سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پانزده سال طول کشید تا دست‌های دسیسه رژیم در زنجیر آگاهی مردم افتاد...
» یادداشت هاشمی رفسنجانی به مناسبت 12 بهمن

پانزده سال طول کشید تا دست‌های دسیسه رژیم در زنجیر آگاهی مردم افتاد

چکیده :رژيم پهلوي كه پس از 15 خرداد 42 تسمه از گرده مردم كشيده بود، دست‌هاي دسيسه‌هايش را در زنجير آگاهي مردم ديد و به جاي شعارهاي مردم فريب، چمدان‌هاي سقوط خويش را بست و در سايه خيانت‌هاي مكرر دولت‌هاي مستعجل منتهي به بهمن 57، به ويژه دولت دست پرورده بختيار، گريز را تنها راه نجات ديد....


رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اينكه تبعید هم نتوانست امام را از مردم و مردم را از امام دور کند، نوشت: امام يادگاري كه همه ما بايد آبرو و هستي خويش را براي حفظ و نگهداري آن فدا كنيم و نگذاريم تاريخ مشروطه در اين سرزمين تكرار شود.

به گزارش ايلنا، آيت الله هاشمي رفسنجاني به مناسبت12 بهمن، سالروز ورود امام به ميهن اسلامي در یادداشتی به بيان ديدگاه خود پرداخته است. متن اين یادداشت در ادامه مي‌آيد:

واژه «تبعيد» در فرهنگ زبان فارسي و عربي به معناي «دور كردن» است، اما اگر بر اساس اتفاقات تاريخ معاصر ايران، بخواهيم امام خميني(ره) را بارزترين مصداق عيني و كاربردي اين كلمه در ادبيات سياسي بدانيم، اين اصطلاح معنايي كاملاً معكوس مي‌يابد. چون تا قبل از 13 آبان 1343 كه رژيم پهلوي از ترس مرگ، خودكشي كرد! و آيت‌الله روح‌الله را به تبعيد فرستاد و ايشان را از مردم و مردم را از ايشان دور كرد، نامش شهره آفاق وانفس شد و نزديكي و قرابتش با مردم چنان فزوني گرفت كه رساله علميه‌اش به همه خانه‌ها و خانواده‌ها رفت و محبوبيتش در دل خاص و عام و شهري و روستايي، حتي تا دورافتاده‌ترين نقاط جغرافيايي اين سرزمين پهناور نشست. سئطلب بعد الدار منكم لتقربوا

رژيم پهلوي كه تار و پود ساختار قدرت نامشروعش را با حمايت‌هاي استكباري و حماقت‌هاي استبدادي تنيده بود و تمام تصميم‌سازي‌ها و تصميم‌گيري‌هايش بر پايه شعور سياسي به بلوغ نرسيده و براساس انديشه‌هاي متروك و فرتوت سلطنت‌طلبي بود، مانند همه برنامه‌هايش كه نتايج وارونه مي‌گرفت، درباره امام(ره) نيز فكر مي‌كرد «از دل برود، هر آنكه از ديده برفت.»

اما تابش انوار وجودي امام كه پيش از آن حتي در مقطعي در حوزه‌هاي علميه و در وطن خويش نيز غريب بود، در قالب بيانيه‌ها و نوارهاي سخنراني‌ها، ابرهاي فاصله را درمي‌نورديد و «تبعيد» را «تقريب» مي‌كرد تا جايي كه آن حكيم ديني و آن طبيب اجتماعي كه قبل از آن براي حاكمان نسخه نصيحت و اصلاح مي‌پيچد، در كلاس‌هاي حوزه نجف، جلسه به جلسه اصل ولايت فقيه را درس مي‌داد تا كتابي براي چگونگي ترسيم ساختاري سياسي و حاكميتي جامعه‌اي باشد كه مي‌خواست تمام برنامه‌هاي فردي و اجتماعي‌اش بعد از 1400 سال، به عنوان اولين حكومت اسلام واقعي براساس تشيّع و بر پايه تعاليم متعالي مكتب اهل بيت عليهم‌السلام باشد كه پيش از بعد حكومتي مهجور و محدود به حسبيّات و عبادات و احوال شخصيه بود.

