شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» امام به موسوی گفت مردم جلودار ما هستند

یکشنبه, 13 فوریه, 2011

چکیده : وقتی امام پس ازاتمام سخنراننی به خانه یکی ازبستگانشان منتقل شدند درتعریف این صحنه گفتند: بعد ازاینکه عمامه از سرم افتاد ومن بر اثر فشار مردم زمین خوردم ومردم برای لحظاتی از روی من رد شدند احساس کردم دارم قبض روح می شوم وادامه دادند بهترین لحظه عمرمن زمانی بود که احساس می کردم دارم در زیر دست و پای مردم ازبین می روم.


غلامعلی رجایی از رزمندگان دفاع مقدس و پژوهشگر تاریخ در وبلاگ خود پیرامون رابطه ی امام و مردم نوشت: درمیان خاطرات زندگی امام و بویژه خاطرات ورود ایشان پس از 14 سال دوری از کشورنمونه های بس باشکوهی ازعشق ایشان به مردم دیده می شود.اینعشق وارادت وعلاقه متقابل بود.

امام به مردم به عنوان شهروند نگاه نمی کردند. نوع نگاه ایشان به عنوان یک رهبر سیاسی به مردم ازجنس نیاز و احتیاج حاکم وحکومت به آنان نبود.

امام فقط رای مردم آن هم رای موافق شان را نمی خواست و هرگز برای رایشان نقشی تریینی قائل نبود.

امام هرگز به مردم به عنوان ابزاری که رای و حضور آنها برای بقای حکومت لازم است نمی نگریستند و .

امام معتقد بود مرجع با انتخاب مردم است که قدرت می گیرد.

امام مردم و وحدت کلمه آنان را پس از ایمان بخدا از ارکان مهم پیروزی انقلاب اسلامی می دانستند.

امام مردم والبته همه مردم چه مسلمان وچه غیرمسلمان را مخلوق خداوند وشایسته دوست داشتن و محبت می دانستند وخدمت به آنان را نوعی عبادت خدای تبارک وتعالی بشمارمی آوردند.

این نگرش امام تنها به مردم ایران محدود ومنحصرنمی شد.

وقتی رژیم قدرتمند شوروی تصمیم به اشغال افغانستان داشت ومراتب را به امام اطلاع داد ایشان با حساسیت لازم نسبت به ملت مسلمان افغانستان در مورد این اقدام شوروی عکس العمل نشان داده وابرقدرت شوروی را ازاین کار منع نمود وبه آنان گفت : این را بدانید که ممکن است شما بتوانید افغانستان را اشغال کنید ولی نمی توانید درآنجا بمانید وهمین هم شد و ارتش شوروی با خفت وخواری ازافغانستان خارج شدند.

هم براساس همین دید الهی واعتقادی به مردم بود که امام در تعبیری حیرت انگیز مردم را ولی نعمت خود ومسولین کشور معرفی کردند .

دراین تعبیربا توجه به بارمفهومی آن نکات دقیقی نهفته است که دراین مقال مجال پرداختن به آنها نیست.آنهایی که با امام وادبیات او آشنا هستند می دانند که این تعبیرهرگزازجنس تعارفهای متداول رهبران سیاسی با مردم خویش نبود .

امام به مسولین می گفت این را همواره درنظرداشته باشند که اگرمردم نبودند و قیام نمی کردند وبساط رژیم طاغوت را جمع نمی کردند آنها الآن یا درتبیعید بودند و یا در زندان.

هم برهمین اساس بود که به مسولین تاکید می کرد مردم را با خود داشته باشید.

امام به مردم ونقش الهی آنان ایمان داشت ومعتقد بود آنها رابخوبی می شناسد وآنها هم بخوبی او را می شناسند.

امام هرگز مردم را نادیده نگرفت و برای آنان نقشی تعیین کننده در سرنوشت کشور وانقلاب قائل بود.

امام برای مردم شان جلوداری قائل بود .

یکبارکه نخست وزیر وقت – سید مظلوم این روزها مهندس موسوی- درمنزل فرزند امام مرحوم حاج احمد آقا درمحضر امام بود امام به او گفت مردم جلودار ما هستند.امام گفته بود همه آنها حتی خود او – امام – پشت سرمردم هستند!

امام بارها دردیدار با مسولین کشورملت ایران رابهترین ملتها می دانست ومعتقد بود حضور مردم در صحنه باعث عزت ایران وانقلاب شده است.

امام خود را مقهور واطف ملت نسبت به خود می دانست ومی گفت هرگزازعهده پاسخ به احساسات آنها نسبت به خود برنمی آید.

امام همواره و تا آخرعمرمبارک خویش با مردم صادق بود وکسی جز صدق وصفا ازاوندید ونشنید.

در اولین روزی که امام به کشور وارد شده واعلام کردند برای ادای احترام به مقام شهدا به بهشت زهرا می روند در آنجا براثرازدحام وفشار مردمی که سالها امامشان را ندیده واکنون او را در چند قدمی خود می دیدند ومی خواستند خود را به ایشان نزدیک کنند و درآغوش بکشندعمامه امام از سرشان افتاد وایشان برای لحظاتی به زیر دست وپای مردم افتادند.

وقتی امام پس ازاتمام سخنراننی به خانه یکی ازبستگانشان منتقل شدند درتعریف این صحنه گفتند: بعد ازاینکه عمامه از سرم افتاد ومن بر اثر فشار مردم زمین خوردم ومردم برای لحظاتی از روی من رد شدند احساس کردم دارم قبض روح می شوم وادامه دادند بهترین لحظه عمرمن زمانی بود که احساس می کردم دارم در زیر دست و پای مردم ازبین می روم.