سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
» مقدمه‌ای بر مسأله مصر و جنبش سبز - ۲

چه کسی از مصر می‌ترسد؟

چکیده :چرا تصویر رسمی صدا و سیمای ضد ملی کشورمان از انقلاب مصر باید با تصویر مورد علاقة آمریکا-اسرائیل منطبق شود؟ نقطة پیوند ایران و آمریکا - اسرائیل کجاست؟ رمز این هم‌گرایی در عینِ واگرایی در سیاست بین‌الملل...


کلمه – مسعود شریف: به‌فاصلة اندکی از سخنرانی جمعه‌شب حسنی مبارک مبنی بر اِعمال تغییرات در کابینه، باراک اوباما بر صفحه تلویزیون‌ها ظاهر شد. او در سخنانی دوپهلو نه دلِ معترضان مصری را شکست و نه جانب همتای مادام‌العمرِ مصری خود را فرو گذارد. با این‌همه حتی همین سیاست «یکی به نعل و دیگری به میخ» نیز از طرف او گامی به پیش محسوب می‌شد. می‌توان تصور کرد در چنین شرایطی جورج بوش تا چه اندازه بی‌پرده‌تر، صریح‌تر و جانبدارانه‌تر سخن می‌گفت.

فرسنگ‌ها آن‌طرف‌تر در ایران خطیب نماز جمعه تظاهرات مصری‌ها را نشانه‌ای از «صدور انقلاب اسلامی» خواند و آن را از «برکات» جمهوری اسلامی قلمداد کرد. احمد خاتمی با بیان این‌که مردم در این قیام‌ها با شعار الله‌اکبر به پیش می‌روند، این امر را نشانگر ماهیت اسلامی قیام مصری‌ها بر‌شمرد و گفت: «این قیام یک قیام دینی است». همزمان اما سرعت اینترنت کاربران ایرانی پایین آمد و دسترسی به سایت‌ها و حتی ایمیل‌ها به سختی امکان‌پذیر شد. ظاهراً اخبار مصر حساسیت زیادی داشت که ایرانی‌ها باید آن را تنها از کانال امواج صدا‌و‌سیما و تفسیر رسمی‌اش دنبال می‌کردند. درست به‌همین دلیل خبر حمایت اخوان‌المسلمین از محمد البرادعیِ سکولار جایی در رسانه میلی نداشت. رسانه‌ای که به‌نمایندگی از حاکمیت تمام تلاش خود را برای مذهبی جلوه دادنِ اعتراضات به‌کار بست – چنان‌که در کورانِ حوادث پس از انتخابات 88 تمام سعی خود را در غیر‌مذهبی جلوه دادن اعتراضات به‌کار بست – تا از انقلاب مردم مصر درست همان تصویری را ارائه کند که خواستة اسرائیل و متحد دیرین‌اش آمریکا است.

سؤال این‌جاست: چرا تصویر رسمی صدا و سیمای ضد ملی کشورمان از انقلاب مصر باید با تصویر مورد علاقة آمریکا-اسرائیل منطبق شود؟ نقطة پیوند ایران و آمریکا – اسرائیل کجاست؟ رمز این هم‌گرایی در عینِ واگرایی در سیاست بین‌الملل چیست؟

آمریکا یا ایران؛ دو روی یک سکه

ایران و آمریکا – اسرائیل ظاهراً دشمنان قسم‌خورده یکدیگرند. تقابلی که تنها چند ماه پس از انقلاب 57 آغاز شد و با تسخیر سفارت آمریکا شدت گرفت، در قضیه انرژی هسته‌ای ایران به اوج خود رسید. تقابلی که در مبدأ با مبنایی متفاوت از مقصد پا گرفت. (اگر در مبدأ این تقابل بر مبنای حمایت از مردم بی‌دفاع فلسطین و ایستادگی در برابر یکه‌تازی‌های آمریکا شکل گرفت در مقصد بر پایة منفعت‌طلبی، مداخله‌جویی و به‌هم‌ریختن توازنِ منطقه پیش رفت تا حق‌طلبی و در نظرگرفتن منفعت فلسطینیان). مع‌الوصف، این دو به‌ظاهر دشمن، اغلب مکملی برای یکدیگر به‌شمار می‌آیند. کمکی که ماجراجویی‌هایی اخیر همچون انکار هولوکاست و طرح محو اسرائیل به پیشبرد سیاست‌های سلطه‌جویانة اسرائیل در منطقه می‌کند می‌تواند تنها مثال کوچکی از رابطة متقابل این‌دو باشد.

