سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » زهرا رهنورد: بخشی از حاکمیت فعلی مصداق دقیق نا اهلان و نامحرمان هستند...

زهرا رهنورد: بخشی از حاکمیت فعلی مصداق دقیق نا اهلان و نامحرمان هستند

چکیده :اتفاقات اخیر برای انقلابیون یک کابوس بود و کسانیکه از رژیم سرکوب گر و پلیسی شاه لطمات بسیاری خورده بودند هیچ گاه فکر نمی کردند در نظام جمهوری اسلامی که درواقع آرمان هایش علیه تمام آن ظلم ها، سرکوب ها ، زندان ها و آن محیط پلیسی این ها بود و بر اساس محبت، شفقت، انسانیت، آزادی رحمت و یگانه بودن ملت و دولت بوجود آمده بود چنین فجایعی رخ دهد. به طور مثال شعاری که شهید رجایی در آن زمان می گفتند کابینه 36 میلیونی بود ، یعنی حاکمیت متعلق به مردم است و مردم هستند که حق دارند نظر دهند و اعمال خواسته های خود را بخواهند از بین رفته و امروز در واقع شکاف عظیمی بین حاکمیت و ملت بوجود آمده است و این شکاف آنقدر عظیم شده که می بینید حاصلش سرکوب مردمی است که با حاکمیت فعلی مخالف هستند....


کلمه: مدتها پیش بود که به سراغ زهرا رهنورد رفتیم تا با او گفتگویی داشته باشیم، گفتگو از همه جا و همه چیز، از تمامی رخ دادهای یک سال و نیم اخیر و حوادثی که منجر به تحمیل رنج و سختی بر مردم ایران و زندانی شدن بسیاری از فعالان سیاسی سرشناس شد تا مسایل مربوط به زنان و حقوق آنان با بانوی سبز ایران سخن گفتیم. او در این گفتگو بیشتر از همه دوست داشت تا درباره زنان، حضور آنان در جنبش  سخن بگوید و تحلیل بعضی از مسایل را نیز برعهده دیگر گفتگو ها گذاشت. رهنورد در این مصاحبه گفت: “نامه های عاشقانه نوعی محتوای سیاسی با بیان عاطفی و سوزناک  است و زنان برجسته ای در این زمینه قلم زده اند که امیدوارم بتوانیم این نامه ها را چاپ کنیم، زنانی مثل ژیلا بنی یعقوب، الهه مجردی، فریبا پژوه، فاطمه شمس، خانم شرب دار قدس(همسر عرب سرخی) خانم الویری، خانم سحرخیز، خانم مظفر، خانم فخرالسادات محتشمی پور، مهسا امر آبادی، پرستو سرمدی، بهاره هدایت، مهدیه گلرو ، خانم امین زاده، خانم و دختر آقای کرمی و دیگرانی که اکنون حضور ذهن ندارم، هریک به نحوی این ادبیات سیاسی را به جنبش سبز و ملت ایران تقدیم کرده اند ،این هم نوع خاصی از زنان و بیان سیاسی-ادبی است. ”

گفت و گوی تفصیلی کلمه با زهرا رهنورد پیش روی شماست.

انقلاب اسلامی با شعار استقلال و آزادی و در راستای مخالفت با استبداد و دیکتاتوری شاه و خصوصا در مخالفت با انتخابات فرمایشی که در رژیم گذشته برگزار به پیروزی رسید، اما اکنون می بینیم همان رفتارها مجددا در حال تکرار شدن است، چرا در دهه سوم انقلابی که به نام آزادی هنوز چنین مشکلاتی وجود دارد و حتی رفتار ها خشونت آمیز تر شده است و انتخاباتی بر پایه تقلب برگزار می شود؟

تحلیل من این است که این جریان فشار و ارتجاعی از همان زمان شکل گیری انقلاب اسلامی و تحقق جمهوری اسلامی در کشور ما وجود داشته است و همیشه در تلاش بوده تا به قدرت برسد و همیشه نیز  هرکس و هر جریانی  که با فکر، اندیشه و ایدئولوژی او مخالف بوده است را می خواسته حذف کند که گاه این حذف با سرکوب و آزار مردم همراه بوده و گاه نیز در جریان قتل های زنجیره ای و آزار خود را نشان داده است. در واقع با انتخاب دولت نهم بخشی از این جریان تندرو که در قتل های زنجیره ای نظر مثبت یا نقش داشته است در موضع قدرت قرار گرفت و اکنون می خواهد هر روش و هر وضعیتی این قدرت را در دست نگه دارد. می توانیم بگوییم  پس از انقلاب اسلامی جریان های تندرو و سرکوب گر که هنوز به قدرت نرسیده بودند با انتخابات نهم به قدرت رسیدند و اکنون به هر قیمتی حتی کودتا نمی خواهد قدرت را از کف بدهد.

در دهه سوم انقلاب شاهد دستگیری گسترده ای از فعالان سیاسی که خود در بوجود آمدن این انقلاب نقش اساسی داشتند بودیم همچنین عده زیادی از مردم و روزنامه نگاران نیز دستگیر شدند و مهم تر از همه خون های بیشماری ریخته شد ایا هیچ گاه گمان می کردید در نظام جمهوری اسلامی چنین حوادثی رخ دهد؟

اتفاقات اخیر برای انقلابیون یک کابوس بود و کسانیکه از رژیم سرکوب گر و پلیسی شاه لطمات بسیاری خورده بودند هیچ گاه فکر نمی کردند در نظام جمهوری اسلامی که درواقع آرمان هایش علیه تمام آن ظلم ها، سرکوب ها ، زندان ها و آن محیط پلیسی این ها بود و بر اساس محبت، شفقت، انسانیت، آزادی رحمت و یگانه بودن ملت و دولت بوجود آمده بود چنین فجایعی رخ دهد. به طور مثال شعاری که شهید رجایی در آن زمان می گفتند کابینه 36 میلیونی بود ، یعنی حاکمیت متعلق به مردم است و مردم هستند که حق دارند نظر دهند و اعمال خواسته های خود را بخواهند از بین رفته و امروز در واقع شکاف عظیمی بین حاکمیت و ملت بوجود آمده است و این شکاف آنقدر عظیم شده که می بینید حاصلش سرکوب مردمی است که با حاکمیت فعلی مخالف هستند. ما هیچ گاه فکر نمی کردیم چه در خیابان ها و چه در زندان ها چنین رفتارهایی صورت گیرد و از نظر ما این کابوسی بود که رژیم شاه انجام می داد. در هر صورت آرمان جنبش سبز، حاکمیت مردم است نه حاکمیت دولتها.

خانم رهنورد برخی می گویند این انتقاد بر شما و بسیاری از فعالین سیاسی و اجتماعی آن زمان وارد است که اگر در مقابل برخوردهای خشونت آمیز دهه های قبل  خصوصا با جوانان و زنان محکم تر و قاطع تر می ایستادید اکنون ما با چنین هجمی از خشونت خصوصا در خیابان ها مواجه نبودیم.

در این سی سال معترض تر از من کسی وجود نداشته به شکل های مختلف تا آنجا که البته اطلاعاتی داشتم اعتراض کردم اما من خود جزو کسانی بودم که همواره تحت فشار بوده و هیچ یک از کتاب هایم اجازه انتشار نداشته است. قبل از انقلاب ده جلد کتاب چاپ کردم و پس از انقلاب نیز کتاب ها ی متعددی نوشتم که بالاخره هم به این نتیجه رسیدم که فقط باید کتاب درسی نوشت که در واقع این کتاب های درسی هم آنقدر کارشناسی می شود که هیچ محتوایی جز محتوای علمی ندارد؛ در نتیجه من نیز از کسانی بودم که در سانسور شدید قرار گرفت و زمانی که دیدم هیچ فعالیتی نمی توانم داشته باشم به دانشگاه پناه بردم که در آنجا به بالاترین موقعیت علمی در سطح دانشگاهی دست یافتم اما به این قیمت که هیچ فعالیت اجتماعی نمی توانستم داشته باشم و تمام فیلم ها و زینک های کتاب های من که قبل از انقلاب نوشته بودم را از بین بردند و هیچ باقی نماند. از این رو من همیشه با رفتارهای ضد آزادی خواهانه مخالف بوده و هستم و همیشه نیز در خصوص رفتارهای سرکوب گرایانه با حقوق و پوشش زنان در قالب نوشته و سخنرانی مخالفت کرده ام. البته در خصوص اینکه باید رفتار قاطع تری  صورت می گرفت نمی خواهم هم اکنون جواب اول و آخر را بدهم اما باید به این نکته نیز توجه کرد در آن زمان اینترنت و به الطبع وبلاگ ها و سایت های خبری نبودند اما امروز این فرصت را سایت ها و محیط دیجیتالی برای ما فراهم کرده اند که می توان بسیاری از اعتراضات را ممکن کرد.

خانم رهنورد شما در انتخابات نقش فعالی داشتید و شاید بتوان گفت نخستین زنی بودید که در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری در کنار همسرش همه جا حضور داشت، سخنرانی می کرد و اگر آرا درست اعلام می شد شما نخستین همسر رییس جمهوری می شدید که حتی پیش از موسوی فعالیت های اجتماعی و سیاسی چشمگیر و فعالی داشت، چگونه این تابو شکسته شد و هدف شما از این فعالیت ها چه بود؟

وقتی قدم به انتخابات گذاشتم می دانستم که به شدت سرکوب خواهم شد، با این همه در یک شرایط سرشار از تابوی ذهنی، در این انتخابات سنت شکنی کردم و از آنجاکه زنان اجازه ندارند در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شوند به عنوان همسر یک کاندیدا برای نخستین بار وارد فعالیت های انتخاباتی شدم. من می خواستم که حرف خود را به مردم برسانم چراکه همیشه یکسری شعار ها و آرمان ها را دنبال می کردم و این بارهم میخواستم که از طریق انتخابات آن شعارها را دنبال کنم. در واقع من کنار موسوی قرار گرفتم تا بتوانم آرمان های مورد علاقه خودم را مطرح کنم و پیش از آنکه کاندیداتوری مهندس موسوی برای من مهم باشد در نظر داشتم تا از فرصت های پیش آمده بتوانم استفاده کنم و از اندیشه، قانون گرایی، دموکراسی خواهی و آزادی قلم و بیان دفاع کنم. این فرصت در انتخابات برای من ایجاد شد تا در کنار موسوی دو هدف را پیگیری کنم که هدف نخست جذب زنان و جوانان به انتخابات ریاست جمهوری دهم، حضور رای دهندگان به پای صندوق های رای و تحقق آرمان هایی چون آزادی، قانون گرایی و دموکراسی بود و هدف دوم مطرح کردن آرمان هایی بود که از نوجوانی دنبال می کردم، انتخابات برای من فرصتی بود تا بتوانم با حضور در جمع های چند میلیونی خواست های آزادی خواهانه ،قانون مدارانه، دموکراسی خواهی و در کنارشان به طور مشخص رفع تبعیض جنستی را مطرح کنم. از طرفی دیگر من از اول با حضور موسوی در پست ریاست جمهوری مخالف بودم و البته این کاملا یک سلیقه روشنفکرانه است و هیچ ربطی به حکومت و سیاست ندارد، من از قدرت سیاسی برای خودمان خوشم نمی آید، و نمی خواستم که در وضعیت حاکمیت قرار بگیریم و کلا به عنوان یک روشنفکر به فعالیت در حوزه عمومی علاقه مندم نه حوزه حکومتی اما زمانی که موسوی پا به صحنه گذاشت من هم با یک بیانیه حضور خودم را در کنار او با این عنوان “انتخابات دهم زنان و رفع تبعیض” مطرح کردم و همه جا موسوی را حمایت کردم . در حالیکه هدف اصلی من آرمانهای دموکراتیک و رفع تبعیض جنسیتی و دست یابی به شرایطی برای سعادت و رفاه بشری و نجات از فلاکت بود.

