سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » درخواست صدها روزنامه‌نگار ايراني از رييس قوه‌قضاييه؛همكاران دربندمان را هرچه سر...

درخواست صدها روزنامه‌نگار ايراني از رييس قوه‌قضاييه؛همكاران دربندمان را هرچه سريعتر آزاد كنيد

چکیده :آيا پلمپ دفتر رسمي تنها انجمن صنفي مورد اعتماد روزنامه‌نگاران، زنداني بودن دبير اين انجمن و به زندان افتادن ده‌ها روزنامه‌نگار و وب‌نگار به اين معني تلقي نمي‌شود كه جمهوري اسلامي ايران، تحمل روزنامه‌نگاران و انتقادات علني آنها را ندارد؟ و اين برداشت در افكار عمومي، آيا بدترين نوع تبليغ عليه نظام و خشن و غير منطقي جلوه‌دادن چهره‌ي آن...


کلمه:بيش از صد روزنامه‌‌نگار و وب‌نگار ايراني، با انتشار نامه‌اي سرگشاده به رييس قوه قضاييه خواستار آزادي همكاران در بند خود شده‌اند.اين درخواست روزنامه‌نگاران مورد حمايت بسياري از وكلاي مدافع حقوق روزنامه‌نگاران نيز قرار گرفت.

روزنامه‌نگاران در اين نامه با اشاره‌اي كوتاه به شرايط امنيتي كه پس از انتخابات در ايران رخ داد و تا امروز همچنان ادامه دارد، از آيت‌الله آملي لاريجاني به‌عنوان بالاترين مقام قضايي خواسته‌اند كه هرچه سريعتر شرايط آزادي و بازگشت دوباره را به كانون گرم خانواده و تحريريه رسانه‌ها فراهم كند.

اكنون مسعود باستاني، عمادالدين باقي، عماد بهاور، عليرضا بهشتي‌شيرازي، محمد جوادي‌حصار،محمد داوري، احمد زيدآبادي، عيسي سحرخيز، هنگامه شهيدي، ابوالفضل عابديني، مسعود لواساني، جواد ماه‌زاده، مهدي محموديان، ياسر معصومي، بدرالسادات مفيدي، علي مليحي، احسان مهرابي، شيوا نظرآهاري، حسين نوراني‌نژاد و محمد نوري‌زاد ماه‌ها است كه در زندان به‌سر مي‌برند.

به گزارش کلمه متن كامل اين نامه كه در تاريخ 21 فروردين‌ماه منتشر شده، به شرح زير است:

به نام خدا

رياست محترم قوه قضائيه، حضرت آيت‌الله صادق آملي‌لاريجاني؛

همانطور كه استحضار داريد پس از انتخابات دهمين دوره رياست‌جمهوري در تابستان سال گذشته، حوادثي در ايران رخ داد كه غيرمنتظره و گاه رنج‌آور بود.اين حوادث از يك سو با اعتراضات آرام و گسترده‌ي بخش‌هاي كثيري از مردم ايران آغاز شد، اعتراضاتي كه تا امروز هم ادامه دارد و از سوي ديگر در همان زمان با برخوردهاي دولتي همراه شد.دستگيري‌هاي گسترده، محاكمه‌ها و زندان‌هايي كه همه، زير نظر دستگاه قضايي و يا ظاهراً توسط ضابطان قضايي انجام ‌شد و همچنان ادامه دارد، بخشي از اين برخوردها است.

در اين ميان آنچه مايه‌ي نگراني و تأسف مضاعف ما است، برخورد با روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاران منتقد با جريان حاكم است.روزنامه‌ها و نشريات متعددي توقيف شد؛ وب‌سايت‌هاي بسياري فيلتر و ده‌ها روزنامه‌نگار منتقد بازداشت شده‌اند. برخي از روزنامه‌نگاران در دادگاه‌هاي انقلاب، بدون حضور هيأت منصفه و بعضاً حتي بدون وكيل، محاكمه و محكوم شده‌اند و بسياري هنوز ماه‌هاست بلاتكليف، در بازداشت موقت به سر مي‌برند وگروهي از آنان نيز با سپردن وثيقه‌هاي سنگين بطور موقت از زندان خارج شده‌اند.

از طرفي ماه‌ها پيش دفتر «انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران» پلمپ و چندي بعد دبير محترم تنها نهاد صنفي مورد اعتماد روزنامه‌نگاران؛ سركار خانم بدرالسادات مفيدي، بازداشت شد و همچنان هم بدون اينكه در دادگاه صالحه محاكمه و يا براي تبديل قرار بازداشت او به قرار مناسب براي آزادي اقدامي صورت گيرد در زندان به‌سر مي‌برد. جنابعالي به روشني واقفيد كه بازداشت موقت در زمره موارد استثنايي است و اصل بر صدور قرار حتي در صورت احراز اتهام بوسيله وثيقه يا كفالت است كه اين موضوع در مورد روزنامه‌نگاران مشكل پذيرفته مي شود.

