سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سلبریتسم و زورخانه های قفل زده شده زلزله کرمانشاه...

سلبریتسم و زورخانه های قفل زده شده زلزله کرمانشاه

چکیده :به سلبریتیسم فکر کنیم. اگر در دنیا ، سلبریتی موجودیتی است که فضای خصوصی‌اش را به تسخیر رسانه در می‌آورد و در مقابل، گاه چهره‌ی سنگی‌اش به درد جمع کردن کمک برای بحران هاییتی یا سیل پاکستان می‌خورد و پشتش مشاورانی هستند که کاری می‌کنند و چهره شان دیده نمی‌شود. در ایران سلبریتی موجودی است که فضای خصوصی خودش و ما را توامان به خطر می‌اندازد و مشاوری ندارد، و میل دارد فرهنگ شهری خودش را به هر جایی که می‌رسد تزریق کند ...همین است که اشتباه پشت اشتباه روی می‌دهد. ما مردم اما حواسمان باشد یکی دو ماه دیگر که تب سلبریتی ها به عرق بدل شد و رفتند سر موضوع جنجالی بعدی برای چهره‌تر شدن، این مردم زلزله زده و سرما می‌مانند و اضطراب و خستگی و البته ...زورخانه‌های قفل زده شده تا...


کلمه – لیلا پاپلی یزدی:

در گرماگرم فاجعه در بم برخی سلبریتی ها و چهره ها بنایی را در شهر ساختند که کاربری‌اش زورخانه است. همان روزها خود به چشم دیدم که معمارها چطور جلوی چنین طرحی ایستادگی کردند و با حساب و کتاب مهندسی نشان دادند که خرجی که سر چنین بنایی می شود را می توان در مورد زیرساختهای اساسی شهر به کار گرفت ضمن آنکه در شهری که ورزش زورخانه‌ای سابقه ی تاریخی ندارد، چنین بنایی بی‌معنی است. سلبریتی‌ها برنده شدند، بنایشان را ساختند و البته تا سال‌ها هر وقت از جلویش رد می‌شدم و قفل بزرگی را بر درش می‌دیدم یاد ناراحتی و نگرانی آن معمارها می‌افتادم. نمی‌دانم آن بنا این روزها چه کاربری‌ای دارد اما هر چه هست نمادی است از میل سلبریتیسم در ایران به فرار از علوم انسانی و در کل تخصص گریزی…

ممکن است فاجعه یا بحران نام شهری یا جایی را ناگهان بر سر زبان بیندازد که قبلا به آنجا سفر نکرده‌ایم یا نامش را نشنیده‌ایم. عجیب هم نیست. کشور بزرگ است و لزوما همه‌ی جغرافیایش را نمی‌شناسیم. اما این دلیل بر این نیست که آن شهر یا منطقه فقدان تاریخ یا تجربه‌ی زیسته دارد. بم نمونه‌ای است از این شرایط. شهری است کمابیش مشهور با قدمتی آشنا و ارگی که بارها در رسانه‌ها دیده بودیمش. اما پس از زلزله برای برخی از سلبریتی‌ها، این چنین بود که گویی به زمینی بی‌تاریخ قدم گذاشته‌اند. نمونه‌اش همان ساختمان زورخانه است و البته فرهنگسرایی که سلبریتی‌های دیگر تلاش داشتند بسازند و رونقی نگرفت. دلیلش چندان پیچیده نبود، برای مردم بم ، ورزش و فرهنگ معنایی داشت متفاوت از آن چیزی که در شهرهای بزرگ مستفاد می‌شود و البته متفاوت بود از آن چیزی که در ذهن سلبریتی‌ها بود، سلبریتی‌هایی که نه مایل بودند با پژوهشگران تاریخ و جامعه شناس‌ها و روان شناس‌ها دیالوگ برقرار کنند نه مایل بودند دست از استفاده تبلیغاتی از بم زلزله زده بردارند.