حضور شما در کنار آقای موسوی بسیار حساسیت بر انگیز شد و جناح مقابل سعی کرد به نوعی واکنش خود را نسبت به این موضوع نشان دهد، شدید ترین نوع واکنش نیز توسط آقای احمدی نژاد در مناظرات تلویزیونی با  نمایش توهین آمیز “بگم بگم” همراه بود، چرا آنان چنین واکنش هایی از خود نشان دادند؟

زنان ما همیشه در طول تاریخ از سرکوب رنج برده اند و این سبب شده تا فعالیت سیاسی زنان در زیر پوست جامعه باشد نه در سطح و بیرون، به طور مثال، مادران پادشاهان، زنان طبقات متوسط به نوعی با تحریک و یا تشویق مردان خود در سیاست به طور پنهان ایفای نقش می کردند اما امروز حضور زنان، از زیر پوست تاریخ خارج شده، پنهانی و اعمال نفوذ نیست، بلکه عینی، جدی، عقلانی و در روی صحنه است. از سوی دیگر فشارها، عقب راندن ها و قوانین تبعیض آمیز و اعمال تبعیض ها که من در انتخابات دهم اسم آن را گذاشتم “قوانین قیم مآبانه” همیشه من را رنج داده و حتی در کتاب ” طلوع زن مسلمان” که هرگز در جمهوری اسلامی چاپ نشد اما مورد نقد و بررسی های شدید قرار گرفت و به شدت از طرف محافظه کاران کوبیده شد به این مساله اشاره کرده ام . همان طور که بالاتر نیز اشاره کردم من در این30 سال در خواست و مطالبات خود را درباره قانون خواهی، آزادی، دموکراسی و رفع تبعیض از زنان مطرح کرده ام و این بار انتخابات فرصتی را فراهم کرده بود تا به بهانه انتخابات و حمایت از موسوی بتوانم آنان را بیشتر و واضح تر بیان کنم ، در برنامه های تبلیغاتی نیز نخست من سخنرانی می کردم و سپس ایشان صحبت می کردند و خوب تمام این ها مردم خصوصا زنان را جذب کرد و دیدند که خواسته هایشان از زبان یک زن در طول انتخابات در حال بیان شدن است و رای بسیاری را برای کاندیدای اصلاح طلبان آورد که منجر به آن تقلب گسترده یا کودتای انتخاباتی شد. خوب این کینه زیادی را سبب شد و جناح  مقابل کینه عمیقی را نسبت به من احساس کرد و این کینه عمیق خود را در دو بعد نشان داد. از یک طرف این کینه عمیق خود را با تهمت غیر قانونی تحصیل کردن و تحریک موسوی با اهانت به من بود که مردم نیز گفتند که “کسی که کم میاره ناموس وسط میاره” که درواقع شعار مردم در آن روز ها بود که می توان گفت عرف جامعه ما زن را ناموس میداند و به این ترتیب حرف خود را زد اما از نظر خودم  پیش از آنکه یک زن باشم انسانی هستم که آگاهانه و با انتخاب آمده است و شاید اطلاق ناموس چندان مناسب او نباشد و از طرفی دیگر آن حرکت بخشی از رفتار احمدی نژاد را نشان میداد و اینکه او با کوبیدن من به طور جدی وارد فاز سرکوب زنان شد و با آن اهانتی که او در مناطره تلوزیونی کرد سرکوب زنان آغاز شد.پس از آن خود من بارها در خیابان ها توسط یگان ویژه باباتوم برقی مورد حمله قرار گرفتم و هم با گاز فلفل بطور اختصاصی و شخصی پذیرایی شدم و هنوز سایتها و رسانه هایشان کینه های عمیق خود را نسبت به من با فحاشی و تهمت ادامه می دهند.

در انتخابات دهم و سپس در اعتراضات پس از آن زنان نقش بسیار فعالی داشتند و در بسیاری از جهات از مردان نیز پیش رو تر بودند ، تحلیل شما در این باره چیست؟

زنان ما رشد بسیاری کرده اند و آگاهی های عمومی و اجتماعی آنان بسیار بالا است. بخش عظیمی از ورودی ها ی دانشگاه ها را دختران تشکیل می دهند و در عیم حال یکی از قشرهای بسیار سرکوب شده تاریخ کشور ما هستند که از لحاظ منزلتی و حقوقی همیشه تحقیر شده اند و جنس دست چندم بوده اند، البته در تمامی طول تاریخ زنان سرکوب شده اند و بویژه در دولت احمدی نژاد بخشی از تاریخ سرکوبگری زنان است. در نتیجه زنان تلاش کردند تا در این انتخابات مطالبات خود را بیشتر دنبال کنند و از طرفی هم مواجه شدند با شعارهایی که من می دادم مبنی بر رفع تبعیض و در عین حال هم من و هم مهندس موسوی مخالفت خود را با گشت های ارشاد و عدم دخالت در زندگی شخصی افراد عنوان کرده بودیم. در نتیجه زنان گسترده تر از قبل وارد انتخابات شدند و همچنین پس از انتخابات پیشتاز جنبش سبز گشتند و سرکوب زنان چه در خیابان و چه در زندان نیز به همان میزان افزایش پیدا کرد. فراموش نکنید که زنان نیمی از جمعیت کشور مارا تشکیل می دهند و این نیمی از جمعیت به یک بیداری و آگاهی رسیده است. از طرف دیگر حاکمیت نیز به رفع تبعیض تن داد که من اسم آن را گذاشته ام “رفع تبعیض در قلمرو خشونت”، یعنی حاکمیت در اعمال رفتارهای خشونت آمیز به طور مساوی بین زن و مرد اقدام می کند اما حاضر نیست زمینه آزادی ها و برابرای های انسانی قدمی بر دارد.

گاهی اوقات در صحبت های مردم شنیده می شود که اگر زهرا رهنورد نبود شاید مهندس موسوی تا کنون کنار کشیده بود و یا مواضع ملایم تری انتخاب می کرد آیا این چنین است؟

ما هردو روی آرمان های ملت مصر هستیم و این خواسته ها و آرمان ها را تازه به دست نیاورده ایم. جنبش سبز به نظر می آید که تازه متولد شده اما جنبش سبز همیشه بوده و این آرمان های همیشگی ما بوده است. من و موسوی باهم مبارزات را شروع کرده ایم و باهم نیز پیش می رویم. البته اگر هم کسانی اینگونه فکر میکنند خوب است و نشانگر این است که بر نظام پدرسالاری فایق شده اند و در عین حال نشان می دهد خانمی پیشتاز تر از آقایان است اما من خود می گویم ما همیشه در کنار هم بوده ایم چراکه زن و مرد دو بال پرواز هستندو هیچ پروازی با یک بال و یا با بال شکسته انجام نخواهد .

در 25 خرداد اعلام شد که رای من کجاست اما از جایی به بعد این شعار تغییر کرد ، جدا از درست بودن یا نبودن این شعار ها چرا جنبش در بعضی از مواقع حداقل در شعار دادن رادیکال شد ؟

تاکتیک و استراتژی جنبش مسالمت، آرامش و تعهدات فرهنگی و اخلاقی است و هیچ اسلحه ای جز رحم، شفقت، محبت، دوستی، فرهختگی و عقلانیت اسلحه دیگری ندارد اما زمانیکه جواب رای من کجاست آن گونه با خشونت داده می شود واکنش ها نیز متفاوت می شود. به نظر من گره ای که با دست باز می توانستند باز کنند را با با دندان های کندشان نمی توانند باز کنند و این دندان های خشونت که حاکمیت به کار برده نمی تواند این گره را باز کند و دیدید که شعارها از رای من کجاست عبور کرد و همان طور که می بینید به شعارهای تند و رادیکال تبدیل شد. اما این شعارها هیچ وقت از جنبه رحمت و رحمانیت و دوستی جدا نمی شود و این اسلحه جنبش است و در غیر این شکست می خورد. من نکته دیکری را هم می خواهم بگویم جنبش سبز از دل جنبش اصلاحات بیرون آمد و جنبش اصلاحات جنبش بر اندازی نیست. در جهان اسلام چه در مصر و شمال افریقا و چه در خاورمیانه اصلاحات به عنوان یک روش مطرح بوده است. در واقع در جهان اسلام سه اقدام با همدیگر و درمقابل تفکرات ارتجاعی و واپس گرا طر ح بوده ، نهضت بیداری احیا و اصلاح سه جریانی بوده اند که همیشه در کنار هم قرار داشته اند و هیچ یک بدون دیگری نمی تواند وجود داشته باشد. اگر بیداری است احیا یعنی زنده کردن ملت نیز هست و جریان اصلاحات نیز در کنار دوتای دیگر معنی می یابد. احیا، بیداری و اصلاحات در هیچ کجای جهان اسلام و منطقه بصورت خشن و سرکوب گر نبوده و اگر به تاریخ منطقه نگاه کنید می بینید در هیچ کجا هم با این خشونتی که دولت دهم با مردم رفتار کرده رفتار نشده است. در هر صورت جنبش سبز در درون اصلاحات به حرکت آرام خودش برای دست یابی به دموکراسی، آزادی، قانون گرایی و رفع تبعیض زنان و مطالبات جریان های جنبش پیش می رود. جنبش  تکثر گرا است اما برانداز و تجزیه طلب نیست. اگر از حقوق اقوام صحبت می کند به این معنی نیست که آنان به دنبال تجزیه هستند یا ما این را پیشنهاد می کنیم، ما در در عین وحدت این کثرت را می بینیم.

امام وصیت کردند نگذارید انقلابمان به دست نا اهلان بیفتد آیا امروز چنین اتفاقی رخ داده است؟

دقیقا این اتفاق افتاده است. جریانی که امروز قدرت رابه دست آورده دیگر نمی خواهد آن را رها کند و تبدیل به تشکل قوی و قدرتمند شده اند که اسلحه و رانت نفتی و رسانه های تبلیغاتی را دارد و و با این ها مردم را سرکوب می کند تا بر سر قدرت باشد. بخشی از حاکمیت فعلی مصداق دقیق، نااهلان هستند، تازه به دوران رسیده هایی که هیچ چیز جز قدرت و دیکتاتوری کام تلخشان را شیرین نمی کند این بخش از حاکمیت، خود برانداز جمهوری اسلامی است.

در خصوص رهبری جنبش، آیا شما فکر میکنید که اقایان موسوی، خاتمی و کروبی رهبری جنبش را برعهده دارند و یا جنبش به صورت خود جوش و به صورت تصمیم گیری در لایه های اجتماعی راه خود را ادامه می دهد؟

شخصا فکر می کنم جنبش از یک خرد جمعی برخوردار است که فوق افراد است. جریان های اجتماعی وقتی دست به دست هم می دهند در درون خود قانون مندی هایی را شکل می هند و الان هم این قانون مندی بر کل جنبش حاکم است. در عین حال جنبش از خرد جمعی بهره مند است و در همین حال آقایان کروبی، موسوی و خاتمی نیز چه بخواهند و په نخواهند به عنوان رهبران جنبش شناخته شده اند و کنارمردم قرار دارند. در واقع تعاملی بین ملت و رهبران جنبش شکل گرفته است. توافق بر سر قانون اساسی و اجرای بی تنازل آن و در عین حال وحی منزل نبودن قانون اساسی نیز یکی از محورهای توافق ملی جنبش سبز است.

