سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » استاد حوزه علمیه قم: گاهی دین را در حد یک پوسته تنزل می دهیم...

استاد حوزه علمیه قم: گاهی دین را در حد یک پوسته تنزل می دهیم

چکیده :عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: استفاده ابزاری از دین مقوله ای است که همه ما در معرض آن هستیم. چنین نیست که طبقه ای آن را انجام بدهد و طبقه ای انجام ندهد بلکه هرکسی ممکن است در جامعه ای که تعریف درستی از مناسبات دینی ندارد و خداوند را محور قرار نداده است استفاده ابزاری از دین کند....


عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: استفاده ابزاری از دین مقوله ای است که همه ما در معرض آن هستیم. چنین نیست که طبقه ای آن را انجام بدهد و طبقه ای انجام ندهد بلکه هرکسی ممکن است در جامعه ای که تعریف درستی از مناسبات دینی ندارد و خداوند را محور قرار نداده است استفاده ابزاری از دین کند.

حجت الاسلام والمسلمین احمد مبلغی استاد حوزه علمیه قم و رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با شفقنا به تحلیل این بخش از فرمایشات امام حسین(ع) که می فرماید: «به راستى که مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبان آنهاست، تا جایى که دین وسیله زندگى آنهاست، دین دارند و چون در معرض امتحان قرار گیرند، دینداران کم مى‌شوند» پرداخت و اظهار داشت: دین مداری در ادبیات دینی به معانی چندگانه ای آمده است که تمام آنها صحیح بوده و ناظر به حقیقتی است که البته لازم است همه آنها باشد.

او به تعاریف مختلفی از دینداری اشاره کرد و بیان داشت: یک معنای دینداری مبادرت ورزیدن به انجام مناسک دینی است؛ معنای دیگر دینداری به معنای باورداشتن به عقاید دینی و در این زمینه به مراحلی از یقین رسیدن یا ارتقا یافتن است اما معنای دیگر دینداری، ایمان و تقوای درونی است که دارای اثرات مختلفی است.

رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی افزود: بر اساس دینداری به معنای تقوا به دو حوزه بر می خوریم، یکی همکاری با حاکم ظالم برای رسیدن به هدف دنیایی خود که به معنای عدم تقوای دینی است و حوزه دیگر ترجیح مصالح شخصی به مصالح اجتماعی است که دین هم انجام آن وظایف را در جهت مصالح اجتماعی بطلبد و به صورت استحبابی هم دین نخواهد که شما ترجیح دهید بلکه امر سرنوشت سازی برای جامعه باشد.

عضو مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: مقصود امام حسین(ع) از «دینداری» در این فراز از فرمایشات این است که طرف مقابل تظاهر به دینداری می کند مانند جایی که منافع شخصی فرد ایجاب می کند دست به گناه بزند یا به دلیل ترجیح مصالح شخصی، سکوت کند درواقع حضرت می خواهد بفرماید افرادی هستند که صرفا تظاهر به دینداری می کنند یا به دین غیر ملاحمه با دنیا مبادرت می ورزند اما جایی که دین می خواهد به صورت قاطع پیموده شود و منافع شخصی فرد در خطر می افتد از پیمودن این راه صرفنظر می کنند و این دین لقلقه ای است.

مبلغی با اشاره به گستردگی فرمایش امام حسین(ع) ادامه داد: این یک سخن بزرگی است که مخصوص یک زمان هم نیست بلکه قابل تطبیق در گستره مسائل و قضایای اجتماعی و انسانی امروز هم هست چون ما گاهی دین را در حدّ یک پوسته تنزل می دهیم که درون دل و قلب ما نفوذ پیدا نکرده و حتی گاهی به ضرر جامعه انسانی است.

