سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » رهنورد:ارتباط مستقیم با کلمه ندارم/کامنت ها نباید سانسور شود...

رهنورد:ارتباط مستقیم با کلمه ندارم/کامنت ها نباید سانسور شود

چکیده :همین جا می‌گویم که من با «سایت کلمه» در ارتباط مستقیم نیستم و شخصا معتقدم نباید کامنت‌ها سانسور شود مگر اینکه شخص پرستی و فردپرستی و فرعون پروری باشد که همیشه در تاریخ کشور ما دیده شده است‌. اگر نقد و راهنمایی در کامنت‌ها باشد که چه بهتر. اما نکته آخر که گفتید اگر موسوی به قدرت برسد چه اتفاقی می افتد‌؟ از اول هم قرار نبود موسوی به قدرت برسد. نکته در همین جاست قرار بود مردم به قدرت برسند. مردم امنیت داشته باشند. مردم به حقوق خود برسند پس قرار نبود و نخواهد بود باز هم فردی به قدرت...


کلمه : وب سایت خودنویس مصاحبه ای انتقادی با دکتر زهرا رهنورد انجام داده است . نیک آهنگ کوثر به عنوان مصاحبه کننده در مقدمه ای بر مصاحبه خود نوشته است : «گفتگو با خانم رهنورد به این راحتی‌های نیست. از نخستین تماس تلفنی با شماره موبایلی که فرد پشت خط گفت «ای کاش من خانم رهنورد بودم» تا زمان گرفتن پاسخ‌های کتبی سوال‌های‌مان تقریبا دو ماه سپری شد. بعضی از سوال‌های «خودنویس» مربوط به همان زمان است. می‌خواستیم به شکل سوال و جواب گفتگو کنیم، اما…
زهرا رهنورد، به عنوان یکی از شاخص‌ترین و رک‌ترین سخنگوهای جنبش سبز شناخته می‌شود. در بسیاری از موارد، «محذورات» میرحسین موسوی را ندارد و از انتقاد به هر نوعی استقبال می‌کند. وقتی ماه‌ها پیش به خاطر طرح سوال‌هایی در باره گذشته انقلاب و «دوران طلایی امام» مورد حمله‌های بیشماری قرار گرفتیم، سخنان خانم رهنورد در گفتگوی‌شان با «روزآنلاین» آب سردی بود بر آتش مخالفان «نقد» و «نق». ایشان طرح سوال و انتقاد را حتی اگر موجب استفاده از سوی رسانه‌های حاکم توتالیتر هم بشود، مفید خوانده بود که طبیعتا بسیاری از تلاش کنندگان برای ایجاد فضای سکوت این بخش از سخنان ایشان را تا حد زیادی نادیده گرفتند.
در همان روزها بود که به واسطه فعالیت گروهی از طرفداران جنبش یا کسانی که خود را مدافع «گمنام» جنبش می‌نامیدند، تهدید شدم. این نکته را از طریق یکی از نزدیکان خانم رهنورد با ایشان در میان گذاشتم و گفتم می‌خواهم با ایشان گفتگو کنم. سوال نخستین من هم از ایشان در همین باره بود.
هدف من، طرح سوال‌هایی بود که بسیاری به دنبال جواب‌شان بوده‌اند، اما مایل بودم این گفتگو، تلفنی می‌بود تا بر اساس هر پاسخ‌شان، سوال بعدی را طرح می‌کردم. در نتیجه، بعد از پاسخ ایشان به آخرین سوال ارسالی، سوال‌های زیادی وجود دارد که از ایشان خواهش می‌کنیم هر زمان که مایل بودند پاسخ دهند.
از ایشان به خاطر پذیرش گفتگو و پاسخ‌های‌شان ممنونیم و امیدواریم باب گفتگو همیشه باز بماند.»

متن کامل این گفت و گو به شرح زیر است :

در طول ماه‌های اخیر بارها از سوی کسانی که خود را سبز می‌خوانند تهدید شده‌ام؛ کسانی در فضای آن‌لاین، تلاش گسترده‌ای برای حذف من کرده‌اند. از اهانت تا تهمت گرفته تا ترور شخصیت و اخیرا هم تلاش برای حذف کامل به دلیل تداوم پرسشگری. به تازگی هم [چند نفری] تهدید به مرگ را آغاز کرده‌اند . این هماهنگی برای من بسیار جذاب است. چند ماه پیش یکی از روزنامه‌نگاران دست اندرکار رسانه‌ای سبز، تهدیدم کرد که در فضای آنلاین کاری خواهد کرد که پشیمان شوم و پشیمانی هم سودی نداشته باشد. بنا به گفته تعدادی از فعالان اجتماعی که با این روزنامه‌نگار مرتبطند، گروهی تلاش می‌کنند با حذف و بدنام کردن من، فضا را بر پرسش‌گران تنگ کنند و حذف مرا برای ترساندن بقیه استفاده کنند. به عبارت دیگر، من مثالی برای بقیه باشم. آیا سخنی خطاب به این گروه دارید؟ اگر اینها مدعی سبز بودنند، پس چه فرقی با انصار حزب الله و گروه های فشار دارند؟

* نقد یک نعممت و یک فرصت برای نقد شونده است. حتی نقد یعنی اینکه نقد کننده هم نقد شود برای او نیز یک فرصت است . همه ما اگر خود را در معرکه نقد قرار دهیم هم رشد فکری و شخصی خواهیم داشت و هم از خود محوری و خودکامگی و نهایتا در بعد سیاسی از دیکتاتوری مصون خواهیم بود. به سخن واضح تر نقد بر شما، نقد بر من، نقد بر موسوی، نقد بر جنبش سبز، نقد بر مردم یعنی همه ما در معرکه نقد قرار بگیریم شانس اصلاحات است برای همه ما. البته یک کاریکاتوریست شیوه نقد خاص خود را دارد که از تند و تیزی و ریشخند مایه می‌گیرد. نقد یک فکاهی نویس به صورت دیگری است، نقد شاعرانه به صورت دیگر و در قلمرو ادبیات شعر و نقد روزنامه نگارانه هم شکل خاص خود را دارد. یک بار آقای گل‌آقا شعری را که درباره جنگ گفته بودم نقد کرد و واژگان “حالا و هلا” را به صورت‌های ریشخندی به کار برد و البته من در آن وقت ناراحت شدم که چرا به تکنیک‌های شعری من نقد طنز گونه می‌شود. من هم در جایی نیشی به او زدم. اما حالا فکر می کنم که تند رفته‌ام و باید از طنز ایشان استقبال می‌کردم. البته آن موقع کودتایی نشده بود و مردم و حقیر نسبت به حالا وضع آرام تری داشتیم. شاید منتقدین شما، شما را با “کاریکاتور تمساح‌”در سطح بالایی از حق طلبی و نقادی می‌بینند که آنقدر بر آشفته‌اند و از شما انتظار دارند که همچنان دوستدار رفیقان و همراهان و معترض به قدرت خودکامه باشید. اما من به همه دوستان منتقد و معترض از تجربیات خود می‌گویم. خوب است که همه ما از ” ان ربکم الا علا ” یعنی «فرعون گونه خود را پرستیدن» بپرهیزیم و در معرکه نقد وارد شویم و از زبان و بیان‌های تخصصی نقد در حوزه‌های فکری و هنری استقبال کنیم.