آینده جنبش سبز را چگونه می بینید؟

این وعده الهی است که در نهایت حق پیروز می شود و تا زمانیکه روش آرمان های خوب بلند مردم پیگیری میشود این پیروزی امکان پذیر است. به قول قرآن مجید موعد شما صبح است آیا صبح نزدیک نیست . البته با این سرکوب ها یک مقدار تحرک رفتاری باید بیشتر و مخالفت ها مدنی تر شود و فراموش نکنیم که خیابان تنها گزینه نیست.

اعدام در زندان ها، دستگیری فعلان سیاسی و تهدید هر روزه احزاب، روزنامه ها و معترضین به برخوردهای شدید قضایی، تمامی این ها چه تاثیری بر جنبش و آینده آن خواهد گذاشت؟

خشونت ها جنبش سبز را در مسیر خود مقاوم تر می کند و به تعمیق جنبش و فراگیر تر شدن آن می انجامد و به شخصه خود را برای چوبه دار آماده کرده ام و تا پای جان بر سر آرمان های آزادی-دموکراسی و قانون گرایی ایستاده ام ، دیگران نیز بر همین میثاق هستند.

از سوی دولت  بارها در خصوص نوع پوشش زنان دستوراتی صادر می شود و خانم هایی که نوع پوششان متفاوت است مرتب تهدید به جمع آوری و برخوردهای خشونت آمیز می شوند از طرفی دیگر نیز اظهارات بر مبنی طراحی پوشش های یکدست برای همه است و خصوصا زمزمه اجرای این طرح در ادارات دولتی بسیار شنیده می شود که همه از یک الگوی پوششی استفاده کنند، آیا این دخالت در حریم خصوصی انسان ها نیست؟

حاکمیت های توتالیتر خود را قدرقدرت و عقل کامل می دانند و اراده شخصی انسانها را از صفر هم کمتر تلقی می کنند، همه ی آنها رفتارشان تحقیر انسان ها و دخالت در زندگی خصوصی، سلیقه ها، زیباشناسی، اخلاق و آداب رفتار انسان ها است. آنها هم به باورهای قلبی انسان ها دخالت می کنند تا مردم را زودتر به بهشت ببرند هم به رفتار اجتماعی، انسان ها و اگر زورشان برسد مایلند ناخودآگاه آدمها را نیز تحت سلطه قرار دهند. کسی نیست بگوید  شما به سلیقه زیبا شناسی مردم چه کار دارید، خانمی مایل است برنزه باشد، دیگری مایل است رنگ پریده باشد، یکی لباس هایش چنین و آن دیگری چنان، به شما چه مربوط است ، البته کار زشت کشف حجاب به همان اندازه قبیح است که گشت ارشاد و دخالت در پوش زنان؛ هردو جلوه های خشونت سیاسی و جنسی است. اینها نمی دانند، اگر زنان و جوانان را به حال خود بگذارند، خود زنان و جوانان و سلیقه آنان حیثیت ملی را تقویت خواهد کرد و چهره عقلانی تری به ایران خواهد بخشید بی اینکه سلیقه های زیباشناختی و فردی آنان به محاق برود.


خانواده های زندانیان سیاسی  با آن  نامه های عاشقانه به همراهان در بند خود  چه نقشی در جنبش سبز داشته اند؟

نکته حساس و بدیعی را مطرح کردید. امید، عقل، رنج، شور،عشق، فراق و دوری و شیدایی از ویژگی های جنبش سبز است. حیات فکری و وروانی جنبش سبز در میان حرکت های ازادی خواهانه منحصر به فرد است.  در هر حال این نامه های عاشقانه نوعی محتوی سیاسی با بیان عاطفی و سوزناک و رمانتیک است و زنان برجسته ای در این زمینه قلم زده اند که امیدوارم بتوانیم این نامه ها را چاپ کنیم، زنانی مثل ژیلا بنی یعقوب، الهه مجردی، فریبا پژوه، فاطمه شمس، خانم شرب دار قدس(همسر عرب سرخی) خانم الویری، خانم سحرخیز، خانم مظفر، خانم فخرالسادات محتشمی پور، مهسا امر آبادی، پرستو سرمدی، بهاره هدایت، مهدیه گلرو ، خانم امین زاده، خانم و دختر آقای کرمی و دیگرانی که اکنون حضور ذهن ندارم، هریک به نحوی این ادبیات سیاسی را به جنبش سبز و ملت ایران تقدیم کرده اند ،این هم نوع خاصی از زنان و بیان سیاسی-ادبی است.


48 پاسخ به “زهرا رهنورد: بخشی از حاکمیت فعلی مصداق دقیق نا اهلان و نامحرمان هستند”

  1. ناشناس گفت:

    درود بر بانوي سبز ايران زمين

  2. candle گفت:

    می خواستم بپرسم چرا در میان خبرهای امروز در سایت کلمه خبری از شکایت آقای طبرزدی از آقای خامنه ای در دادگاههای بین المللی نیست؟
    خواستم بدونم سایت کلمه برای پوشش ندادن برخی خبرها رویه و رویکرد خاصی دارد یا برخی موارد مشابه سهوی رخ داده؟

  3. s.w گفت:

    چراهیچ خبری ازمهندس موسوی رهبرعزیزمان نیست؟

  4. saman گفت:

    درود به بانوی نترس ایران زمین که شهامتش از هزاران مرد های پوشالی بالاتره
    من به خاطر شخص شما به جنبش سبز ایران زمین پیوستم.من ادم مذهبی نیستم ولی به عنوان یه ایرانی وطن پرست از داخل کشور به شما که اسوه ی زن ایرانی هستی افتخار می کنم و به تفکرات مذهبی تون احترام می گذارم!به امید پیروزی بانوی سبز ایران زمین

  5. علی گفت:

    زنده باد هم رزم بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا. راهتان ادامه دارد

  6. ناشناس گفت:

    این مطلب هم که قدیمی است از حال میر حسین وخانم رهنورد چه خبر دارید به مردم اعلام کنید .دانستن حال همراهان از ضروریات پیشروی است

  7. heshmat گفت:

    سلمان کجایی نظر ندادی

  8. شوالیه سبز گفت:

    با تو میمانیم.با تو تا اخر این شهر غریب
    با تو تا اوج رها گشتن از این بند سیا

  9. ناشناس گفت:

    به خدا دلمون برا مهندس تنگ شده.

  10. مخالف رادیکالیسم گفت:

    با تشکر از خانم رهنورد احساس می کنم حرکت درستی است که میر حسین مدتی است صحبتی نمی کنند شاید قصد دارند بعد از اتفاقی(هنگامی که همه از هم می پرسند میر چی گفته)بار دیگر سخن بگویند.اگر اینطور است به نظرم بسیار مناسب است.

  11. محمد امی گفت:

    به نام خدا
    سلام
    اینشتین در جایی مطلبی با این مضمون عنوان کرده است که هرگاه مسئله ای کاملا تشریح شود راه حل آن آسان است.
    مسئله ما چیست ؟ ما میخواهیم _ بدون توجه به اینکه میکروب خطاب شده ایم_ به قانون اساسی برگردیم. موانع ما چیست ؟ اینکه قانون اساسی ما دارای ضعف استقلال است به این مضمون که با صراحت از چیزی سخن نرفته است ( البته افرادی که سال 57 قانون اساسی را تدوین میکردند قصدشان شفافیت بیشتر و جلوگیری از خودکامگی بود ولی خودکامگی رنگ چرخاند و شد آنچه سال 88 شد).به عنوان مثال وظیفه نظارت بر رهبری بر عهده خبرگان است ولی تاکنون هیچ سندی از فعالیت این مجلس در این راستا صورت نگرفته است. به عبارت دیگری هر چیزی باید مصداقی داشته باشد(آنچه در عمل انجام شدن یک ایده،نظر و یا فکر را تایید کند. چه درست باشد و چه نادرست) اکنون عملی که خبرگان در این 20 سال برای نظارت بر رهبری انجام داده است چیست ؟ چطور میتواند نشان دهد که این رهبری شایسته است در حالیکه هیچ فعلی در راستای نظارت بر وی انجام نداده است؟)

    • مجید گفت:

      جناب محمد امی چند سوال کردید
      گفتید که
      ما میخواهیم _ بدون توجه به اینکه میکروب خطاب شده ایم_ به قانون اساسی برگردیم. موانع ما چیست ؟
      باید بگم واقعا میخواهید به قانون اساسی برگردید؟؟ پس معلومه خودتان ه قبول دارید که از قانون فاصله گرفتید
      اما راه حاش ساده است ابراز پشیمانی و عذر خواهی از ملت به خاطر اعمال خلاف قانون و شاد کردن دشمنان
      شما چنین کاری کردید؟؟ همان کاری که علی معلم انجام داد
      پرسیدید که
      اکنون عملی که خبرگان در این ۲۰ سال برای نظارت بر رهبری انجام داده است چیست ؟ چطور میتواند نشان دهد که این رهبری شایسته است در حالیکه هیچ فعلی در راستای نظارت بر وی انجام نداده است؟
      جوابش ساده هست ، نیاز نیست زیاد فکر کنید
      همه مراجع در این مسئله که در حال حاضر هیچ کس شایسته تر از ایت الله خامنه ای برای رهبری نیست را قبول دارند
      و بارها و بارها با انتشار بیانیه هایی مشترک و در سخنرانی هایشان از ایشان حمایت کردند
      شما بگید ببینم چه کسی شایسته تر از ایشان برای این منصب است؟؟ یک اسم به من بدید :-)

  12. با خرد گفت:

    حاصل اتحاد ارتجاع داخل و اپوزيسيون خارج غده سرطاني بوجود اورده كه گلبو هاي سفيد در اينده انها را بجاي خود خواهند نشاند

  13. زنده باد سبز گفت:

    درود بر بانوی سبز ایران زمین

  14. Navid گفت:

    درود بی کران بر بانوی سبز سرزمینمان؛ مانند همیشه شجاع، صریح، امید بخش و درخشان. براستی، موجب افتخارید.

  15. omidsabz1 گفت:

    زنده باد آزادی

  16. افسر جوان گفت:

    سلام
    خانم رهنورد در گفته های خود بیان می دارد که “بخشی از حاکمیت فعلی مصداق دقیق نا اهلان و نامحرمان هستند”.

    چند سوال از سایت کلمه و خانم رهنورد داشتم اگر پاسخ بدهند ممنون می شویم.

    1-چرا در حوادث پس از انتخابات سران دولتهای غرب بویژه آمریکا و مخصوصا رژیم صهیونیستی از جناب میر حسین موسوی و طرفدارانتشان جمایت می کنند؟(نکند آنان دلسوز نظام اسلامی ما شده اند)

    2-چرا در تظاهراتی که طرفدارن جنبش سبز به راه انداختند شعارهایی نظیر “نه غزه و نه لبنان…..” و هچنین شعار “جمهوری ایرانی” و همچنین شعار “مرگ بر اصل ولا…..” آیا همه اینها خط کشیدن بر آرمان های امام راحل(ره) نیست؟

    3-چرا وزیر اطلاعات و جهانگردی رژیم پهلوی یعنی داریوش همایون از مواضع خانم رهنورد حمایت می کند؟

    • برگ سبز گفت:

      هموطن عزیز افسر جوان

      پاسخ سوالاتتان را یک به یک پاسخ می دهم.

