سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » چشم بند تو، حائلی است که برای محافظت بازجوها از سرزنش وجدان هایشان...

چشم بند تو، حائلی است که برای محافظت بازجوها از سرزنش وجدان هایشان

چکیده :در نیایش هایت از خدا بخواه درهای لطفش را به روی کج اندیشان نبندد تا شاید در این فرصت کوتاه دنیوی، آخرت ابدی خود را به این ارزانی نفروخته و راه را به بیراهه وا...


مریم شربتدار قدس، همسر، فیض الله عرب سرخی، عضو دربند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، در یادداشتی برای ساجده کیانوش راد که بیش از دو پیش، توسط نیروهای امنیتی، به جرم حضور در جلسه قران خانواده های زندانیان سیاسی، بازداشت شده بود می نویسد: چه سعادتی خداوند نصیب تو کرده که جرم و گناهت شرکت در دعای کمیل و جلسۀ قرآن بوده و عجبا که برخی مدعیان امروز، خود نیز در گذشته و در زمان ستمشاهی، همین جرم سنگین را در پرونده شان داشته اند اما اکنون با تکیه بر مسند قضا و جایگاه صدور حکم، دچار فراموشی خواسته یا ناخواسته شده اند.

متن کامل این یادداشت که در اختیار کلمه قرار گرفته است بدین شرح است:

آشنایان ره عشق در این بحر عمیق

غـرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

از تو نوشتن چقدر سخت است ساجده جان! تصور می کردم آنان که تو را بردند و بر صندلی بازجویی نشاندند خیلی زود می فهمند که اشتباه کرده و رهایت می کنند اما دریغ که حتی آرامش، متانت و نجابت تو هم آنها را بیدار نکرد.

دخترم، نمی دانم بازجوها با تو چه رفتاری دارند اما یقین دارم چشم بندی که بر چشمان آرام تو می بندند حائلی است که برای محافظت خود از سرزنش وجدان هایشان به کار می گیرند.

مطمئنم آنها که در این مدت و طی بازجوئی های پی در پی و طولانی، تو را شناخته و ایمانت را در خلوت و مظلومیتت را در انفرادی دیده اند، از شرمندگی و عذاب وجدان نتوانسته اند شبی را بی دغدغه سر بر بالین گذارند مگر اینکه خدای ناکرده مشمول آیۀ “ختم الله علی قلوبهم” شده باشند.

عزیز آرامم!

چه سعادتی خداوند نصیب تو کرده که جرم و گناهت شرکت در دعای کمیل و جلسۀ قرآن بوده و عجبا که برخی مدعیان امروز، خود نیز در گذشته و در زمان ستمشاهی، همین جرم سنگین را در پرونده شان داشته اند اما اکنون با تکیه بر مسند قضا و جایگاه صدور حکم، دچار فراموشی خواسته یا ناخواسته شده اند.

دلبندم ، کاش آن روز در ملاقات حضوری با مادر مقاوم و صبورت پس از آن همه دوری، نمی دیدی حیرت و اندوه مادری را که به جای دختر جوان وشادابش زنی فرتوت و رنجور و البته بسیار محکم و قوی را دید و نشناخت.

دختر مظلومم !

شب ها هنگامی که قبل از خفتن برای سلامتی تو و دیگر بی گناهانمان آیة الکرسی خوانده و دعا می کنم ، آرامش نگاهت خواب از چشمانم می رباید، پس دیدگانم را می بندم و خدا را به یاری می طلبم برای آرامش دل مادرت که خوب می فهمم حال مادری شکسته دل و منتظر را که با یقین به پاکی و بی گناهی فرزندش، فرشتگان خدا را به بزم دعا می خواند و هر شب با یادآوری وعدۀ خدا برای عقوبت ظالمین، او را سوگند می دهد به مقربان درگاهش که زمینۀ ارشاد و هدایت گمراهان را فراهم آورد قبل از آنکه دیر شود.

تو نیز ساجده جان، در نیایش هایت از خدا بخواه درهای لطفش را به روی کج اندیشان نبندد تا شاید در این فرصت کوتاه دنیوی، آخرت ابدی خود را به این ارزانی نفروخته و راه را به بیراهه وا نگذارند.

«إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتابِ وَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً أُولئِكَ ما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيم‏» (بقره – 174 )

«كسانى كه كتمان مى‏كنند آنچه را خدا از كتاب نازل كرده، و آن را به بهاى كمى مى‏فروشند، آنها جز آتش چيزى نمى‏خورند (و هدايا و اموالى كه از اين رهگذر به دست مى‏آورند، در حقيقت آتش سوزانى است.) و خداوند، روز قيامت، با آنها سخن نمى‏گويد و آنان را پاكيزه نمى‏كند و براى آنها عذاب دردناكى است.»


5 پاسخ به “چشم بند تو، حائلی است که برای محافظت بازجوها از سرزنش وجدان هایشان”

  1. خسته گفت:

    کلمههههههههههههههههههههههههههههه چرا کامنتای مارو به سید منعکس نمی کنی پس روز خشم ملت ما کی میرسه مگر وضعیت رو نمیبینید به خدا خسته شدیم کار نیست خانوادمون به سختی خرج زندگی رو در میارن آخه تا کی سکوت ملت تا کی؟؟؟ میرحسین عزیز از امروز تا 22 بهمن کلی وقت است برای اطلاع رسانی در سطح شهر به خدا ملت میان نمیبینید کامنتارو؟ من هر کیرو میبینم ناراضی بگذارید صدای ملت به گوش سردمداران مملکت برسه و جهانیان بدونند ملت ایران چیزی از عربهای مصری یمنی تونسی کم نداره>> هیهات من الظله سید جنبش تشنه به فراخوان شماست…..یا حسیییییییییییییییییییییییین میرحسیییییییییییییییییییییییییییییییییین

  2. ناشناس گفت:

    فقط صبر تا گسترش آگاهي ها. دعوت به قيام يعني مرگ جنبش….. اندكي صبرسحر نزديك است.

  3. amiri گفت:

    چقدر حقیرید شما ونویسندگان این سایت . به جای انتقاد کردن دروغ وآوردن آیه کنار متن هایتان فقط چشم بندی به روی چشمان خود زدیه اید بمیرید. بمیرید

  4. وندادهرمزد گفت:

    خسته عزیز؛
    بنده هم مثل شما، به سختی نان در می آوریم این روزها. تازه نان روزانه هم که نصف شده! اما باید صبور باشیم. شرایط اجتماعی کشورها با یکدیگر فرق دارند. مطمئن باشید وقت و شرایط قیام فرا می رسد. آنوقت تمام لشکرهای دنیا هم که بخواهند به کمک این مثلا بسیجی ها و مثلا سپاهی ها بیایند نمی توانند در مقابل سیل انقلاب مردم ایران مقاومت کنند. تصور می کنم شما در یکی از شهرهای بزرگ مملکت باشید. یک سفر تشریف ببرید به شهرستانهای دور و روستاها تا از میزان آگاهی بسیار کم مردم آزرده شوید. حق با “ناشناس” است. میرحسین آگاه است و مشاوران آگاهی دارد.

  5. دوست گفت:

    گویا خانم محترم دکلمه نویس ،فقط همین متن را حفظ کرده ،در چند تا از نوشته های ایشان موضوع چشم بند تکراری شده ،آخه اگر حرف نزنی می گویند …. هستی.