در مورد حاضر، روایت صداوسیما از انقلاب مصر درست همان هراسی را تلقین می‌کند که آمریکا – اسرائیل سعی در القای آن دارند: قدرت‌گرفتن اخوان‌المسلمین و اسلام‌گرایان تندرو. درست همان‌طور که در انقلاب تونس خبری از تصاویر مردم نان به دست در تظاهرات و اعتراض‌های نشان‌داده‌شده در صداو‌سیما نبود، در انقلاب مصر تنها نارضایتی مردم از زبان سخنگویان و کارشناسان رسمی صداوسیما سکولار بودنِ رژیم مبارک جا زده می‌شد. هیچ اشاره‌ای نه به انتخابات چند ماه پیش مصر بدون حضور کوچک‌ترین رقیب، نه به سرکوب سی‌سالة مردم و مخالفان، نه به حبس و زندانی‌کردن منتقدان، نه به ایجاد محدودیت برای احزاب و گروه‌های سیاسی، نه به فقر و تورم و گرانی، نه به فساد بروکراتیک و اداری، نه به خودکامگی و خودمختاری، نه به هیچ‌یک از عوامل اصلیِ برانگیزانندة معترضان نمی‌شود. تنها نکته مورد تأکید، مخالفت با دیکتاتوری سکولار مبارک و قدرت‌گرفتن اسلام‌گرایان است؛ یعنی همان که آمریکا-اسرائیل می‌خواهد. از سوی دیگر اسرائیل نیز می‌کوشد چنین روایتی را غالب و قالب کند، و مخالفان مبارک را یکسره اسلام‌گرایان جا بزند. آمریکا نیز گرچه با لحنی متفاوت از اسرائیل، نگران ثبات منطقه است.

آن‌چه از تحلیل هر دو طرف حذف شده خواست مردم است. مردمی که درست به‌عکس می‌کوشند با دست‌های خود دموکراسیِ خود را بسازند پیش از آن‌که دیگرانی، از شرق و غرب، برایشان نسخه بپیچند. مردمی که در کنار یکدیگر و دوشادوش هم، مسیحی و مسلمان، زن و مرد، پیر و جوان، با‌حجاب و بی‌حجاب در تظاهرات شرکت می‌کنند و به کمتر از سرنگونی دیکتاتور راضی نمی‌شوند. مردمی که از دیکتاتوری به همان‌اندازه خسته شده‌اند که از بنیاد‌گرایی، از حمایت‌های آمریکا و اسرائیل همان‌قدر در رنج و عذاب‌اند که از منفعت‌طلبی و مداخلة اقتدارگرایان. مردمی که می‌خواهند مبارک برود اما نه به قیمت جایگزینی‌اش با دیکتاتوری دیگر، مردمی که می‌خواهند در حکومت آینده‌شان همان‌قدر مذهبی‌ها نقش داشته باشند که سکولار‌ها، مردمی که نه «دموکراسی فرمایشی» و نه «اقتدارگرایی و دیکتاتوری» را بر نمی‌تابند، مردمی که تنها و تنها یک چیز را می‌خواهند؛ دموکراسی، آزادی، حق مشارکت سیاسی در تعیین سرنوشت خویش.

در دوگانة «دموکراتیزاسیون جهانی» یا «دیکتاتوری محلی» همان‌قدر که اولی به دومی کمک می‌کند دومی به اولی یاری می‌رساند. حذف هر یک از طرفین این معادله خود‌به‌خود منجر به محو دیگری می‌شود. همان‌طور که جورج بوش به کمک «بنیادگرایی» حمله به افغانستان و عراق را توجیه می‌کرد، «دیکتاتوری-بنیادگرایی» به‌واسطة جنگ‌طلبیِ بوش ایدئولوژی خود را مقبول جلوه می‌داد و می‌دهد. تنها راه گریز از این دو‌راهه، محو هر دو طرفِ آن از طریق نیروی سوم است. نیرویی که نه اقتدار «دیکتاتوری-بنیادگرایی» را به رسمیت می‌شناسد و نه سلطة «آمریکایی-اسرائیلی» را بر می‌تابد.

برهم‌خوردن این معادله البته به ضررِ دو طرف است. مادام که بنیاد‌گرایی-‌دیکتاتوری وجود داشته باشد لیبرال-دموکراسی قادر به ادامة حیات است. دقیقاً بدین‌جهت نه آمریکا-اسرائیل و نه ایران هیچ‌یک اراده‌ای بر پایان دادن به این معادلة دوسویه ندارند. هر‌گونه مهر پایانی بر این دوگانة کاذب می‌تواند همان‌قدر منافع اسرائیل و آمریکا را در سیاست بین‌الملل به خطر بیندازد که منافع ایران را. در نظر بگیرید روزی را که آمریکا-اسرائیل به نظام سلطه‌گری خود پایان دهد و فی‌المثل زخم 60 سالة فلسطین مرهمی بیابد، در چنین صورتی آیا «دشمن»ی باقی می‌ماند که توجیه‌گر سرکوب ایدئولوژیک مخالفان و برجای‌ماندن اقتدارگرایان باشد؟ آیا چنین نیست که چرخ‌دنده‌های نظام کنونی حاکم بر جهان بر مبنای حفظ و تحکیم تقابل میان دوگانة مذکور می‌چرخد؟