      1/کدام شبکه های غربی؟ تا آن جا که میدانم هیچ یک از شبکه های غربی از میرحسین موسوی حمایت نکردند و فقط به بررسی و پوشش خبرهای مربوط به جنبش سبز پرداختند در صورتی که صدا و سیما این اخبار را یا پوشش نمی داد و یا به طرزی بسیار جانبدارانه. تازه اگر بر فرض از میرحسین حمایت می کرد باز دست داشتن غرب در جنبش سبز یک استدلال عقیم و نادرست است چون در زمان شاه هم بی بی سی (رادیو) خبرهای مربوط به انقلاب را بیان میداشت در صورتی که رسانه های حکومتی به حقایق نمی پرداختند . به قول اسدالله علم در کتاب معروف “گفتگوی من با شاه” در سال های آخر حکومت پهلوی مردم به رادیو بی بی سی رو آورده بودند و شاه بسیار نگران بود که چرا کسی زیاد به جراید داخلی اعتمادی ندارد. حتی در زمان انقلاب مشروطیت هم انگلستان از مشروطه خواهان حمایت می کرد . به عقیده ی من این جور مسایل در خواست مردم خدشه ای وارد نمی کند.

      2/ جنبش سبز یک جنبش تکثرگراست و بسیاری از اقشار جامعه و طرز تفکرات را دربر میگیرد. نه غزه و نه لبنان جانم فدای ایران هرچند که صددرصد شعار درستی به نظر نمی رسد اما به این دلیل است که مردم از واریز شدن پول بیت المال به لبنان بسیار سرخورده هستند و این در هنگامی است که فقر بیداد می کند و مردم برای مایحتاج خود دچار مشکل هستند. خود حسن نصرالله و حتی حامدکرزای به پول های واریز شده اقرار کرده اند اما مردم ایران سزاوارتر هستند. ما درست است که رژیم اسرائیل را جنایتکار می دانیم اما فعلا “چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است”.
      درست است که نام حکومت جمهوری اسلامی است اما باید مبتنی با آرمان های مردم ایران و خواسته های آنان و در قالب یک حکومت دموکراتیک یعنی مردم بر مردم باشد. پس روح جمهوری ایرانی باید در جمهوری اسلامی (و یا هر عنوان دیگری ) باشد. به قول احمد کسروی اندیشمند معاصر: “امروز مردم ایران در درجه ی نخست به نام ایرانی گری میزینند “. آیا شما با حکومت مردم بر مردم مخالف هستی؟ در ضمن قبلا هم عرض کردم که جنبش سبز تکثرگراست و عقاید بخشی از جنبش سبز می تواند چنین باشد.
      مردم ما ولایت مطلقه ی فقیه را شرک آمیز (بنا به نظر مرحوم آیت الله العظمی منتظری) و مخالف دموکراسی می دانند و از جمله عوامل استبداد دینی هم همین اصل مطلقه می باشد. مردم در سال 57 اصلا برای نبود قدرت مطلفه انقلاب کردند. انقلاب مشروطه هم برای تجدید نظر در قدرت مطلقه بود.
      در ضمن آرمان های امام خمینی مبتنی بر آرمان های ملت ایران است چون امام هم جزوی از ملت ایران بود.

      3/برای بار سوم به شما هموطن عزیزم یاداوری می کنم که جنبش سبز یک جنبش تکثرگرا است و همه گیر. این که داریوش همایون از مواضع خانم رهنورد دفاع می کند نظر شخصی ایشان است. البته من همایون را زیاد نمی شناسم ولی دفاع وی از خانم رهنورد بر جنبش سبز لطمه ای وارد نمی کند.
      کمال تشکر را از آقا/خانم افسر جوان بابت انتقاد دارم.

      از دست اندکاران محترم کلمه استدعا دارم که نظر اینجانب را منتشر کنید.

      • افسر جوان گفت:

        آقا/خانم برگ سبز ممنون از جوابت.

        در مورد بند اول صحبتهات خدمتت عرض کنم که من در هیچ قسمت از گفته هام از واژه “شبکه های غربی” استفاده نکردم و فقط گفتم “سران دولتهای غرب بویژه آمریکا و مخصوصا رژیم صهیونیستی”. 

        فقط یه نمونه بهت می گم از وزیر امور خارجه آمریکا(هیلاری کلینتون) با مصاحبه با شبکه abcNEWS گفت: “همه امید آمریكا در ایران به مخالفان داخلی است.” این فقط یه نمونه ی ساده ش بود از بقیه اش می گذرم.

        اما بحث شبکه های خارجی که مطرح کردی ، چرا همون شبکه های خارجی حماسه عظیم 9 دی رو وارونه نشون دادند و در 22 بهمن هرسال همون حرف های بی پایه و اساس رو تکرار می کنن.

        اما بحث تکثر گرایی که تاکید زیادی روی آن کردی. آره شما راست می گی جنبش سبز تکثرگرا است. طیف وسیعی از منافقین زخم خورده، سلطنت طلبان، گروهای تروریستی نظیر گروه مجاهدین خلق حتی همین ریگی آدم کش و… از جنبش شما حمایت کردند و هروز در شبکه های ماهواره ای شان از جنبش سبز صحبت می کنند (و به افتخار خود را سبز می خوانند) چون اهداف شکست خوردشنو طی این 32 سال رو از طریق جنبش سبز پیگیری می کردن.

        در ضمن هرکس با هر طرز تفکری و عقیده رو نمی تونین طرفدار جنبش سبز بدونین.

        اما در مورد این جمله که گفتی “عقاید بخشی از جنبش سبز می تواند چنین باشد”. دوست عزیز گفتنه شدن همه این شعارها از طرف جنبش سبز که آقای موسوی و کروبی رهبران اصلی آن هستند خیلی گرون تموم شده. برای آقای موسوی و کروبی این خیلی
        بده که بخشی از جنبش سبز شعارهای مخالف با آرمانهای اسلام و امام و قانون اساسی سر بدن.

        یعنی هرکسی در یه جنبش هر حرفی دلش بخواد ، بزنه ، بعدش بزاریم به حساب تکثرگرایی و بگیم عقاید بخشی از جنبش می تواند این چنین باشه؟ مگه این جنبش آرمان و هدف نداره؟ یا اصلا رهبران این جنبش آرمان و هدفی برای طرفداراش انتخاب کردن؟ جنبشی تو رفتاراش و شعارهاش تابع هیچ قانونی نیست و ممکنه بخشی یه شعار بدن و بخشی یه شعار دیگه یه معنی میده اونم اینکه در حال مرگه (اینچنین که هم اکنون این جنبش مرده و سر سنگ قبرش هم نوشتن فتنه سبز ، تاریخ وفات 9 دی 1388)

        تازه تو مصاحبه خانم رهنورد “ایشون گفته بخشی از حاکمیت را بر انداز جمهوری اسلامی می داند”. مثل برخی از شعارهای طرفداران جنبش سبز را فراموشش شده.(حتما فراموشش شده)

        در مورد آقای منتظری، ایشان در زمينه ولايت فقيه كتاب داشت و بحث هاي قابل توجهي در زمينه ولايت داشته است. ولي اظهارات وي در حوادث اخير در مورد مساله ولايت را همه دیدم(که کاملا بحث برانگیز بود).

        در مورد غزه و لبنان، یادت رفت که پیامبر(ص) چی فرمودند:””هرکس صدای کمک خواهی مردی را بشنود که فریاد می زند، مسلمانان به دادم برسید جوابش ندهد و به او کمک نکند، مسلمان نیست.”” ما مشکلات داریم و این مختص جامعه ما نیست و اینهم جزو سیاستهای خارجی جمهوری اسلامیه که مبنتی بر اسلامه. در ضمن دوران نخست وزیری موسوی هم روز قدس(یعنی حمایت از فلسطین و لبنان) داشتیم و اگه این رژیم جنایتکار رو ولش کنی میگه شیراز مال منه.

        در مورد توجیه شعار جمهوری ایرانی که مطالبی گفتی، همه می دونن وقتی این شعار گفته میشد فقط یه دلیل داشت حذف اسلام از جمهوری اسلامی.

        کاملا با حکومت مردم بر مردم مخالفم، حکومت فقط فقط برای پروردگار باری تعالی است و حکومت مردم بر مردم کاملا بی معنی و اشتباه است. حکومت خداوند بر مردم درسته اونهم به واسطه افراد محقق میشه.

        آره گفته های همایون لطمه ای به جنبش سبز وارد نمی کنه فقط اونو رو سیاه تر میکنه مثل شعارهایی که قبلا از طرف جنبش سبز سر داده شد و لکه ننگیه بر پیشانی جنبش.

        در آخر سر نقل مضمون می کنم به یه جمله از امام راحل می فرمودند اگر روزی غرب از ما حمایت کرد شک کنید و بدانید که حتما یه اشکالی تو ما هست و گرنه غرب بی دلیل از ما حمایت نمی کنه.

        دوست عزیز توجبه خوبی در مورد شعارها نکردی.

        • سمیه گفت:

          (در مورد غزه و لبنان، یادت رفت که پیامبر(ص) چی فرمودند:””هرکس صدای کمک خواهی مردی را بشنود که فریاد می زند، مسلمانان به دادم برسید جوابش ندهد و به او کمک نکند، مسلمان نیست.)””!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
          فقط شعار زدگی .جناب افسر جوان !شما ناله ها و گریه ها و کمک طلبیدن ها ی هموطنت روشنیدی و به روی مبارک نیاوردی .چرا اون موقع که خون جوونای این مملکت توسط نیروههای انتظامی و لباس شخصی های در رکاب نیروی انتظامی به روی زمین ریخته شد و فریاد مادران این جوونا دنیا رو برداشت به فریاد اونها نرسیدی؟چرا وقتی جنازه های یخ زده جوونای این مملکت رو به خانواده هاشون دادن مسلمونی یادت نیفتاد؟ چرا اون موقع که تو کهریزک جنازه بدون فک و دهان روح الامینی رو به پدرش دادن حرف نزدی ؟وقتی امیر جوادی فر که در اثر اویزون کردن از پا به مدت چند روز چشمهاش ترکیده بود و بعد هم جنازه اش رو تحویل پدرش دادن خونت رو به جوش نیاورد ؟چرا وقتی محمد کامرانی که از زندان به خاطر رفتن به کما به بیمارستان منتقلش کرده بودن و با اینکه در کما بود و تب وحشتناک داشت ولی باز هم با زنجیر به تخت بسته بودنش و در اخر هم جنازه اش رو تحویل پدرش دادن غیرتی نشدی ؟ افسر جوان !این اتفاقات در ابوغریب و گوانتانامو نیفتاده بلکه در همین کهریزک خودتون افتاده و اگر پدر روح الامینی تو دم و دستگاه نبود مثل خیلی جنایات دیگه کلا منکرش میشدن .
          در باره تکثر گرایی جنبش حرف میزنی ولی چرا فقط اونایی که دلت میخواد؟ خانوده شهدا و جانبازان و سرداران جنگ و هزاران انسان مومن دیگه رو نمیگی ؟ چطور اگر اونها از شما حمایت کنن میشه عزت ما و اگر از ما حمایت کنند میشه ذلت جنبش ؟یه بوم و دو وا که میگن همینه .پس شما عزیزم نه تنها مسلمان نیستی آزاده هم نیستی .