سال‌هاي متمادي گذشت، امام كه علاوه بر مرجعيت عام، سنگين‌ترين مسئوليت‌ها را به عنوان رهبر مطالبات به حق مردم بر دوش مي‌كشيدند، براساس توافقات باج مانند سردمداران حزب بعث و رژيم پهلوي در عراق و ايران، در تبعيد نيز تهديد و تحديد مي‌شد. شاگردان امام كه زبرالحديدهاي مبارزه بودند، به جرم نابخشودني تلاش براي رشد آگاهي مردم!! چوبه دار خويش را به دوش گرفته و از اين زندان به آن زندان ييلاق و قشلاق مي‌كردند! و اگر پس از پايان محكوميت‌هاي خويش اعتراض مي‌كردند كه چرا رهايمان نمي‌كنيد، صراحتاً طعنه مي‌شنيدند كه «آن‌قدر بايد بمانيد تا موهاي سرتان نيز مانند دندان‌هايتان سفيد شود.»

15 سال طول كشيد و در اين مدت كارنامه استعمار چون تبار نامه استبداد كه مانند لبه‌هاي قيچي با همه تضادهاي صوري، براي انقطاع منابع و منافع ايران و ايراني به هم مي‌رسيدند، سياه سياه بود و در آن دوران ظلماني بي‌نظير، از يك سو ادعاهاي گشودن دروازده‌هاي تمدن بزرگ جهاني و از سوي ديگر شعار فضاي باز سياسي غرب، گوش‌ها را كر مي‌كرد. نواب‌ها، واحدي‌ها، بخارايي‌ها، ذوالقدرها، سعيدي‌ها و غفاري‌ها تيرباران مي‌شدند و يا در شكنجه‌گاه‌ها به شهادت مي رسيدند و بسيار هم در صحنه‌هاي درگيري شربت شهادت مي‌نوشيدند و مبارزين زير سبعانه‌ترين شكنجه‌ها در زندان‌ها و كميته ضد خرابكاري ساواك بودند و دريغ از انعكاس كمترين خبرهاي اختناق در رسانه‌هاي جهان كه در كلاس‌هاي دانشگاهي و اجتماعات سياسي آنها، ركن چهارم دمكراسي بود.

تطميع رژيم پهلوي و تعمد حاميان بين‌المللي‌اش براي كتمان اخبار مبارزاتي مردم ايران در تمام اين سالها مشهود بود، به‌گونه‌اي كه در بررسي‌هاي پس از پيروزي ديديم كه به اندازه عدد سالهاي مبارزه هم اخبار پيش لرزه‌هاي زلزله سياسي ايران را پوشش ندادند.

خداي بزرگ را شكر كه دشمنان داخلي و خارجي ايران را چنان مست صهباي قدرت و غرور كرده بود كه تا سالهاي پاياني بر بستر تغافل و تجاهل خويش غوطه مي‌خوردند و قطره، قطره را نمي‌ديدند تا روزي كه سيلابي عظيم شد و آب در خوابگاه مورچگان افكند.

آري، سرچشمه شايد گرفتن به بيل»، اما «چو پر شد نشايد گذشتن به پيل» و اين تحقق آن وعده الهي است كه مي‌فرمايد: «ان تنصروالله ينصركم»

مردم ايران كه در سال‌هاي مبارزه به تدريج رشد سياسي يافتند، در نيمه دوم سال 56 به چنان مرحله‌اي از بلوغ مبارزاتي رسيدند كه خيابان‌ها به ندرت خالي از مشت‌هاي گره كرده و گام‌هاي استوار آحاد آنان مي‌شد. رژيم پهلوي كه پس از 15 خرداد 42 تسمه از گرده مردم كشيده بود، دست‌هاي دسيسه‌هايش را در زنجير آگاهي مردم ديد و به جاي شعارهاي مردم فريب، چمدان‌هاي سقوط خويش را بست و در سايه خيانت‌هاي مكرر دولت‌هاي مستعجل منتهي به بهمن 57، به ويژه دولت دست پرورده بختيار، گريز را تنها راه نجات ديد.

وقتي نواي خشم‌آگين «زهق الباطل» در 26 دي در كشور پيچيد، صداي پاي بهار، آن هم در زمستاني‌‌ترين فصل سال به گوش نشست و بستن فرودگاه‌ها هم مانع از طلوع خورشيد انقلاب از غرب نشد.

