سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
» یادداشتی از ابولفضل فاتح

گذرگاه خطیر و روزنه های عبور

چکیده :گرچه بیانیه ی هفدهم آقای مهندس میرحسین موسوی که بیانیه ی حسن نیت و نقشه ی راه بود پاسخ درخوری حتی در موضوع آزادی زندانیان نیافت و به جای خود باقی است، اما به رغم همه ی این تلخی ها، در ایفای وظیفه ی ملی و ایمانی ما در شرایط حساس تهدید خارجی تردیدی ایجاد نمی کند. بر این اساس انتظار می رود هر کس و در هر جا به نوبه ی خود تلاش کند تا در این وضعیت هشدار، از سطح منازعات داخلی کاسته و در برابر تهدید احتمالی اما جدی بیگانه، عمق و گستره ی وفاق ملی را افزونی دهد.در این شرایط همین طور بازگشت به قانون ولو گام به گام، آزادی رسانه های منتقد و آزادی هر زندانی پاسخ مثبتی است که تداوم آن مرهمی کاری بر زخم های عمیق خواهد...


گفت و گو به معنی نفی حق طلبی نیست بلکه مکمل آن است

کلمه: ابوالفضل فاتح مسوول کمیته اطلاع رسانی ستاد میرحسین موسوی  در انتخابات گذشته و بنیانگزار خبرگزاری ایسنا در یادداشتی با بیان دیدگاه خود ضمن تصریح  بر وجود بی کفایتی ها که از عوامل بروز  شرایط خطیر برای کشور است به ضرورت  تلاش برای  افزودن عمق و گستره ی وفاق ملی  اشاره  و تاکید کرد: بیگانه باید بداند و دریابد که ایرانی با هر آیین و زبان و از هر جناح و خط سیاسی در برابر تهدید او ید واحده است.

به گزارش کلمه متن یادداشت ابوالفضل فاتح به شرح زیر است:

بر اساس شواهد و قرائن، تهدیدات خارجی نسبت به کشور روندی رو به تزاید یافته است. بیگانه ی مدعی دیر زمانی است که با “ایران به ما هو ایران” سر ناسازگاری داشته و انقلاب اسلامی دلیل مضاعفی بر عداوت پیشین است؛ چنان که در 28 مرداد شاهد بودیم و طی سی سال اخیر نیز صرف نظر از اینکه چه دولتی بر سر کار بوده، تجربه کرده ایم. انکار نمی کنم که اینک بی کفایتی ها به ویژه در سیاست خارجی و شکاف و نابسامانی های داخلی، ماجراجویان خارجی را به طمع بیشتر انداخته و سودای عقب نگاه داشتن کشور را چه با تحریم و چه تهدید دامن زده است.

عبور از گذرگاه خطیر این روزها و صیانت از سرمایه های ملی از جمله نیروگاه بوشهر و صنعت هسته ای که ریشه در دهه های گذشته دارد، نیازمند همت، الفت و دقت همگانی است. بیگانه باید بداند و دریابد که ایرانی با هر آیین و زبان و از هر جناح و خط سیاسی به رغم همه ی تفاوت ها و اختلاف نظرها در برابر تهدید او ید واحده است. ایستادگی سبز و غیر سبز نمی شناسد. باید با صدای رسا و با همه ی امکانات بر سر بیگانه فریاد کشید و او را بر حذر داشت. بیگانه، هر که می خواهد باشد، حق ندارد و به یاری خدا نمی تواند مناقشات و مجادلات داخلی را بهانه ی خشونت و ماجراجویی جدیدی در منطقه کند.

در این موقعیت، بهره گیری از حداکثر ذخیره ی عقلانی و مدیریتی کشور بدور از هرگونه حب و بغض برای تدبیر متمایز و راسخ و در اتخاذ مواضع، وظیفه ی دست اندرکاران امور است تا آنچه ملت هزینه ی آن را می پردازد دارای بیشترین سنجیدگی و پشتوانه ی ملی باشد.

همینطور، اقتضای عقل و شرع دوری گزینی حداکثری از حساسیت های داخلی است. این به مفهوم امتناع از نقد بی کفایتی های  جریان دروغ یا عبور و عدول از حقوق و مظالمی نیست که آن جریان خطرناک، متحجر، ماجراجو و مرموز در حق بخش بزرگی از ملت روا داشته است، این به مفهوم پاسداشت شرایط و منافع ملی است.

گرچه بیانیه ی هفدهم آقای مهندس میرحسین موسوی که بیانیه ی حسن نیت و نقشه ی راه بود پاسخ درخوری حتی در موضوع آزادی زندانیان نیافت و به جای خود باقی است، اما به رغم همه ی این تلخی ها، در ایفای وظیفه ی ملی و ایمانی ما در شرایط حساس تهدید خارجی تردیدی ایجاد نمی کند. بر این اساس انتظار می رود هر کس و در هر جا به نوبه ی خود تلاش کند تا در این وضعیت هشدار، از سطح منازعات داخلی کاسته و در برابر تهدید احتمالی اما جدی بیگانه، عمق و گستره ی وفاق ملی را افزونی دهد.