        • برگ سبز گفت:

          افسر جوان دوست گرامی

          این که یک مقام خارجی بگوید همه ی امید ما به محالفان داخلی است را نمی توانی برای توجیه استبداد استفاده کنی. استبداد داخلی چیزی است که مردم در سال 1285 و 1357 نمی خواستند. البته شما معنای استبداد را نمی دانید چون اصولا معنای استبداد را کسی که حکومت می کند نمی داند. پیش ار این هم مطرح کرده ام که در زمان مشروطه هم سران کشورهای غربی از مخالفان داخلی حمایت می کردند ولی آیا دلیل بر این است که استبداد قاجار بسیار خوب بود؟!! نخیر. شما یادتان نمی آید. بی بی سی فارسی در زمان سال های 56 یا 57 صدای مخالفان شاه شده بود. ولی آیا مبارزه با استبداد پهلوی استباه بود؟ خیر. عفو بین الملل اقدامات شاه را محکوم می کرد و آن را ضد بشری می نامید. آن زمان عفو بین الملل و دیگر سازمان های بین المللی کارشان خیلی عالی بود یکهو الان صهیونیستی شده و می خواهد به نظام ضربه بزند!!!!!؟؟ این طرز تفکر حاکمیت است.
          ما فرض می کنیم که شبکه های خارجی بسیار بد هستند و اخبار را وارونه نشان می دهند. سوال اینجاست که چرا باید مردم نسبت به شبکه های داخلی دلسرد باشند و توسط ماهواره و دیگر وسایل ارتباطاتی شبکه های خارجی را نگاه کنند؟ اگر صدا و سیما اخبار را درست و بی طرفانه پوشش می داد این مسایل خب نبود. روشن است که صدا و سیما که در واقع باید صدای تمام ملت باشد متاسفانه بسیار جناحی عمل می کند و بسیار هم خبرهای ضد و نقیض و کذب را پخش می کند. وگرنه من نمی گویم که غرب به فکر منافع ملت ایران است. غرب هم که صد البته به فکر منافع خود بوده و هست. اما صدا و سیمای داخلی هم متاسفانه صدای ملت نیست و صدای اقتدارگرایان است. در ضمن صدا و سیما تصاویر اعتراض های مردم را نشان نداد. در مورد این دیگر دیگر توجیهی برای اقتدارگرایان وجود ندارد.
          در مورد تکثرگرایی باید گفت که ایران مال همه است. ایران را کسی نخریده و متعلق به همه ی مردم ایران است. ما دوست داریم که روزی تمام ایرانی های عزیز که مناسفانه به دلیل سیاست های غلط اقتدارگارایان در دنیا آواره شده اند به وطن بازگردند. آن هایی هم که دستشان در گذشته به خون مردم آلوده بود (از قبیل مجاهدین خلق) باید پاسخگو باشند. اما هر ایرانی حق دارد در کشور خودش باشد و این حق را دوستان اقتدارگرای شما نمی توانند از آن ها سلب کنند چون ایران مال همه است و کسی نمی تواند دیگران را بیرون بیاندازد. آیا وقت این نیست که زمینه ی آشتی ملی فراهم شود و همه ی ایرانیان دست در دست همدیگر در ایران برای خدمت به مردم بکوشیم؟! البته در این جا ذهنیت استبداد زده بازنده است. بار دیگر عرض می کنم> همه ی ایرانیان حق دارند در کشور ایران باشند و این حق مسلم را کسی نمی تواند بگیرد. به قول شما “زخم خورده ها” هم که البته حق دارند. ایران مال آن ها هم هست. ما چه کسی باشیم که آن ها را بیرون بیاندازیم؟! باید اشتباهات گدشته را فراموش کرد و همه با هم دست برادری بدهیم . ژاپن توسط آمریکا (البته به ناحق) با خاک یکسان شد. امروزه ژاپن همه ی آن ها را فراموش کرده و ببینید که چه ژاپن جدیدی شده است. ایا مسئله ی ما از ژاپن هم پیچیده تر است؟؟ “قابل توجه کسانی که ایران را می خواهند به ژاپن دوم تبدیل کنند!! . باید این ها را هم مدنظر داشته باشند”. از مشخصات ذهنیت دیکتاتوری این است که از عمد کینه می پراکند تا استبداد خود را ماندگار کند. شما قضاوت کنید…
          در مورد شعارها هموطن عزیزی به نام “محمد محمد صادق” لطف فرموده و پاسخ جنابعالی را دادند. بنابراین به توضیح دیگری در این باب نیاز نیست.
          اما این که شما می گویید جنبش سبز در حال مرگ است نظر شخصی شما است هموطن. ما معتقدیم که آن چه نهایتا شکست می خورد استبداد و خودخواهی و تک محوری است. نمونه هایش را در تاریخ بسیار دیدیم. این از این.
          مرحوم ایت الله العظمی منتظری (ره) نظریه ای را در باب ولایت فقیه داشتند. اما هموطنان قضاوت کنند آیا کلی دردسر در این راه نکشید. آیا نظر وی این بود که دیکتاتوری باید جای دیکتاتوری را بگیرد؟ هرگز. وی در سخنانرانی های متعددی به ولایت مطلقه ی فقیه اعتراض های بی شماری کرد اما دیدیم که حصر خانگی شد و با وی بدرفتاری کردند و سعی کردند نامش را از تاریخ پاک کنند. جلوی نشر اثارش را گرفتند و به وی بی حرمتی کردند. حتی به مصاحبه کننده اش هم رحم نکردند و وی را به زندان انداختند. وی در اواخر عمر ولایت مطلقه را شرک آمیز توصیف کرد با آن که یکی از تئوریسین ها و نظریه پردازان ولایت فقیه بود.
          حدیث از پیغمبر اسلام (ص) آوردی. بنده عرض کردم و باز هم عرض می کنم. “چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است”. نخست باید به دردهای داخلی بپردازیم و بعد به فکر دیگران در کشورهای دیگر باشیم. عزیز جان. ظلم و ستم در همه حا بد است و فرقی نمی کند که وی مسلمان باشد و یا غیر مسلمان. “بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند”. ما جنایات رژیم اسرائیل را محکوم کردیم و می کنیم اما ما در درجه ی نخست مردم عزیز ایران را در نظر داریم. در ضمن سیاست داخلی به مراتب از سیاست خارجی مهم تر است. البته منظور من این نیست که سیاست خارجی بی اهمیت است. ما باید در درجه ی اول به مردم خود برسیم. تا بعد… امروز کوس رسوایی دولت به اوج خود رسیده و پرده از کمک های میلیاردی به افغانستان و لبنان برداشته شده است. در حالی که هموطنان شریف ما با سیلی صورت خود را سرخ نگه می دارند.
          در مورد شعارها هم باید عرض کنم (دوباره) که مردم مختارند که آزادانه فکر کنند. اسلام دین بیشتر مردم ایران است اما ما امروزه در درجه ی اول به نام ایرانیگری زندگی می کنیم. گویا مردم صد سال قبل بهتر و بازتر از ما می اندیشیده اند. چرا که آن ها زودتر به این حقایق رسیده بودند.
          شما با حکومت مردم بر مردم مخالفی چون دوست گرانقدر شما با دموکراسی و آزادی فاصله ی زیادی داری. این چیزی که الان است حکومت بخشی از مردم بر بقیه است و ما می خواهیم اصلاح کنیم و تکثرگرایی پیشه کنیم. عبارت “حکومت مردم بر مردم اشتباه است” چیزی جز استبدادخواهی و پسرفت و بازگشتن به بیش از 130 سال قبل و دیکتاتوری نیست. این عقیده در فرهنگ سیاسی “تمامیت خواهی” نام دارد. البته جای خشنودی است که بیشتر مردم اینطوری نمی اندیشند و حکومت مردم بر مردم را اصل قرار می دهند. بنابراین شما هم آزادی در فکر کردن. اما بیشتر مردم مانند شما فکر نمی کنند. بنابراین نظر شما برای خودتان. این هم از این.
          بنده گفتم داریوش همایون نظر شخصی خودش است. شاید من موافق حرف هایش هم نباشم پس چه دلیلی است که حرف هایش را توجیه کنم. می خواهد هرجور فکر کند. البته بیشتر از این هم گفتم ایران مال همه است و مال شخص خاص و یا گروه معینی نیست. بنابراین استدلال شما نادرست است هموطن ارجمند.
          به جمله ی آخرتان هم پاسخ داده ام قبلا. نیازی به تکرار دوباره نیست. فقط خواهشی که دارم این است که تک بعدی فکر نکنید و همه ی نظرات و عقاید را بخوانید و روی آن ها تفکر کنید. شکی نیست که شما هم بعد از تفکر و بحث های متعدد به اشتباهات خود پی خواهید برد. این چیزی است که من هم انجام می دهم و سعی می کنم که تک بعدی فکر نکنم. بنابراین ایران را برای همه ی ایرانیان می دانم و نه برای گروهی خاص.
          به امید داشتن ایرانی برای همه ی ایرانیان

  17. درخشان گفت:

    بانوی سبز ایران – رهنورد قهرمان

  18. ایران دخت گفت:

    در کف دیو و دد خون بارهای غیر تسلیم و رضا کو چاره ای
    سکوتمان نشان رضایت نیست شهامت و استقامت شما بانوی گرامی و هم رزمانتان همواره در خاطر مردم ازادی خواه ایران زنده است .خدا یار و یاورتان

  19. سرباز ولایت گفت:

    آقای محمد امی لازم نیست نظارت مجلس خبرگان را تقدیم شما کنند همین بس که در شهریور 88 پس از انتخابات 98 در صد نمایندگان مجلس خبرگان بر رهبری حضرت آقا تاکید کردند
    و بنده احتمال میدم 2 درصد باقی مانده مربوط باشد به شخص آقای علی محمد دستغیب

  20. بسیجی گفت:

    به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.حاکمیت و مردم از هم جدا شده اند زهی خیال باطل حضور ده ها میلیونی مردم در 9دی و 22 بهمن انگار فشار زیادی به دشمن نهج البلاغه اورده خوبه کودتا میکنید بعد هم توقع ازادی دارید خانم رهنورد شما که دم از حق میزنید چرا تقلب را ثابت نکردید و نمیکنید؟ایا این جمله شما که گفتید چون موسوی داماد لرها است باید مردم انجا به او رای دهند نشاندهنده منطق محکم شما بانوی روشنفکر جنبش سبز نیست؟در مورد گفته های دوستان اقای احمدی نژاد گفت 40 میلیون نفر رای دادند و عده ای خس وخاشاک شروع به اشوب کردند حالا شما جز 40 میلیون هستید یا جز خس و خاشاک خودتان میدانید؟در مورد صحبتهای رهبری مثل اینکه استقبال میلیونی مردم و استقبال گرم علما بد جور شما را عصبانی میکند که شروع به تهمت زدن کردید متن سخنرانی رهبری را بخوانید تا منظور اقا را متوجه شوید با اینکه شماها هر چه را دوست داشته باشید میشنوید نه حرف حق؟شما بگویید ایا اقای گنجی که اعتراف میکند در انتخابات تقلب نشده جز حکومت است؟تاجزاده چطور؟ البته شاید این قدر وقیح باشید که این را هم انکار کنید؟شماها که از احترام به عقاید صحبت میکنید چرا در روز عاشورا به عقاید 300 میلیون شیعه بی احترامی کردید؟البته منظور شما از احترام احترام به عقاید خودتان است وگرنه روز عاشورا حرمت امام حسین را نمی شکستید که البته خدا مکر شما را در 9 دی به خودتان بازگرداند ترانه موسوی را چه میگویید انرا هم که خودتان اعتراف کردید دروغ بود در مورد ادعای شیخ 600 میلیونیتان چه گفته بود تجاوز جنسی به زندانیان میشود بعد که دروغهایش بر ملا شد گفت خود من هم مطمئن نبودم که این کار صورت گرفته تادیروز شما اصلاح طلب ها به منتظری طرد شده از سوی امام و هاشمی فحش میدادید حالا این افارد برای شما شده مرجع سبز؟ شما که نماز جماعت را مختلط می خوانید وروزه خواری را با افتخار انجام میدهید باید به خودتان افتخار کنید که جنبش سبز توانست منافقین و امریکا و اسراییل را یکجا جمع کند و به قول خودتان از سروش تا گوگوش.بیدار شوید وتنهایی خود را ببینید و به راه راست برگردید شاید توبه شما قبول شود امیدوارم مانند بالاترین و جرس سانسور نکنید.سایه مقام معظم رهبزی مستدام باد.