رياست محترم قوه قضائيه؛

آيا پلمپ دفتر رسمي تنها انجمن صنفي مورد اعتماد روزنامه‌نگاران، زنداني بودن دبير اين انجمن و به زندان افتادن ده‌ها روزنامه‌نگار و وب‌نگار به اين معني تلقي نمي‌شود كه جمهوري اسلامي ايران، تحمل روزنامه‌نگاران و انتقادات علني آنها را ندارد؟ و اين برداشت در افكار عمومي، آيا بدترين نوع تبليغ عليه نظام و خشن و غير منطقي جلوه‌دادن چهره‌ي آن نيست؟

از سوي ديگر آيا تعيين عناوين مجرمانه و توسعۀ جرم‌انگاري توسط دستگاه‌هاي ذيربط كه تنها وظيفه‌شان اجراي قوانين مصوب مجلس شوراي اسلامي است، دخالت در وظايف قواي مربوطه (مقننه و قضائيه) و در نهايت رويه‌اي عليه استقلال دستگاه قضايي و به معني مخدوش كردن چهره نظام نيست؟

اگر نوشتن يك مقاله در يك نشريه يا وب‌سايت و يا مصاحبه با يك رسانه‌ي غير ايراني حسب ادعا منجر به مخدوش شدن چهره‌ي نظام مي‌شود، آيا ماه‌ها برخورد با روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زنداني كه ضوابط دادرسي عادلانه در مورد آنها رعايت نشده است، خدشه‌اي بر چهره‌ي نظام وارد نمي‌كند؟

رياست محترم قوه قضائيه؛

با گذشت حدود چهار ماه از بازداشت دبير انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران و با توجه به اخبار منتشر شده، نگراني از وضعيت ايشان افزايش يافته است و در شرايطي كه همزمان با سركار خانم مفيدي بسياري از همكاران و دوستان روزنامه‌نگار و وب‌نگار ديگر در زندان به‌سر مي‌برند، اين نگراني‌ها روزبه‌روز بيشتر مي‌شود.

ما روزنامه‌نگاريم. وظيفه‌ي ما خبررساني و تحليل اوضاع سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور است. وظيفه‌ي ما ترسيم سيماي واقعي از هرآن چيزي است كه در حال اتفاق افتادن است. و البته انتقاد بديهي‌ترين «حق» ما است.

دوستان و همكاران ما را آزاد كنيد تا به وظيفه‌ي خود عمل كنند.

