سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » چگونه اجرای بدون تنازل قانون اساسی موجب رفع استبداد می شود؟...

چگونه اجرای بدون تنازل قانون اساسی موجب رفع استبداد می شود؟

چکیده :متاسفانه فصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی که مربوط به حقوق ملت است در شرایط کنونی کاملا به کناری نهاده شده، ولی همین فصل سوم است که اجرای آن به معنی رفع فوری استبداد و نظامی گری در کشور خواهد بود. ولی...


کلمه- حامد مفیدی: هم‌اکنون که نزدیک به 2 سال از حرکت جنبش سبز می گذرد، آنچه بسیاری  به آن معتقدند نیاز به اصلاح قانون اساسی در کشور برای جلوگیری از سوء‌استفاده مجدد مستبدان  است ولی در همین هنگام منشور نسخه جدید جنبش سبز در قدم اول پیشنهاد اجرای بدون تنازل قانون اساسی را به حاکمان فعلی می‌دهد.

نقدهایی از طرف همراهان جوانتر و پرانرژی تر جنبش به این بند وارد شده است. این مقاله سعی در بررسی این قسمت خاص از منشور جنبش را دارد.

متاسفانه فصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی  که مربوط به حقوق ملت است در  شرایط کنونی کاملا به کناری نهاده شده، ولی همین فصل سوم است که اجرای آن به معنی  رفع فوری استبداد و نظامی گری در کشور خواهد بود. ولی چگونه؟

تنها این اصول را بخوانید تا ببینید قانون اساسی فعلی چگونه توسطاستبداد در حال لگد مال شدن است:

بخشی از اصل ۹

هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.

اصل ۲۳ – منع تفتیش عقاید

تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ‌کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‏ای مورد تعرض و موُاخذه قرار دارد.

اصل ۲۷

تشکیل اجتماعات و راه‏پیمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.‏‏

اصل ۳۵

در همه دادگاه‏ها طرفین دعوی حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد

اصل ۳۷ – اصل برائت

اصل، برائت است و هیچ‌کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.

اصل ۳۸ – منع شکنجه

هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود.

اصل ۳۹

هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.

آیا این قوانین در حال اجراست؟ مسلماً با اجرای چنین قوانینی اهرمهای فیزیکی در دست دولت کنونی یک به یک خواهد شکست و مردم با پیدا کردن حقوق خود باعث سقوط استبداد و بازگشت به  آرمانهای تدوین کنندگان  قانون اساسی خواهند شد.  این اصول رازهای نهفته قانون اساسی هستند که  آزادیخواهان در سال  ۵۷ و  ۵۸  در این قانون برای ما به ودیعه گذاشته شدند تا هرگز روی استبداد را دوباره نبینیم.


23 پاسخ به “چگونه اجرای بدون تنازل قانون اساسی موجب رفع استبداد می شود؟”

  1. آزاده گفت:

    این قانون را که خود حکومت کودتا قبول ندارد

  2. ناشناس گفت:

    ……..از ولایت فقیه هم بنویسید…..نترسید

  3. شبیر شیدا گفت:

    نویسنده گرامی به اصولی از قانون اساسی استناد کرده اند که بر حقوق مردم تاکید دارند. در عین حال به اصول دیگری از قانون اساسی که بطور مستقیم یا غیر مستقیم بر خلاف حقوق بنیادین بشر، حق حاکمیت مردم و حقوق شناخته شده مدنی هستند، توجه ننموده اند. تنها به یک نمونه از این اصول در اینجا اشاره می شود:

    «فصل اول، اصل چهارم ـ کلیه قوانین و مقررات مدنی‌، جزائی‌، مالی‌، اقتصادی‌،اداری‌، فرهنگی‌، نظامی‌، سیاسی و غیر اینها باید براساس موازین‌اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی‌و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر برعهده‌فقهای شورای نگهبان است‌.»