    • محمد حسین گل گفت:

      :))))
      بی خیال بابا چه عصبانی حالا! ما اشتباه کردیم داداش (یا خواهر). خوب شد؟

    • فتنه سبز زنده گفت:

      اول که کمنتت را خوندم فکر کردم داری شوخی میکنی! دیدم نه

      = به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای !!!
      1 – یعنی تو خودت هنوز با خدای خودت آشنا و راز و نیاز ء نکړدی که با خدای یک نفره دیګه حرفت را شروع میکنی ؟؟؟!!!
      = حاکمیت و مردم از هم جدا شده اند زهی خیال باطل
      2- اګر این طور نیست پس نګران چه هستی .. ؟؟؟ روز و شبت خوش!!!
      =حضور ده ها میلیونی مردم در ۹دی و ۲۲ بهمن انگار فشار زیادی به دشمن نهج البلاغه اورده خوبه کودتا میکنید بعد هم توقع ازادی دارید چرا تقلب را ثابت نکردید و نمیکنید؟
      3 – اګر هنوز متوجه نشدی تنها خواسته تظاهر کنندګان سوال رأی من کحاست بود… ؟ چون بزرګترهای توخودشونم نمیدونستند رأی ها را کجا ګم کردند ! ؟ شروع کړدن به بکش بکش شد و بګیر بګیر …. زندان وشکنجه ! و دادګاه و اعتراف ګیری!!!
      اعتراف ګیری!!! به جای اینکه به طرف مفابل بګه ثابت کن !؟ ګفتن اعتراف کن !؟ اعتراف کن وګرنه اعدام ! وګرنه … !
      که جندین جوان از ادامه زندګی محروم شدند؟

      « اګر خودت خدایی داشتی میفهمیدی که زندګی را خدا میده و خدا تنها کسی هست که حق ګرفتنشو داره »

      = مثل اینکه استقبال میلیونی مردم و استقبال گرم علما بد جور شما را عصبانی میکند
      4- استفبال میلیونی کسی رو عصبانی نمیکنه! اعتراض میلونی هست که بعضی ها رو ناراحت میکنه !
      = اقای گنجی که اعتراف میکند در انتخابات تقلب نشده جز حکومت است؟تاجزاده چطور؟ ا
      5 – مطمین هستی خوب متوجه شدی؟ اګر موضوع برای تو حل هست پس مشکلت چیه؟
      = چرا در روز عاشورا به عقاید ۳۰۰ میلیون شیعه بی احترامی کردید؟ال
      6 – در اسلام شیعه روز عاشورا سمبل روز حق خواهی است.! کسانی هم که این روز آمدند توخیابان ها آمدن که حق حقیقت خواهی شونو بګیرند. فکر نمیکنم تا اینجا رو مشکل داشته باشی؟ اګر منظورت کف زدن هست ؟ برای قاتل های امام حسین کف نزدند ! برای فرار از دست قاتل های امام حسین ها دست زدند!

      اون خدایی که هنوز سرت رو بالا نکردی که ببینیش بهت لطف کرده یک چیزی داده که بهش میګن عقل و یک چیز دیګه به اسم عاطفه !؟ هر دوتاش برای مصرف هست. هر چقدر بیشتر به کارش ببری به خدا بیشتر نزدیک میشی! مثل آهن ربا. تو اون قطب منفی هستی خدا قطب مثبت.

      اګر تا اینجا جواب کمانت خودت را ګرفتی ؟ ! بقیه جواب سوال ها یت هم خودت پیدا میکنی. وګرنه همین جور ادامه بده .. تو نه اولین بت پرست هستی نه آخرین!
      فقط هواست باشه خدا اون بالاست نه اونجایی که میګذارند جلو چشمت!

    • برگ سبز گفت:

      سلام هموطن بسیجی. قبل از گفتن هر چیز یک سوال مهم داشتم. با چه نوع فیلتر شکنی میای تو؟ بگو تا ما هم بدانیم. چیزی را که برای خود دوست می داری برای دیگران هم دوست بدار و بگذار مردم ایران هم از آزادی اطلاعات بهره مند شوند. راستی سانسور را چه کسی می کند؟ کسی که سایت های منتقدان را فیلتر می کند و یا آن هایی که نظرات شما را هم قرار می دهد؟ در ضمن شما هموطن عزیز گویا معنای کودتا را هم نمی دانید. بگذریم. در مورد توهین به اعتقاد مسلمانان گفتید که البته کذب است و مناسفانه دلیلی هم برای اثبات پاره کردن تصویر امام حسین (ع) توسط سبزها به هیچ وجه ندارید البته ما که می دانیم که جنگ روانی جراید حاکمیت از قبیل کیهان همیشه بوده و هست و این در صورتی است که سبزها اجازه ی راهپیمایی و داشتن رسانه ی آزاد ندارند و تنها کسانی که حق حرف زدن دارند و از مصونیت کامل برخوردارند گویا کیهان و امثال آن هستند که بر هر روشی برای رسیدن هدف دست می زنند چون برای آقایان “هدف وسیله را توجیه می کند”.
      آقای گنجی نه رهبر جنبش سبز است و نه سخنگوی آن و نه چنین ادعایی را دارد. آقای گنجی عقاید خاص خود را دارد و عقایدش هم برای خودش است و البته محترم. اگر در زمان انتخابات تقلب نشده بود حوادث بعدی توسط لباس شخصی ها و آن همه حوادث دردناک رخ نمی داد. گویا حساب همه جیز را هم کرده بودند و البته اگر کودتا نبود مردم آزادانه می توانستند بنا بر اصل 27 قانون اساسی راهپیمایی داشته باشند البته ما شاهد بوده ایم که حتی راهپیمایی سکوت هم با سرکوب مواجه شد. این ها قابل کتمان نیست هموطن. وقتی حاکمیت از یک دعای کمیل می ترسد و از یک اجتماع مسالمت آمیز و حتی کوچک هم هراس داشته باشد آنوقت است که کودتا کاملا مشخص می شود. حتی خود خانم فاطمه ی رجبی که از مهمترین اصولگرایان است اقرار کرده است که ما با انتخابات و جمهوری به دلیل شمارش آرا همیشه مخالف بودیم چون تا وقتی ولی فقیه هست دیگر چندان هم نیازی به رئیس جمهور نیست!!!!
      در مورد 9 دی و 22 بهمن باید گقت برای حاکمیتی که تمام بودجه های مملکت را در اختیار دارد و همچنین تمام وسایل ارتباط جمعی در کنترل آن است جمع کردن این مقدار پشتیبان چندان سخت نیست. آن هم با کلی ویرایش در تصاویر منتشره. و این در حالی است که سبزها رسانه ای در داخل کشور ندارند و روزنامه ها هم همگی توقیف شده و روزنامه نگاران در زندان اند و همه چیز تحت کنترل بود. قدم به قدم مامور و… . این ها قابل کتمان نیست.
      در ضمن جنبش سبز یک جنبش تکثرگراست و آن را با حاکمیت مطلق شما که همگی مانند هم می اندیشند نمی توان مقایسه کرد. ما سبزها طرز تفکرات اشتراکی بسیار داریم و بسیار متحد هستیم اما قبول داریم که در 100 در صد موارد (برعکس حاکمیت) مانند هم فکر نمی کنیم. بنابراین در هر جامعه ای و در هر تاریخی برد با چنین جنبش هایی بوده است. با تشکر از انتقادات شما. ما از انتقادات پشتیبانی می کنیم و این را باعث سرفرازی جنبش می دانیم. به امید آزادی.

    • دیازپام سبز گفت:

      الان فهمیدم منظورتان چیست . در سایت جرس خواندم که …..آن همه بگیر و ببندها و بریز و بپاشها حاصل برنامه ریزی چندماهه از توزیع تیشرتهای عکسدار بگیر تا این آخری یعنی …. از جمله در محیطهای مجازی مثل اینجا بود.این همه مطلب انحرافی نوشتید به خاطر حسن مطلعتان.بعد این بنده خداها از همه جا بیخبر با شما وارد بحث میشوند.
      لطفا هر وقت تغییر رویه دادید و آغاز کلامتان با جمله”بسم الله الرحمن الرحیم” بود بفرمایید تا در خدمتتان باشیم چون اصحاب کلمه پیرو دین خالص هستند و اگر خداوند عالم هم عقیده شما می بود اصطلاح به نام خداند محمد را (ص) یا چیزی شبیه آن را به خلق میکرد.

    • سمیه گفت:

      در صفحه مربوط به خبر تلویزیون برای فرانسویها و بلژیکی ها فکر کردم دارم برای انسان و بسیجی محترمی نظر میذارم .ولی انگار اشتباه کردم باز هم توهین و مسخره کردن و زدن حرفهای تکراری که فقط کیهان میگه و شما تکرار میکنی .صد بار برای امثال شما حرف بزنیم چون پیشداوری دارید و خود رو حق مطلق میدونید هیچ فرقی نداره .لطفا نامه حمزه کرمی به رهبری و نامه عبد الله مومنی به رهبری و نوری زاد رو بخون و با توجه به جواب ندادن رهبری (که اگر ایشون کمی عدالت و ایمان داشت و به یوم الحساب اعتقاد داشت لا اقل یک جواب در برابر اون همه ظلمی که به زندانیان تحت حاکمیت خودش میداد )اگر جوابی برای اون نامه ها پیدا کردی به ما هم بگو .
      وگرنه نرود میخ اهنین در سنگ . شما ر. به خیر و مارو به سلامت

  21. omid گفت:

    besyar ziba bood, ba tashakor az shoma ostade bozorg

  22. مادر سبز گفت:

    اقا و یا خانم افسر جوان اگر برای شما درک این مطلب که ایران برای همه ی ایرانیان است ممکن بود و ایرانیان را مجموعه ای متکثر از ارا و عقاید مختلف می دانستید و قبول ذاشتید و نه خودی و غیر خودی انوقت این سوالها را مطر ح نمی کردید.شما فقط برای یک تعداد محدود از هم فکرانتان در ایران حق حیات قائل هستید و بقیه مردم برای شما دشمن هستند !دشمنانی که با وصل کردنشان به کشورهای بیگانه اجازه ابراز عقیده به انان داده نشده و به بهانه های مختلف سرکوب شده اند. هیچ کشوری نمی تواند بدون اتکا به اکثریت مردم خود راه سعادت طی کند و تنها راه اثبات این مساله مراجعه به ارای مردم از طریق رفراندم تحت نظارت گروه های بین المللی است ما از این راه استقبال می کنیم و به نتیجه ی ان هر چه که باشد تن میدهیم ایا شما هم با ان همه ادعای مردمی بودن حاضرید به این روش تن در دهید من مطمئن هستم اگر صادقانه با خودتان خلوت کنید و وقایع سال گذشته را بررسی کنید برای اثبات حقانیت خود شما هم همین روش یعنی رفراندوم را مطرح می کنید به امید روزی که ما همگی در کنار هم برای رفاه و خوشبختی مردم مملکتمون کامنت بگذارم و راه حل پیشنهاد کنیم .

  23. مرتضي گفت:

    سلام بر بانو تاريخ ايران منتظر فرمان مهندس جنبش سبز هستيم .