بقای نظام موجود بین‌الملل مستلزم بقای این دوگانه یا، در شکلی جزئی‌تر، معادلة ایران از یک‌سو و آمریکا-اسرائیل از سوی دیگر است. تغییر نظام سیاسی در مصر به همان‌اندازه آمریکا (و اسرائیل) را وحشت‌زده و پریشان می‌کند که اقتدارگرایان ایرانی را. اولی متحدی دیرین را در خاورمیانه و در همسایگی اسرائیل از دست می‌دهد و دومی بازیگری و مداخله‌جویی را در منطقه. حتی فرض روی کار آمدن رژیمی دموکرات در مصر که فی‌المثل هم حقوق فلسطینی‌ها را به رسمیت بشناسد و هم به اصول دموکراسی و مشارکت گروه‌های مختلف سیاسی، از اخوان‌المسلمین تا وفد و جبهه ملی برای تغییر، احترام بگذارد مو بر تن اقتدارگرایان وطنی سیخ می‌کند. به‌همین‌نحو تصویر صداو‌سیمای کنونی با روایت اسرائیل-آمریکا از انقلاب مصر شباهتی انکارناپذیر دارد. با این‌همه بادهای جدیدی وزیدن گرفته است؛ بادهایی از جنس جنبش سبز، انقلاب تونس، خیزش مصر؛ بادهایی که در صورت تداوم قادرند جهان را تغییر دهند و دگرگون کنند از آن پیش که تفسیر کنند؛ و افق‌های گسترده‌تری،‌ ورای دوتایی‌های کاذب نظم بین‌الملل، پیش‌روی مردم جهان بگشایند. آیا صبح «آزادی و برابری و برادری» نزدیک نیست؟

————

لینک قسمت اول این یادداشت:
خط ســــــــوم از قاهره تا تهران؛ خط بطلان بر یک دوراهی


39 پاسخ به “چه کسی از مصر می‌ترسد؟”

  1. ممممهم گفت:

    سلام.چند وقتی است روزنامه های دولتی عکسهایی از خاتمی با مبارک از مصر را منتشر می کنند گویی که اصلاحا طلبان با دیکتاتورها عقد و اخوت داشتند. در حالی که شیفتگی و ذوق زدگی احمدی نژاد برای رابطه با مصر آنقدر زیاد بود که احمدی نژاد
    گفت مصر بخواهد تا ظهر سفارت می زنیم. در این رابطه لطفا مطلبی منتشر کنید.ممنون
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8602240510 احمدي نژاد: قاهره بخواهد،امروز سفارت ايران را در مصر برپا مي‌كنيم

  2. صادق گفت:

    شنیدم آقای لاریجانی (رییس مجلس)گفتن که امریکا از تحول ملتهای خاورمیانه عقبه. البته راست گفته ولی بد نیست این سوال رو اول از خودشون و دوستاشون در مورد ایران هم بپرسن.

  3. سبزها گفت:

    مرگ بردیکتاتور چه تونس چه مصر چه ایران

  4. یک ایرانی گفت:

    فوق العاده بوووووووووووووووووووووددددددددد. درود به شرفت!!!!!!!!!!!!!. خوبه که تحلیلای قوی مثل این از شرایط داشته باشیم تا راه پر پیچ و خم آزادی رو کج نریم.

  5. سارا گفت:

    دوگانه ي يا ايران يا آمريكا همان دوگانه ي دوست داشتني و مشهور احمدي نژاد است . عظمت فرهنگ و تمدن و اقتصاد آمريكايي و كشوري كه در ترازهاي توسعه رتبه هاي نخست را به خود اختصاص داده است كجا و كشوري كه نماينده اش در افكار عمومي به يك دلقك شبيه است و دانشگاه و شركت و فلسفه ي معتبري ندارد كجا .
    دموكراسي آمريكا كجا و ولايت فقيه كجا . نويسنده از اين ور بام افتاده است .گويا مي خواهد آمريكا را هم مسلمان كند . نويسنده هنوز در حق مطلق گرفتار است . توقع دارد مردم آمريكا ماليات هايشان را براي استقرار دموكراسي در خاورميانه بپردازند اما نمي خواهد سهمي داشته باشند .
    نه آقاي شريف . پياده شويد كه با هم برويم . كشوري جهان سوم جامعه اي توده وار مردمي استبدادزده اقتصادي ويران مراكزي علمي تعطيل و نظامي توتاليتر … يك عالمه معتاد يك عالمه بيكار بهشت مافيا … سردار نقدي دارد دانشگاه تاسيس مس كند ، همسن روزهاست كه فيزك و شيمي اختصاصي اش را بنويسد و پايان نامه هاي هسته اي را داوري كند …
    مبادا هوس كنيد با اين قطار به مسابقه هاي فرمول يك برويد .قطار دوديتان كه به مقصد رسيد و به ايستگاه كه رسيديد ، بليط اتوبوس بگيريد ، وسط راه شوكت و عظمت تمدن غرب را ببينيد . بر صندلي هاي راحتش بنشيند .از ترمزهاي اي بي اس و سرعت عجيبش لذت ببريد . آسمان را نگاه كنيد و پرواز پرنده هاي آهني را ببينيد . لب تاپتان را روشن كنيد و جهانگردي كنيد و شعري بجوئيد و و به ياري آزادي اطلاعات ، آزادگي عرفان شرقي را مزه كنيد …. چندي شاگردي كنيد و بر كلاس درس بنشيند و رسم محصلي بگذاريد و آن وقت با جهانيان همراه شويد و گوشه اي از آرامش و سعادت بشري را ياري دهيد .
    نمي گويم احساس تحقير كنيم ، مي گويم خود را بشناسيم و اندازه نگه داريم . علم را به غربي و غير غربي تقسيم نكنيم . ليبرال دموكراسي را نيز ، عظمت ليبرال دموكراسي و خدماتش به جهانيان كجا … بنياد گرايي -ديكتاتوري كجا ؟ … روزانه چند نفر بر تخت هاي بيمارستان و سفره هاي نان جانشان را مديون ليبرال دموكراسي هستند .
    لحظه اي چشمتان را ببنديد . فكر كنيد اين دوگانه شما يكي بود . يكي از طرفين را برداريد اول ليبرال دموكراسي را ! مطمئن ايد كسي باقي مي ماند ؟ انساني وجود داشت ؟ كي بوردي ؟ برقي ؟ لپ تاپي ؟ گفتاري ؟ كلمــــــــــــــــــــه اي ؟!!!!! مي ماند ! / حالا آن طرف را هم برداريد . جهان زيباتر خواهد شد يا نه ؟چه چيزي از سفره ي شما كم خواهد شد ؟ كدام وسيله ي اسايش آدمي را از دست خواهيد داد ؟ كدام معرفت را ؟ كدام دانش را …….
    نويسنده نمي داند كه 99% مردم اروپا و آمريكا و جهان نمي دانند ولايت فقيه چيست اما دارند از خدمات و حساب ليبرال دموكراسي بهره مي گيرند و به داشتنش دلخوشند و كتاب ها كتابخانه ها و دانشگاهايش از آن غني است . نويسنده اگر وزير علوم مي شد حتما علوم انساني را پاكسازي مي كرد تا واژگان ليبرال و دموكراسي و ديكتاتور و بنياد گرايي مردم را بيچاره نكنند . نويسنده اگر وزير اقتصاد مي شد حتما جان اسميت را مدافع سرمايه دارن جهانخوار مي دانست . نويسنده اگر رئيس جمهور مي شد داعيه ي مديريت جهان را مي كرد …
    تامل كنيم . ما همانيم كه مي انديشيم . همانيم كه هستيم نه كمتر نه بيشتر . به ايرانمان باز گرديم .

  6. آرزو گفت:

    این همسویی سیاست های ایران ، امریکا و اسراییل رو سالهاست می بینیم. حکومت های به ظاهر مخالف، همیشه به سادگی برای حفظ قدرت خود بر سر مردم بی دفاع معامله می کنند.
    دستتان درد نکنه.

  7. محمد گفت:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    صبح نزدیک است آزادی و عدالت خاسته ای جهانی است ایران و مصر و تونس واردن و یمن و… همه دارای مطلبات یکسان هستند با تفاوتهای جزئی ولی شیوی سرکوبها نیز مشابه است اینجا دیکتاتور های استالینیستی با نقاب دفاع از ولایت ولی به حسابهای بانکی صدقه از رانت های نفتی در اقتدا به شکم های ورم کرده اشان گوی تزویر را از یکدیگر گرفته اند بازجویان آزادی و اعتراف گیران تواب ساز در صورت عدم موفقیت با تیرخلاص های اهدائی فاشیست های اربده کش قصد دارند نهال های سبز آزادی را در قتلگاه خیابان های تهران به مسابقه بگذارند اینجا شبیه تمام سرزمین های سرکوب شده و اشغال شده است مانند بهار پراگ روزگار وحشت انگیز بغداد در عصر خونخوار قادسیه و کودتاچیان ترک در دهه ی 80 هیتلر در حکومت نازیها در طول جنگ دوم و شوروی در عصر کمونیستها و حتی در زمان پوتین و مدودوف و رژیم آپارتاید در زمان حکومت سفید پوستان سیه دل در افریقا و در ده ها مورد مشابه می توان به درد مشترک انسان آزادی طلب و عدالت جو فکر کنیم فارغ از اینکه بسیاری از دشمنان مردم خود نیز با یکدیگر در شیوی غارت و انحصار قدرت و حریم جغرافیای حکومتهاشان تفاوت باشد یکی فاشیت ایتالیای دیگری دیکتاتور جلاد وطنی و صدام حسین بعثی یا حسنی مبارک فرعونی و دیگر ی ملک عبدالله سعودی شکم باره و تشنه قدرت یا کوتاگران ایرانی و سارقان رای ورایت مردم ایران باشند دوستان آزادی طلب همه اینان یک فصل مشترک دارند قدرت مطلقه به هر قیمتی .. ولی ما با ابزار اندیشه حتی در بهار ]زادی این دون صفتان غاصب را نیز از زندگی کردن محروم نمی کنیم سبز بیندیشید صبح نزدیک است خدا نگه دارتان در پناه ایزد دانا پرده های جهل را بر اندازیم آز ادی درد مشترک همه انسانهای آزادیخواه است آنر بلند فریاد کنید یا حسن پیروزی نزدیک است هیچ کس در ایران به اندازه کودتاکران از وقایع مصر و خواسته های بر حق مردم آن کشور در هراس و وحشت نیست دلیل آن هم این است که ما از قیام آنان شادمان هستیم بزودی بین مردم فرهیخته مصر و آزادی طلبان ایران پیوندی ناگسستنی برقرار خواهد شد خدا نگه دار پاینده ایران