در این شرایط همین طور بازگشت به قانون ولو گام به گام، آزادی رسانه های منتقد و آزادی هر زندانی پاسخ مثبتی است که تداوم آن مرهمی کاری بر زخم های عمیق خواهد بود.

اقدامات فراوان دیگری است که می تواند نتایجی مثبت و موثر بر وفاق ملی داشته باشد. به عنوان نمونه، معتقدم خوشبختانه با همه ی شدت و حدت مواجهات و به رغم برخی فشارها هم رهبری انقلاب و هم رهبران جنبش سبز در کنترل سطح منازعه ی داخلی موثر بوده اند. همین که تاکنون این عزیزان آگاهانه در خطاب ها از تلویح عبور نکرده و یکدیگر را خطاب مستقیم نداده اند، “تخفیف سطح مناقشه” و باز نگهداشتن یک “امکان مهم” است، که ضروری است مغتنم شمرده شده و عمق و وسعت یابد و نویسندگان و رسانه ها نیز از هر سو این شیوه و حفظ حریم ها را پاس دارند. همچنان که از امام (ره) آموخته ایم تمرکز بر آسیب ها در نقد، اولی بر فاش گویی و تمرکز بر اشخاص است. نه همه چیز را به پرده بردن و نه همه چیز را پرده برداشتن روا نیست. نه آن پنهانکاری است و نه این شفافیت. همین طور شایسته است امکان گفت و گو در مسائل مهم ملی باز شود. گفت و گو نه به خودی خود حرام است نه واجب. نه کسی را به خودی خود عزیز می کند نه ذلیل، اما در میان ملت های بزرگ سنتی است جا افتاده و معقول ترین و ابتدایی ترین راه اصلاح. در حیرتم چرا کسانی گفت و گوی داخلی را ننگ می دانند؟ چند ماه پیش عرض کردم “تا فرصت هست، تا هنوز الفتی هست، تا نسل نخست انقلاب هست، تا هنوز احتمال اجماعی هست، تا خاطره ی همنشينی با امام هست، تا بزرگان و مراجع عظام هستند، تا رهبری انقلاب هستند، تا مهندس موسوی هست، تا خاتمی و کروبی و هاشمی هستند بايد فکری کرد. در غير اين صورت، خدای ناکرده حسرت غفلت از امروز بر جای خواهد ماند”. تاریخ هرگز از حاکمان و نخبگانی که برای سعادت ملتشان باب گفت و گو را گشوده اند به بدی یاد نخواهد کرد. اتفاقا در تاریخ مبارزات بزرگان این ملت تا دلمان بخواهد غیرت و فاصله هست، اما کمتر اثری از گفت و گو یافت می شود. اساسا گفت و گو به معنی نفی حق طلبی نیست بلکه مکمل آن است. نقد آیندگان متوجه کسانی خواهد بود که گفت و گو و اصلاح را رد کرده و بر طبل فاصله کوبیده اند.

چه بساکه شدت ناروایی ها و شکست بسیاری از نرمش ها این سخنان را به نقد و سخره کشد. اما اگر فرجی باشد از همین مراعات ها و باب های گفت و گو آغاز می شود و اگر چنین نباشد رویه ای اخلاقی و قابل دفاع به ویژه در شرایط تهدید خارجی است. می دانم که در برابر یک سال دروغ مداوم و پرده دری رسانه های دروغ در حق عزیزترین یاران و دولتمردان امام و اهل بیت ایشان و آنچه در زندان ها گذشته این رویکرد برای دوستان بسیاری مسموع نیست.

و می دانم که جریان نفوذی منحرف به ظاهر انقلابی که در داخل بر طبل خشونت می کوبد و جز سیطره و منافع باندشان، ایران و آینده ی انقلاب پشیزی برایشان اهمیت ندارد این نوشته را حمل بر ضعف خواهند کرد، البته از آنها باکی نیست. هر چه گویی آنها بر نمط خود خواهند راند. مخاطب این نوشته آنها نیستند.


32 پاسخ به “گذرگاه خطیر و روزنه های عبور”

  1. مهناز گفت:

    مطمئن باشید آنان جز به شرط تمکین کامل هرگز با جناح اصلاح طلب مذاکره نخواهند کرد و پیشنهاد خیرخواهانه هیچ کس را نخواهند پذیرفت،همان طور که دکتر خزعلی در سایتش نقل قول می کند پدرش شرط دیدار با کروبی را این گذاشت که او بپذیرد باید اعدام شود!
    خدا عاقبت ما و سرزمینمان را خیر کند که در روزهای بسیار سختی هستیم و میترسم روزهای سخت تر پیش روی ما باشد…

    • حسين گفت:

      با شما موافقم
      1- مشكل آقاي دكتر فاتح عزيز اين است كه به شرايط و ملزومات گفتگو توجه ندارند. ايشان كدام روزنه بازي را ديده اند كه چنين سيگنالهايي را مي دهند؟ وقتي شما را با عنوان فتنه گر مي شناسند و به جامعه معرفي مي كنند، چگونه مي تواند يك گفتگو شكل بگيرد؟
      بطور مشخص بفرمايند كدام عنصر موثري در حاكميت هست كه چشم اميد به انجام گفتگو داريد؟
      باز هم با كمال احترام عرض مي كنم كه پيشنهاد گفتگو را- با نبود ملزومات و زمينه هايش- چنين تفسير خواهند كرد كه فتنه سبز به بن بست رسيده و دارد تسليم مي شود. شما خبط زباني!! يك امام جمعه اي كه تندترين الفاظ را براي توصيف جنبش سبز بكار گرفته، به حساب ملايمت نگذاريد.
      2- صد البته هيچگاه پيشنهادم شلوغ كردن و اعلان جنگ نيست. مشكل ما از روزي آغاز شد كه همين مرزبندي را كه امروز مدعي اش هستيد، انجام نداديد و حاكميت حداكثر استفاده را از آن برد. از سبزهاي لوس آنجلسي تا مانكن هاي سبز ايتاليايي. تاوان چنين خطايي را در سركوب ها ديديم.
      3- تفسيرهاي نويني كه از قانون اساسي و حق حاكميت و به ويژه جايگاه رهبري مي شود بسيار قابل تامل است. با اعتقاد به قانون اساسي – آن گونه كه هست و ما آنرا مي پذيريم- آري مي توان به نتيجه مورد نظر رسيد اما با اين تفسيرهاي جديد، من چشم اندازي براي رسيدن به هدفي كه مورد نظرتان است نمي بينم.

  2. 77 گفت:

    وقتي طرف حاظر به پذيرفتن شرايط برابر براي گفتگو نيست و گفتگو را تنها در زندان و همراه با شكنجه قبول دارد، چه مي توان كرد؟

  3. حنيف گفت:

    مطلب آقاي فاتح اصلا قابل قبول نيست .جنبش سبزدرطي اين يك وسال اندگذشته بيشترين مراعاتها وكوتاه آمدن ها رابراي اصلاح امورداشته است واگروظيفه كسي ست كه دراين برهه باب مراعات وگفتگورابازكندهمانا پرده دران وزورمداران وارباب دروغ داخلي هستندكه باحراج آبروي ايراني زمينه گستاخي دشمنان درتعرض به آب وخاك ايران رافراهم آورده اند.

  4. ص.ج. گفت:

    با سلام. فرمایشات آقای دکتر فاتح مصداق” کم گوی و گزیده گوی چون دٌر” هستند. درست است از ایشان – که به زعم من از عقلای جنبش سبز هستند- کمتر می شنویم ولی اظهار نظرهایشان همواره پر مغز و منصفانه هستند. امیدوارم در گام بعدی به ما بیاموزند چگونه می شود حریف را به پای میز گفت و گو کشاند؟ شاید نقدٍ به دور از حب و بغض از خود، بتواند شروع خوبی باشد.

  5. پیام گفت:

    آقای فاتح، عامل اصلی تهدیدهای خارجی،ماجراحویی و توهم خود محور ی است که داعیه مدیریت جهانی داردوآخرین پروسه های فساد وجنایت و خیانت به ملت خویش را در کودتای انتخاباتی وفجایع بعد از آن بسرعت باورنکردنی پیموده است و دارای کمترین مشروعیت ومحبوبیت در بین مردم میباشد وبرای حفظ بقا خود ومناسبات ظا لمانه داخلی، از آن(تهدیدهای خارجی)، استفاده ابزاری می کند.طمع قدرتهای خارجی، حد اکثر عامل فرعی یا عامل معین است که با حذف عامل اصلی، نقش تعیین کننده ای نمی تواند ایفا کند. …

  6. ali گفت:

    میگویند روزی در یک مراسم سوگواری “تعزیه” فردی بغل دستی خود را مدام ویشگون میگرفت و ان فرد تا میخواست اعتراضی کند ،میگفتند هیس ،ساکت ،تعزیه است ،الان هم در کشور ما متاسفانه به خاطر “تهدید خارجی “که به باور اکثر ایرانیان و حتی سیاستمداران با وجدان خارجی در واکنش به ماجرجویی های گاها عامدانه مستبدین کودتا گر جهت سرکوب داخلی به وجود آمده ،معترضین بر حق به سکوت دعوت میشوند ،آیا حد و مرز این سکوت مشخص است ؟ زمانی که طرف مقابل با تمامی قد و قامت روز به روز تمامی عرصه های حقوق زندگی اجتماعی را تنگتر میکند ،میثاقهای ملی را نادیده میگیرد ،کافی است با یک نگاه منصفانه به رویدادهای هفته اخیر که حدیث مفصل از این مجمل به دست میآید به این گفتگوی خیالی نظری به اندازیم ، باز گشت دوباره دادنامه نویس به رهبری به زندان ،قوه قضاییه شاکیان را به جای متهم به زندان میفرستد ، دروغ های آشکار و تهمت های نخ نما و ناروای احمدی نژاد نسبت به جنبش سبز و رهبران ان در مصاحبه با پرس تی وی (به اصطلاح رسانه ملی )و هزاران دروغ و تهمت و افترا که هر روز از هر منبر و مجلس و روز نامه و تلویزیون بر ضد بخش بزرگی از جامعه به نا حق گفته و پخش میشود ، کم کردن التهابات جامعه و بی اثر نمودن تهدیدات خارجی توسط گفتگو و مذاکره کاری است کاملا پسندیده و عاقلانه به شرط آنکه الزامات ان مهیا شود ،،زمانی که در ازای آزادی مشروط یک زندانی بیگناه ،چند نفر دیگر زندانی میشوند و ….. و در نهایت زمانی که طرف مقابل حکومت را اوجب واجبات میداند حتی به بهای از بین رفتن نصف جمعیت ، آیا روزنه ای کوچک برای ان گفتگو های خیالی دیده میشود ؟