  24. محمد محمدصادق گفت:

    سلام .جناب افسر ، اين غرب نيست كه از ميرحسين حمايت مي كند اين شعور و وجدان بشري است كه نسبت به حقوق ژايمال شده ملت مظلومي بي تفاوت نيست .امروز كدام نهاد مردمي را سراغ داريد كه نسبت فجايع و قانون ستيزي و تضييع حقوق بشر خاموش باشد .اگر دولتمرداني هم از جنبش مردمي اين سرزمين حمايت مي كنند به معناي اين نيست كه از شخص موسوي يا كروبي دفاع مي كنند.به تصاوير و سداي غربيان نگاه كنيد چيزي به اسم خمايت از رهبران جنبش سبز مي بينيد؟
    شعارهايي كه اشاره كرديد شعارهاي هدايت شده از سوي رهبران جنبش نيست اين شعارها مربوط به بخشي از مردم است كه به دنبال آن منطقي است كه با بودن تريبون هاي آزاد آنان مي توانند از شعار خود دفاع كنند.كسي حق ندارد دستور دهد مردم چه شعارهايي را بدهند و چه شعارهايي را ندهند.
    هركسي مي تواند از مواضعي دفاع يا آن رارد كند.مثلا اگر افسران شاه از تماميت ارضي كشور دفاع كنند شما مي توانيد تمامي مردمي را كه خواهان استقلال كشورشان هستند به بهانه دفاع آنان ،سركوب كنيد يا اتهام خيانت يا جفا به آنان بزنيد.
    افسر عزيز اجازه دهيد مردم با بلوغ و رشد مثال زدني كه پيداكرده اند در زنجير تعصب و اوهام بي فرجام دگر بار قرار نگيرند.موفق باشيد.

  25. امید گفت:

    شما و نقطه نظراتتان دلگرمی برای ماست دوستتان داریم بانوی سبز ایران

  26. پرهام دهقانی گفت:

    پخش بخشی از آهنگ ضربان از آلبوم جدید شهاب تیام در تلویزیون ضرغامی
    امشب در عین ناباوری تلویزیون دولتی شبکه سه در سریال خوش نشین ها بخشی از آهنگ ضربان از آلبوم جدید شهاب تیام یکی از خوانندگان لس آنجلسی را پخش کرد . بعید نیست به زودی شاهد پخش آهنگ های کامران و هومن از ضرغام تی وی باشیم. البته من مخالف نیستم و چه بسا شما هم موافق باشید . اما سوال من این است که آیا رسانه ی دولتی برای رقابت با قهوه ی تلخ مهران مدیری این سریال را پخش می کند یا واقعا دلش به حال مردم سوخته و می خواهد دل مردم را خوش کند ؟

    در شرایطی که یک روزنامه به خاطر یک آگهی تجاری و یا نقل خبری از بی بی سی فارسی توقیف می شود به نظر می رسد تلویزیون دولتی ایران راهی به جز تمسک به هجو و هزل برای جذب مخاطب پیدا نکرده است.

  27. nima گفت:

    با وجود انكه حاكمان هر روز براي كم رنگ كردن مبارزه زنان به اشكال گوناگون ،براي اينكه نشان دهند زنان در اين جامعه نميتوانند نقشي داشته باشند يك روز چند همسري رو به رخ او ميكشن يه روز شهادت دوزن در مقابل يه مرد يه روز كم عقل بود ن يه روز نداشتن رهبري در جامعه و…… اما روز به روز زنان با پي گيري شجاعانه خواسته هايشان و تحمل شكنجه ها واهانت ها بيش از پيش گلوي جبر و تبعيض حاكم را مي فشارد . زنان در ايران زير پرچم اسوه هايي چون نسرين ستوده و زهرا رهنورد راه آزادي را بيش از پيش هموار مي كنند .

  28. ناشناس گفت:

    ba salam .andisheye khanoome rahnavard ra ghabool daram va omivaram ke rooz be rooz bar agahheye mardome ma afzoode beshe.

  29. ازاده گفت:

    جای شکرش باقیه نگفتی به نام خدا …. خس و خاشاکو 25 خرداد دیدی ؟ اونم تو سکوت محض خبری… جنبش سبز یعنی تکثر (تاج زاده هر چند سمبل مقاومت شد ولی یک رای ونظر بیشتر ندارد) ..دقیقا نقطه مقابل شما که چشم وگوش و عقل بستید و مثل طوطی تکرار میکنید .عزیز من عاشورا فلسفه داره امام حسین سر داد تا درس هیهات من الذله بده نه اینکه بشینی اشک بریزی وتو سرت بزنی وقیمه بخوری و اسمشو بذاری حرمت!!!!!!سلام و درود بر جانباختگان عاشورای سرخ کربلا وسبز ایران

  30. عمو حسن گفت:

    سلام سرکار خانم رهنورد امیدوارم شاهد پروزی مردم باشید اگر حق کشتن و زندانی کردن وخانه نشین کردن بهترین زنان و مردان این مملکت باشد پس باطل چیست

  31. sabz گفت:

    درود بر شرف و غيرت ميرحسين و رهنورد
    منتظر پاسخ محكم مير عزيز به … هستيم

  32. مانی افشار گفت:

    درود به بانوی سبز ایران زمین “دکتر زهرا رهنورد”
    شخصیتی که به جرات می توان گفت طی این 16 ماه که از عمر جنبش می گذرد به شخصیتی محبوب تبدیل شده است و الان دنیا ایران بانوی سبز را می شناسد.
    و این برای منِ جوان که سرباز این جنبش هستم باعث افتخار می باشد که رهبر جنبش من در دنیا فردی شناخته شده می باشد.
    مصاحبه خیلی خوبی از سوی سایت کلمه صورت گرفت ولی خب سوالات دیگری هم میشد پرسید…

    اینجا جا داره که به برخی از صحبت های مهم دکتر رهنور اشاره کُنم…
    ****

    زهرا رهنورد در قسمتی از صحبت خود بیان کردن
    می توانیم بگوییم پس از انقلاب اسلامی جریان های تندرو و سرکوب گر که هنوز به قدرت نرسیده بودند با انتخابات نهم به قدرت رسیدند و اکنون به هر قیمتی حتی کودتا نمی خواهد قدرت را از کف بدهد.

    دقیقا همینطور است که دکتر رهنور فرمودند.
    به نظر من همین جریان ها تندرو که بدون شک مورد حمایت سپاه ایران می باشد، این جریان تندرو و افراطی به دولت سید محمدی خاتمی لطمه های زیادی زدن و قصد داشتن با فریب کاری های خودشون دولت خاتمی رو بد جلوه دهند و وانمود کنند که دولت سید محمد خاتمی دولتی می باشد که نمی خواد از حقوق مردم ایران در عرصه های جهانی دفاع کند و به قول معروف به کشور هایی که ایران را تهدید می کردن باج می داد و دیگر صحبت های بی ربط.
    بنابراین گروه های تندرویی بودن که ابتدا کمین کردن برای دولت خاتمی که این دولت رو زمین بکوبن سپس همین گروه های تندرو و افراطی (راست) در دولت احمدی نژاد به قول معروف نمایان شد و دیگه از پس پرده بیرو آمد و الان شاهد هستیم که وظعیت جامعه به دست همین افراد مدعی به کجا کشیده شده است. گروه هایی الان وجود دارن که دیگر به طور علنی دارن مردم رو سرکوب می کنند و مسخره ترین تهمت ها را به مردم ایران نسبت می دهند و باید مردم بدانند که این گروه های تندرو بدون شک تحت حمایت آقای خامنه ای و سپاه می باشد به این دلیل که الان بعد از اتفاقات کثیفی که در سال گذشته رخ داد که لکه ننگی بر پیشانی نظام بود ولی متاسفانه هنوز که هنوزه شاهد نفوذ این گروه ها می باشیم و نه تنها این گروه ها کنار نرفتن بلکه روز به روز با حمایت سپاه و خوده دولت کودتا دارن افزایش پیدا می کنند. (نمونه ی بارز آن “حسین شریعتمداری” می باشد که ایشون با اینکه در بیت رهبری فعالیت می کند ولی یکی از تندرو ترین گروه های سیاسی می باشد!
    بنابراین این گرو ه ها با حمایت رهبری صورت می گیرد در غیر اینصورت چنین گروه های سرکوب گر الان وجود نداشت و اگر نداشت بدون شک کودنای انتخابات صورت نمی گرفت!
    __________________

    زهرا رهنور تاکید کرد
    پیش از آنکه کاندیداتوری مهندس موسوی برای من مهم باشد در نظر داشتم تا از فرصت های پیش آمده بتوانم استفاده کنم و از اندیشه، قانون گرایی، دموکراسی خواهی و آزادی قلم و بیان دفاع کنم.

    که واقعا دفاع هم کردن.
    مهندس موسوی هم خودش بعد از 20 سال سانسور نهادینه شد و هم بانو رهنورد که با اینکه بسیار زیاد سانسور شده بود، ولی می خواست از همین تریبونی که موسوی از آن برای مردم سخن می گفت استفاده کند تا به جوانان و به خصوص زنان “پاک” ایران زمین بگوید که آینده ای خوب در انتظار مردم است و به همین دلیل مردم آمدن و رکور زدن و بیش از 39 میلیون پای صندوق رای آمدن.
    و این اصلا سابقه نداشت که اینگونه مشارکتی صورت بگیرد!
    من مخالف بعضی از صحبت های دوستان می باشم که می گویند انتخاب بین بد و بدتر بود!! به هیج عنوان قابل قبول نیست چنین صحبتی.
    اگه موسوی و رهنور بد بودن، خب چرا این 20 سال سانسور شدن!! موسوی و رهنورد چه کار اشتباهی مرتکب شدن که باید انتخاب مردم بین بد و بدتر باشد!!
    حالا چون رهنور و موسوی از دفاع از حقوق مردنم دم می زدند، مردم هم به خاطر همین آمدن رای دادن!!
    به نظر من اینگونه نیست و این افراد باید تجدید نظر بکنن چون ما ملت که دنبال انقلاب دیگری نبودیم!
    ما دنبال یک تغیر و تحولی نو در جامعه ی ایرانی بودیم که بتواند از حقوق و آزادی مردم و همچنین از قلم و آرمان ها و اندیشه های جوانان کشور دفاع کند!
    و این اصلا موضوع الکی نبود و نیست.
    موسوی و رهنورد و کروبی همچنان برای دفاع از حقوق مردم ایران بر صحبت های خودشون پافشاری نیز می کنند!
    و این واقعا جای خوشحالی دارد و این پافشاری هیچ وقت از بین نخواهد رفت.
    بنابراین کسی دنبال انقلاب نیست.
    ما (جنبش سبز) دنبال برآورده شدن خواسته های منطقی و قانونی مردم می باشد..
    ________________

    جناح مقابل کینه عمیقی را نسبت به من احساس کرد و این کینه عمیق خود را در دو بعد نشان داد. از یک طرف این کینه عمیق خود را با تهمت غیر قانونی تحصیل کردن و تحریک موسوی با اهانت به من بود

    واقعا وقتی کم میارن ناموس وسط میارن.
    زهرا رهنور که امتحان خودش رو پس داده بود و با سفرهایی که در سرتاسر ایران داشت، به مردم و جوانان آرمان خواه ایرانی ثابت کرد که چطور فردی می باشد و اصلا برای چی همراه مهندس موسوی است و سخنرانی می کند و از حقوق زنان دفاع نیز می کند!
    ولی خب میلیون ها آدم شاهد بودن که آقای احمدی نژاد که بدون شک با حمایت آقای خامنه ای و سپاه پاسداران، برخی تهمت ها رو زدن و همچنین مدرک سازی کردن بر علیه کسانی که شناخته شدن هستن در جامعه ی ایرانی.
    از جمله دکتر رهنورد.
    و متاسفانه وقتی ما مردم شاهد بودیم که آقای احمدی نژاد اینگونه به خانواده آیت الله هاشمی تهمت زدن، بنابراین احمدی نژاد فکر همه جاش رو کرده بود که بلفرض فردای مناظره برای ایشون از سوی خانواده هامشی رفسنجانی عملی صورت نگیرد.
    البته این عمل صورت گرفت و شکایاتی شد.
    ولی خب آیا به این شکایات پاسخی داده شد؟!
    بنابراین همه چیز با احمدی نژد بود و این بر می گردد به همان ابتدا صحبت ها که گفتیم گروه های تندرویی می باشد که قبل ها کمین کردن و الان نمایان شدن و دارن با حمایت هایی از سوی آقای خامنه ای و سپاه، “دولت احمدی نژاد رو حمایت می کنند”
    در غیر اینصورت من شک ندارم که احمدی نژاد هم خودش باور نمی کرد که مدارک خانوم رهنورد تقلبی می باشد/
    و اینها همه باز خواهد گشت به همان “کینه عمیق” که دکتر رهنورد به آن به خوبی اشاره کرد.