  8. کوروش کبیر گفت:

    یکی از دلایلی که باعث شده تلویزیون در اخبار و تحلیلهایش انقلاب مردم مصر و تونس را اسلام خواهی آنها معرفی کند ترس شدید حاکمیت در زمینه از سرگیری اعتراضات مردم ایران به خاطر وجود مشکلات شدید اقتصادی و جو خفقان در کشور و آمار بالای بیکاری جوانان همانند جامعه مصر و تونس است .حاکمیت از طریق رسانه ها سعی در تلقین این موضوع به جامعه میکند زیرا به خوبی از تاثیر پذیر بودن تبلیغات روانی و سیاست القاءبه مردم ایران آگاه است و در گذشته بارها از این سیاست نتیجه مطلوب گرفته است و میخواهدبا این روش احتمال ایجاد هیجان و انگیزه تظاهرات و اعتراضات احتمالی رادر جامعه کم کند ولی فراموش نکنیم اکنون عصر رسانه هاست و اطلاعات واقعی در بست در اختیار کسی نخواهد بودتا هر طور که دلخواهش باشد آن را ارائه کندو اکثریت نیروی مفید و اثرگذار جامعه ما جوانان هستند که به خوبی دسترسی به انواع رسانه ها را دارندو میدانند در دنیا چه خبر است .سیاست فوق شاید روی نسل قبلی موثر باشد ولی روی نسل جوان به هیچ عنوان جواب نمیدهد.

  9. ناشناس گفت:

    man ye chizi ro nemifahmam dar in chand maghale az aghaye sharif ine ke mage gheyr az liberal democracy che option e digei dar zehneshoon hastesh?!! mishe lotfan kaleme dar in zamine mozeh begireh? ke ma bedoonim vaghean shoma be donbale chi hastin? aghaye aziz haghe hakemiad mardom, hoghooghe shahrvandi, … hameye in concept ha az hamoon liberal democracy miad, ke shoma oono manand fohsh bekar mibarid .

  10. ناشناس گفت:

    تحلیل شما هم در جهت منافع امریکا واسرائیل وهم در جهت منافع اعرابی است که از ایران نفرت دارند.خوب است که مملکت به دست تحلیلگرانی چون شما نیست که اگر جز این بود به بهانه ی دموکراسی برای همه با تحلیلهای غیر وطنی وریاست طلبانه تان تنها افتخار واستقلال به جا مانده هم از این مملکت می رفت.

  11. سبز گفت:

    ما که از روزنامه های دولتی بی خبریم. مگر عکس اقای خاتمی توقیف نشده؟؟؟؟؟

  12. سبز گفت:

    مردمی که می‌خواهند مبارک برود اما نه به قیمت جایگزینی‌اش با دیکتاتوری دیگر، مردمی که می‌خواهند در حکومت آینده‌شان همان‌قدر مذهبی‌ها نقش داشته باشند که سکولار‌ها، مردمی که نه «دموکراسی فرمایشی» و نه «اقتدارگرایی و دیکتاتوری» را بر نمی‌تابند، مردمی که تنها و تنها یک چیز را می‌خواهند؛ دموکراسی، آزادی، حق مشارکت سیاسی در تعیین سرنوشت خویش.

  13. ناشناس گفت:

    Migoyan mosavai zad enghalab khanvadhay bahashti rajai rafasanjani karobi motahari talaghani mohsn razai hata farzandan emam zad enghalab hastan chtor in zad enghlabh 30 sald dar shryat jang hafz cardand enghlabi0 ra ke zadsh boodand ?

  14. ناشناس گفت:

    چرا ما همه کار ها را به وقت آن انجام نمی دهیم. روز عاشورا که روز مناسبی برای اعتراض نبود و می نوانست بهانه یی بدست دکتاتور بدهد ما اعتراض کردیم و با هزینه سنگین اکنون که وقت قیام و اعتراض است ساکت نشسته ایم. در موجی که شروع شده است هیچ دکتاتوری نخواهد توانست آرام و راحت باشد. چرا دکتاتورهای ایران را راحت گذاشته ایم. به خیابانها برزید ما آماده قیام و اعتراض هستیم. ترسو نباشید. مگر دکتاتور نزدیک است.

