شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» معنای دیگر استعفای نجفی، تسلیم شدن منتخبین مردم در مقابل نهادهای انتصابی است

پنج شنبه, ۲۳ فروردین, ۱۳۹۷

چکیده : معنای دیگر این استعفا، تسلیم شدن منتخبین مردم و شهردار منتخب آن‌ها در مقابل نهادهایی است که بر اساس قانون نباید در این امور دخالت داشته باشند و لابد این تسلیم معنی دیگرش کوتاه آمدن وعدم ایستادگی وکلای مردم در برابر فشارهایی است که نه به نجفی و این شورا، بلکه بر جریان پیروز انتخابات ۹۶وارد می شود. همه اینها در حالی است که قوه قضائیه تا کنون هیچ اظهار نظری در این سطح نسبت به شوراها و تصمیماتشان نداشته است و پرونده هایی مانند املاک نجومی و ....از شوراها و شهردار قبلی تهران و تخلفات آن ها روی زمین مانده و به نتیجه‌ای از حیث دادستاندن شهروندان نرسیده است


آذر منصوری

۱.اتفاقی تلخ و بی سابقه در پنجمین دوره شوراهای شهر رخ داده است و نمی توان با ساده نمایی و تلاش برای عادی سازی از کنار آن گذشت.

فردی با رأی۲۱نفر از منتخبین پایتخت ایران انتخاب می شود و به اذعان خودش به دلیل بیماری استعفا می دهد و وقتی شورا نمی پذیرد، هم شورای منتخب و هم شهردار از جانب مسئولی که از قضا در نهادی است که باید محلی برای دادستاندن باشد، تهدید می شود و در نهایت در همان روز شهردار استعفای مجدد می دهد و شورا هم می پذیرد. این خلاصه اتفاقی است که مردم به عنوان کسانی که مخاطب اصلی خدمات رسانی شورا و شهرداری هستند و با رأی خود امید به آینده ای بهتر برای شهر خود را متصور بودند، نظاره می کنند و نگران از تکرار تجربه تلخ شوراهای دور اول تهران هستند.

۲.کمتر ناظر بیرونی است که نگاه منصفانه به عملکرد ۶ماهه شهردار تهران داشته باشد و منکر اقدامات مثبت و تحولات ایجاد شده در شهر تهران باشد. این تغییرات هم در ظاهر و هم در باطن شهر مشهود است. شاید کسی مدعی باشد که نجفی می توانست بهتر از این عمل کند، اما من به دلیل شناخت نسبی که از ساختار شهرداری ها و نحوه عملکردشان پس از روی کار آمدن شوراها دارم، نجفی را شهرداری موفق در این مدت کوتاه ارزیابی می کنم. هر چند در مواردی انتقاداتی صریح نیز به او داشته‌ام. مخالفت اکثریت مطلق شورا با استعفای او نیز دلیلی است بر این موفقیت. شاید نقدی که به نجفی از این پس دارم این است که اگر قرار بر رفتن بود، نباید از ابتدا این مسئولیت را قبول می کرد چرا که شورای شهر تهران بر مدیریت ۴ساله او در شهرداری تهران امید بسته بودند.(اما خب بیماری که خبر نمی کند لابد).

۳.طبیعی است که با وجود بیماری و عدم توانایی او برای اداره شهر، چاره ای جز پذیرش استعفای مجدد از جانب شورای شهر باقی نمی ماند با این منطق اتفاق نادر و کم سابقه ای رخ نداده است، اما وقتی درست پس از مخالفت شورا با استعفای اول شهردار، بلافاصله دادستانی کل کشور وارد معرکه شورا و شهردار منتخب این شورا می شود و درست پس از آن شهردار مجددا استعفا می دهد و شورا هم می پذیرد، قرار است قضاوت شهروندانی که از بیرون به نظاره این وقایع نشسته اند ،چه باشد؟؟

معنای دیگر این استعفا، تسلیم شدن منتخبین مردم و شهردار منتخب آن‌ها در مقابل نهادهایی است که بر اساس قانون نباید در این امور دخالت داشته باشند و لابد این تسلیم معنی دیگرش کوتاه آمدن وعدم ایستادگی وکلای مردم در برابر فشارهایی است که نه به نجفی و این شورا، بلکه بر جریان پیروز انتخابات ۹۶وارد می شود.

همه اینها در حالی است که قوه قضائیه تا کنون هیچ اظهار نظری در این سطح نسبت به شوراها و تصمیماتشان نداشته است و پرونده هایی مانند املاک نجومی و ….از شوراها و شهردار قبلی تهران و تخلفات آن ها روی زمین مانده و به نتیجه‌ای از حیث دادستاندن شهروندان نرسیده است.

۴.اما بعد از استعفای مجدد متوجه شدیم که در صورت اصرار مجدد شورا هم بیماری نجفی به مرحله‌ای رسیده بوده که در تصمیمش برای رفتن تغییری ایجاد نمی‌کرد و شورا نیز چاره ای جز پذیرش استعفای مجدد او‌ نداشته است. اما همزمانی اظهار نظر دادستان کل کشور در این خصوص بر شائبه تسلیم شدن نهادهای منتخب در برای نهادهای غیر منتخب به حدی است که زمینه ای برای پذیرش صورت مسئله دیگر باقی نمی گذارد و فشارهای وارده به نجفی هم در این مدت و جوسازهای همه جانبه علیه او نیز مهر تأییدی است بر حذف سیاسی شهردار منتخب شورای شهر پنجم تهران.

۵.حال شورای شهر تهران باید با حفظ انسجام حداکثری برای اثبات این ایستادگی شهرداری را با ۲۱رای که توان ادامه راه نجفی را در شهرداری داشته باشد انتخاب کنند. آنها باید تا پایان ۴سال امانت دار رأی مردم و به خصوص جریانی باشند که مردم در انتخابات به آنها اعتماد کرده اند و باید حفظ امید شان خط قرمز منتخبین پنجمین شورای شهر تهران باشد.

۶.اما روی اصلی این سخن با جریان هایی است که دانسته یا ندانسته چوب حراج به جمهوریت نظام می زنند و بدون توجه به آثار و پیامد های رفتار خود امید و اعتماد مردم را نشانه گرفته اند.

اعتراضات هفتم دی ماه هشداری بود بر کسانی که فکر می کنند با حذف اصلاحات و تبدیل نهاد جمهوریت نظام به آن چه خودمی خواهند(تک صدایی)می توانند بر مشکلات داخلی و خارجی کشور غلبه کنند.

آن هم در شرایطی که ائتلاف های سخت علیه ایران در منطقه شکل گرفته است و کشور بیش از هر زمان به همگرایی، امید، #اعتماد، گفتگوی ملی و انسجام ملی نیاز دارد. این ها واژه هایی شعاری و ساده نیستند،بلکه کلید واژه های مقوم منافع ملی و‌وحدت ملی در ایران امروزند که اگر در تقویت، حفظ و مراقبت از آن دقت لازم نشود نه از تاک نشانی ماند و نه از تاک نشان.

منبع: امتداد