  7. کامران گفت:

    آقای فاتح عزیز
    نوشته متین و وزینی بود. گفتگو با حاکمیت از گفتگو با آمریکا سخت تر نیست. مشترکات ما و طرف مقابل بسیار بیشتر از مشترکات ما و آمریکاست.
    می توان ادبیات و گفتمانی برگزید تا این روزنه ها به درهای گفتگو تبدیل شه. ان شالا.
    خوشحالم که نداهای معقولی در جنبش سبز وجود داره

  8. مهرداد نصرتی مهرشاعر گفت:

    آقای فاتح گرامی
    مگر ایجاد حساسیت در منطقه غیر از دستاوردهای دولت انحصارگرایی است که با هزار و یک ترفند کار را به اینجا رسانده است که تهدیدات جدی شوند و از روی میز سیاستمداران به دست فرماندهان نظامی برسد؟ شما چگونه توقع دارید که آنان از محصول زحماتشان بگذرند ؟
    آیا نه این است که در دسترس ترین راهکار برای خاموش کردن صدای اعتراض مردمی به جنایات مشتی خودخواه مغرور ایجاد تنش های نظامی در منطقه و در صورت امکان دقیقا بر علیه ملت و کشور ماست ؟ چگونه توقع داشته باشیم که این غولهای انانیت بر سر میز مذاکره بنشینند و از خردجمعی بهره گیرند تا تنش های خود آفریده را کنترل نمایند؟با شلیک اولین گلوله به سمت کشور تقریبا تمام ارزوهای دور و دراز آنان برای سرکوب کامل اصلاح طلبان فراهم آمده است و ممکن است حتی نگرش عمومی هم پشتیبان فریبکاری ها و خبرسازی های دروغین آنان گردد.مقاله ای به زبان انگلیسی داشتم در همین باب که در آن به نوعی مطرح نموده بودم که در واقع و ماحصل هرگونه اقدام نظامی علیه ایران تثبیت دیکتاتوری است (obama’s navy to save the dictatorship)
    نصرتی

  9. یاسر گفت:

    آقای فاتح دلت خوش است که صحبت از این حرفها می زنی . این آقایان در راس ، یک روزنه کوچک برای همگرایی باز نگذاشتند و شما دم از مسئله ملی می زنید . مطمئن باشید با بدست آوردن دل این ملت ، هیچ بمب و موشکی به کشور آسیب نمی رساند اما اگر دیوارهای قطور و آهنین هم دور تا دور کشور بکشند ، از داخل فرو می ریزد . از قدیم گفتن از شما حرکت از خدا برکت . والا ما که اینجا هستیم جز دروغ ، تهمت ، تهدید و ارعاب چیز دیگری ندیدیم اگر شما خبر دارید به ما هم بگویید .

  10. اصغر گفت:

    وقتی حکومت حاضر است با امریکا به قول خود اگر سر استکباری ندارد گفتگو کند سوال این است که چرا با همین شرط
    حاضر به گفتگو با مخالفان داخلی نیست. جواب ساده است. سنبه اولی پرزور تر است.
    بنابر این حکومت هچگاه حاضر به پذیرش اصلاح طلبان نخواهد بود، مگر آنکه با پشتوانه مردمی سنبه پر زور شود. دلیل این مدعا
    همین حاضر به گفتگو با امریکا بودن است ، به خاطر تهدید ، چرا این احضار تمایل حکومت تا حال نبود.

  11. سمیه گفت:

    اقای فاتح مطمئن باشید اینا برای اینکه از شر جنبش سبز خلاص بشن جنگ رو خودشون راه میاندازن تمام کارها و حرفاشون هم موید این مطلبه و دنبال جنگ میگردن تا مردم باز کوتاه بیان و فکرشون به چیز دیگه جلب بشه و دوباره اینا، رو خون جوونای این مملکت بایستن و حکومت کنن یا شایدم برای ایجاد شرایط ظهور جنگ راه بندازن انگا ر میخوان امام زمان رو تو رو در وایستی بذارن تا ظهور کنه .ولی باید بدونن ملت باهاشون دیگه همراه نیست خوب اینا رو شناخته. اگه کسی باید کوتاه بیاد و عقلش رو کار بندازه این حکومته نه جنبش ….

  12. ناشناس گفت:

    فکر می کنم با محاکمه سران کودتا و بازگشت به حقوق مردم وفاق کامل ایجاد شود، در غیر این صورت کودتاگران از تهدید خارجی استقبال می کنند زیرا شرایط را به نفع آنها تغییر می دهد و از کجا معلوم که اصلاح طلب ها و همه جریان های سبز را به تبانی با دشمن خارجی در تجاوز متهم نکنند؟!