  15. مهدي گفت:

    سقوسقوط مبارک يعني باز شدن راه غزه به مصر سقوط مبارک يعني اميد دوباره جوانان غزه براي ادامه زندگي شرافتمندانه سقوط مبارک يعني امکان ادامه تحصيل جوان فلسطيني در مصر سقوط مبارک يعني ديدار مجدد دوستان و فاميل در غزه و مصر سقوط مبارک يعني خروج يکه تازي حماس در ابراز نظرات ش در غزه سقوط مبارک يعني تحرک بيشتر جوانان حماس در کرانه باختري سقوط مبارک يعني تضعيف نقش امثال محمد دحلان خائن در کرانه باختري سقوط مبارک يعني ازادي بيشتر روزنامه و مطبوعات در کرانه و غزه سقوط مبارک يعني اسرائيل ديگر بس است طرف تو دمکراتهاي خاورميانه هستند مخالفان تو با زبان سازمان ملل ميگويند کرانه باختري جز سرزمينهاي اشعالي است از انجا خارج شو طرف تو ملتهاي دمکرات هستند اروپا و امريکا نمي توانند در صورت ظاهر با امر دمکراتيک مخالفت کنند اسرائيل ديگر نمي تواند به مردم خود بگويد ايران احمدي نژد و سوريه استبدادي جمهوري موروثي بشار مدافعان حماس هستند اين حربه اسرائيل فقط و فقط با سقوط هبل حاکم بر مصر از انها خواهد شد پس براي مبارزه با اسرائيل غاصب دعا فقط سقوط فرعون مصر بايد باشد و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون از جمله تشکيلات ظالم و ستمگر فرعوني حاکم برايرا ن اسلامي

  16. موسوی سبز طینت گفت:

    با عرض تشکر از شما، بخشی از این تحلیل برای من مبهم به نظر میرسه. در صورتیکه پس از سقوط مبارک اخوان المسلمین که کم و بیش رنگ و بوی اسلامی رو دارن قدرت رو در دست بگیرن اونوقت این بهترین تکیه گاه برای افزایش نفوذ ایران در منطقه خواهد شد و حتی در بدترین حالت هم بسیار بهتر از زمان حکومت مبارک(هم پیمان نزدیک اسرائیل) خواهد بود. حال با چه دلیل و استدلالی نگارنده ادعا می کند که قدرت‌گرفتن اسلام‌گرایان در تضاد با منافع جمهوری اسلامی فرض می شود و مسئله ای برای رژیم ایران نامطلوب است؟!؟!

  17. فریاااااد سبز گفت:

    (( بسپاریم بر سنگ قبرمان تاریخ نزنند، تا آیندگان ندانند بی عرضه گان این برهه از تاریخ ما بودیم ))
    – چه بر سرمان آمده که چنین به خواب رفتیم!؟
    تونس، یمن، اردن و اکنون مصر!!! عربهایی که همیشه برای ما ایرانیان سمبل بی غیرتی و بی عرضگی بودند قیام کرده و تا پیروزی تقریبا دیگر فاصله ای ندارند! آنها توانستند و ما نتوانسته و نمیتوانیم !!؟؟
    این همه استبداد، ظلم، فساد، فقر، بیکاری، دروغ و… آقایان مدعی اسلام و حکومت مثلا اسلامی را دیدن و دم نزدن تا کی، تا کی، تا کی!؟ واقعا تا کی….؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    برادر و خواهر هموطنم برخیز، برخیز، برخیز، برخیییییییییییییییییییز !!!!!!
    به همه شما که این دل نوشتهء از سر درد را میخوانید التماس میکنم که همه باهم دل از هر تعلقی ببریم و برای آزادی و آبادی ایران و ریشه کن کردن دیکتاتوری و ظلم بپاخیزیم وگرنه به خدای یکتا سوگند، دیر نیست روزی که همین هیچ را هم از ما بزور گرفته و مورد لعن آیندگان خواهیم شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    آخه این زنده بودن که اسمشو گذاشتیم مثلا زندگی در فضای استبداد زده ظلم آلود چی داره و چی ازش مونده که بهش دلخوشیم!!!؟؟
    سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد میکنم فریاد، ای فریاد، ای فریاد …..
    ***************** به امید بیداری همه از خواب خرافات و غفلت و آزادی ایران سبزمان ******************

  18. ناشناس گفت:

    خوشحالم از انتشار تحلیل های پخته و ریزبینانه ای از این دست در سایت کلمه …

  19. کوروش گفت:

    با سلام و تشکر از مقاله روشنگرایانه شما

    شما که قلمی شیوا و توانا دارید پیشنهادی دارم که در مقاله ای در قالب پیشنهاد به رهبران عزیز جنبش و صاحب نظران دلسوز ایران عزیز
    ارایه فرمایید.