همان جايي كه پيرمردي صبور در اوج تلاطم روحي رژيم پهلوي و محاسبات غلط كارشناسان و مستشاران غربي، متين و صبور از زير درخت سيب به مردم نويد روزهايي را مي‌داد كه بعدها در بهشت زهرا فرياد برآورد كه «من به كمك اين ملت مشت به دهن اين دولت مي‌زنم» شب‌ها با همه سياهي خويش يكي پس از ديگري گذشتند و شوراي انقلابي كه پيش از اين، امام در آذرماه هسته مركزي اش را انتخاب كرده بود، با انتخاب اعضايي ديگر، كميته‌هاي گوناگون، از جمله كميته استقبال از امام تشكيل داد تا بي‌برنامگي‌هاي متأثر از شور انقلابي بر برنامه‌ها سايه نيندازد.

تحصن علما و روحانيون و بزرگان مبارزه در مسجد دانشگاه تهران، تصميم شجاعانه و انقلابي بود كه پيوستن آشكار استادان و دانشجويان به طلبه‌هاي مبارز و در ادامه پيوستن اين دو قشر به صفوف مردم در خيابان‌هاي اطراف، علاوه بر تأثيرات فراوان سياسي و اجتماعي در داخل، هشداري به بلندگو به دست‌هاي امپرياليسم بود كه دست از دروغ‌هاي خبري بردارند و واقعيت‌ها را بگويند.

و سرانجام روز 12 بهمن 1357 كه مردم تهران به آسمان و مردم ايران به تهران خيره شده بودند كه كي هواپيماي حامل امام بر خاك وطن و قلوب مردم مي‌نشيند.

ياد همرزمان شهيد آيت‌الله دكتر بهشتي و آيت‌الله دكتر باهنر و بزرگاني چون آيت‌الله طالقاني را گرامي مي‌دارم كه در آن لحظات به همراه آيت‌الله موسوي اردبيلي گوشه‌اي در امواج مردمي به اتفاقاتي مي‌نگريستم كه اگر وعده خداوندي در «انا له لحافظون» نبود، هر حادثه‌اي پيش مي‌آمد.

اعتراف مي‌كنم كه با همه برنامه‌ريزي‌هايي كه در شوراي انقلاب داشتيم، روند امور در اختيار ما نبود و وقتي از كاروان مردمي كه به همراه قافله‌سالار خويش به بهشت زهرا مي‌رفتند، جا مانديم به منزل آيت‌الله موسوي اردبيلي در حوالي ميدان توحيد رفتيم و دلهره‌ترين ساعات زندگي را به خصوص بعد از خبر گم شدن امام در مسير برگشت. گذرانديم تا اينكه اواخر شب خبر آوردند ايشان در سلامت كامل مهمان برادر خويش مي‌باشند.

و فرداي آن روز، وقتي پس از فراق طولاني، در مدرسه رفاه به خدمت ايشان رسيديم، هنوز شيريني آن كلام همراه با عتاب و عطوفتشان را در دل دارم كه «كجايي؟! دو روزه اينجاييم و شما را نمي‌بينيم؟» و من مؤدبانه جواب دادم كارهاي زياد و خطير است و مسئوليت‌ها سنگين.

اين‌گونه بود كه امام آمد و پس از سالها بي پناهي در مبارزات نفسگير، پناهگاه مردم و مبارزان شد. آثار وجودي 10 سال رهبري مستقيم ايشان در ايران چنان تا عمق جان جامعه نفوذ كرد كه پس از 21 سال از رحلت جانسوزشان، هنوز و تا هميشه خاطرات، سخنان و مهمتر از همه مديريت شبه آسماني‌شان گره‌گشا در تنگناهاست.

امام در واقع، بي‌نظيرترين رهبر جامعه اسلامي پس از صدر اسلام، شجاع‌ترين فقيه شيعه در تاريخ فقه اسلامي، نوآورترين مرجع تقليد در اجتهاد، بانفوذترين استاد حوزه‌هاي فقه و اصول و فلسفه و عرفان و اخلاق، اديب‌ترين سياستمدار، سياستمدارترين مؤمن، جامع‌ترين انسان‌ها در همه ابعاد شخصي و شخصيتي و مهمتر از همه بهترين هديه خداوند در بهترين شرايط زماني و مكاني هستند كه انقلاب اسلامي را به عنوان ارزنده‌ترين ميراث خويش براي جوامع اسلامي و همه ملت‌هاي آزاده به يادگار گذاشتند.