– طبیعتا خاطره‌های بسیاری از مردم از دوران انقلاب با خاطرات شما متفاوت است. بسیاری «دوران طلایی امام» را جور دیگری می‌بینند بسیاری آرمان های «امام» را برنمی‌تابند به نظر شما تاکید زیاد بر همین چیزها عامل تفرقه نیست؟

* همه ما خاطرات فردی مان با هم متفاوت است و در عین حال مشترکاتی هم دارد. آن سال‌ها، سالهای عزت و سر بلندی همراه با خطاها و اشتباهات و تندروی هاست. این سخن من طی سی سال گذشته است. از سویی تقدیس عظمت‌ها و از سویی نق زدن برای کاستی‌ها و تند روی‌ها. به عنوان یک روشنفکر منتقد که سر در چاه دانشگاه کرده و ناله‌های خود را در آنجا ضبط کرده، یادمان باشد در تفکرو باورهای مان چهارده معصوم داریم و نه بیشتر. پس هیچ فردی را نباید مطلق کرد اصلا چرا بر اصول و ارزش‌های آزادی‌خواهانه و دمکراتیک توافق نکنیم؟ بر قانون‌گرایی و اینکه چرا در این مقطع قانون اساسی را به عنوان محور مشترک خود نپذیریم. با این تکلمه که قانون اساسی‌ها در هیچ کجای دنیا وحی منزل نیستند و هر از گاهی دوباره بررسی می‌شوند و متمم می‌خورند. اما در عین حال ملتی متکثراز ذوق و سلیقه و فکر و باور و نژاد و فرهنگ و زبانهای متنوع به تاریخ پر فراز و نشیب خود فکر می‌کنند و آنقدر بلوغ فکری و شخصیتی دارند که اوج و فرودهای خود را درک کنند و سلیقه‌ها و اندیشه‌های خود را پی‌گیری کنند چرا فکر می‌کنید ایدئولوژی بر بلوغ یک ملت غلبه دارد؟


– بخش بزرگی از طبقه متوسط نگاهی متفاوت به انقلاب دارد. اکثریت خاموش یا همان بخش خاکستری جامعه آنقدر بزرگ است که باید تلاش بیشتری برای جذب آن انجام گیرد. چرا پیام‌های آقای موسوی آنچنان که باید و شاید روی این گروه تاثیر نگذاشته است؟ چرا چنین به نظر می‌رسد که نگرانی عمده آقای موسوی ریزش نیروهای ارزشی است؟

* من فکر می‌کنم تمام تجربیات سی ساله ما در این مقطع در انتخابات دهم ریاست جمهوری بار دیگر در معرض نقد و قضاوتمان قرار گرفته است. هر کس حق دارد هر فکر و سلیقه ای داشته باشد و برای آن آرمان پردازی کند و در عمل هم برای تحقق آن تلاش کند. امروز به این نتیجه رسیده‌ایم که شکوه وحدت رنگین کمان ملت شهر فرنگ نیست اما از همه رنگ است. و این تجربه بزرگی است. کثرت در وحدت هم فلسفی است و هم سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، چرا حق نمی‌دهید در این هفت رنگ یا رنگارنگی، موسوی مذهبی دوست‌دار امام خمینی هم صادقانه رنگ خودش را داشته باشد. او که گفته است من در کنار شما هستم یعنی همین رنگی از رنگین کمان اندیشه و فرهنگ و سلیقه و قومیت‌ها و زبان‌ها. در این رنگین کمان از ارزشی‌ترین مذهبی ها تا باورها و نگرشهای دیگر حضور دارند. آزادی و دمکراسی، رنگ بی‌رنگی‌هاست. چرا به موسوی حق ندهیم که به عنوان یک فرد مذهبی و دوستدار امام خمینی از او به نیکی یاد کند؟ البته ما بیش از چهارده معصوم نداریم و هیچ کس هم مطلق نیست اما باید قبول کرد ضمن حفظ حق انتقاد نسبت به هر فرد سیاسی و مذهبی، امام خمینی فروپاشی یک نظام پوسیده پلیسی و استبدادی وابسته به خارج را رهبری کرد وبخش عظیمی از ملت ما به او باور دارند.


– نگاه شما به آزادی بیان چیست؟ نگاه میر حسین موسوی چطور؟ دوستان زیادی می‌گویند وقتی سایت کلمه بسیاری از کامنت‌های محترمانه را سانسور می‌کند، وقتی آقای موسوی به قدرت برسد چه اتفاقی خواهد افتاد؟

* هم من و هم موسوی به آزادی قلم، زبان و اندیشه باور داریم و عمده حضورمان در انتخابات ریاست جمهوری دهم نیز به همین دلیل بوده است. البته من شخصا مایل بوده‌ام نظرات خودم را درباره سعادت ملت در بعد اقتصادی بین المللی و سیاسی و فرهنگی و آزادی‌ها در خارج از چارچوب انتخابات بیان کنم اما در هر حال وضع به این صورت پیش رفت که همه شاهد بودیم. همین جا می‌گویم که من با «سایت کلمه» در ارتباط مستقیم نیستم و شخصا معتقدم نباید کامنت‌ها سانسور شود مگر اینکه شخص پرستی و فردپرستی و فرعون پروری باشد که همیشه در تاریخ کشور ما دیده شده است‌. اگر نقد و راهنمایی در کامنت‌ها باشد که چه بهتر. اما نکته آخر که گفتید اگر موسوی به قدرت برسد چه اتفاقی می افتد‌؟ از اول هم قرار نبود موسوی به قدرت برسد. نکته در همین جاست قرار بود مردم به قدرت برسند. مردم امنیت داشته باشند. مردم به حقوق خود برسند پس قرار نبود و نخواهد بود باز هم فردی به قدرت برسد.

– گرچه بسیاری از نامه‌های رهبری به آقای موسوی در میان گروهی دست به دست شده اما اکثر مردم از این نامه نگاری ها بی‌اطلاعند. با این حال به نظر می‌رسد تجربه سال های ۶۷ و ۶۸ برای نخست وزیر امام چندان رضایت بخش نبوده به عبارتی قدرت کمتری داشته‌اند . وقتی رییس دولت قدرت کمتری دارد، عملا نمی‌تواند پاسخگوی بسیاری از کارهای دولتش هم باشد. آقای موسوی با چه تصوری باز به میدان آمدند؟ با آنکه نه نیروهای مسلح و نه بسیاری از نیروها وفاداری گذشتگان را نداشتند و عملا نمی‌توانستند در صورت پیروزی با توجه به ساختار حاکمیت کار خاصی از پیش ببرند؟

* من فکر می‌کنم اگر موسوی یا آقای کروبی در این انتخابات رییس جمهور می‌شدند قطعا رییس جمهور موفقی نبودند چرا که ساختار انقلاب اسلامی خیلی زود از مسیر سالم خودش خارج شده بود وبسیاری از اتفاقات و انحرافات در این ایام گریبانگیر کشور ما شده است که کودتای انتخاباتی ریاست جمهوری یکی از آنها و باعث برملا شدن آن شد. من فکر می کنم این اتفاق برای ملت قدم مهمی در دست یابی به دمکراسی و آزادی و قانون‌گرایی است که امیدوارم از طریق جنبش مسالمت جوی اصلاحی تحقق پیدا کند.

– چرا سخن گفتن از وقایع دهه ۶۰ این قدر سخت است؟ قابل درک است که یک گروه با عملیات تروریستی خود فضا را مخدوش کرده بود، اما آیا می‌توان اسرای یک گروه را به این راحتی در تابستان سال ۶۷ سر به نیست کرد؟ آیا می‌توان پذیرفت که نخست وزیر از این ماجرا بی‌اطلاع بوده؟ آیا سکوت و حتی توجیه این اتفاق به معنی قبول داشتنش نیست؟

* البته همانطور که شما اشاره کردید جنایات و عملیات تروریستی آن گروه کذایی بر کسی پوشیده نیست. اما انتقام‌جویی طرف مقابل هم خطای بزرگی بوده است و هیچ کج روی قابل قبول یا اغماض نیست. اما به طوری که بارها گفته شده از این جنایت نه آقای خامنه‌ای و نه آقای موسوی هیچ یک اطلاعی نداشته‌اند و در حوزه وظایف شان هم نبوده است .البته سکوت و توجیهی هم در کار نیست و آن اقدامات خارج از چارچوبهای حقوقی و ملاحظات اخلاقی بوده که بارها در نشست‌ها و در پاسخ به سوال کنندگان درباره آن تقبیح شده است، آن اتفاق لکه‌های سیاهی است که به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد.