    این اصل به روشنی راه را بر سو استفاده از نهاد قانونگزاری باز نموده است. از آنجا که تفاسیر مختلفی از «موازین اسلامی» موجود است و عمده فقها و مراجع تقلید شیعه دیدگاهی کاملا رادیکال در این زمینه دارند، تفسیر به رای این اصل از قانون اساسی و حاکم بودن آن بر تمام اصول دیگر باعث می شود که احقاق آزادی های مدنی (برای نمونه برابری حقوقی زنان و مردان) در عمل غیر ممکن شود. همچنین به اتکا همین اصل است که حکومت جمهوری اسلامی به راحتی از اجرای اصول مربوط به فصل سوم خود داری می کند.

  4. ایرانی گفت:

    قابل توجه شورای به اصطلاح نگهبان

  5. کاوه آهنگر سبز گفت:

    کلمه میدونم که این کامنتو سانسور میکنی ولی میگم که بدونین.

    تا وقتی ولایت فقیه تو قانون اساسی داریم استبداد پابرجاست من مطمئنم میر سبزمون هم به این نتیجه رسیده. به شعارهای مردم تو 25 بهمن و یک اسفند دقت کنین.

    یا حسین میرحسین

  6. رضا گفت:

    با تشکر از ارجاع نویسنده محترم به قانون اساسی و نشان دادن ظرفیتهای موجود برای اصلاح جامعه. در این رابطه من هم اعتقاد دارم که دیر یا زود در ساختار مدیریتی جامعه تحولاتی اتفاق میافتد. اما نباید تجربه انقلاب ۵۷ اتفاق بیافتد که همه انرژی جامعه صرف سرنگونی شاه شد بدون اینکه چندان به سیستم جایگزین و شرایط بعد از سقوط شاه چندان فکری بشود. همین غفلت باعث شد که بزرگترین هزینه های مادی و معنوی به ایران وارد شدو بنوعی حسرت زمان شاه را می‌کشیم. از گذشته درس بگیریم و این بار علاوه بر توجه به روش‌ها و رویکردهای کنار زدن نیروهای تمامیت خواه و موانع پیش روی جامعه برای حرکت بسمت دمکراسی و جامعه مدنیُ لازم است به اینکه چه می‌خواهیم و برای رسیدن به اهدافمان چه سازوکارها و برنامه‌هایی داریم نیز بیاندیشیم و توانمند شویم. در این رابطه برنامه ها در مورد اقتصادُ سیاست داخلی و خارجیُ مساپل فرهنگی و … چیستُ؟ میرحسین در زمان انتخابات ریاست جمهوری برنامه های خود را برای دوران تصدی‌گری ریاست جمهوری در صورتی که برنده انتخابات بشود اراپه داد. بیش از یکسال است که از آن زمان می گذرد و اتفاقات زیادی در این مملکت افتادهُ استنباط من این است که میرحسین آن زمان برنامه‌های خود را با توجه به ساختار بسته مدیریتی ایران تدوین کرده بود و اتفاقا؛ با توجه به شرایط ایران برنامه مترقی نیز بحساب می‌آمد. اما در حال حاضر ملاحظات گذشته وجود ندارد و میر ما و جنبش سبز (مدنی) می‌تواند با شفافیت و صراحت برنامه‌های بعد از برکناری اقتدارگرایان را اراپه دهند . به عنوان مثال رابطه ما با امریکا و اسراپیل چگونه خواهد بود . آیا ایران کماکان تعهدی در قبال سازمانهایی مانند حماس و حزب‌اله لبنان داردُ اگر دارد از چه نوعی است؟ فضای کسب و کار در ایران چگونه خواهد بود ُ لوایحی که در مجلس ششم تصویب و توسط شورای نگهبان رد شد چه می‌شود. چه تغییرات یا اصلاحاتی در ساختار مدیریتی ایران و نهادهای موازی مانند شورای نگهبانُ مجلس خبرگانُ مجلس تشخیص مصلحت نظام و بیت رهبری ایجاد می‌شود. حرف من این است که اگر می‌شود در سایت کلمه جایی برای آشنایی بیشتر طرفداران جامعه مدنی و مردم ایران در نظر گرفته شود و آنها را نسبت به نظام های سیاسی و اقتصادی ُ برنامه‌های جنبش سبز برای ایجاد جامعه مورد نظر خود که فارغ از بگیر و ببند احزابُُ روزنامه هاُ انحصارات دولتی و ایجاد یک اقتصاد رقابتی و فضای باز سیاسی و فرهنگی است آشنا و توانمند سازد و مهمتر این که مردم تصور روشنی از اهداف مبارزات سیاسی خود داشته باشند. هر چه این اهداف و برنامه ها روشنتر و شفافتر باشند و مردم نسبت به آنها آشنایی بیشتری داشته باشند و توانمند تر باشندُ مبارزه عمق بیشتری خواهد داشت و نیروهای ارتجاعی شانس کمتری برای برگشت جامعه به گذشته پیدا می‌کنند در تایید مواضع میرحسین با سلاح آگاهی پیشرفت جامعه مطمپن‌تر و پایدارتر خواهد بود.