    همانگونه مطلعید میر حسین عزیز به به دلایلی که برای ما قابل درک و محترم است نمی تواند تصمیمی مغایر نظام بگیرد و از طرف دیگر

    کشور دریک بن بست قرار گرفته چه در بعد داخلی و خارجی . لذا تنها راه معقولی که باقی مانده رفراندوم است.

    زیرا :

    1 – در قانون اساس که دست آورد قیام مردم و حاصل خون شهدا است پیش بینی شده است.
    2 – گفته امام در بهشت زهرا :
    ما فرض می کنیم که این سلطنت پهلوی، اول که تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس کردند و این اسباب این می شود که – بر فرض اینکه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی که در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی که الان بیشتر شان، بلکه الا بعض قلیلی از آنها ادارک آنوقت را نکرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین کنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا که چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بکنیم که قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند که برای ما سرنوشت معین کنند هر کسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یک ملتی را که بعدها وجود پیدا کنند، آنها تعیین بکنند؟

    3 – خواسته کثریت قریب به اتفاق جنبش سبز است

    4 – و مهم تر از همه هزینه کمتر دارد و کمتر کسی می تواند مخالفت علنی نماید داشته باشد .

  20. ناشناس گفت:

    مرگ بر دیکتاتور

  21. ناشناس گفت:

    اندکی صبر سحر
    نزدیک است

  22. ناشناس گفت:

    همه دیکتاتورها باید بروند.

  23. جانباز70درصد گفت:

    چه کسی ازمصرمی ترسد
    تمام دیکتاتورهاوظالمین یعنی اسرائیل عربستان ایران سوریه یمن.و.و.وووووووووووووووسلام برمیرحسین

  24. فراز گفت:

    با سلام . اینترنت من هر وقت مسئله سیاسی رخ میده افت سرعت پیدا میکنه و این چند روزه هم که اینترنت بسیار افت کرده .
    اگه شرکت ارتباطات زیر ساخت نمیتونه کیفیت رو تضمین کنه , چرا به شرکتها اجازه نمیده که خودشون اینترنت خودشون رو تامین کنن.
    کسی نمیدونه جایی هست که ما شکایت کنیم ؟؟ اگه جایی نیست باید برم خودم رو آتیش بزنم .

  25. هیوا گفت:

    خواهشا بنویسید رسانه میلی نه رسانه ملی

  26. ناشناس گفت:

    مادام که بنیاد‌گرایی-‌دیکتاتوری وجود داشته باشد لیبرال-دموکراسی قادر به ادامة حیات است. ….نویسنده لیبرال دموکراسی را درک نکرده است و سعی در ارایه تصویری همبسته با توتالیتاریسم از لیبرال دموکراسی می نماید. اشتباه است

  27. علی گفت:

    آمریکا و جموری اسلامی هر دو خوانش صحیحی از انقلاب و قیامهای مردمی دارند و همین هم بعضی از موضع گیریهای آنها را به هم نزدیک میکند. هر دو میدانند که در نتیجه ی این شورشهای مردمی مرحله به مرحله رادیکال ترین گروهها به قدرت میرسند و آرمانهای اولیه ی حرکت فراموش میشود. این چیزیه که بارها آزموده شده و ما ایرانیها از همه بیشتر با نتایج آن آشناییم. طبیعتا این ساز و کار مورد علاقه ی جمهوری اسلامی و مورد وحشت جهان غرب است و هردو به آن میپردازند.

  28. ناشناس گفت:

    هر سه گشور ايران امريكا اسرائيل ميترسند چون ادامه اين قيام به اسرائيل سرايت خواهد كرد و منافع مادي امريكا و تزلزل دولت اسرائيل و منافع سياسي در حقيقت بازي سياسي ايران بخطر ميافتد صد در صد ميباشد بشرط انكه حاكميت ايران بگذارد و بكمك امريكا و اسرائيل نرود

  29. عمید گفت:

    یعنی منافق تر وپر رو تر ودروغگوتر از شما خودتونید.وایضاگاگول تر

  30. دانشجو گفت:

    برادر عزیز فراموش نکن که ما خیلی پیشتر از اینها قیام کرده بودیم و خیلی هم ایستادگی کرده ایم. ولی ایران کنونی حتی مثل مصر نیست که نیروهای مصلحش بتواند اظهار نظر مستقل کتد. فراموش نکن که وظیفه مردم رساندن پیام است، چه به قدرت برسند چه نرسند. ما میتوانیم بگوییم که ما کار خودمان را انجام داده و میدهیم…

  31. هادي گفت:

    واقعا متاسفم که در جاي جاي مقاله شما به بدي از ليبرال دمکراسي نام برده شده ور در کمال تعجب در کنار ديکتاتوري بنياد گرايي قرار داده شده!