– آیا هیچگاه به [خاوران] رفته‌اید تا به خانواده‌های کشته شدگان سال‌های ۶۰ و خانواده‌های اقلیت‌های مذهبی که عزیزی را در آنجا به خاک دارند تسلیت بگویید؟ اگر نه فکر می‌کنید کی چنین کنید تا فاصله‌ها کمتر و کمتر شود؟

* آقای کوثر شما چه فکر می‌کنید؟ کاش ایران بودید و در جریان محیط پلیسی و خفقان قرار می گرفتید! فکر می‌کنید من روی صندلی تابدار با لیوان آب میوه‌ای در دست پا روی پا انداخته ام و دارم کتاب‌های هری پاتر می خوانم یا حسین کرد شبستری را حفظ می‌کنم. فکر می‌کنید شما در سپهر آزادی‌خواهان و ما هم پالکی بی‌خیالان و یا در کنار جنایتکاران هستیم؟ حاشا و کلا که چنین نیست همه ما یک خانواده‌ایم. زندانی داده، دردمند و مصیبت دیده و شناخته و شکنجه شده و هزینه داده. در گورستان‌ها به سوگ نشسته و در مرگ و شهادت جوانان و عزیزان‌مان داغدارو سیه‌پوش. شما هم سری به ایران بزنید و با ما باشید یا حداقل با خواندن بیوگرافی‌ها و با در جریان قرار گرفتن از مصائب ما از باتوم برقی خوردن‌ها از گاز فلفل اختصاصی برای چشم و ریه‌های مجروح و از بازجویی های خیابانی و ترور شخصیت‌های روزنامه‌ای و دیجیتالی در جریان مصائب ما قرار بگیرید تا جنبش سبز را تنها نگذارید.


58 پاسخ به “رهنورد:ارتباط مستقیم با کلمه ندارم/کامنت ها نباید سانسور شود”

  1. حسین جعفری گفت:

    آفرین به دکترزهرا رهنورد. چه دلیلی دارد که شما کامنت ها را سانسورمی کنید. اینها جوانان ما را با کمال بیرحمی و نامردی درخیابانها می کشند، آنوقت هنگامی که ما ازدروغگویی های……..وبقیه کذابان پرده برداری می کنیم شما نوشته های ما را سانسور می کنید. اگر ترستان ازآن است که سایت شما را می بندند. پس ازبستن سایت کلمه دو کلمه سه کلمه چهار….. آنقدرسایت بازکنید تا ازرو بروند. اینها مگرنمی گویند سازمان ملل آنقدر قطعنامه تحریم صادرکنند تا قطع نامه دانش پرشود. منهم میگویم اینها آنقدر سایت ها را هک کنند وبه بندند تا جان از…لاالله اللله شان درآید. شما هم ازر و نروید هی سایت بازکنید تا مردم دنیا متوجه شوند که اینها تا چه اندازه دغل ودروغگو هستند. اگر ایران اسلامی آزادترین کشورجهان است چرا نمی گذارید حرفهای آدمهای مخالفی مثل من به راحتی و بدون سانسور انتشاریابد؟

    کلمه: باتشکر از نظرتان. جدای از کامنتهایی که به دلیل تاخیر در بررسی یا گذشتن زمان بررسی از دست می روند انتشار الفاظ توهین امیز و نادرست و دادن نسبت های نامناسب به اشخاص اخلاقی نیست.

  2. محمدرضا گفت:

    اقایانی که ادعای خط امام را دارید میشه به من بگید چرا رسانه های مثل صدای امریکا به تمجید اقای موسوی و کروبی می پردازند نمونه اش علیرضا نوری زاده که بارها از موسوی تمجید کرده. یعنی واقعا شما فکر کردید این اقایان صدای امریکا دلشان به حال این مردم میسوزه؟ لطفا اگر نظرم را سانسور نکردید جوابم را هم بدید

    • سبزسبز گفت:

      جواب ابلهان خاموشیست

      • elahe motlagh گفت:

        Doost aziz

        bali vali shoma hcih martabe anra neshan nadadid
        dar vaghe sansoor kardid

      • اشکان گفت:

        سوال منطقی رو نمیتونی جواب بدی توهین میکنی ؟!؟ متاسفانه مرسوم شده ! سبز ها رو میشه از همین رفتارهاشون شناخت !

        • علی از قم گفت:

          نکنه شماها منطق دارید منطق شماها رو دیدیم باتوم و شوکر یا شیشه نوشابه است . لطف کن برو سایت های رجانیوز یا فارس اینجا سایت خس و خاشاک و فتنه گرها ست جرم بیایی اینجا

        • kamran گفت:

          چيزی رو که ميشنوی صرف نظر از اينکه چه کسی گفته بايد ارزيابی کرد
          اين يک شرط خرد است، شما ولی گويا اصلاً با اين بحث آشنايی نداريد .
          نميتونی بگی هر چی مامانم ميگه درسته يا بابام هر چی ميگه غلطه ! يا هر چی
          احمدی ميگه دروغ ، نه احمدی يکی به در مياون فقط دروغ ميگه .
          اين شرط منطق و فکر رو ياد بگير بد بيا اينجا جو روشنفکری بگيرتت ، روشنفکری که هنوز
          منطق بلد نيست و نميفهمه نديده بوديم :)))

        • نامبرده گفت:

          جناب اشکان و جناب محمدرضا، اینکه آدمی مثل نوری زاده از مهندس موسوی دفاع می کند که ربطی به مهندس ندارد. او برای منافع خودش این کار را می کند. مگر قذافی که یک روز از امام خمینی تعریف می کرد و امروز از صدام حسین، هیچ ربطی به حضرت امام دارد. یک کم دیدتان را وسیعتر بفرمایید.

    • علی از قم گفت:

      همان که دوست سبزم گفته جواب ابلهان خاموشیست

    • ناشناس گفت:

      جواب ابلهان خاموشیست…

    • ناشناس گفت:

      شما میشه بفرمایید چرا جوانان ایران زمین را در خیابان ها به خاک و خون کشیدند؟
      درضمن این آمریکایی که شما ازش حرف میزنی و ه دشمن دشمن میکنی همون جاییه که رئیس جمهور نسبتا محترمتون راه به راه میره و اونجا( در عرض 5 سال 7 بار رفته آمریکا) و تند و تند با شبکه های مختلفش مصاحبه میکنه. شما بگو چرا؟

    • فرخ گفت:

      دوست عزیز محمد رضا
      نه تنها نوری زاده بلکه خیلی‌‌ها از راست و چپ خود را به این جنبش وصل کرده اند و با طرفداری از این جنبش سعی‌ در بی‌ محتوا کردن و یا انحراف مسیر جنبه را دارن. خیلی‌ از اینها قبل از انتخابات از تحریم حرف میزدن وقتی‌ از آن طریق کاری از پیش نبردن حالا میخهند از درون خراب کنند. همان طور که احمدی‌نژاد و خامنه‌ای انقلاب را از درون پوساندند. اما جنبش با شما معنی‌ میدهد نه VOA

  3. نوا گفت:

    از خیلی دورتر ها می شناسمش البته نه از نزدیک که سعادت نبود در زمان و زمانهایی که بعنوان جوانی طالب و طرفدار انقلاب هر نشان نشانه ای که از اسلام انقلاب واز روشنفکری و روشنگری می دید م با تمامی وجود به طرف او رفته. دیده و نادیده با او بیعت می بستم و اگر لازم می شد از گفت و گفته های او برای قوت قدرت گرفتن امید در دلم کمک می گرفتم و این تنها روش من نبود که خیلی ها اینگونه عمل می کردند من قطره ای ازآن دریای خیلی ها همان روزها بود که پس از نام های بزرگی چون شریعتی . مطهری جلال ال احمد .بازرگان . سحابی .پیمان وفخرالدین حجازی و…. که البته و صد البته باید بایستی نام و آثار دوستان و همراهان دگر اندیش را به آن اضافه کرد (اما موضوع این مقاله نیست )از زنان که نسبتا معدود و انگشت شمار بودند می شنیدیم و می خواندیم آثارشان را زنانی همچون طاهره صفار زاده و خانم زهرا رهنورد و هنوز هم که گرد سن و سال برچهره ام سایه انداخته کتاب ایشان را (جهت گیری طبقاتی در اسلام )بیاد دارم و اینکه درآن زمان و در زمانی که خیل انبوه سنت گرایان که دل امام ره را بدرد آوره بودند از جمله آقای وزیری که امروزه گاهی به در می زند و گاه به تخته علنا اعلام می کردند که وجود فقر و فقرا برای احسان و دستگیر ی آنان توسط ثروتمندان ووسیله ای برای رستگاریشان لازم و بایدی است ) وبرای نقش اجتماعی / اقتصادی اسلام تره هم خورد نمی کردند این خانم رهنورد بود که کتابش می درخشید (قصد تایید صددرصد ی و یا…. نیست غرض بیان جاه و جایگاه پیشتازی و پیشتر در صحنه بودن امثال ایشان است و موسوی این بزرگ مرد همیشه در صحنه ی اسلام و انقلاب در عصر نسلی که مردمان قدرت خواهی و قدرت طلبی فکری از نوع اسلام سنتی اش برای تسخیر جاه وجایگاه های بدست آمده توسط سربازان خمینی کبیر خود را به آب آتش می زدند این موسوی بود که یکه و تنها درصحنه حضورداشت حرف می شنید و رنج تحمل می کرد وحتی در نماز جمعه ی آن زمانها ازدست افراد ناآگاه و یا اجیر شده اینان در امان نبود و علی رغم تایید امام از ایشان از طرف هم اینانی که اینک سنگ امام را به سینه می زنند کمونیست و… خوانده می شد و این ها جهت یا آوری است
    جایی از من که یک سرباز گمنامم و حتی سعادت دیدن و زیارت امام نسیبم نشد پرسیدن تو در چه جناحی هستی یا طرز فکرت چگونه است؟
    گفتم من اصلاح طلب اصول گرا هستم
    و این شاید بهترین تعریف و چارچوبه برای امثال من باشد که با نام امام با فرمان امام و با چراغ امام قدم در میدان گذاشته و بساط نحس و منحوس رژیم مورثی گذشته را که پر از تبعیض و تزویر و … بود برچیدیم و این نه توجیهی باشد بر اینکه امروزه مدینه فاضله است و نه اینکه اصرار داشته باشیم که امام خمینی معصوم . بدون عیب و نقص بوده که خود در زمان حیاتش مکرر این دیدگاه را رد کرده است
    ایشان بعنوان یک مرجع بزرگ فقهی . مجاهد . مبارز . فیلسوف . سیاستمدار .و….. با رفتار و سیره ای بسیار بالاتر و والاتر از انسانهای معمولی چشمان تشنه انبوهی مردم را که از دیو و دد ملول بودند و انسانشان آرز بود سیراب کرد و برای نومیدی دلشان نور امید بود و شد
    و این در تضاد و تناقض با بعضی از حرف ها و اقوال ایشان که ممکن است در جلسات خصوصی برای دلداری و دلجویی پس از توبیخ به بعضی ها گفته باشد و اینان با فاکتورگیری از مقدمه موخره آنرا برای کسب فرصت و قدرت امروزه مطرح کنند وایضا وصیت ایشان و جمله ی گرانبر ایشان ( میزان وضع فعلی افراد است ) بیش ازآنکه چماقی باشد در دست انحصار طلبان سنتی میزانی بود جهت شناخت مردمانی که امروز در خلا وجود ایشان بازارشان گرم است و با دلایل درست و نا درست شاگردان و همرزمان ایشان همچون صانعی . موسوی وموسو ی اردبیلی .کروبی و ..از خودو ازدایر هی قدرت رانده و می رانند
    اینان امروزه امام را مطلق می نمایند تا از این طریق او را از دل و دیده بیندازند غافل از اینکه افکار و امیال و گفتار ایشان باید و بایستی دست بندی شده و آثاری که برحسب موضوع فرازمانی فرامکانی است اصل شده و دیگر اقوال ایشان چراغ راهی باشد مقطعی برای اجتهاد و تصمیم گیری های روشنگرانه و نجات دهنده و قطعا انبوهی از موضوع گیری های سیاسیایشان ی تواند دراین قسمت قرار گیرد
    لذا ضمن انتقاد از کسانی که هم اینک با نام و با بهره گیری از عشق و علاقه مردم مون وازاده به امامکاری ها و اعمال اعمال نابخردانه خود که قطعا به ضرر امام اسلام و انقلاب ایران زمین است توجیه و تفسیر می کنند باید هوشیار بود تا افراد مکار فرصت این را نداشته باشند که با سو استفاده از حاشیه امن موسوی شاگرد . رهرو دلسوخته ی امام درظاهر برای برخورد با زیاده طلبی ها و رفع کم وکاستی ها که تحقیقا در قانون اساسی وجود داشته و دارد واین امری طبیعی است ولی در باطن برای براندازی و بقدرت رسیدن خود یا کسانی که هیچکس و هیچ چیز را قبول نداشته و ندارند و عمری را به عمد برسر سفره ی بیگانگان گذرانده و حال در فکر بازگشت و خوش خدمتی به اربابانشان هستند به قدرت برسند

  4. سامان گفت:

    درود بر خانم رهنورد عزیز…
    آقای نیک آهنگ اگه جنبش سبز قدرتی داشت وضعش در جامعه و حتی دنیای نت اینگونه نبود. ما الان به هزار مصیبت و با کمک انواع پروکسی ها (اونم اگه کار کنن!) میایم و اخبار جنبش رو پیگیری میکنیم و اطلاع رسانی میکنیم تازه ترس گیر افتادن به دام برادران گرداب بکنار(اینه وضع داخل ایران) بعد شما میگید از حامیان جنبش تهدیدتون میکنن؟! به عنوان عضو کوچک جنبش بهتون میگم که اونایی که همچین کاری میکنن اصلا سبز نیستن.مطمئن باشید، چون خلق و خوی تهدید و عدم آزاد اندیشی در جنبش معنایی نداره…

  5. محمد گفت:

    با سلام
    تنها برای آخرین پاسخ خانم رهنورد بغضم ترکید و دعا میکنم خدا به مردم ما رحم کنه و هر چه زودتر بتونیم از این عذاب عظیم بیرون بیائیم.
    محمد.ت

  6. یاسر گفت:

    سلام
    درود بر خانم رهنورد که با منطق قوی و خیلی رک به سولات پاسخ دادند.اینگونه جواب ها تا حالا کمتر شنیده بودیم.
    بعضی همرا هانی که در خارج از کشور هستند آنقدر تحت تا ثیر محیط قرار میگیرند که گاهی از تصور آنچه در اینجا میگذرد برای لحظاتی دچار نسیان میشوند.زیرا در محیطی که زندگی میکنند برخی آزادی ها چنان نهادینه شده که تصور غیر از آن برایشان مشکل میشود.مسئله دیگر عجله دوستان برای بازگشت به ایران است و فکر میکنند اگر رهبران سرعت بگیرند بدنه هم به تبعیت از رهبران شتاب میگیرد و جنبش سریعتر به نتیجه میرسد در حالی که یک رهبر واقعی فقط یک قدم از مردم میتواند جلو تر باشد.
    به امید روزی که هر چه سریعتر شاهد باز گشت یاران مهاجر خود باشیم.

  7. دزفولی گفت:

    من به عنوان کسی که مرتب در وب سایت کلمه کامنت میزارم هیچ وگت کامنت هایم سانسور نشدن شیاد دیر یا زود شده ولی سانسور نه.

  8. زنده باد سبز گفت:

    درود بر بانوی اندیشمند جنبش سبز ایران زمین،درود بر شما که افتخار ما هستید ،یا حسین میرحسین

  9. ناشناس گفت:

    پاینده باشید.

  10. هميشه سبز گفت:

    عالي بود
    بخصوص اين جملات آخر كه حال نيكي جان رو گرفت.