    _________

    جنبش سبز به نظر می آید که تازه متولد شده اما جنبش سبز همیشه بوده و این آرمان های همیشگی ما بوده است.

    جنبش سبز با مهندس موسوی متولد شد.
    درسته که دکتر رهنورد می گویند جنبش سبز به این دلیل بوده که همیشه این آرمان ها در تمام دوره های وجود داشته است!
    خب ولی نه به این شدت!
    دوره خاتمی خب مردم می توانستند شکایت کنند به دولت خاتمی. ولی نمیشد چون اون موقع کسی نبود که از ملت حمایت کند!
    ولی وقتی شخصی به نام موسوی پس از 20 سال سانسور بار دیگر به صحنه ی سیاسی کشور بازگشت، مردم هم با تغییرات اساسی زنده شدن و احساس کردن که دیگه باید خود باشیم تا اینکه تو سر خور عده ای بی خرد….
    بنابراین جنبش سبز که مردم ایران در آن خلاصه می شوند، با حظور موسوی زنده شد و ما به راه خود نیز ادامه خواهیم داد…
    _________-

    جنبش سبز از دل جنبش اصلاحات بیرون آمد و جنبش اصلاحات جنبش بر اندازی نیست.
    دقیقا موافقم.
    اصلاحات فقط برای تغیرات اساسی و در عین حال قانونی به وجود آمده است و اصلاحات همیشه زنده و پایدار می باد و هر جنبش آژادی خواه درون ایران، وابسته به اصلاحات می باشد!
    اصلاحاتی که دنبال آزای و عدالت و حقوق به حق مردم می باشد نه دنبال براندازی و …..
    بنابراین جنبش سبز طیف وسیعی را در بر میگیرد که علارغم تفاوتهای گوناگون برمطالبات و خواستهای مشترکی تکیه دارد. به بیان دیگر مهمترین ویژگی جنبش سبزتوافق نانوشته ای می باشد که خواستهای اقشارمختلف مردم و مطالبات ناهمگون معترضین را گرد نقاط مشترک آنان جمع کرده است. به نظر من حرکت جنبش سبز را می توان در اصل آغاز یک روند سیاسی دانست که هم شکل و هم محتوای آن با تحول در شرایط سیاسی کشور دگرگون می شود.
    _______________

    در خصوص رهبری جنبش، آیا شما فکر میکنید که اقایان موسوی، خاتمی و کروبی رهبری جنبش را برعهده دارند و یا جنبش به صورت خود جوش و به صورت تصمیم گیری در لایه های اجتماعی راه خود را ادامه می دهد؟

    اولن موسوی و کروبی.
    این چه سوالی که دوست عزیزمون از خانوم رهنورد پرسیدن!!
    جناب خاتمی هم بخشی از این جنبشش می باشند ولی به هیچ عنوان رهبر این جنبش نیستن بلکه رهبر این جنبش افرای هستن که دارن هر روز با مردم صحبت می کنند.
    موسوی و کروبی از ابتدا اعلام کردن که در کنار ملت می باشند.
    بنابراین از اون موقع دیگه رهبران جنبش شدن “موسوی و کروبی”
    ولی خب نباید غافل شد از زحمات با ارزش سید محمد خاتمی!
    ___

    در عین حال جنبش از خرد جمعی بهره مند است و در همین حال آقایان کروبی، موسوی و خاتمی نیز چه بخواهند و په نخواهند به عنوان رهبران جنبش شناخته شده اند و کنارمردم قرار دارند. در واقع تعاملی بین ملت و رهبران جنبش شکل گرفته است.

    درود به بانو رهنورد که حرف حق رو بیان کرن و من فوق العاده با این قسمت از صحبت های بانو رهنورد موافق هستم.
    البته خاتمی رو رهبر جنبش نمی دانم.
    اگه قرار بر این باشه هر کسی در کنار مردم است “رهبر جنبش می باشد” خب محمد نوری زاد هم باید الان رهبر این جنبش باشد!
    بنابراین افرادی که از ابتدا در کنار مردم بودن و مردم رو تشویق کردن به عدالت آزادی و پس گرفتن حق قانونی خود

    در پایان از سایت کلمه بابت چنین مصاحبه ی خوب و مفید تشکر می کنم.
    خسته نباشید.

    زنده باد پدرم مهندس موسوی و مادرم زهرا رهنورد.

  33. مهدی گفت:

    سلام بر موسوی، کروبی، خاتمی و رهنورد
    ضمن اعتقاد راسخ به آرمان های جنبش سبز و رهبران بزرگ آن می خواستم بگم به نظرم حرفای خانم رهنورد کمی مغرورانه بود! آخه یعنی چی که از شما معترض تر نبود؟ مگه مسابقه ی اعتراضه؟ لطف کنید در کنار مردم بمونید. امید وارم غرور به شما دست نده.
    به هر حال مصاحبه ی خیلی خوبی بود. ارادتمند استاد بزرگوار و عزیز، سرکار خانم دکتر رهنورد هم هستیم و از سر دوستی نقدشون هم می کنیم
    زنده باد جنبش سبز

  34. ....... یاور نخست وزیر محبوب امام (ره) گفت:

    یاحسین میرحسین……………خواسته ما اجرای بدون تنازل قانون اساسی………………. زنده باد مخالف من
    یاحسین میرحسین……………خواسته ما اجرای بدون تنازل قانون اساسی……………….زنده باد مخالف من
    یاحسین میرحسین……………خواسته ما اجرای بدون تنازل قانون اساسی……………….زنده باد مخالف من
    یاحسین میرحسین……………خواسته ما اجرای بدون تنازل قانون اساسی……………….زنده باد مخالف من
    یاحسین میرحسین……………خواسته ما اجرای بدون تنازل قانون اساسی……………….زنده باد مخالف من

  35. سحر گفت:

    به نظر میرسد باز هم مساله ای که سی سال پیش توسط همه گروههای منتقد در جمهوری اسلامی ایران دسته چندم تشخیص داده شده بود دوباره مورد غفلت قرار میگیرد. مساله حجاب اجباری!
    هیچ کس حتی اشاره ای هم به آن بخش از سخنان خانم رهنورد نمی کند که میگوید کشف حجاب به همان اندازه قبیج است که گشت ارشاد و دخالت در پوشش زنان.
    نمی دانم واقعا منظور خانم رهنورد از کشف حجاب چیست؟ آیا اساسا ایشان با حجاب اجباری مخالف هستند یا نه؟یادم هست ایشان زمانی در مصاحبه با جرس گفته بودند حجاب مختص مومنین است. آیا هنوز به این امر باور دارند؟
    من به عنوان یک دختر مسلمان ایرانی علاقه ای به سر کردن روسری ندارم و این اعتراض خودم را با بد حجابی نشان میدهم و فکر میکنم بسیاری از دختران به اصطلاح بد حجاب در ایران مثل من باشند.نمی دانم آیا این عقیده شخصی ایشان است یا این که اگر خودشان یا همسرشان آقای موسوی (که هر دوشان را بسیار دوست میدارم ) در این کشور مسئولیتی داشته باشند همچون گذشته خواهان قانون حجاب هستند یا نه؟
    فکر میکنم حداقل بخشی ار جنبش زنان در ایران که خانم رهنورد همواره خود را حامی و عضوی از آن میداند خواهان برداشتن قانون حجاب اجباری باشند.

  36. سپهر سبز گفت:

    درود بر بزرگ بانوی ایران زمین زهرا رهنورد.

  37. محمد امی گفت:

    به نام خدا
    با سلام
    یک فرق بین من و شما همین است. من برای اینکه حرمت شما دوست عزیز حفظ بشود نمیگویم شما برگرد من درست هستم. میگویم ما تا شما را قانع کنم که بیایید و قانون اساسی را “با هم” مطالعه کنیم و گرنه من که قانون اساسی را زمانی که 15 ساله بودم خوانده ام. از ضعفها و قوتهایش آگاهی نسبی دارم و از ضعف استقلال آن سخن راندم. در مورد شاد کردن دشمنان یک مسئله برای من مشخص است و آن اینکه دشمن یک دشمن فی نفسه نیست. بهتر توضیح میدهم تا بدانی مسلما اگر نماز شب ما به نفع منافع ملی آمریکا باشد _ که اگر واقعا نماز شب باشد به دلیل عزت نفسی که به فر میدهد نیست_ قطعا آمریکا با نماز شب ما موافقت میکند. اینکه میگویید آنها را شاد کرده ایم شاید درست باشد ولی به این معنی نیست که آنها موافق با ما باشند. مثال عینی میزنم : ما گروهی تازه بودیم که بر علیه ظلمی که بر ما رفته بود امر به معروف کردیم نتیجه اینکه با بی بصیرتی ما را گرفتند شکنجه کردند و … آمریکایی ها از ما خوشنود بودند چرا که ما بر علیه کسی اعتراض کردیم که کارهایی خلاف منافع ملی آنها همانند حمایت از جنوب لبنان را میکرد ولی زمانی که مشخص شد حمایت ما از لبنان بر سر جایش باقی است با عنوان اینکه این مسئله داخلی ایران است از ما فاصله گرفتند چرا که باج گرفتن از تندروها بسیار آسانتر از خردمندان است! و اسم ما را صرفا برای چانه زنی سیاسی در مذاکرات پشت پرده می آورند.
    تفاوت دیگر من با شما در این است که من بیشتر از شما فکر میکنم و وقتی مرجعی آقای خامنه ای را شایسته قلمداد میکند من از وی میپرسم چرا ؟ مسلما مرجعیت شیعه با تمسک به روش ائمه جواب برای چرای من خواهد داشت کما اینکه در نامه ای توسط همین مراجع به مسئله بی رحمی و … اشاره نمیشود. شما هم اگر زیاد فکر میکردید می دانستید که وجود دغدغه های اینچنینی برای مرجعی در نامه دادن به یک مجمع شیعیان در اروپا بی دلیل نیست. متاسفانه فکر نکردن دغدغه مراجع ماست چراکه برا فشار سیاسی را بر روی آنها زیاد میکند. در مورد اینکه لازم نیست نظارت بر رهبری را تقدیم به من کنند پس لازم چیست ؟ اگر این نظارت وجود دارد کجاست ؟ اگر نتایج آن مثبت است چرا لازم نیست مردم بدانند ؟