يادگاري كه همه ما بايد آبرو و هستي خويش را براي حفظ و نگهداري آن فدا كنيم و نگذاريم تاريخ مشروطه در اين سرزمين تكرار شود كه «من جرّب المجرّب حلت به الندامه»


35 پاسخ به “پانزده سال طول کشید تا دست‌های دسیسه رژیم در زنجیر آگاهی مردم افتاد”

  1. بندگان مظلوم خدا(روح سبز) گفت:

    خط سبز خمینی : معنویت , کرامت , عدالت ,اصلاحات و سعادت…

  2. رای سبز گفت:

    انشاالله این بار دیگه ” اینقدر طول نمی کشه که به نتیجه برسیم ” اونم نتیجه ای مطلوب و همراه با آگاهی و به دور از شتابزدگی !

    ضمنا” این روزها بیشتر از هر وقت دیگری اجای خالی ” مرحوم بازرگان ” و ” مرحوم طالقانی ” را حس می کنم . یادشان گرامی باد و خدایشان بیامرزد و / راهشان پر رهرو باد انشاالله . /

  3. محمد امی گفت:

    به نام خدا
    سلام
    مدام تبلیغ سال 1404 میکردند. اگر در نظر بگیریم که ما کمی از برنامه جلوتریم میشود : 1403= 18 + 1388 . این درسته ؟

  4. كوروش گفت:

    مشروطه به دست استبداديان وخود پرستان وخود شيفتگان وچاپلوسان وبزرگنمايان ومداحان انها از بين رفت .مثل اينكه دوباره در همان چاه گرفتار
    امديم.در علوم اجتماعي كه علم امروز كشورهاي توسعه يافته ودر حال توسعه ميباشد.بدون رسانه ازاد ووجود احزاب امكان نگهداري يك انقلاب
    دوري نا پذير است .وهر حكو مت با هر ايدئو لوژ ي كه باشد پس از چندي از بين خواهد رفت .حكومت مائويستي چين امروز تمام معيارهاي مائو
    را مخصو صا در حوزه اقتصادي لگد مال كرد وبا كساني كه ما ئو انها را دشمن مي شمرد حكومت امروز چين شريك اقتصادي انها است ؟/از سر
    سياست نو پرداز خود امروز دومين اقتصاد جهان است .و با توجه ديدگاه علوم اجتماعي مخصو صا جامعه شناسي چنانچه چين دست به اصلا حات
    سياسي نزند .دچار بحران هاي وحشت ناك خواهد شد .نشانه هاي ان دارد كم كم ديده ميشود …

  5. ناشناس گفت:

    جناب آقای هاشمی با سلام و تشکر از استقامت شما در راه امام

  6. ندای حق گفت:

    به اقای هاشمی توصیه می کنم ، خودش را گول نزند ،گوش مردم از این حرفها پر است . در باب روز سخن بگوید . تحولات جاری منطقه را تحلیل کنند .
    و موقعیت ما را درمعادلات سیاسی ترسیم نماید . ایا انگیزه های مردم عرب برای دموکراسی بیشتر از مردم ماست ؟

  7. مسعود گفت:

    “نگذاریم تاریخ مشروطه در این سرزمین تکرار شود “.این یعنی آقای هاشمی نگران حاکمیت دوباره دیکتاتوری در ایرانه.آقای هاشمی !!!!مقاومت کن و تسلیم کودتا گر ها نشو.انشا الله دیگه ما رضا خان نخواهیم داشت .

  8. رضا گفت:

    بیایید بیانیه بدهید که مردم در حمایت از جنبش مردم تونس و مصر و … در 22 بهمن به خیابانها بیایند. این ایده ی خوبیست برای زنده شدن دوباره ی جنبش همیشه سبز مردم ایرن

  9. جواد گفت:

    از روزی که تاریخ سرزمین ما شکل گرفته همواره دو نام دامنه های البرز رادرنوردیده و جهان را بدان روشن کرده است.
    یک بنیان گذار ایرانزمین کوروش بزرگ که با شجاعتی وصف ناشدنی بر بال اندیشه های ذرتشت جهانی را تسخیر کرد و نامش جاودانه شد.
    دوم خمینی کبیر که با شجاعتی بیاد ماندنی در برابر ظلم زمانه و دیکتا توری و استبداد شاهانه وابسته به دولتهای خارج زیر لوای اسلام و شیعه سخن از مردم و حق مردم گفت.
    در این کوران تاریخی اخیر از انجا که دسیسه ها و توطئه ها بیشتر بود خمینی کبیر توانست همبستگی ملی بوجود اورد و با ایجاد نهادهای مردمی جمهوری اسلامی را بنیان گذارد, خمینی کبیر در طول رهبری خود صد در صد اشتباهاتی داشته است چرا که او نیز مانند کورش کبیر خود را یک انسان میدانست و نه یک خشگه مقدص, مسلما این اشتباهات تحت تاثیر اخبار و اطلاعات غلط میتواند باشد, زمانی که از هر گوشه ای از ایران زمین صداهای مختلف و گوش خراشی به پا بود.
    اما خمینی کبیر توانست بر دل و جان انسانها بشیند و ایران نوینی را بوجود اورد, شاگردان او و رهروان این مرد بزرگ باید بدانند که اولین کلمه خمینی کبیر, مردم و اسلام بود و اخرینش نیز همانا مردم و اسلام, بنابرین راه او که خط خمینیست نباید فراموش شود نباید اجاز داد که یک مشت مردم فریب و دروغگو نه تنها انقلاب و جمهوری اسلامی را بلکه حتا دین ما را به گروگان خود بگیرند و انچنان سبعیتی از خود نشان دهند که تمامی دستاوردهای گذشتگان و رزمندگان انقلاب ما را نابود شود.
    در کلام خمینی کبیر این جمله که مردم سرور ما هیتند نباید فراموش شود.
    حاکمان فعلی ایران بدانند که اگر به رای و نظر مردم که خواست خمینی کبیر بوده و هست بی اعتنائی کنند همان شود که امروزه در تونس , مصر و نقاط دیگر جهان اتفاق میافتد.
    حاکمان بدانند فرعون ها شکسته و سرنگون خواهند شد چه با نام دین باشد و چه شبه دموکراسی دروغین اما راه مردم و اتکائ به مردم همیشه زند و پایدار است
    سلام و درود به رهبران جنبش سبز مردم ایران خاطمی , موسوی و َشیخ شجاع ما کروبی

  10. ناشناس گفت:

    گفتمان جنبش سبز گفتمان اجرای بی تنازل قانون اساسی و مواد مغفول آنست به زبان ساده در « رای من کو و آنرا پس دهید» خلاصه میشود. بنظر من کسی نمیتواند بین دعوا نرخ تعین کرده و قراعت ویژه خود را در پیش زمیننه ها و یا پس زمینه های آن ، بخورد مردم بدهد ،هرکه میخواهد باشد. من با بسیاری حرفهای آقای رفسنجانی نه تنها موافق نیستم بلکه از زبان میلیونها ایرانی میگویم یا فریاد میزنم ” آقای رفسنجانی رایی که من به جمهوری اسلامی شما با این قراعت دادم اشتباه بود ، آنرا بما پس بدهید و در تفسیرتان از رویدادها بجای کرکسها کبوتران را نشانه نروید . مردم ایران راجع به جنایات رژیم پهلوی زیاد شنیده اند منتظرند از زبان شما راجع به جنایاتی که در این …. بر ملت ما رفته است سخن بگوئید و آنرا با جنایات ان رژیم مقایسه کنید.

  11. ناشناس گفت:

    درود بر شاگرد امام
    از شاگرد امام جز چنین انتظاری نیست
    بسیار عالی بود و بجا

  12. دادار گفت:

    اقای هاشمی شما که درمجلس خبرگان مخالف ولایت فقیه بودید چه شده که حالا از اعتقاد امام بولایت فقیه بعنوان نقطه مثبت یاد میکنید ولی باید بدانید که اقای خمینی در پاریس بصراحت ولایت را از ان جمهور مردم دانستند وعدم شرکت خودوروحانیت درحکومت را اعلام کردند وقرار بود درقم ساکن شده وبامور حوزه برسند ولی عملا روحانیونی همانند شما نگذاشتند ونتیجه انرا امروز دارید میبینید

  13. فتنه سبز زنده گفت:

    ندای حق : === گوش مردم از این حرفها پر است ===

    ګوش شما از حرفهای کسان دیګه هست که پره ! ؟ اونوقت فکر میکنی از حرفهای آقای هاشمی است ! ؟

    تا زیاد دیر نشده یک دکتر ګوش و عقل و بینایی بری ضرر نداره !

