شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» دعایی: رودررو نشدن با ملت، شرط اساسي محبوبيت بسیج است

جمعه, ۲۱ آبان, ۱۳۸۹

چکیده : جوان‌ها و نوجوان‌هايي كه بدون هيچ چشمداشتي جان خود را به قربانگاه دفاع از كشور و ملت مي‌فرستادند، محبوبيت ملت را نسبت به خود يعني نسبت به بسيج كسب كردند. بسيج هرگاه براي اكثريت ملت ايران فداكاري كرده در ميان همان ملت محبوب شده است و پاداش فداكاري‌اش را به صورت محبوب‌القلوب شدن دريافت كرده است. پشت نكردن به ملت و رودررو نشدن با ملت، شرط اساسي توسعه و تداوم اين محبوبيت است. بسيج، پس از دينداري و انقلابي شدن، با ملي بودن و از خود گذشته بودن است كه بسيج شده است.


سيدمحمود دعايي با اشاره به هشتمين همايش «بسيج و رسانه» ـ كه در مشهد برگزار شد ـ اظهار كرد: بايد به اين واقعيت توجه كرد كه هيچ محبوبيتي بي‌دليل و به سرعت به دست نمي‌آيد و هيچ محبوبيت به دست آمده‌اي هم به سادگي تداوم نخواهد يافت. نخستين مرحله محبوبيت بسيج در نخستين سال‌هاي انقلاب، از حضور بي‌دعوت و بي‌ادعاي جوانان و نوجوانان اين كشور در جبهه‌هاي جنگ عليه دشمن مشترك و متجاوز، مايه گرفت. اولا ارتش مسلح و مجهز صدام واقعا خاك ميهن ما را به اشغال درآورده بود. تجاوز نظامي دشمن را همه مي‌ديدند و جز افراد احتمالي و استثنايي، اكثريت ملت، وجود عيني چنين تجاوز و اشغالگري‌يي را قبول داشتند. اعتقاد به متجاوز بودن و اشغالگر بودن ارتش دشمن، از لابه‌هاي تحليل و تفسير ذهني بيرون نيامده بود. واقعيتي بود كه به راي‌العين ديده مي‌شد و اكثريت مردم ايران با هر مذهب و قوميت و سليقه و عقيده و گرايشي كه داشتند آن واقعيت را مي‌ديدند.

مدیر مسوول روزنامه اطلاعات گفت:  ثانيا حضور بي‌دعوت و بي‌ادعاي جوانان و نوجوانان در جبهه‌هاي دفاع، لزوما با پيروز شدن و مجوز بودن و از تكنولوژي پيشرفته برخوردار بودن و دشمن كشتن، همراه نبود. حضور در آن جبهه سراسري و ملي، غالبا به معناي فدا شدن و كشته دادن و از همه‌ي امتيازات گذشتن و همه سرمايه‌ها و امكانات مادي را از دست دادن تلقي مي‌شد و واقعيت هم در بسياري از موارد همين‌طور بود. آن جوان‌هاي از جان گذشته و جان بركف، نه به افتخار مي‌انديشيدند، نه به امتياز، نه به امكانات و نه به سابقه اداري. ثالثا جبهه‌هاي نبرد، به حزب خاص و جناح خاص و گروه خاص مربوط نبود و خصوصا در مراحل آغازين از سوي اكثريت قريب به اتفاق ملت ايران حمايت مي‌شد.

وي افزود: بدين ترتيب، جوان‌ها و نوجوان‌هايي كه بدون هيچ چشمداشتي جان خود را به قربانگاه دفاع از كشور و ملت مي‌فرستادند، محبوبيت ملت را نسبت به خود يعني نسبت به بسيج كسب كردند. بسيج هرگاه براي اكثريت ملت ايران فداكاري كرده در ميان همان ملت محبوب شده است و پاداش فداكاري‌اش را به صورت محبوب‌القلوب شدن دريافت كرده است. پشت نكردن به ملت و رودررو نشدن با ملت، شرط اساسي توسعه و تداوم اين محبوبيت است. بسيج، پس از دينداري و انقلابي شدن، با ملي بودن و از خود گذشته بودن است كه بسيج شده است.

وي با اشاره به اين‌كه «پس كار به اين مقدار تمام نمي‌شود» يادآور شد: در دوران بعد از اشغال و تجاوز و جنگ نظامي، محبوبيت وقتي به دست مي‌آيد كه ملت ايران، بسيج را در همه‌ عرصه‌هاي خدمت‌رساني و گره‌گشايي و سازندگي و آبادگري هم‌چنان بي‌دعوت و بي‌ادعا و بي‌چشمداشت، حاضر و فعال و همكار و فداكار ببيند. روزي كه بسيج با همكاري وزارت بهداشت و درمان در سراسر كشور طرح واكسيناسيون فلج اطفال را خانه به خانه اجرا كرد و تحت نظارت علمي و طبي متخصصان توانست اين پروژه‌ سلامت و بهداشت ملي را به اجرا درآورد، گامي در جهت كسب محبوبيت طبيعي و عملي و ملي برداشت. روزي كه بسيج، طرح واقعي و علمي درختكاري و بيابان‌زدايي و جنگل‌آفريني را با تلاش شبانه‌روزي و با همكاري مراكز رسمي و با تكيه بر نظارت تخصصي آنان در سراسر كشور به سامان برساند، گام ديگري در همان جهت برداشته است.