  7. مژگان گفت:

    موافقم . دوستانی که دل در گرو ی اندیشه و راهکارهای اصلاح طلبانه و جنبش مدنی و مبتنی بر پرهیز از خشونت دارند ، باید بدانند که اصلاح طلبی را پروسه تعریف کنند نه پروژه ، یعنی فتح گام به گام و فاز به فاز نردبام منویات و مطالبات نه بمب گذاشتن بر پی ساختارها و منفجر کردن آنها . از پروژه انقلاب 57 عبرت یگیریم و بگذاریم در روندی مبتنی بر آگاهی و عقلانیت و متانت ، مفاهیم مربوط به خواست و مطالباتمان بخوبی تئوریزه و حلاجی شوند و این میسر نخواهد شد جز از طریق پرهیز از عجله و شتاب در مسیری سبزی که برگزیده ایم .

  8. ناشناس گفت:

    با عرض خسته نباشید.کی باید تعیین کنه راهپیمایی با اسلام در تضاد نیست?ولی فقیه?!!

  9. ک-ک-ا گفت:

    شما درست میفرمایید اما باید به ریشه های استبدادی که در حال حاضر وجود دارد توجه کنیدوبه اصلاح انها بیندیشید.به نظر بنده ریشه اصلی مشکلات ما در همین قانون اساسی است.وجود بعضی از اصول موجبات استبداد را فراهم نموده است.من با شما موافقم که بسیاری از اصول خصوصااصول فصل سوم توسط حکومت زیر پا گذاشته میشود.اما نیاز به اصلاح قانون اساسی را در فصل هشتم میدانم و ریشه اصلی استبداد همین جاست.شما در اصل110به اختیارات رهبری توجه کنید.عزل و نصب فقهای شورای نگهبان در اختیار رهبری است و انتخاب اعضای حقوقدان شورای نگهبان با توجه به سازکاری که میدانید تحت نفوذ ایشان.تمامی کاندیدهای مجلس خبرگان و سایر انتخاباتها زیر نظارت استصوابی شورای نگهبان قرار دارد.پس اعضای مجلس خبرگان کسانی خواهند بود که زیر نفوذ رهبری قرار دارند.ایشان چگونه میتوانند برعملکرد رهبری انتقاد کنند.((رهبر زیر دستان را نصب میکندو انها باید بر رهبر نظارت کنند.خنده دار است.))اساسا چه نیازی به وجود چنین نهادی بود.مگر کشورهای دارای نظام دمکراتیک با نداشتن چنین نهادی چه مشکلی داشته اند؟
    کره شمالی را با کره جنوبی مقایسه کنید.ببینید کشورهایی که راس هرم قدرت انتخابی است در چه وضعی هستند و کشورهایی که یک نفر یا یک گروه یا حزب خود را مادام العمر خود راصاحب قدرت میدانند در چه وضع سیاسی-اقتصادی-… هستند.مشکل اصلی نبود دمکراسی واقعی است.متشکرم.