  11. رضا گفت:

    سلام
    به عنوان یک ایرانی سبزو سلولی از آن بخش خاکستری جامعه از خانم زهرا رهنورد بابت روشنگری هایی که می کنند متشکرم و اعتقاد دارم که در صداقت و میهن دوستی آقای نیک آهنگ کوثر تردیدی نیست، اما ایشان مدتی است تندروی را پیشه خود کرده است و بدون توجه به آرمانهای اکثر ایرانیان به محبوبان ایشان می تازد.
    اینجانب میر حسین موسوی (و جریان جنبش سبز) را به باغبانی تشبیه می کنم که تلاش دارد تا مسیر آب زلالی را که منحرف شده است به باغ چند هزارساله ی پدری برگرداند و با هرس و اصلاح شاخه های درختان متنوع موجود در این باغ و دفع آفاتی که آن را در بر گرفته اند، از خشگ شدن این باغ جلوگیری نماید، حالا هریک از ما اگر کمکی ولو با گفتن یک “خدا قوت” هم به او و دوستان همفکرش برسانیم در حقیقت کمکی است به تصحیح و حفظ این باغ. بر عکس آقای نیک آهنگ کوثر (با نگاهی به مواضع اخیرشان در قالب کاریکاتورهای متعدد) اعتقاد دارد که این باغ را باید از بن تسطیح کرد و مجدداً نهال های دست چین شده ی دیگری را کاشت و منتظر ماند تا رشد کنند و باغ دلخواه ما را بسازند.
    ملت ایران با توجه به قومیت ها، فرهنگ ها و باورهای مختلفی که دارند در طول تاریخ نشان داده اند که برای وحدت و حفظ ایران یکپارچه نیاز به قهرمان دارند. هر قهرمانی هم که تا به حال “”به قدرت رسانده اند” بعد از مدتی به ایشان پشت کرده و مایه عذاب شده است. امام خمینی صرفنظر از اشتباهاتی که طبیعتاً در حکومت انسانی ایشان وجود داشت از اسلام قهرمانی را ساخت تا ملت را به دور آن جمع کند و حقوق ایشان را از مبدایی الهی تضمین نماید؛ مع الاسف ایشان آنقدر در میان ما نماند تا این آرزو را تکمیل کند و قهرمانش را به دست کسانی سپرد که خود را به جای آن نشانده اند و کار همان قهرمانهای قبلی را تکرار می کنند.
    میر حسین موسوی قهرمان ملت ایران نیست. او هم یک ایرانی است که با آنچه در توان دارد بیلی به دست گرفته و می کوشد تا این باغ را از گزند پخته خواران و آفات کوچک و بزرگ حفظ نماید و تلاش می کند تا به مردم بگوید که این بار قهرمان خود این ملت هستند که اگر ملت نیز به این باور برسند می توان مطمئن بود که “چاقو دسته ی خودش را نمی برد”.
    برای آقای نیک آهنگ کوثر نیز موفقیت روزافزون و وسعت دید بیشتر آرزو دارم و امیدوارم سایت کلمه نیز با کامنتهای مودبانه و منطقی مردم همان کاری را نکند که سایتهای حکومتی می کنند.

  12. سرو گفت:

    نقادي كه نقد ميشود و تاب مي آورد جمعيتي را با خود بيدار خواهد كرد .يا حق .

  13. بسیجی سبز گفت:

    آقای به اصطلاح نیک آهنگ.مشکل شما این است که چند وقتیست از آب گل آلود برای خودتان ماهی میگیرید و همچون احمدی نزاد خوب متوجه شده اید که آدم یا باید همچون مهندس موسوی یا شیخ مهدی کروبی برای مردم و میهن خود از خود گذشتگی کند تا در نزد مردم بزرگ و عزیز شود یا همچون محمود خان و شخص شما بر دیگران بتازد تا مطرح شود. شما هم با این کارها خودتان را مطرح میکنید ولی یادتان باشد مطرح یا معروف میشوید ولی عزیز هرگز.چرا که گستاخی و تاختن بر تنها ره رهایی یک ملت نقد یا کاریکاتور نیست.پس اگر میخواهید سورزه شوید که مثل محمود خان خیلی کارهای دیگری هست که انجام دهید ولی اگر میخواهید انتقاد کنید بدون غرض ورزی و کینه توزی آزادید که از هر کسی و هر عملی انتقاد کنید.حتی شخص مهندس موسوی یا بانوی سبز افتخار ملک ایران زمین زهرا رهنورد.راستی ایمان دارم افرادی همچون شما که با کوچکترین موردی البته شاید هم از خداتون بوده که بشه.گذاشتین رفتین فرنگ دارین گز میکنین به خدا یک صد هزارم این عزیزان هم نمیتونستی استقامت کنی .نیکی جان

  14. سبز گمنام گفت:

    من با وجود خانم رهنورد به زن بودنم افتخار می کنم با ارزوی پیروزی

  15. ناشناس گفت:

    خانم رهنورد عزیز
    شما می فرمائید:”موسوی مذهبی دوست‌دار امام خمینی هم صادقانه رنگ خودش را داشته باشد” و بعد اضافه می کنید که : “چرا به موسوی حق ندهیم که به عنوان یک فرد مذهبی و دوستدار امام خمینی از او به نیکی یاد کند؟” و چند سطر پائین تر در مورد قتل عام شرم آور شهریور 67 اضافه می کنید که :”از این جنایت نه آقای خامنه‌ای و نه آقای موسوی هیچ یک اطلاعی نداشته‌اند” و در آخر نتیجه گیری می کنید که : ” آن اتفاق لکه‌های سیاهی است که به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد”.آیا در صحبتهای شما تناقص وجود ندارد ؟..این چه دوران طلایی بوده که در آن رئیس جمهور مملکت و نخست وزیر در راس امور نبودند و از آنچه در کشور می گذشته بی اطلاع بودند ؟

  16. ونوس گفت:

    اتفاقا من بدبخت همیشه نظرهای ناقابلم سانسور شده اونم حسابی. هنوز یادم نرفته پارسال یه نظر گذاشتم تو این سایت که فکر کنم تو یک خبر در مورد خانم رهنورد بود. من از ایشون انتقاد کرده بودم و خدا شاهده نه توهینی کردم نه ناسزا گفتم. اما سایت کلمه سانسور که هیچی اصلا تأییدش نکرد. دوسه بار نظرم رو گذاشتم اما تأیید نشد. اون موقع فهمیدم که حتما انتقاد از خانم رهنورد تو سایت کلمه جایز نیست. همین تازگیها هم یه کامنت دیگه گذاشتم که کلمه جان اینقدر قیچی کرده بودش اصلا معلوم نبود این نظر بیچاره از اول چی بوده. جواب یه بنده خدایی رو داده بودم. دلم براش سوخت. حتما از کامنتم چیزی سر درنیاورده.جمله ها رو یکی در میون حذف کرده بودن. الفاظ توهین آمیز هم توش نداشت. نمیدونم والا معیار شما برای تأیید نظرات چیه. جدیدا که جواب ایمیل هم نمیدین مثل اینکه ما فقیر فقرا رو قابل نمیدونید.

    اما درمورد صحبتهای خانم رهنورد، میشه یکی بگه این جریان اعدامهای سال 67 چیه که تقصیر هیچ کس نبوده ولی همه هم همدیگه رو متهم میکنن؟ پس کی اینا رو اعدام کرده بوده که نه رئیس جمهور!!! ازش خبر داشته نه نخست وزیر!! یعنی اوضاع کشور اینقدر به هم ریخته بوده که اینهمه آدم رو اعدام کنن و دو تا مقام به این مهمی بی خبر باشن؟ نمیدونم چه اسراری تو کاره که ما مردم عادی نباید بفهمیم. مردم نامحرمن دیگه.

  17. مانی افشار گفت:

    خیلی مصاحبه جالبی بود .
    من تعجب کردم! یعنی چی سایت کلمه کامنت های محترمانه رو سانسو می کند؟
    مگه ایشون خبر دارند که سایت کلمه چه کامنت هایی رو متنشر می کند یا متشر نمی کند؟
    ظاهرا آقای نیک آهنگ کوثر خیلی کامت محترمانه ارسال می کند! :))
    در مجموع مصاحبه قشنگی بود. نیک آهنگ کوثر هم باید مقداری صبور باشد و اینگونه بر علیه رهبران جنبش موضع گیری نکند.
    خب دلیل برای این کار وجود ندارد. درضمن من فک نمیکنم کسی ایشون رو تهدید کرد.

    از اهانت تا تهمت گرفته تا ترور شخصیت ؟!! من فک کنم دوست عزیزمون نیک آهنگ کوثر مقداری احساساتی شدند! ایشون انتقاد رو نسبت به خودشون، اهانت و تهمت قلمداد می کنند؟!
    آقای نیک آهن کوثر آیا موضع گیری بی جهت شما علیه رهبران جنبش سبز، این بی حرمتی و ترور شخصیت نیست؟!
    هر آنچه بر خود می پسندی برای دیگران هم بپسند /و هر آنچه براى خود دوست دارى براى دیگران هم دوست بدار
    موفق باشید.

