شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» دروغ بزرگ دولت

شنبه, 13 نوامبر, 2010

چکیده : بر صاحبان اندیشه پوشیده نیست که یکی شدن دولت و ملت، مغالطه ی مشهوری است که بنیاد نظام های توتالیتر بر آن استوار است و نظام های توتالیتر بر اساس آن، تلاش می کنند باورها، خواسته ها، تاریخ و حافظه ی ملت را بر سیاست های دولت تطبیق دهند تا با شکل گیری «مردمِ دولتی»، ملت و دولت یکی شود . نیچه ، فیلسوف آلمانی این مغالطه ی مشهور را دروغ بزرگِ دولت نامیده است.


کلمه – آل طاها:

1- «ملت»  تکیه کلام محمود احمدی نژاد است. او در سخنرانی ها  و مصاحبه هایش، مدام از ملت ایران نام می برد و همواره  سیاست های دولت را خواسته های ملت می خواند تا به زعم خود از «مردمی ترین دولت»، به «دولتی ترین مردم» برسد.

بر صاحبان اندیشه پوشیده نیست که یکی شدن دولت و ملت، مغالطه ی مشهوری است که بنیاد نظام های توتالیتر بر آن استوار است و نظام های توتالیتر بر اساس آن، تلاش می کنند  باورها، خواسته ها، تاریخ و حافظه ی ملت را بر سیاست های دولت تطبیق دهند تا  با شکل گیری «مردمِ دولتی»، ملت و دولت  یکی شود. نیچه، فیلسوف آلمانی این مغالطه ی مشهور را دروغ بزرگِ دولت نامیده است و در کتاب «چنین گفت زرتشت»  آورده است:”دولت به سردی دروغ می گوید و این دروغ از دهانش برون می خزد که:منِ دولت، همان ملتم!”

هنگامی که احمدی نژاد، در سخنرانی های خود، در میان جمعیت مهندسی شده و سازمان یافته، بارها و بارها حاضران را به تائید سخنان خود وادار می کند و مدام تاکید می کند که از زبان مردم سخن می گوید و بارها فریاد می زند که این خواسته ی ملت است و خود را سخنگوی ملت می خواند، به همین «دروغ بزرگ دولت» متوسل می شود.

البته، احمدی نژاد در گفته های خود، اغلب به ملت و دولت های دیگر هم  اشاره می کند و  معمولاًخود را «مغضوب دولت ها» و «محبوب ملت ها» می خواند. یعنی  به خوبی به تفاوت ملت و دولت آگاه است و آگاهانه از مغالطه ی «دروغ بزرگ دولت»  بهره می گیرد. و مادامی که  چنین است این گونه سوء استفاده ی او از احساسات عمومی، نوعی فریب  به حساب می آید. «یک فریب آشکار، به نام ملت و به کامِ دولت.»

2-  اما آنچه از این فریب مهم تر است و عوارض آن بسیار سنگین تر و چه بسا جبران ناپذیر، سیاستی است که دولت بر مبنای همین مغالطه ی مشهور به آن پناه می برد. سیاستی که در عمل، منجربه شکل گیری یک نظام توتالیتر خواهد شد. سیاستی که به معنای دخالت دولت در تمام امورات اجتماعی و فرهنگی است و در عمل به حضور دولت در تمام مناسبت ها منجر می شود.

نمونه ای از این رفتار دولتی را در برگزاری مراسم  «روزجهانی فلسفه» میتوان مشاهده کرد؛ رفتاری که منجر به کناره گیری سازمان برگزار کننده ی آن شد.

انصراف یونسکو، از حضور در مراسمِ «روز جهانی فلسفه » و باز پس گیری حمایت این نهاد بین المللی، اگرچه کسی را خوشحال نمی کند، اما نشان دهنده ی واکنش یک نهاد فرهنگی به دخالت دولت در عرصه ی فرهنگ و دانش است. این واکنش یونسکو، پیش از هر چیز نشان می دهد که رفتارهای توتالیتر یک دولت، توسط صاحبان فرهنگ و اندیشه  به خوبی قابل تشخیص است و برخلاف عرصه ی عمومی که ممکن است این مغالطه را  به روشنی  نبیند و یا به سرعت به آن واکنش نشان ندهد، در عرصه ی اندیشه ، سیاستی آشکار است و آشکارا  تحمل نخواهد شد.

از طرفی دیگر، لغو این مناسبتِ جهانی، متاسفانه  پیام های نگران کننده ای را به صاحبان اندیشه و فلسفه در عرصه ی داخلی و خارجی مخابره می کند و این نگرانی می تواند  سببِ بدنامی و گلایه از کسانی  شود که در سیاستِ دولتی کردن فلسفه! با دولت احمدی نژاد همراه اند و علیرغم اتصاف به فلسفه و اشتهار به حکمت و «انتصاب» در کرسی های علمی، اسبابِ توتالیتاریسم شده اند.