  14. ali گفت:

    ای کاش نام و یادی از سایر شهدای دوران ستمشاهی میکردید ،شهدایی که مقاومت و مبارزات آنان مشعل مبارزات ضد استبدادی را فروزانتر کردند .کاش یادی از شهید بزرگوار گلسرخی میکردید که منصفانه و جانانه از حقوق و آیین ما مسلمانان دفاع کرد و دریغ از ما مسلمانان که بعد از انقلاب حتی کودکستانی را نیز به نام ان بزرگوار نیاراستیم

  15. ناشناس گفت:

    نوشته زیبایی بود

  16. حمیدرضا(میکروب) گفت:

    ضمن عرض احترام به آقای رفسنجانی،آقای رفسنجانی خواهشا این حرفها را بذارید کنار و موضعتون را مشخص کنید.مردم یا حکومت؟

  17. ناشناس گفت:

    سیاست در یک کلام یعنی اداره جامعه توسط اعضای خود همان جامعه فرد مدیر باید مطیع جمع باشد در غیر اینصورت با هر توجیهی دوام نخواهد اورد. شاه از این قاعده مستثناء نبود بن علی در تونس مبارک در مصر وسایرین هم مشمول این قاعده هستند

  18. بسیجی سبز خط امام(نگران دین) گفت:

    سلام بر هاشمی
    مسجد دانشگاه تهران چشم به راه تحصنی سبز است
    یا حسین میر حسین

  19. داريوش گفت:

    تا استبداد هست سرنگو ني هم هست.زنده باد جنبش سبز

  20. ناشناس گفت:

    مي گم يه بار حرفاي هاشمي رو بخونين چندان هم به امروز بي ربط نيست ها!

  21. عسگز گفت:

    يه كم به حرفاش دقت كنين

  22. ط ل ب ه گفت:

    اقای ندای حق : نفهمیدی از این رساتر و گویاتر سخن روز که با اخرین روزهای رزیم شاه گره خورده رابیان کنند . شخصیت ایشان بزرگتر و تاثیر گذار تر از این است که شمافکر می کنید. هاشمی برای ملت ایران یک ملت است . هاشمی روزی ارزوی امیر کبیری ایران را داشتند در حالیکه امروز به تنهایی بزرکترین سد در مقابل تمامیت خواهات بر علیه ملت هستند . شما حرکتهای احساساتی مردم عرب را با حرکت عمیق ملت ایران در سالهای جاری را یکی نکنید تا چند هفته دیگر انگیزه دمکراسی خواهی انان را خواهید دید فرق است مابین حرکت عمیق ملی اسلامی و اصلاحی ملت ایران و دیگران . هاشمی زنده است تا ایران اسلامی زنده است

  23. حبیب تبریزیان گفت:

    جناب برادر مسعود! اقلاً بگو ما دیکر فتحعلی شاه نمیخواهیم . چون شما با مقایسه رضا خان با «احمدی» قد وقامت ایشان را به فلک رساندی!!! و این، هر ادم عاقلی را کمی درحسن نیت شما از این کامنت گذاری بشک می اندازد.

  24. mohsen گفت:

    با سلام
    به آقای هاشمی و یاران جنبش سبز درود می فرستم و سوالی دارم و انتظاری
    سوالم این است که چرا پس از32 سال پیروزی انقلاب امروز شاهد
    8000 پزشک بیکار
    7 میلیون جوان بیکار
    منجرشدن 6 طلاق از 10 ازدواج
    6 میلیون معتاد
    300000 میلیارد ریال وام برای 800 نفر
    68 درصد افسردگی
    رسیدن سن فحشا به 14 سالگی
    فروش سالانه ی 13000 کلیه
    قرار گرفتن 42 درص جمعیت زیر خط فقر
    آلوده شدن دست حاکمیت به خون جوانان آزادی خواه
    تجاوز به زنان و مردان در بازداشتگاه کهریزک
    حمله ددمنشانه به کوی دانشگاه

    و انتظارم این است که تا ایمان و اعتماد مردم از بین نرفته ،سکوت را بشکنید.

  25. ramin گفت:

    آقای هاشمی خانه از پای بست ویران است . یک فکری کنید که فکر باشه

  26. مرتضی گفت:

    آقای هاشمی دیگر سکوت بس است

  27. خواص گفت:

    با سلام
    هاشمی یعنی یصیرت هاشمی یعنی شناسنامه انقلاب و هاشمی یعنی آینده انقلاب.آری، سرچشمه شاید گرفتن به بیل»، اما «چو پر شد نشاید گذشتن به پیل»

  28. احسان گفت:

    سلام .بله متاسفانه عربها بیشتر از ما دنبال ازادی هستن ما یاد گرفتیم فقط حرف بزنیم منظورم از ما (پدرانمون نیست که انقلاب کردن)نسل امروز فقط دنبال حرف زدنیم نه عمل کردن ولی عربها دارن عمل میکنند گر چه فکر کنم ایندشون از ما هم بدتر بشه.