  18. فرزند بانوی سبز ایران . گفت:

    سلام
    در مورد عملکرد سایت کلمه ایرادهای جدی وارد است و در برخی موارد با نوع نگرش اقای موسوی و بانو رهنورد در تضاد کامل است .

    مثلا این عزیزان همیشه از احترام به هم و تکثرگرایی در جنبش سبز سخن میگویند اما چندی پیش سایت کلمه یادداشت توهین امیزی علیه اقای (( علی رضا نوری زاده )) منتشر کرد . فارغ از نوع نگرش سیاسی او و عملکردش، این نوع ادبیاتی که کلمه علیه نوری زاده به کار برد دقیقا به مانند روزنامه کیهان بود .
    این سایت اصل تکثر آرا و احترام به دیگر گرایش های فکری در جنبش سبز را رعایت نمیکند و فقط به دنبال قرائت تک بعدی خویش از نظرات اقای موسوی است و این کاملا غیر قابل قبول است . و نهایتا به ضرر اقای موسوی خواهد بود .

    ( امیدوارم تحمل نقد را داشته باشید و اجازه انتشار نظر مرا بدهید ) اگرچه اصلا چنین شجاعتی را در پذیرش نقد در میان اهالی کلمه نمی بینم . بنابراین پیشاپیش برای شما متاسفم .

    • مانی افشار گفت:

      دوست عزیزم من حق دارم به شما بگویم مقداری که نه خیلی زیاد بی انصافی دارید می کنید؟!
      سایت کلمه تا حالا هیچ وقت به هیچ شخصیت سیاسی اعم از درون کشور یا خارج از کشور، توهین و ترور شخصیت نکرده و نخواهد کرد.
      شاید شما بد متوجه قظیه شدید.
      اون یادداشت توهین آمیز رو که فک می کنید سایت کلمه بر علیه فرد مورد نظرتون آقای نوری زاده منتشر کرد، شما اون لینک رو اینجا ارسال کنید تا من خودم به شخصه برای شما مواردی رو توضیح بدم. گرچه لزومی نیست به توضیح بنده! ولی خب من فک کنم سو تفاهم شده.
      ممنون میشم اگه شما توضیح دهید که شجاعت را در چه چیزی خلاصه می کنند؟ آیا در انتشار دیدگاه شما دوستان؟!
      شما به خودتون زحمت بدید و هر روز وقت کردید وارد سایت کلمه بشید آنگاه متوجه خواهید شد که سایت کلمه تمام دیدگاه ها را منتشر می کنند به ویژه دیدگاه انتقاد آمیز البته مقداری بی انصافی شما رو منتشر می کند.
      این رو هم بگویم که آقای نوری زاده کم بر علیه سایت کلمه و شبکه تازه راه اُفتاده “رسا” و شخص امام خمینی بد یا بهتر بگویم توهین نکردند.
      ایشون در شبکه کانال1 که شبکه خودشون هستند، خب به قول معروف آزاد هستند و همه نوع حرفی رو متاسفانه بیان می کنند.
      من یه روز برنامه ایشون رو دیدیم و در عین ناباوری گفتند که” تعجب میکنم شبکه رسا همش اسم از خمینی میاره و دارد خمینی را الگوی این جنبش قرار می دهد””!!!!!!!!!!!! چی میگی آقای نوری زاده؟!!!

      این رو هم بگویم که صحبت های آقای نوری زاده خوراک کیهان و حسین بازجو است. در این شک نکنید.
      آقای نوری زاده دارد اینطور حرف می زند که فردا آتو دست حسین بازجو و یارانش بدهد.
      و الا جنبش سبز به امام خمینی و بیت گرامیش ارادت ویژه ای دارد.

      متاسفانه شما فقط صحبت های آقای نوری زاده رو در شبکه صدای آمریکا مشاهده می کنید.
      در اون شبکه خط قرمز هایی پیش روی ایشون است. و شاهد هستیم که صحبت های نسبتا خوبی می کند. ما که منکر نخواهیم شد.
      ولی متاسفانه در دیگر شبکه ها و به خوصوص شبکه خودش، راحت به شخصیت های سیاسی کشور که الان حامی جنبش سبز هستند برچسب می زند و سعی بر ایجاد تفرقه دارد.
      امیدوارم شما مقداری در این مورد تحقیق کنید.
      اون یادداشتی رو هم که شما عرض کردید، حتما لینکش را ارسال کنید.
      تشکر از شما.

  19. احمد گفت:

    مصاحبه با این کاریکاتوریست اشتباه بود.
    به نظر من به هر کس باید به اندازه ظرفیتش بها داد. که من متاسفانه این ظرفیت رو در اقای نیک اهنگ کوثر نمی بینم. اصلا همین که میاد می گه تهدید شدم نشانه علاقه شدیدش به …. خودشه.
    نیک اهنگ تنها های و هوی بلندی داره . هر کس به اندازه مقبولیتش باید بزرگ بشه.
    من واقعا در این زمینه از خانم رهنورد دلگیر شدم. این اقا رو این قدر بزرگ نکنید. ادمی که از تهدید دنیای مجازی این همه هول برش داشته چطور تهدید علنی و واقعی همراهان واقعی جنبش رو داخل مرزهای ایران به هیچ می گیره!

  20. علی گفت:

    مصاحبه خانم رهنورد با خود نویس مثل اینه که با کیهان مصاحبه کنه . خود نویس که اصلا سبز نیست. صفحه دوم روزنامه شریعتمداری رو نگا کنین اجاره داده به خودنویس برا زدن سبز ها . حالا با کجدوم نهاد ها در داخل کشور ارتباط داره بماند اما انتقاد نمی گم نکنن اما به مسخره کشیدن و فحش دادناشون که صاف هم توی کیهان چاپ میشه مثلا ازادی بیانه؟

  21. فروغ پارسی گفت:

    من واقعا به جنبش سبز و دکتر رهنورد به عنوان یک ایرانی ویک زن افتخارمیکنم

    درودبرمهندس موسوی.آقای کروبی.آقای خاتمی.ودکتررهنورد

  22. سبز گفت:

    کلمه عزیز خواهش می کنم از سایت های ضد اسلام و ضد جنبشی مثل خودنویس چیزی ننویسید،به خانم رهنورد توصیه می شود خویشتن دار باشد.

    • elahe motlagh گفت:

      Dooste AZIZ
      dar in soorat tafavote shoma ba baghiyeye tamamiyat talabha chist?
      chera az site haye degar andish nanevisand
      shoma eslam doostan yek bar mamlekat e ma ra deroo kardid
      begzarid baghiye ham nazar dahand
      ma ham milion ha nafarim chera haghe ezhare nazar raje be zendegie va keshvare khodemoon ro nadarim?
      chon khoda faghat be shoma hagh dadeh?
      khob aghaye khamenei ham ke hamin ro migand

  23. ماه سبز گفت:

    راستی در جواب اقای محمدرضا اینو بگم که در این مدت یک سال و نیم مطمئن شدم که اگر صدای امریکا و نه بی بی سی البته، اگر دلسوز مردم نباشه دشمن مردم هم نیست. اون واقعیات رو بیان میکنه، شما برو صدای و سیمای دلسوز مستقل متعهد و غیر تشریفاتی خودت رو ببین. ما از بین بد و بدتر بد رو انتخاب کردیم عزیزم. هر چند معتقدم با انسانهایی مثل شما هیچوقت نمیشه بحث کرد چون نرود میخ اهنین در سنگ.
    یاحق

  24. سجاد گفت:

    اقای نیک اهنگ کنار گود ایستاده میگه لنگس کن اقای عزیز چرا خودت به ایران نمیایی و به خاوران نمیروی تا در کنار خانواده های داغدار باسی

  25. ناشناس گفت:

    ارزیابی افراد در موضع قدرت نه در طلب قدرت

  26. ناشناس گفت:

    درود بر خانم رهنورد

  27. ناشناس گفت:

    من نمیدونم آخرش این نیک آهنگ کوثر حرف حسابش چیه؟؟

  28. ناشناس گفت:

    میخای بگی موسوی بده شما خوبید؟؟!! یا چرا انتقاد نسبت بهتون میشه؟؟!!