  32. علي گفت:

    بابا يه خورده هم استدلال قاطي حرفت بكن اينكه همه‌اش شعاره

  33. مهدی گفت:

    با سلام
    کل مقاله جز بازی با کلمات چیز دیگه ای نداشت و البته این نشان از تحصیلات بی ربط جناب آقای شریف به سیاست و سابقه ی نه چندان درخشان ایشان در امور سیاسی و اجتماعی دارد.
    اگه واقعا میخواهید مطالبتان خواننده واقعی داشته باشد از مقالاتی با محتوا تر استفاده کنید. این یک نصیحت نیست یک خواهشه
    و الا شهروندانی که چندی مطالعه در امور جامعه شناسی داشته باشند کاملا متوجه میشند که کل این مقاله بدون مطالعه قبلی نویسنده از مسائل پیرامون منطقه نوشته شده است.
    با تشکر
    زنده باد بیداری

  34. ناشناس گفت:

    امروز هر چی تلاش کردم اس ام اسی برای دوستان در مورد دیکتاتو ر مصر بفرستم نشد
    از انها خواستم پیامی بنویسند که در آن کلمه مصر باشد
    نوشتند اما نیامد
    حسابی دیکتاتورها از سر نوشت هم فکر خود در هراسند

  35. ناشناس گفت:

    یک نکته
    تمامی دولتهای غربی از حرکت مردم مصر حمایت می کنند پس طبق نظریه اقایون چون غرب از این حرکت دفاع می کند پس نباید حامی آن بود

  36. N S گفت:

    نقد حادثه ای خانم سارا برای من جالب بود
    من با این نقد که ایران را با قدرت مطلق جهان مقایسه نکنید موافقم و فکر میکنم که خود را دست کم گرفتن نیز اشتباه استراتژیک است
    ولی قدرتهای کوچک هستن که قدرتهای بزرک را می سازند و ملتها دولتها را…
    خانم سارا آمریکا با پول و چپاول چندصد ساله جهان سوم قدرت مطلق شده وجهان سوم به همین دلیل جهان سوم شده..
    سارای عزیز کتمان رشد اسلام در جهان هم کار درستی نیست همانطور که مخفی کردن دوری مردم ما از دین کار درستی نیست
    سارای عزیز جهان سوم و قدرت اول دنیا را شاید بهتر بود با جنایاتشان به ملتها مقایسه کنید
    در قدرت اول آنها ظلم را به جهان سومی ها میکنند برای حفظ قدرت اول بودن
    ولی
    در جهان سوم آنها ظلم را به مردم خود و خود میکنند برای حفظ قدرت جهان سومیشان که به قول شاعر خود کرده را تدبیر نیست!!!
    پس جهان سوم و قدرت اول در سرکوب مردم هدف مشترکی دراند
    بیداری مردم آزاده به گفته میر حسین عزیز (و امیدوارم این موج اینبار پایدار باشد و مانند دوران گذشته با خشونت به گمراهی نرود…) راه پیروزی ملتهاست…

    اتحاد ملتهای خود ساخته آغاز شده است و آنرا مرزی در کار نیست این ملت فارس، عرب یا غرب و شرق نمیشناسد… این ملت هویتش جهانیست و از مرز دینهای حکومتی گذشته است و دین را خود برای خود تعریف میکند… مسلمان، مسیحی،بودایی یا لاییک دیگر همدیکر را به عنوان یک انسان میشناسد و انسانیت را دیگر مرزی نیست…

    واین آغازیست برای پایان دنیای کنونی ما و آنرا میتوان با رنسانس یا اختراع کامپیوتر مقایسه کرد
    و جهش بزرگ جهانی آغاز شده است و آنرا پایانی نیست…

  37. ناشناس گفت:

    راجب نظر خانوم سارا و sn باید گفت که امریکا چباول گر نیست از نظر من استعمار با واژه چباول فرق داره وقتی کشوری یا جایی نمیتونه از منابعش استفاده کنه میره زیره استعمار وحقشم هست این خاصیت طبیعته اما هر وقت عرضه پیدا کرد از استعمار بیرون میاد و میتونه استعمار رو دو طرفه کنه پس چپاول واژه توتالیتری وبا دموکراسی نمیخونه اما استعمار باعث رقابت وپیشرفت هست! یا استعمار پیر یا بریتانیای کبیر یا کشوری که خورشید درون غروب نمیکنه!! واژه بهتری باشه واین بد نیست همه کشور ها باید این تور رقابت کنند حرف هر دو درسته اما بنظر من چپاول واژه سنگینیه! حتی ژاپن دو تا موشک اتمی از امریکا یادگاری داره ولی دیگه انقدر کشش نمیده که متاسفانه…..

  38. ENTEGHAME SABZ گفت:

    مرگ بر دیکتاتور . دورود بر سبزها. سلام بر میر حسین

  39. ناشناس گفت:

    هیچ میفهمید چی مینویسید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    تناقض های در کلامتون یاوه بودن تفکراتتون رو رسوا تر میکنه!