  10. اصفهانی سبز گفت:

    fkr nemikonam anche k dar tule sal ha bar mellat rafte ast,be name ghanun va ya aslo fari az aan ,rafte bashad.

  11. ازادی گفت:

    مشکل ما اصل قانون اساسی است.

  12. ناشناس گفت:

    واژه جمهوری اسلامی خود ناقض حقوق بشر است وقتی شما حرف از جمهوریت میزنید یعنی همه مردم ولی وقتی اسلامی را به آن وصل میکنید میشود شروع نقض حقوق غیر مسلمانها حالا چطور میشود حقوق کسانی را که مسلمان نیستند با این قانون حفظ کرد جای سئوال است

  13. ناشناس گفت:

    فعلا ولی فقیه با حکم حکومتی مملکت را اداره میکند.کاریکه مغولها-اسکندر-محمود افغان و جباران بنی امیه و بنی عباس انجام میدادند.بنبر این بایستی یکی از اهداف جنبش مدنی سبز به محاکمه کشیدن ناقضین همین قانون اساسی باشد که لگد مال مقام عظمای ولایت و اطرافیان ایشان شده است.اینهمه کشتار زجر و شکنجه باز داشتهای خود سرانه و ترور های دولتی و محاکمات قلابی همه و همه با نقض قانون اساسی صورت گرفته است متاسفانه در ویرایش جدید منشور جنبش سبز محاکمه ناقضین قانون اساسی به عمد حذف شده است.قابل توجه هواداران جنبش سبز

  14. هر ایرانی، یک رسانه‏ی سبز گفت:

    بسیار زیبا و ارزنده است. سایر اندیشمندان نیز به موثرترین روش، نقدها را مستند و کلاسه‏بندی بفرمایند. امید وافر داریم که تعطیلات نوروز 1390، رییس جمهور محبوب ایران، آزادانه به جایگاه غصب‏شده‏ی خویش بازگردد.

  15. سارا گفت:

    اگر حکومت آزادی های اصل 9 را محدود و سلب کند ولی در رسانه هایش بگوید همه از آزادی مطلق برخورداند چه؟
    اگر صاحب قدرت مخفیانه تفتیش عقاید کند چگونه بتوانیم ثابت کنیم؟
    کدام مرجع مشخص کند راهپیمایی مخالف با مبانی اسلام نیست؟ ولی فقیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    اگر حاکمیت به زور وکیلی را تحمیل کند و در رسانه اش بگوید متهم از استطاعت لازم برای وکیل اختیاری برخوردار نیست چه باید کرد؟
    اگر هنگام خرید دستگیر شویم باید اعتراف کتبی بنویسیم که در حال مبارزه با حکومت و فریب خورده بودیم و تعهد عدم تکرار بدهیم! برائت؟؟؟؟
    اگر فردی مورد شکنجه قرار بگیرد و آنوقت به اجبار حکومت در تلویزیون بگوید برخورد بسیار انسانی با من صورت گرفته چه میشود کرد؟
    وقتی در تلویزیون به حریم شخصی افراد تجاوز میشود آیا میتوان از اجرای ان توقعی داشت؟
    در آخر اینکه تغییر قانون اساسی باید با نظر ولی فقیه صورت گیرد و اگر ایشان صلاح بدانند قانون تغییر میکند! آیا میتوان امیدی به این قانون داشت؟

  16. ناشناس گفت:

    ولايت فقيه كه قابل ترس نيست ؛علت عدم ذكر آن ؛ اين است كه درفصل سوم قانون اساسي ذكري از آن نشده است ودر فصل هشتم به آن پرداخته شده است

  17. پاز گفت:

    با سلام واحترام انتظارات بیشمار مردم وجوانان عزیز با لمس حکومت ولایت فقیه ویک حکومت ایدئولوزیک به حق است. فراموش نکنیم با این پتانسیل اجتماعی در رد بعضی از مفاد قانون اساسی که اشکارا حقوق مردم نادیده گرفته میشود بی گمان مشکلات قابل حل است.همراهان جنبش سبز همیشه گفته اند (قانون اساسی ) وحی منزل نیست. بی شک هیچ همراهی اگر هم بخواهد نمیتواند انتظارات مردم را نادیده بگیرد.مردم ایران دیگر به هیچ کس چک سفید نمیدهد. بادرود به موسوی وکروبی دو همراه بی چون وچرا وشجاع جنبش سبز مردم ایران.