  29. ناشناس گفت:

    بدون که من از همون خاکستری های بدون مذهبم و بهتر از موسوی کسی را برای رهبری این جنبش نمیدونم. اونجا جوگیر شدی نیک اهنگ.شاید جنبشو نداشتی؟؟!!

  30. یک حامی گمنام جنبش سبز گفت:

    با باز بودن فضای نقد و پرسشگری مخالفتی نیست .
    آقای کوثر در اولین سؤال مسایل شخصی را مطرح میکند ، خصومتها را ، مثلا با یک نفر مطبوعاتی با یک رقیب کاری ، ولی آین را به واکنش کل جنبش سبز به مقوله پرسشگری تعمیم میدهد .
    به نظر میرسد ایشان با طرح پرسش بیشتر به دنبال محبوبیت سایتشان هستند تا نقد واقعی .
    نقد و پرسش که اینقدر صغرا کبرا چینی نمیخواهد . سؤال آغازین را دو باره نگاه کنید ! به گلایه میماند تا پرسش .
    آقای کوثر خرد گم کرده ای . ولی امیدوارم که پاسخهای دقیق، تیزبینانه و روشن بانوی سبز ایران خردتان را قلقلک داده باشد . به خصوص تاکید میکنم به خصوص پاسخ آخرین سؤال .
    ولی از حق نگذریم در جمع سؤال و جواب خوبی بود و من شوقم را از وجود چنین زنانی در ایران عزیز نمیتوان پنهان کنم .
    کم نیستند این زنان ، اگر غیر از بانو رهنورد با دختری مثل شیوا نظرآهاری هم فرصت صحبت پیدا میکردی متوجه منظورم میشدی .
    ما در جنبش سبز ، اسطوره و امام و فرعون نداریم . این جنبش یک حرکت عظیم و عمیق اجتماعی است و حتما پیروز است .

  31. منوچ گفت:

    چرا انقدر … شدی نیک آهنگ؟؟!!تو خوبی بابا. اصلا معلوم نیست حرف حسابت چیه؟ لوس شدی ها…

  32. yas گفت:

    مگر خانم رهنورد به داد ما برسه اين سايت كلمه كه كارش شده سانسور و سانسور. من خودم يه عالمه نظر دادم و اصلا انگار نه انگار. نمونش نظري بود كه در مورد حرفهاي علي لاريجاني كه گفته بود چرا از كوروش ميگيد ما كه امام علي را داريم و ….. اما متاسفانه سايت كلمه منتشر نكرد . اگزم بگيم كه شما ميگيد به دليل ازدياد نظرها بيخيال شديم گفتيم مگه بيكاريم نظرها رو همه رو پخش كنيم بعضياشو پخش ميكنيم كه بدونن ما سانسور نميكنيم. عيب نداره عزيزم سانسور كن اين احمدي كه سانسور ميكنه البته نه احمدي دروغ ميگه ضرغامي سانسور…
    کلمه: البته کامنتهای حاوی توهین یا عبارات نادرست قاعدتا حذف می شود اما همانطور که قبلا هم اشاره شد بسیاری از کامنتها نیز به دلیل ازدیاد و یا کمبود زمان مغفول می ماند که پوزش می خواهیم.

  33. ماه سبز گفت:

    میشه بدونم چرا باز کامنت من رو سانسور کردین؟؟ این نتیجه مصاحبه دکتر رهنورده ؟؟ شما واقعا سایت طرفدار میرحسین هستین؟؟ من ۱۵۰ برگ از خبرنامه ها رو پخش کردم اما ایا نمیتونم یه کامنت ازاد بزارم واسه کلمه؟؟؟؟ ازتون میخوام که کامنت قبلی منو بزارین و اینقدر با احساسات من و خیلی های دیگه بازی نکنین
    کلمه: کامنتی با نام شما در زیر این مطلب وجود ندارد

    • مانی افشار گفت:

      قبل از اینکه بخواید دیدگاه خودتون رو ارسال کنید، از نوشته ی خودتون یه کپی بگیرید سپس ارسال کنید. اگه ارسال شد، خب دیگه معلوم میشه معمولا.
      اگه شک دارید به ارسال کامنت، همون دیدگاهی که کپی گرفتید رو دوباره قرار بدید و سپس ارسال کنید.
      دیگه نهایتا سرور به شما میگه که دیدگاه تکراری شناسایی شد و …
      که اینطور سو تفاهم پیش نیاد و مهمتر اینکه با احساسات شما بازی نشه ;)
      راستی یه نکته، روزنامه ی کلمه نه خبرنامه.
      از کلمه خواهش داریم که عنوان روزنامه رو ذکر کنند برای این حرکت فوق العاده با ارزش که سوی سایت به وقوع پیوست.

  34. مردم گفت:

    بر اين باورم که گفتار خانم رهنورد به نوعي حالات تدافعي زشت تر از خود سانسور ايجاد کرده است
    و اينکه کلمه کامنت هايي را که مطابق ميل نباشد حذف ميکند و بهانه خنده داري که در جواب yes گذاشته اقرار به حذف تمامي موارد بر خلاف ميل با اين بهانه آشنا و وزارت ارشادي حذف ميگردد
    بسياري از کامنت هاي خوم که حاوي کوچکترين مطلب توهيني هم نبوده و در در همان زمان هاي اوليه يک مطلب هم گذاشته ام که عذر زماني نيز نداشته باشد و کاملا سليقه اي و براساس معيار هاي وزرات ارشاد شريعمتداري حذف گرديده است

  35. Vivairan گفت:

    شنيدي جناب کلمه؟؟کامنت ها رو سانسور نکنيد!! پس فرق شما با رجا نيوز و فارس نيوز و ايرنا و کيهان و رسالت و …. چيه؟؟!!

  36. داوود گفت:

    برای من یک نکته در مورد کامنت های سانسوری کلمه جالب است: چرا برخی انتظار دارند هر حرفی دلشان می خواهد را بزنند ولی مسئولیت و عواقب آن را بر عهده نگیرند؟
    مثلاً از دوستی که اسمش فرزند بانوی سبز ایران است و پیشاپیش هم اظهار تاسف خود را نسبت به نقد ناپذیری سایت کلمه ابراز می کنند یک سؤال دارم: دوست عزیز! شما چرا با اسم مستعار کامنت می گذارید؟ از عواقب کامنت گذاشتن با اسم واقعی خود می ترسید؟ مشخص است که جوابتان مثبت است، خوب؛ پس چرا باید مسئولان سایت کلمه هزینۀ کار شما را بپردازند؟
    ————————————————-
    در مورد مصاحبه نیک آهنگ و عدم درک وی از شرایط و محذوریت های واقعی (نه شرایط خیالی) و ژست و اداهای روشنفکرانه وی (نه تفکرات و تتبعات روشنگرانه) در اولین فرصت مقاله ای برای سایت کلمه خواهم نوشت که اگر به صلاح جنبش سبز ببینند در سایت درج خواهند کرد و در غیر اینصورت هیچ اعتراضی به عدم درج آن نخواهم داشت؛ چرا که مهم رسیدن به خواسته های بر حق مردم و ایستادگی در مقابل ظلم و ظالمین است؛ نه ارضای خودخواهی و شهرت طلبی من و امثال من که با عدم درج کامنت خود بخواهم آسمان و ریسمان را به هم ببافم و به عالم و آدم تهمت بزنم و خود را مدافع آزادی اندیشه نشان دهم ولی باور به آزادی دیگران در اندیشه ورزی خویش نداشته باشم.
    سایت آقای نیک آهنگ مجاز است که هر کامنتی را سانسور یا حذف کند ولی کلمه مجاز نیست؛ این اوج آزاد اندیشی برخی مدعیان است که عرض خود می برند و زحمت خانم رهنورد می دارند!
    —————————————
    در پایان: آقای نیک آهنگ عزیز! لطف کنید و جواب آخرین سؤال را بارها و بارها بخوانید و بیندیشید، شاید به راه برگشتید! با اینکه از همین حالا معلوم است که این کار را نمی کنید باز هم وظیفه ما نصیحت بود که کردیم و بس!