تصویر دو سلبریتی در سر پل ذهاب در کنار پیرمردی مغموم دیروز پخش شد. سلبریتی‌ها دارند می‌خندند و پیرمرد به دوربین نگاه نمی‌کند. سلبریتی‌های این عکس فقط دوست دارند دیده شوند. نمی‌دانند برای یک پیرمرد از نسلی پیش که زبانی دیگر و فرهنگی دیگر دارد اینها سلبریتی محسوب نمی‌شوند (که بچه های لوس شهری حساب می‌شوند) و او حتی ممکن است نداند اینان که هستند. من هم که رسانه نمی‌بینم نمی‌دانم البته و خیلی های دیگر…اما برای آنها همه جا تهران است روی فرش قرمز، همه جا جایی است که بدن آنها همان معنای سلبریتی بودگی را می‌دهد.

برخلاف مردم، عمل سلبریتی‌ها در کرمانشاه به شدت قابل تامل و بررسی و نقد است. شاهد بودم مردمی را که با سختی کار می‌کردند، امدادرسانی می‌کردند و حتی از اینکه نام فامیلشان را بگویند ابا داشتند، موبایل‌ها در جیب‌ها بود و جز وقتی زنگ می‌خورد از جیب بیرون نمی‌آمد. تعمیم نمی‌دهم بالاخره کسانی هم بودند که گهگاه سلفی می‌گرفتند ولی این کلی نبود…در مورد سلبریتی‌ها قضیه فرق می‌کند. یک نفر سلبریتی می‌خواهد در جامعه‌ای دامدار، آبیاری قطره‌ای راه بی‌اندازد بی اینکه بداند دره‌های تنگ زاگرس زمین کشاورزی چندانی ندارد راضی هم نمی‌شود از یک نفر جغرافی یا توسعه روستایی خوانده بپرسد و آن دیگری خروار خروار عروسک پولیشی برای دخترانی می‌برد که از پنج سالگی کنار مادرانشان کار می‌کنند و اصلا از اساس مفهوم کودکی برایشان متفاوت از کودک تهرانی و مشهدی و تبریزی است – سلبریتی دیگر فکر سینما و پاساژ است و دیگری سلفی می‌گیرد با ویرانه‌ها. همه‌ی اینها دچار شکلی از مکان پریشی غریبند. گویی به منطقه‌ای پا گذارده‌اند فارغ از جغرافیا و تاریخ و فرهنگ و اینان هستند که باید چیزی بسازند…

بم هنوز گازکشی ندارد. می‌شود گفت در دست ساخت است. سیزده سال از بحران گذشته. در واقع پارسال بود که آمدند و شروع کردند به حفر زمین برای جاگذاری لوله‌ی گاز. مردمِ بم با آن همه مشکل مانده از زلزله تا همین پارسال باید دنبال کپسول گاز می‌گشتند که غذایی بپزند …گاز ندارند اما زورخانه دارند.

به سلبریتیسم فکر کنیم. اگر در دنیا ، سلبریتی موجودیتی است که فضای خصوصی‌اش را به تسخیر رسانه در می‌آورد و در مقابل، گاه چهره‌ی سنگی‌اش به درد جمع کردن کمک برای بحران هاییتی یا سیل پاکستان می‌خورد و پشتش مشاورانی هستند که کاری می‌کنند و چهره شان دیده نمی‌شود. در ایران سلبریتی موجودی است که فضای خصوصی خودش و ما را توامان به خطر می‌اندازد و مشاوری ندارد، و میل دارد فرهنگ شهری خودش را به هر جایی که می‌رسد تزریق کند …همین است که اشتباه پشت اشتباه روی می‌دهد. ما مردم اما حواسمان باشد یکی دو ماه دیگر که تب سلبریتی ها به عرق بدل شد و رفتند سر موضوع جنجالی بعدی برای چهره‌تر شدن، این مردم زلزله زده و سرما می‌مانند و اضطراب و خستگی و البته …زورخانه‌های قفل زده شده تا ابد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.