او ابراز داشت: جامعه انسانی نیاز به دینداریی دارد که با فطرت او عجین شود و از درون او بجوشد و تحول درونی را در او رقم بزند و سرنوشت درونی او بر این اساس شکل بگیرد لذاست که دین باید تغییر ایجاد کند؛ اگر دین یکسری ظواهر را بتواند به سامان آورد اما بر سر راه چندگانه ها دست به ظلم و ستم بزند نمی توان گفت دینداری است بلکه دینداری واقعی، دین تقوایی است و این دینداری است که نظم می آورد و در همه عرصه های زندگی تبلور می یابد.

استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: دینداری مورد نظر امام حسین همانا دینداری مستقر شده در درون و به مثابه پشتوانه عظیمی برای حرکت الهی و انسانی است که انسان را نو و جدید نموده و او را در مسیر اخلاق قرار می دهد و او را مقید می کند که هیچ ستمی به هیچ کسی روا ندارد چون حضرت می خواستند که نظم در جامعه ایجاد کند، فساد یزیدی را از بین ببرد، اخلاق را به جامعه برگرداند و مکر و حیله و نفاق را از بین ببرد لذا وقتی می بیند انسانها با او برای چنین تحولی همراه نیستند بلکه جزوی از مقاومت کنندگان در برابر حرکت او هستند، دست به قیام می زند.

او خواستار بررسی و تدقیق بیشتر در این فراز از فرمایشات امام حسین(ع) شد و افزود: لازم است در حوزه ها و دانشگاه ها به تفسیر دین مداری براساس این جمله حضرت و گره زدن دین به مصالح، قانون و اخلاق جامعه پرداخته شود چون حضرت می خواست حرکتی در جامعه انجام دهد که یک دینمداری مفید به حال جامعه و پشتوانه ای برای تحول و انقلاب در جامعه را داشته است.

مبلغی خطاب کلام امام حسین علیه السلام را کل انسانها دانست و ادامه داد: ایشان گلایه می کند که ادعاها و تظاهرها زیاد است ولی پشت این تظاهرها محتوای واقعی و دین مداری واقعی نهفته نیست لذا این سخن امام را که از کلیدی ترین فرمایشات ایشان است را در حد موعظه منبری نباید تنزل داد بلکه اساس یک نگاه جامع و مهم برای دینمداری اجتماعی و پشتوانه و پشتیبان قراردادن دین برای ایجاد نظم اجتماعی آنگونه که حضرت می خواست باید بررسی کرد.

عضومجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: ارتباط پیداکردن دین به جامعه به این معناست که افراد جامعه باید متخلق به اخلاق الهی باشند. اسلام می خواهد دین پشتوانه وضعیت اجتماعی مطلوب و تامین و تضمین کننده حرکت درست جامعه باشد.

این استاد حوزه به ویژگی های جامعه مطلوب اشاره کرد و گفت: جامعه مطلوب عبارت است از جامعه ای که با خدا در ارتباط بوده و بیشترین توجه و تاکید او برخدا باشد. جامعه ای که خدا در آن راه یابد آن جامعه متخلق به وجه الله می شود و لذا عفو و گذشت، بخشش و مدارا و خدمت به مردم در آن جامعه رواج می یابد.اگر چنین جامعه ای مشاهده شد معلوم می شود که آن جامعه با خداوند پیوند پیدا کرده است چون خداوند نقطه کانونی ادیان است و لذا در جامعه مطلوب باید خدا اصل قرار گیرد.

او با بیان اینکه یاد خداوند آرامش می دهد عنوان کرد: دین اجتماعی آرامش اجتماعی می خواهد و اگر جامعه ای مدام در بحران و درگیری به سر ببرد، آن جامعه آرامش لازم را ندارد.

مبلغی یادآور شد: اگر هیچ یک از اینها نبود جامعه، جامعه مطلوب اسلامی نیست چون تخلق به اخلاق الله و آرامش لازم است تا خوف و عدم آرامش حاکم نگردد.