  13. ناشناس گفت:

    این درست است که در گذشته همیشه دخالت خارجی ها در امور داخلی کشور ما منجر به ایجاد دیکتاتوری یا حمایت از او شده است و اگر آن زمان ها مردم ما به حال خود رها شده بودند حتما بنیان یک نظام مردمسالار و قانون محور را تا حالا بنا گذارده بودند. ولی تجربه دو دهه اخیر کشور ما ظاهرا مغایر با این تجربه تاریخی است زیرا دیکتاتوری بومی در کشور ما در شرایط فعلی قائم به خود و زاده داخل بوده است و نمیتوان خارجی را در ایجاد و استقرار و تداوم آن خیلی دخیل دانست. از آنطرف حادثه بسیار بزرگ 11 سپتامبر در آمریکا نگاه آمریکا و غرب را نسبت به حکومتهای دیکتاتوری در خاورمیانه برای همیشه عوض کرد. یادمان نرود که آمریکا با قربانی کردن چندین هزار نظامی و صرف بیش از یک تریلیون دلار سرمایه صدام سفاک و طالبان از خدا بی خبر جنایتکار را سرنگون کرد. مطمئن باشید این کار را برای جلوگیری از ظهور امام زمان یا کشور گشائی نکردند بلکه به باور آنها دوران حمایت از دیکتاتوری و استبداد در خاورمیانه به پایان رسیده است. آمریکا و غرب به این نتیجه رسیده اند که “منافع” آنها – تاکید میکنم منافع خود آنها – در دراز مدت با وجود دیکتاتوری در خاورمیانه در تضاد است. بنابر این آمریکا و غرب در قرن آینده به دنبال ایجاد و حمایت از دیکتاتوری در منطقه ما نیستند و اگر بتوانند همه حکومت های استبدادی را در منطقه منجمله عربستان سعودی و امارت را سرنگون کرده و به جای آنها نظام مردمسالار برقرار میکنند. در شرایط کنونی سیاست راهبردی آمریکا در ایجاد دمکراسی در خاورمیانه با منافع و آرزوهای دیرینه ملت ایران همسوئی دارد. اینکه چگونه میتوان این همسوئی بالقوه را عملیاتی کرد و از آن در راه ایجاد یک نظام ثروتمند عادل دانش محور و آزاد که در آن “همه مردم ایران” سهم داشته و تا آنجا که به قانون برمیگردد همه “خودی” باشند و هر کس بتواند آزادانه در راهی که سعادت و رضایت خود را در آن میبیند برود و تحمیل و تحمیق و تکفیر و تزویر جای خود را به تحصیل و تحلیل و تعلیم و تکریم داده باشد و به جای گرد فقر و خشکسالی شکوفه دارائی و توانائی بر شاخه ها باشد… بحث دیگری است. اهداف انقلاب اسلامی را دوباره باید دریافت.

  14. امید سهرابی گفت:

    تنها یک راه حل دارد: به توافق رسیدن بر سر رفراندم.مساله هسته ای را به رفراندم بگذارید آن وقت هم تهدید خارجی دفع می شود هم یک مبنای توافق برای حل معضلات مردم و حکومت فراهم می شود:رفراندم

  15. حسین گفت:

    با سلام بخوانندگان گرامی و مسؤلین سایت

    نوشتهء بالا دغدغه های یک ایرانی که به انقلاب و مردم و کشورش می اندیشد و علاقمنداست ، نشان می دهد.

    او بدرستی می گوید که « ..بیگانه ی مدعی دیر زمانی است که با “ایران به ما هو ایران” سر ناسازگاری داشته و انقلاب اسلامی دلیل مضاعفی بر عداوت پیشین است؛ چنان که در ۲۸ مرداد شاهد بودیم و طی سی سال اخیر نیز صرف نظر از اینکه چه دولتی بر سر کار بوده، تجربه کرده ایم..»

    او به درستی می گوید که « عبور از گذرگاه خطیر این روزها …نیازمند همت، الفت و دقت همگانی است. »

    او بدرستی می گوید که « بیگانه باید بداند و دریابد که ایرانی با هر آیین و زبان و از هر جناح و خط سیاسی به رغم همه ی تفاوت ها و اختلاف نظرها در برابر تهدید او ید واحده است. »

    این ها همه در ست است. در طول 14 ماهی که از تقلب و خیانت بزرگی که به رأی و امانت مردم سبز ما ، نزد حاکمین می گذرد ، جنبش سبز پیشاپیش این توصیه ها را آویزهء گوشش کرده است. مطالباتش را بدون خشونت دنبال کرد. اجتماعی 2 و یا 3 ملیونی سکوت را در 25 خرداد 1388 برگذار کرد که اگر جیره خواران کور و کر به سمت مردم تیر اندازی نکرده بودند ، خون از دماغ کسی جاری نمی شد. این جنبش ، مطالباتش را در چهار چوب قانون پی گرفت و می دانست که اگر انگشت خیانت و اتهام بسوی آقای جنتی ، یزدی ، الهام و دیگر اعضای شورا نگهبان ، نشانه نرفته بود می باید شکایتش را نزد آنان مطرح نماید و نتیجهء رأی خود را از آنان بخواهد. آری این را بخوبی می دانست اما این مسؤلین مهندسی انتخابات نشان دادند که شایستگی امانت داری و قضاوت صحیح برای مردم را ندارند.. و در نتیجه خود باعث دریغ اعتماد مردم نسبت به خود شدند.

