چکیده : اماما! امروز اگر بودی خون می گریستی از بی حرمتی های مأموران معذور به مردان و زنان و کودکان، آنگاه که بی محابا حریم خصوصی زنی بیمار و کودکانی هراسان را در هم می شکنند تا بدون ارائۀ حکمی قانونی و بی توجه به شیون های اطفال وحشت زده، مرد خانواده را با خود به ناکجاآباد برند وهمسر جوانی را که از شدت بیماری و شوک ناگهانی ابن فاجعه و آسیب های فراوان گذشته، زمینگیر شده است رهسپار بیمارستان سازند.
مریم شربتدار قدس، همسر فیض الله عرب سرخی، عضو دربند سازمان مجاهدین امقلاب اسلامی، در دل نوشته ای برای روح بلند امام خمینی از آرمان های پایمال شده در زمان انقلاب می گوید و رفتارها و بازداشت هایی مانند آنچه بر سر خانواده ی تقی رحمانی آمد.
وی در بخشی از این یادداشت می گوید: فرموده بودی خون دلی که از دستۀ متحجران خورده ای هرگز از فشارها و سختی های دیگران نخورده ای و امروز نیستی تا خواب و خوراکت، کابوس و خون دل باشد از نادیده گرفتن اهداف و آرمانهایی که داشتی و داشتیم .
متن این یادداشت که در اختیار کلمه قرار گرفته است بدین شرح است:
یک بار مناجات تو در وصل شنیدم
بار دگــر امیـــد منـــاجـات تو دارم
امام عزیز، دلم برایت تنگ است و دیگر بهمن ماه نیز دلتنگیم را پاسخگو نیست. با شنیدن آهنگ های انقلابی آن روزهای شیرین که هر ساله در این ایام از همه جا به گوش می رسد، خاطرات بهمن 57 هر لحظه برایم پررنگ تر شده و غم هجرانت در دلم عمیق تر می شود.
ایران، ایران، ایران، خون و مرگ و عصیان
بنگر که همه فریاد، بنگر گه همه طوفان
چه آرمان هایی داشتی و داشتیم آنگاه که در برابر اختناق، دستگیری ها و شکنجه های نظام سلطه جو و ستمشاهی، به فرمان تو به پا خاستیم تا مدینه ای سازیم فاضله که هر اندیشه ای با احترام به افکار و عقاید دیگران، تنها برای اصلاح و سازندگی بکوشد.
فـردا که بهـــــار آیـد، آزاد و رهـا هستیــم
نه ظلم و نه زنجیری، در اوج خدا هستیم
به تو اقتدا کردیم تا خواسته ات و خواسته همۀ ما که برقراری عدالت بود تحقق یافته و آرزو می کردیم که همۀ دنیا با خدا و دینی که سرچشمۀ همۀ لطف ها و مهربانی هاست آشنا شود و گمان نمی بردیم روزی فرا رسد که خدا و کلامش نیز اینچنین مظلومانه، مهجور واقع شده و بسیاری از خشونت ها و سرسختی ها به اسلام پر از رحمت ، منتسب شود.
پدر پیر ما!
فرموده بودی خون دلی که از دستۀ متحجران خورده ای هرگز از فشارها و سختی های دیگران نخورده ای و امروز نیستی تا خواب و خوراکت، کابوس و خون دل باشد از نادیده گرفتن اهداف و آرمانهایی که داشتی و داشتیم .
اکنون یاران صدیقت نیز خون دل ها می خورند از آنهائی که بر پرچم مخالفتشان با اسلام و انقلاب، لایه ای دروغین از اسلام و انقلاب کشیده و با تمام قوا می تازند تا جوان 32 سالۀ انقلاب اسلامی را که برای شکوفائیش زحمت ها کشیدی و کشیدیم، به خاک و خون کشند.
امروز اگر بودی تاب نمی آوردی که همفکران و پیروان راستینت با افتراءها و اتهاماتی بی اساس و دور از تقوی، در حبس و حصر و فشار بسر برند .
امام عزیز!
چه دعایی خواندی که نباشی و نبینی خشن ترین شیوه ها را در دستگیری ها و بازجوئی های مردم سرزمین و یاران در گهواره ات با یورش های غیر انسانی و مخالف اسلام به منازل؟
و امروز اگر بودی خون می گریستی از بی حرمتی های برخی مأموران معذور به مردان و زنان و کودکان، آنگاه که بی محابا حریم خصوصی زنی بیمار و کودکانی هراسان را در هم می شکنند تا بدون ارائۀ حکمی قانونی و بی توجه به شیون های اطفال وحشت زده، مرد خانواده را با خود به ناکجاآباد برند وهمسر جوانی را که از شدت بیماری و شوک ناگهانی ابن فاجعه و آسیب های فراوان گذشته، زمینگیر شده است رهسپار بیمارستان سازند.
هنوز از همه جا نوای خوش آن سرودها به گوش می رسد :
ایران، ایران، ایران، خون و مرگ و عصیان
بنگر که همه فریاد، بنگر گه همه طوفان
و هنوز می خوانند :
فـردا که بهـــــار آیـد، آزاد و رهـا هستیــم
نه ظلم و نه زنجیری، در اوج خدا هستیم