  29. 2011 گفت:

    حضرت ایت الله رفسنجانی خدا حفظ کند شما را .
    یک بار شده شما بعنوان رییس مجلس خبرگان رهبری که ملت به شما رای داده است سوال کردن از رهبری هم برابر قانون حق شماست . بپرسید ایا هنوز هم سیاست شما با بی قانونی های دولت که داد اصوالگرایان هم در اورده نزدیک تر است .ایا ملت که به شما رای داده نبایید بداننند در خبرگان ملت چه می گذرد . تا کی مردم نبایید بدانند.

  30. محسن گفت:

    در پاسخ به ندای حق با سلام عرض میکنم:

    آری، سرچشمه شاید گرفتن به بیل»، اما «چو پر شد نشاید گذشتن به پیل-سخن امروز نیز هست

  31. مهیار گفت:

    جناب آقای هاشمی تاریخ معین میکند که دست نشانده و خیانت کار و دست پرورده _ دست پرورده_ دست پرورده …. کیست

  32. زنده باد سبز گفت:

    رفسنجانی عزیز تا زمانیکه شما از علاقه خودتان به رهبر بگویید شاید جایگاهتان با همه توهینهای دولتیان حفظ شود ولی‌ در انجام وظیفه خود قصور کرده اید،رهبر اگر خودشان را پیرو امامان ما میدانند باید مثل مردم عادی هم در پاسخ گویی حاضر باشند،در هیچ جای دین اسلام ندیدیم که پیامبر تافته جدا بافته باشد،همیشه در میان مردم بود و آماده پاسخ گویی،رهبر باید در پیش مردم پاسخ دهد که چرا با حمایت خود از رئیس منصبی باعث شده که مجلس بی‌ خاصیت و ضعیف بشود که وزیری استیضاح میشود بدون حضور رئیس منصبی و خودش،این نهایت بی‌ احترامی به ملت و خون کشته شدگان در حوادث هوایی است و بزرگترین بی‌ حرمتی و نقض قانون یک کشور،و شما که خودتان از حافظان انقلاب هستید باید وظیفه مقدس خبرگان را به نحو احسنت انجام دهید ولو اینکه بی‌ اثر هم باشد،حتی اگر نمایندگان خبرگان حامی‌ ملت نباشند ولی‌ شما وظیفه خود را باید انجام دهید،نهایتا شما را شهید میکنند یا گوشه نشین،که اگر شهید شوید پیرو امام حسین هستید،اگر هم خانه نشین شوید ۲۰ سال مولا علی‌ در خلوت خودش بود،پس بگذارید عمری را که در راه هدفتان مبارزه کردید عاقبتی زیباتر داشته باشد.

  33. ناشناس گفت:

    زنده باد ازادی

  34. سبزکمرنگ گفت:

    جنبش سبز مخالف قانون،نوکر بیگانگان،یک مشت رفاه زده و…

  35. سبز پررنگ گفت:

    پاسخ به سبز کمرنگ: (که جنبش سبز را “مخالف قانون، نوکر بیگانگان، یک مشت رفاه زده و …” نامیده بود)

    مردم ما دیگر از این حرفها و تهمتها گوشش پر شده. این رسم تمامی دیکتاتورها و جباران تاریخ است که مخالفان خود را با این برچسب ها و تهمتها خطاب کرده و به استناد همین حرفها، مخالفان خودرا تحمل نکرده و آنا را به بند کشیده و حبس و شکنجه میکنند. ولی دیگر حناي شما رنگی ندارد.
    با تولد جنبش سبز آغاز پایان رژیم ستمگر و دیکتاتوری ضد قانون رقم خورده است. قوانینی همچون… که با روح آزاد انسان و فطرت وی تناقض داشته باشد و در صدد انقیاد وی باشد دیر یا زود با اراده و دست خود آنان به زباله دان تاریخ فرستاده خواهد شد.
    انشاءاله خداوند شما را هم هدایت فرماید.