‌ها و سواران سمند قدرت هستند و هزینه‌ای نیز در این 32 متحمل نشده‌اند.

وی در پایان گفت: تکیه کلام همیشگی دکتر این است: «کوه با نخستین سنگ ساخته می‌شود و انسان با نخستین درد» و ای کوه درد، نستوه باشی و سربلند!

دکتر احمد حکیمی‌پور علاوه بر ریاست دوره‌ای شورای هماهنگی جبهه‌ی اصلاحات، دبیر کل حزب اراده‌ی ملت ایران(حاما) و موسس و بنیانگذار باشگاه فرهنگی- ورزشی «آذربایجان» است که به همراه کامپیوتر شخصی، مدارک و تعدادی از کتاب‌هایش به زندان اوین منتقل شده و روزهای آشفته و بلاتکلیفی‌اش را مانند دیگر همسلکانش سپری می‌کند.