مديرمسوول روزنامه اطلاعات خاطرنشان كرد: مردم بايد بسيج را در همه عرصه‌هاي به مشكل آميخته، مشكل‌گشاي خود ببينند. منظور، تكيه كردن بر شعار و ادعا و سخنراني و پوسترسازي نيست. منظور، حضور بي‌ريا و بي‌ادعا و پربار و پرثمر و متكي بر نظارت‌هاي علمي و تخصصي در عرصه‌هاي مشكل‌گشايي و خدمت‌رساني است. بگذاريد قوي‌ترين معترض به آلودگي محيط زيست و مهم‌ترين مدافع هواي پاك و محيط زيست پاك، بسيج باشد. بگذاريد وقتي در جايي گره سنگيني پديد مي‌آيد و گره ترافيك را كورتر مي‌كند و نيروهاي انساني رسمي از حل مشكل بازمي‌مانند، بسيج دست همكاري و بي‌ريا و بي‌ادعايش را، هم به سوي ماموران رسمي و هم به سوي مردم دراز كند. دستي كه با درگيري و گره‌افكني و مشكل‌افزايي همراه نباشد.

دعایی افزود: بگذاريد بسيج، بازوي همكاري همه ادارات و نهادها و وزارتخانه‌هاي خدمت‌رساني در خدمت‌رساني باشد و در عين حال به صورتي عمل كند كه از موازي‌كاري اختلاف‌انگيز و تبخترآميز منزه باشد.

وي با بيان اين‌كه «ما غالبا رابطه‌ خود را با ديگران بر اساس امر و نهي تنظيم مي‌كنيم.» افزود: البته امر به معروف و نهي از منكر با شيوه‌هاي مناسبش به جاي خود لازم است، اما آيا هيچ پيش آمده است كه در سراسر كشور و در هر محله‌اي كه از برگزاري مجلس عقد و عروسي‌اي مطلع مي‌شويم، دسته گلي را همراه با نوشته‌اي كه اجراي سنت حسنه‌ نبوي را به عروس و داماد (فارغ از نوع مذهب و قوميت و مرام و مشرب‌شان) تبريك مي‌گويد، به خانه‌ آن‌ها بفرستيم و تبريكنامه را به نام بسيج امضا كنيم؟ آيا به عنوان يك سياست سراسري و مداوم تلاش كرده‌ايم كه بيماران همين ملت را در بيمارستان‌ها عيادت كنيم و بي‌ آن‌كه با رياكاري و فخرفروشي و شعاردهي و لشكركشي (يعني تجمع عده زياد در اتاق بيمار) موجبات مزاحمت را فراهم آوريم، هديه‌اي را همراه با نوشته‌اي مبتني بر آرزوي سلامت و بهبود و شفاي عاجل به آنان تقديم كنيم و نام بسيج را اين‌گونه زنده كنيم؟ آيا همواره و با تبعيت از يك سياست دائمي اتفاق افتاده است كه براي رضاي خدا و در قالب يك واحد سيار امدادرساني (علاوه بر مراكز امداد رسمي) در فصل زمستان و فصول ديگر در فاصله‌ ميان شهر خود و شهرهاي اطرافش حركت كنيم تا شايد در راه مانده‌اي را با خانواده نگرانش از گرفتاري نجات دهيم؟

وي تاكيد كرد: آري، محبوبيت بدون سرمايه‌گذاري درازمدت به دست نمي‌آيد. در حالي كه متاسفانه ما بيشتر به طي طريق از مسيرهاي به اصطلاح ميان‌بر براي كسب محبوبيت، عادت كرده‌ايم، نه به طي طريق از مسيرهاي پرزحمت و پرخدمت و در درازمدت. واقعيت اين است كه محبوبيت، تدريجي و قطره قطره به دست مي‌آيد، آن هم در ازاي خدمت‌رساني‌هاي حقيقي و هميشگي، نه ظاهري و مقطعي.

وي هم‌چنين تاكيد كرد: امروز نيز بسيجي‌هاي حقيقي كساني هستند كه با اخلاق و رفتار و كردار اسلامي و انساني و مردمي خويش مي‌توانند باز هم در اين حساب ذخيره‌ ملي و ديني، اعتبار جديد واريز كنند. با نام و نشان يا بي‌نام و نشان. البته اين، كار ساده‌اي نيست، ولي اگر انجام گيرد ثمراتي پاين‌ناپذير خواهد داشت. ثمراتي كه هيچ شعار و پوستر و سخنراني و ادعا و حماسه و نيرو و نبردي نمي‌تواند به گرد آن برسد. و معناي حديث منسوب به امام صادق (ع) همين است: «كونوا دعاه للناس (يا «دعاه الناس») بغير السنتكم».