    مردم سبز در کنار همراهانشان که آقای فاتح نام برخی از آنان را رقم زده اند با سعهء صدر زیاد ، دستگیری ها ، شکنجه ها ، کشتن ها ، اعتراف گیری های مضحک و نمایش تلویزیونی آنها را دیدند ولی به خشونت متوسل نشدند و سعی کردند متمدنانه به بقیهء ملت و جهانیان بگویند که مدعیان نمایندگی خدا ، یک مشت دروغگوی بی پرنسیپی هستند که فقط قدرت را مد نظر دارند و دیگر هیچ.

    هرجا خشونتی بود پای مواجب بگیران در میان بود . متأسفانه هر چه توانستند حادثه آفریدند.قتل و خونریزی به راه انداختند .با ماشین در پیاده رو ها از روی مردم عبور کردند ، ترور کردند و سپس ، و سپس شاخهء های رسانه ای… ، حقایق را وارونه ساختند و بمردم باز گرداندند ولی با اینکه مردم به اینهمه وقاحت می خندیدند ، باز هم تحمل سبز کردند و به خشونت متوسل نشدند.

    با این حال، این سخن آقای فاتح هم درست است که می گوید « در این موقعیت، بهره گیری از حداکثر ذخیره ی عقلانی و مدیریتی کشور بدور از هرگونه حب و بغض برای تدبیر متمایز و راسخ و در اتخاذ مواضع، وظیفه ی دست اندرکاران امور است تا آنچه ملت هزینه ی آن را می پردازد دارای بیشترین سنجیدگی و پشتوانه ی ملی باشد. » اما آقای فاتح چند درصد اطمینان دارند که دست اندر کاران امور ، آن ذخائر عقلانی و مدیریتی کشور قادرنداین « وظیفه » را انجام دهند.

    آقای فاتح می دانند که برای انجام آن « وظیفه » ، چند پیش شرط لازم است که من به برخی از آنها اشاره می نمایم :

    1 – حاکمیت باید جنبش سبز مردم ایران را برسمیت بشناسد.اعتراضی که حق ملت است به دسیسه های بیگانه نسبت ندهند. هنگامی که کسی باتوم می خورد ، شگنجه می شود و بی جهت دستگیر و زندانی و حتی می خواهند او را اعدام کنند ، اگر آخی گفت ، به این آخ ، اتهام فتنه نزنند. این سخنی است که قبلا” آقای موسوی هم به آن اشاره کرده است.

    اگر حاکمیت بخواهد بر اساس تجربیات کشور های پیشرفته و متمدن « اصل گفتگو » را برای حل مناقشات داخلی بپذیرد ، پذیرش و برسمیت شناختن جنبش به عنوان مهمترین بخش از مخالفان قانونی حکومت ،در واقع تعیین طرف مقابل گفتگوی پیشنهادی است.

    2 – برای آغاز هر گفتگوئی ، تعیین مبنا و پایه ای که قابل قبول طرفین گفتگو باشد ، امری ضروری است.از نظر جنبش سبز و همراهان آن ، چنانکه بارها تکرار شده است ، قانون اساسی جمهوری اسلامی ، در کلیت آن پایهء قابل قبولی است.و چون حاکمیت ، مشروعیت خود را ملهم از آن می داند و ملت نیز حقوق خود را بر اساس اصول آن مطالبه می نماید به نظر می رسد باید برای حکومت نیز این پایه قابل قبول باشد. اما خودش باید قبولی آنرا اعلام نماید.

    3 -برای پیشرفت روند گفتگو طبیعتا” باید بر اصطلاحات جهان شمول حقوقی تکیه کرد و نمی توان خود را به عنوان منشأ « انشاء قانون » تحمیل کرد.

    با توجه به نکات فوق ،آقای فاتح می توانند بگویند که کدام یک از امکانات بالا در اختیار مردم است که باید در مسیر گفتگو از آن استفاده نماید و در برابر تهدید های بیگانه ،احساس مسؤلیت عمیق خود را نسبت به مردم ، کشور ، انقلاب به ثبوت برساند؟

    تمامی امکاناتی که اقدامات پیشگیرانهء فوق برای کاستن هرچه بیشتر هزینهء حملات احتمالی بیگانه به مردم و کشور را میسر می سازد در دست حاکمیت است .مگر اینکه گفته شود ملت سرفراز ایران برای ناکام گذاردن بیگانگان ، باید در برابر سرکوبگران ، استبدادیان داخلی و نقض دائمی حقوق شهروندی خود پرچم سفید را به علامت تسلیم بالا ببرد و از تمام مطالبات شهروندی و قانونی اش صرفنظر نماید و دیگر هیچ.