  18. احمد زرین اباد گفت:

    اگر من نقدی بر این یادداشت شما بنویسم و با اسناد به همین قانون اساسی که خواهان اجرای بی نتازل ان هستید ثابت کنم که دارید تشویش اذهان عمومی می کنید ایا با توجه به انچه پافشاری می کنید یعنی حق ازادی بیان ایا نقد مرا در پاسخ به یاداشت منتشر شده چاپ می نمایید و قضاوت را به افکار عمومی واگذار کنید اگر در عرصه قلم معتقد به ازادی بیان هستید اعلام کنید تا نقد خود را با نگاه به 16 سال دوران سازندگی و اصلاحات به روشنی و شفافیت ثابت کنم که اجرای بی تنازل قانون اساسی صرفا فقط یک بهانه است برای ادامه اعتراضاتی است که دلیلی مستدل و منطقی بر ای ادامه ان وجود ندارد.

  19. پیمان گفت:

    دوستان عزیز
    این قانون اساسی ایرادهای ساختاری دارد:
    1- اصل ولایت فقیه و اختیارات آن در اصل 110 که اختیارات آن بسیار زیاد و حتی از هر پادشاهی نیز بیشتر است.
    2- اصل 75 در مورد سپاه پاسداران که در حقیقت برای حفاظت حکومت بوجود آمده است.
    3- انحصار صدا و سیما در دست حکومت
    4- اصول 43 و 44 که بشدت به اقتصاد کشور صدمه زده‌اند.
    5- وجود نظارت استصوابی شورای نگهبان که سبب گزینشی شدن انتخابات در ایران شده است.
    عزیزان باید مجلس موسسانی تشکیل شود که تمام مردم ایران در آن نماینده داشته باشند نه مانند مجلس 72 نفره 32 سال پیش که بسیاری از قشرها در آن نماینده نداشتند. نظر قبلی بنده را که چاپ نکردید امیدوارم اینرا چاپ کنید.

  20. ناشناس گفت:

    آقای احمد زرین آباد لطفا آنچه بنظرتان میرسد بنویسید. معلوم میشود که چاپ میکنند یا نه. در ضمن توصیه میکنم مطلب آقایان پرویز دستمالچی و محمد امینی در “نامه سر گشاده به آقایان میرحسین موسوی و حجه الاسلام مهدی کروبی”در سایت اخبار روز را نیز مطالعه بفرمایید. مواردی اساسی در نقد قانون اساسی است. موفق باشید.

  21. پرویز گفت:

    با عرض سلام.
    خیلی ببخشید ولی آقا شما خودتون را مسخره کردین یا ما را؟ نظراتی که در راستای اهداف شخصی هستند چاب می شوند و بقیه حذف و سانسور. یکی از نظرات من چاپ شد ولی ظرف 24 ساعت حذف گردید. شما هنوز بقدرت نرسیدین ندای یک همرزم با افکاری متفاوت(کمی متفاوت) را «حذف» می کنید, وای به حال مردم اگر بقدرت برسید!
    اینهاهمه محک ارزشها و صداقت است و من بدوستان می گویم به هر سایت اینترنتی سری بزنید و(حتی اگر با آنان هم عقیده هستید) با حفظ ادب خطوطی در نقد افکارشان بنویسید . آنها خودشان سریعا نشان خواهند داد که چقدر حامی دمکراسی هستند, و چه زود هویتشان را آشکار می کنند.
    بعنوان مثال با اینکه اختلاف سلیقه با کیهان لندن دارم لیکن در صداقتشان در آزادی عقیده وسانسور نکردن شکی نیست.