21 فروردين‌ماه 1388

روزنامه‌نگاران

آبا شيوا

ابراهيم‌زاده فرزانه

استيري فاطمه

اسلاميه سعيده

افتخاري‌راد اميرهوشنگ

آقاياني زهره

الله‌بداشتي ساناز

امامي پروين

انواري اميرهادي

اياز ليدا

ايماني معصومه

بارسقيان سرگه

بختيارنژاد پروين

بختياري ستاره

بسته‌نگار محمد

بكتاش صدرا

بني‌يعقوب ژيلا

بهكام نگين

بيك‌پور فاطمه

پاك‌نهاد ايمان

پوررضايي محمود

تاجيك عبدالرضا

تاجيك مهدي

تهراني رضا

جعفرزاده زهرا

جعفري حميد

جعفري محمد

جعفري نوشين

جلايي‌پور حميدرضا

جوالچي رضا

جودكي نرگس

حقي فرشته

حكمت علي

حيدري محمد

حيدري هادي

خامسيان عليرضا

خجسته‌رحيمي رضا

خسروي الهه

دهقان علي

راد نيما

رجايي عليرضا

رحماني تقي

رحمتي شبنم

رحيمي‌نژاد عليرضا

رستگاري ثمينا

رسولي مرضيه

رسولي نرگس

رضايي نسرين

رفيعي‌طالقاني مسعود

رنجي‌پور علي

روستايي فرزانه

زهدي محمدرضا

ستوده معصومه

سحابي عزت‌الله

سراب‌پور سونيتا

سوري پوريا

سيدآبادي علي‌اصغر

شباني مريم

شجاعيان رضا

شعردوست صبا

شفيعي حامد

شمس‌الواعظين ماشالله

شيرافكن آمنه

صابر هدي

صادقي محمد

طالقاني اعظم

طاهري سيامك

طباطبايي ريحانه

عابدي احسان

عبداللهي عشرت

عدلي محمد

علم‌الهدي امين

علمي حديث

عليپور محمدحسن

عليجاني رضا

غيبي رضا

فراهاني عذرا

فرجي مهران

فرهاديان سروش

فرهاديان سليمان

فغفوري گيسو

قلي‌زاده مهتاب

كاضميان مرتضي

گلبري اعظم

لقايي سارا

لقايي مرجان

متقي سيدحميد

محمدي حسن

محمدي داوود

محمدي سليمان

محمدي نرگس

محمودي‌سرايي سام

مدني سعيد

مزروعي علي

مظفر محمدجواد

معتمدي ابوذر

معصومي سارا

مهرجو بهراد

مهرگان كيوان

موسوي آمنه

مومني مينو

موميوند بيژن

نظري مريم

نمازي‌خواه سحر

نوروزيان مهدي

ويسمه اعظم

همتي زينب

يوسفي مسعود

وكلاي حامي روزنامه‌نگاران

احمدي نعمت

بختياري ساقي

پوربابايي هوشنگ

دادخواه سيدمحمدعلي

ستوده نسرين

سلطاني عبدالفتاح

سيف‌زاده سيدمحمد

سيفي سحر

عبادي شيرين

غيرت فريده

كرباسي مريم

كيان‌ارثي مريم

نيك‌آرا مرضيه

نيكبخت صالح


4 پاسخ به “درخواست صدها روزنامه‌نگار ايراني از رييس قوه‌قضاييه؛همكاران دربندمان را هرچه سريعتر آزاد كنيد”

  1. بای گفت:

    این اسامی هم مثل کشته شدگانتونه… خداییش قبلا یه حوصله ای برای خوندن مطالب این سایت داشتم ولی بقدری دروغ نوشتید که خودتون هم هنگ کردید

  2. Behruz گفت:

    با سلام و تشکر از چاپ مقاله
    خوب اگر قرار بود که زندان داشته باشیم که رژیم سابق بود
    اگر قرار بود که آزادی بیان و مطبوعات نباشد که در رژیم سابق بود
    اگر قرار بود که شکنجه باشد که در رژیم سابق بود
    اگر نوشتن یک مقاله در یک نشریه یا وب‌سایت و یا مصاحبه با یک رسانه‌ی غیر ایرانی یا افشا یک تجاوز بر حسب ادعا ، منجر به مخدوش شدن چهره‌ی نظام ‌شود
    دیگر چه نوع آزادی و احساس امنیتی در روزنامه نگاری و خبر نگاری باقی میماند؟
    جلوی شکنجه را بگیرید بهتر از این است که دکتر کهریزک ، به نحوی غیر باور ، خود کشی ساختگی ….
    آیا بر سر شعار :‎” آزادی . استقلال . جمهوری اسلامی‎” ، چه آماده است ؟ آیا میخواهید آنرا تبدیل به ‎”استبداد ، … ‎” کنید؟؟
    ایران کشور همه ایرانیان است ایران کشور همه دین ها ، همه قوم ها ، همه نژاد ها ، همه زبان ها ، همه اندیشه ها ، همه طرز فکر های ایرانی است
    چرا نباید همه با هم ، دست در دست یک دیگر ، همه به سوی انسانیت و براداری، ایران را نسازیم و با هم در یک خانه بزرگ ایران زندگی مسالمت آمیز
    نداشته باشیم ؟ آیا ما ایرانیان با آن فرهنگ و دین بزرگ ، و این همه منابع کشور و این همه مغز های کشور ، نمیتوانیم یک ایران سبز ، آباد داشته باشیم
    و حس داشتن ایران را در همه ایرانیان به وجود بیاوریم ؟؟ و همه با هم خوشبخت در کنار هم زندگی آرامش بخش داشته باشیم ؟؟
    کمی بیندیشید ، و این زندانیان که فقط به نام آزادی در زندان هستند و هیچ جرمی به جز ایران دوستی ، و مردم دوستی، ندارند را آزاد کنید

  3. درود و هزاران سلام بر شما دلیران ایران زمین .

  4. رضا گفت:

    به نظر مي رسد در چنين موقعيتي كه منافع كل اعضاي انجمن با پلمب دفتر انجمن و بازداشت برخي اعضاي موثرآن به مخاطره افتاده، در پاي چنين نامه هايي كه تنها با هدف بازگشت حقوق مسلم و از دست رفته روزنامه نگاران به مقامات مسئول نوشته مي شود بايستي نام كليه اعضاء درج شود.

    سپس در صورتي كه هر عضو از انتشار نام خود امتناع ورزد خود به خود عضويتش در انجمن لغو مي شود.

    به هر حال عضويت در هر تشكل تعهداتي رابراي آن عضو به همراه خواهد داشت. به عبارت ديگر عضويت فرد در هر انجمن و تشكلي بايد تاثيرگزاري به همراه داشته باشد.