    من تصور می کنم که بهتر بود آقای فاتح به عنوان کسی که نزد مقامات حاکمیت شناخته شده هستند، خیلی صریح و روشن ،این نوشته را به عنوان نامه ای سر گشاده برای کسانی ارسال می کردند که می دانند علت اعتراضات مردم ، صرفا” در خواست حقوق شهروندی مندرج در اصول قانون اساسی است که دائما” بوسیله آنان و عوامل زیر مجموعه آنها پایمال می گردد.

    آقای فاتح حتما” بر این نکته واقفند که تبلیغ و حتی احتمال تهاجم بیگانه به کشور که در بعضی مواقع با تحریک حاکمیت سرکوبگر داخلی تشدید می گردد یکی از ابزار های شناخته شدهء حاکمیت و زمینه ساز نفی بیشتر حقوق شهروندی آحاد کشور بوده که برای چندمین بار در کشور ما خودنمائی می کند و با توجه به تجربیات گذشته، شاید لازم نباشد که ملت ایران بیش از این فاصلهء خود از حقوق شهروندیش را بیشتر نماید.

    برای رفع تهدیدهای خارجی حتما” باید چاره ای اندیشید اما همانطوری که کوشش کردن برای متقاعد کردن بیگانه ای که تهدید می کند و بخوبی می داند که این تهدید ها حق ما نیست ، کار عبثی است ، همانطور هم گفتگو با حاکمیتی که هیچ حقی برای ملت قائل نیست و بنا بر گفتهء آقای فاتح یک جریان نفوذی منحرف به ظاهر انقلابی بر آن مسلط است که از ملت ، فقط به فقط بیعت می خواهد ، کاری بی فایده تر و عبث تر است.

    اما و بالاخره در پایان باز ما میمانیم و آقای فاتح و تهدید بیگانه و خانه ای بنام ایران که باید از آن مراقبت نمائیم . باید برای رفع تهدید ها، راهکار های عملی بیابیم .باز هم همهء ما باید بیندیشیم و راهکارهائی که بنظرمان می آید با یکدیگر در میان بگذاریم.حتما” موفق خواهیم شد راهی شرافتمندانه ونتیجه بخش بیابیم زیرا خدا با ما ست .

  16. حسن گفت:

    خوش خیالی!دارندجنگ رابرپامیکنندتادربرابر ملت کوتاه نیایند.

  17. استقلال سبز گفت:

    جنبش سبز باید به طور «مستقل» بر علیه تحریم و جنگ موضع گیری کند، نه اینکه به سرباز یک دولت ناشروع بدل شود…

  18. علی یاری گفت:

    استعمار پیر با سابقه طولانی در اداره مستعمرات مختلف و با تحول رویکرد‌های خود، امروز با زبانی آشنا با عوام متدین وارد میدان شده و هرگونه سخن منتقدانه و اصلاحی را مخالف سناریوی تسلط جهانی خود دانسته و امثال خاتمی،موسوی و دیگر عزیزان کاری جز برهم زدن بازی شیطانی آنان نداشته و مسلم است ترجیح می‌دهند ایشان را خفه کنند تا با ایشان صحبت کنن.

  19. ali گفت:

    aghaye fateh shoma mesle inke hokam e kodeta gar ra nashnakhti aghayan aslan mardome sabz ra ghabol nadarand vaghti ke rah peaimaie sokot ra be khak va khon mikeshand bayad be baghiyeh ash fekr koni

  20. دادار گفت:

    با سلام اقای فاتح اگر بجمله اخرشان خوب توجه میکردند مطمئنا گفتگورا راه حل نهائی نمیدانستند کسانی که امروزبر سرنوشت مردم حاکمند اساسا اهل گفتگو نیستند این باصطلاح اصولگرایان حتی بین خود بگفتگوی سازنده برای حل مسائل خود قادر نیستند زیرا حفظ قدرت جناحی هدف غائی انهاست. رهبری نظام هم که شما وجودشان را دراین زمینه مفید میدانید یکطرفه از جناح غالب حمایت میکنند حتی بصراحت در قضاوت بین اقای احمدی نزاد واقای رفسنجانی کاملا طرف اولی را گرفتند وافکار خودرابایشان نزدیک دیدند حال چگونه است که مذاکره را مفید می بینید مذاکره کار معمول درهمه جنبشهاست ولی در زمانیکه دشمن جنبش خود راملزم بمذاکره ببینند نه درشرایط نابرابر کنونی. ملت ایران باید بجنبش خود ادامه دهندوباشتاب این جنبش دشمن ناگزیر بمذاکره خواهد شد .نکته ایکه باید بان توجه کرد هرچه جنبش مردم دچار رکود شود تهدید خارجی بیشتر خواهدشد پس باید بدامنه جنبش افزود پیروز باشید

  21. nitra گفت:

    متاسفم که باید بگویم چه زود فراموش می کنیم و می بریم و می دوزیم .باز با طناب اصلاح طلبان بیافتیم در چاه ای وای بر ما

  22. sohrab sophi گفت:

    آقای فاتح،
    با تشکر از نوشته جالب. ولی گفتگو یک بازی دو نفره است. شما چگونه سکوت یا گفتگو رو بدون اینکه جنبش توانی کشیدن طرف مقابل به میز مذاکره رو داره انتظار دارید. عجیبه کمی.