  22. ارسلان گفت:

    فرض کنیم که قانون اساسی اصلاح شود و فرد دیگری بر مسند قدرت بنشیند. بعد از چند سالی قوای کشور را در دست می گیرد و می شود ولی فقیه یا شاه و… و قانون را اجرا نمی کند ملت از دستشان چه کاری بر می اید؟ همه اینهایی که در قانون اساسی هست اجرا نمی شود ولی چه کاری توانستیم بکنیم؟ به نظر من انچه که مهم است اگاهی مردم، و شکل گیری تشکلها و اصناف مستقل از دولت است. توجه داشته باشیم که حتی با وجود بهترین قوانین تا زمانی که ملت از عمامه سیاه می ترسد و خودش را نمی شناسد و نمی داند چه می خواهد کاری نمی تواند کرد. همانطور که اقای مهندس موسوی گفتند که ” اگاهی چشم اسفندیار خودکامان است” اول از همه اگاهی. قبل از انتخابات 1388 با خواهر زاده خودم بحث می کردم و می گفتم که جامعه باید با تشکلها اداره شود نه با حکومت ایشان مخالفت نمودند و به همین دلیل به احمدی نژاد که به تحزب اعتقادندارد رای دادند ولی بعد از چند ماه از بنده عذرخواهی نمود که اشتباه کرده است. خلاصه اینکه تا اگاهی نباشد همین است و همین.
    اجازه بدهید خاطره ای از دوران دانشجویی نقل کنم. یک روز رفتم فروشگاه شیر خریدم اوردم توی خوابگاه دیدم ترش شده بردم به فروشگاه پش بدم دانشجوهایی که انجا بودند گفتند اقا مگر 180 تومان چقدر می ارزد؟ گفتم مسئله 180 تومان نیست مسئله این است که فروشنده باید یاد بگیرد که محصول مرغوب به مشتری بدهد خواه مشتری فرق شیر ترش را بداند یا نداند.
    اگاهیVVVVVV اگاهیVVVVVV اگاهیVVVVVV اگاهیVVVVVV اگاهیVVVVVV اگاهیVVVVVV اگاهیVVVVVV اگاهیVVVVVV اگاهیVVVVVV

  23. رهگذر گفت:

    حرف اول: مهمترين مسئله همه كشورها براي پيشرفت درك تاريخ شان براي عدم تكرار اشتباهاتشان است به همين دليل در ايران هركس بخشي از شناسنامه تاريخي خود را ميداندو بيشتر صفحات اسامي نه همه آنرا پس لازمه كسي شدن اين است كه بداني كه بودي. تغيير جامعه نياز به دانش دارد تا هم تغييري رخ دهد هم مثبت باشد. سن و دانش هر كس به اندازه درك او از تاريخ كشورش مي باشد. پس قدم اول شناخت ايرانيان از گذشته درك خطاهايشان و تحليل فرصت هاي از دست رفته است. شايد به همين دليل است كه ما در اين كشور مورخ به معني واقعي و علمي نداريم و سياستمداران محترم ما هم هيچگاه احساس نمي كنند كه اولين كار نقد گذشته خودشان است.
    حرف دوم: قانون اساسي در ابتدا خواست هاي همه كساني بود كه نظامي را برچيده بودند و با همه اختلافات نظري و عقيدتي در بركندن آن متحد بودنداما هنوز نميدانستند كه براي آنچه كه بجايش مينشانند متحد نيستند ودر نتيجه انعكاس خواست هاي متناقض در يك مجموعه قوانين بخش هايي از آن را غير قابل اجرا كرد شايد بتوان گفت قانون اساسي فعلي دو قانون اساسي براي يك كشور است يكي ملي گرايانه و جمهوري خواه وديگري مذهب گرا و صرفا اسلامي به همين علت تمام اركان و نهاد ها در ايران دو تاست با سمت و سو به جانب قدرت حال اجراي بدون تنزيل كدام بخش؟؟