  37. هومن گفت:

    از شما بعید بود خانوم رهنورد!!!هیچ مطلبی نباید سانسور شود مگررررر…این کلمه مگر کی قرار از پیشنهادات ما حذف بشه؟؟؟مگر مال دولت دیکتاتور که میگه همه چیز ازاد مگر انتقاد!!!ای کاش میگفتید حتی فرد پرستی هم ازاد!خواننده خودش فهم داره!
    زنده باد جنبش سبز

  38. Rezvan گفت:

    درود بر بانوي سبز انديش و روشنفکر جنبش سبز بسيار عالي بود و اشک در چشمانم حلقه زد آنجا که گفتيد”اما نکته آخر که گفتید اگر موسوی به قدرت برسد چه اتفاقی می افتد‌؟ از اول هم قرار نبود موسوی به قدرت برسد. نکته در همین جاست قرار بود مردم به قدرت برسند. مردم امنیت داشته باشند. مردم به حقوق خود برسند پس قرار نبود و نخواهد بود باز هم فردی به قدرت برسد.”

  39. سوسن گفت:

    بانوی سبز اندیشه های من
    خانه ات سبز باد و چهره ات مکدر مباد
    فاطمه گونه ، دل از آسایش بریدی و رنج آگاهی از درد مردم را
    زیر سقف خانه ات نیز سرودی
    خانه و خانواده ات از کید اهریمنان در امان باد

  40. ناشناس گفت:

    بارها و بارها کامنت های من سانسور شده. وقتی چیزهایی گفتم و پرسیدم که از مطرح شدنش ترسیدین. هیچ توهینی هم نداشته. حالا هم حاج خانم! تو این 30 سال کجا بودی که تازه صدات دراومده؟! تمام جواب هات مشتی سفسطه بود و بدون اکثریت ایرانی ها رو نمیشه با همین یک مشت آدمی که خام جمله بازی های شما میشن سنجید. در ضمن این رو بگم که من سبزم به موسوی هم رای دادم. ولی الان دیگه انتخاب من نیست. کورکورانه از هیچ دروغگوی فرصت طلبی حمایت نمی کنم. میدونم باز سانسور میشه ولی گفتم خودتون بخونید.

    • بامداد سبز گفت:

      جناب ناشناس!
      طرز صحبت کردن تان تابلو بود، شما از اول هم سبز نبودید!
      این ترفند هم دیگه لوث شده که « من سبز بودم اما حالا دیگه نیستم»!
      البته بر عکس اش بسیار بسیار فراوون دیده شده
      خیلی خوبه که کورکورانه از هیچ دروغگوی فرصت طلبی حمایت نمی کنید!
      امروز در ایران و در تمام دنیا حتا بچه ها هم می دونند که دروغگوی فرصت طلب چه کسی است!

      • ناشناس گفت:

        یاد اون بنده خدایی افتادم که گفته بود … خوردم به موسوی رای دادم. یکی هم در جوابش گفته بود عیبی نداره حالا ساندیستو بخور …ی که خوردی بره پایین.

  41. پ.ا. گفت:

    با تشکر از خانم رهنورد…
    خیلی خوشحالم که فردی به روشنی شما به آقای موسوی مشاوره می دهد
    بدانید که راستگویی حتی اگر پیروزی نیاورد رستگاری بدنبال خواهد داشت
    مراقب خودتون باشید..

  42. قبل از همه از بانوی سبز، خانم زهرا رهنورد عزیز به خاطر صراحت بیان و همیشه پاسخ گو بودنشان و به خاطر اینکه حاضر شدند در این شرایط سخت با آقای نیک آهنگ کوثر این مصاحبه ی انتقادی را انجام بدهند بسیار ممنون و سپاس گزارم. و الحق که بسیار عالی پاسخ دادند.

    البته به نظر من آنچه در این مصاحبه نمود داشت، بیشتر غرض ورزی بود، تا یک مصاحبه ی منصفانه و طبیعی! انتقاد کردن بسیار خوب و به جاست و از دگم اندیشی و درجا زدن جلوگیری می کند در صورتی که راهگشا و منصفانه باشد. یک مصاحبه ی عادلانه و قابل پذیرش، مصاحبه ایست که در فضایی آزاد و شرایطی برابر انجام شود. کاش جناب نیک آهنگ که نقش منتقد جدی جنبش سبز و رهبران آن را بر عهده گرفته اند قدری نیز به این مسائل توجه نشان میدادند تا حسن نیت ایشان را باور پیدا کنیم.

    اما یک سوال همیشه برای من وجود داشته و هیچ گاه پاسخ مناسبی هم برای آن ندیده ام:

    پیش کشیدن مسائل بیست سال پیش در شرایط کنونی چه سودی می تواند برای مردم و جنبش داشته باشد؟

    منکر اهمیت مسائل دهه ی 60 نیستم و معتقدم که باید در یک شرایط مناسب و فضای باز حتما به آن موارد رسیدگی شود، و نیز می دانیم که در آن دوران، نه یک نفر بلکه همه ی مسئولین، و نیز خود مردم، و نوع تفکر حاکم بر کل فضای جامعه ی پس از انقلاب، به نوعی دخیل بودند.
    اما نکته ی مهم و سوال برانگیز این جاست که چرا در این برهه، عده ای به جای حاکمیت کنونی که چنین عریان جنایت می کند، نوک تیز انتقادات شان را به سوی اصلاح طلبان و منتقدین این حکومت گرفته اند و مهم ترین مساله شان اعدام های مبهم دهه ی شصت شده است؟! چرا نقد را رها کرده، نسیه را چسبیده اند؟!
    در شرایطی که آزادگان در زندانها به بدترین و کریه ترین و غیرانسانی ترین شکل نگهداری و شکنجه می شوند، در شرایطی که منتقدین براحتی محارب خوانده می شوند، در شرایطی که کهریزک به یک صفت تبدیل می شود، در شرایطی که کم بهاترین چیز جان انسان است، این تاکید بیش از حد روی اعدام های مبهم بیست سال پیش و تحت فشار گذاشتن یکی از منتقدان جدی همین رفتارهای حاکمیت، که اکنون هیچ قدرت اجرایی در امور کشور ندارد و خود نیز از سوی مسئولین تحت فشار است، به چه معناست؟
    احتراما عرض می کنم که این موضوع، از سه حال نمی تواند خارج باشد یا داشتن ماموریت و معذوریت، و یا کینه بیش از حد و انتقام گیری، و در نهایت نادانی و نداشتن درک درست… اگر مورد دیگری هست توضیح دهند.

    ظاهرا برخی با آگاهی از محبوبیت رهبران سبز در میان مردم می خواهند این به قول خودشان بت را بشکنند در صورتی که بتی وجود ندارد تا شکسته شود. ما می دانیم که هیچ فردی کامل نیست و مصونیت ندارد و میرحسین نیز از این قائده جدا نیست. می دانیم امروز هدف همه ما اتحاد و همبستگی برای مبارزه با فرقه ای با افکاری بس خطرناک و ماکیاولیستی است. می دانیم که میرحسین عزیز و شیخ شجاع کروبی و دیگر یاران سبز با در خطر انداختن خویش و دادن هزینه پا به پای مردم در برابر اقتدارگرایان زهد فروش ایستاده اند. مردم ایران میفهمند. مردم ایران قدرشناسند. مردم امروز ایران به دنبال قدرت بخشیدن به یک شخص خاص نیستند. مردم ایران به دنبال آزادی و عدالتند.
    ما این پیمان را با رهبران سبزمان بسته ایم و هیچ گاه رفیق نیمه راه نمی شویم همچنان که آنها.

  43. ناشناس گفت:

    جناب بامداد سبز! این شما نیستید که تعیین می کنید چه کسی سبز است و چه کسی نه! من هنوز هم سبزم ولی موسوی دیگر انتخاب من نیست و تنها فردی است که میتواند کنار جنبش باشد. در ضمن امثال شما که از یک شخص بت می سازند ما را و این مملکت را به اینجا رساندند.