  23. محمد گفت:

    خیلی خوش خیال هستید آقای فاتح. جناح اقتدار گرا راهی برای بازگشت باقی نگذاشته آنها خوب می دانند که حماقت هایشان در گذشته ایران و خودشان را به لب پرتگاه رسانده است. آب از سرشان گرشته و آنها تا آخر این مسیر خواهند رفت. ما نیز چاره ای جز پذیرش این واقعیت نداریم وباید خود را آماده مقابله با وضعیت جدید کنیم. آقای فاتح شما از نزدیکان آقای موسوی هستید. نوشتن چنین نامه ای و انتشار آن در سایت کلمه تنها وتنها به اعتبار آقای موسوی نزد هواداران جنبش ضربه می زند. لطفا دیگر این کار را تکرار نکنید. به قول احمدی نژاد آشتی با اقتدارگرایان را لولو برد.

  24. ایرانی گفت:

    به عنوان یک ایرانی علاقه مند به کشور، از این نوشته که نشان دهنده روح میهن دوستی است تشکر می کنم.امیدوارم بزرگترها به این نوشته به عنوان یک فرصت نگاه کنند. از دوستانی که یکسره مطلب را رد کرده اند تعجب می کنم!اگر قبول ندارند، چه پیشنهادی دارند.مگر چند بار می شود انقلاب کرد؟؟؟

  25. سبز گفت:

    معنی سبز بودن فقط مخالفت کردن نیست. تحسین می کنم اقای فاتح را که شهامت به خرج داد و بر خلاف جو صحبت کرد. این مقاله ترفند کسانی را که طرفداران مهندس موسوی را ستون پنجم معرفی می کردند منتفی می کند.

  26. مردم گفت:

    نگاهی به تاریخ و خصوصا تاریخ کشور خودمان به وضوح نشان می دهد که در شرایط بروز نابسامانی و مشکلات داخلی، کشور ما مورد هجوم بیگانه قرار گرفته است.تاریخ همواره بهترین درس ها را برای ما دارد.تاریخ می گوید هنگام تسلط بیگانه بر ایران، ایرانیان قیام کرده و با هر هزینه ای بیگانه را خارج کرده اند.انقلاب نیز به نوعی مبارزه با تسلط سایه بیگانه بر کشورمان بود.گرچه در سال های اخیر تسلط بیگانه از طریق سیاست های باج دهی دولت تا اندازه ای میسر شده.بهر حال در شرایط کنونی، جز اتحاد ملی با وجود اختلاف هایی که انکار ناپذیر است راهی برای مقابله با تهدید بیگانه وجود ندارد. ما نمی خواهیم مجبور شویم هزینه سنگین قیامی دوباره برای اخراج بیگانه مسلط شده بر کشورمون رو بدیم.بی شک اقای فاتح با پیشنهاد تقویت اتحاد ملی راهی برای حفظ و بقای ایران را نشان داده اند و بزرگان اگر می خواهند نام نیکی از انها در تاریخ بماند بایستی بجای قدرت طلبی و خودخواهی بفکر مردم و مملکت باشند .

  27. حسن گفت:

    برخی نظرات اشاره بر ان دارد که گفتگو در شرایط فعلی میسر نمی باشد و نتیجه موثری در بر ندارد.خوب، در صورت تهدید و امکان تسلط بیگانه، چه راهی برای حفظ مملکت وجود داره؟ با همه ظلمهایی که از طرف دولت حاکم بر مردم رفته است و همه به ان اگاهیم، اگر جناح های درگیر بنا را بر گفتگو و اتحاد در برابر بیگانه نگذارند چه اینده ای برای ایران پیس بینی می کنید؟!بهتر است کمی بجای انتقاد بدنبال راه حل ها باشیم.

  28. مازندران سبز گفت:

    با اتحاد موافقم!
    به شرطي كه:
    1- دوباره يك انتخابات آزاد داشته باشيم.
    2-مسووليني كه در راس بودن و اينهمه جنايت كردن پاسخگو باشن( نه افراد رده چندم!)

  29. مازندران سبز گفت:

    3- صدا و سيما ملي بشه.
    4- قانون اساسي درست اجرا بشه.
    اون وقت هيچ دولت خارجي اجازه دست درازي به خاك عزيز ايران رو به خودش نميده.

  30. زن امروز گفت:

    اتحاد؟
    همين؟
    جواب خون جوونهايي كه بيگناه پرپر شدن رو كي ميده؟
    ديگه چند درصد از مردم حاضر مي شن در امور سياسي ايران كه بوي لجن بخودش مي گيره شركت كنن؟

  31. ناصر گفت:

    یکی از سرداران سپاه :
    ( آقا برای بمب افکن بدون سرنشین کرار دعا کرد و دستی بر روی آن کشید که این عمل باعث ساخت این بمب افکن شد. )
    اتحاد با اين تفكر؟؟؟!!!