او با بیان اینکه دین با نظم گره خورده و پیوند دارد، تاکید کرد: نظم گرایی، آرامش گرایی، امنیت گرایی و تخلق به اخلاق اسلامی اگر در جامعه ای نبود معلوم می شود دینی که در پشت صحنه است نیاز به ترمیم دارد.

استاد درس خارج فقه حوزه به عوامل تبلورنیافتن دین در یک جامعه اشاره کرد و گفت: اولین عامل این است که دین را به صورت فردی شناخته باشیم و به اجتماعیات دین بی توجه باشیم دوم آنکه ممکن است اجتماعیات دین را بد فهمیده باشیم یعنی باید سنن حاکم برجامعه و قوانین حاکم بر کنشگری اجتماعی را آنگونه که دین مشخص کرده است به خوبی فهم کنیم.

او با ذکر این نکته که مناسبات مطلوب اسلامی بین انسان ها را در هیچ مطالعه دینی نداریم گفت: آنچه به عنوان روابط اجتماعی براساس دین تصور می کنیم دچار کاستی های اساسی و ماهوی است یعنی فهم ما به بنیانهای اساسی نظم مناسباتی معیوب است درحالیکه قرآن مملو از الهام دادن و توجه دادن اذهان و عقول به این مناسبات است بنابراین این تحول را باید حوزه رقم بزند و در حکومت اسلامی روابط اجتماعی برپایه سنن الله باشد و الگوی اسلامی مناسبات را کشف و ضبط کنیم.

مبلغی بیان داشت: سیره اهل بیت رفتن به سمت چنین مناسباتی است و ما باید سیره عملی، رفتاری و اجتماعی اهل بیت را فهم کنیم و در غیر اینصورت نظم جامعه دچار تناقض است.

او علت اصلی استفاده ابزاری از دین را فقدان روحیه خداخواهی و اسلام خواهی در جامعه دانست و تصریح کرد: استفاده ابزاری از دین مقوله ای است که همه ما در معرض آن هستیم. چنین نیست که طبقه ای آن را انجام بدهد و طبقه ای انجام ندهد بلکه هرکسی ممکن است در جامعه ای که تعریف درستی از مناسبات دینی ندارد و خداوند را محور قرار نداده است استفاده ابزاری از دین کند لذا باید همه مواظب باشیم استفاده ابزاری از دین نکنیم.

عضو مجلس خبرگان رهبری آنچه که استفاده ابزاری از دین را در جامعه کاهش می دهد و به حداقل می رساند را نیازمند تحقق یک وضعیت چند مؤلفه ای دانست و بیان کرد: نخستین مولفه، فراتر رفتن از تمرکز بر صرف دینمداری آدابی است به این معناکه آداب دینی به رغم ضرورت و اهمیت، هنگامی کارآمد است که در ارتباط پر رفت و برگشت با ایمان و تقوای درونی باشد.

او ادامه داد: ما اگر بر صرف آداب تمرکز کردیم و به الزامات اجتماعی تقویت ایمان درونی به صورت عملی نپرداختیم، رابطه آداب با مقوله ایمان ضعیف می شود، در این صورت، آداب که گاهی در شرائطی رها و از هم گسیخته قرار می گیرد، متضرر می شود و نه تنها بار واقعی دین را بر نمی دارد که به آن هم گاه ضربه می زند.

مبلغی، فهم و تحقق نظریه اسلام در زمینه مناسبات اجتماعی را دومین مولفه در این زمینه دانست و بیان داشت: حقیقت این است که ما این نظریه را هنوز کشف کامل نکرده ایم.

او گفت: ما باید یک نهضت معطوف به فهم و تحقق چگونگی روابط اجتماعی انسان ها با یکدیگر (از یک طرف گروه ها با یکدیگر از طرف دیگر شیعه با شیعه، و از طرف سوم شیعه و سنی با یکدیگر و از سوی دیگر مسلمانان با غیر مسلمانان) را به انجام برسانیم؛ نهضتی متمرکز بر محور “نظم در امور” که در روایت آمده است. در این زمینه علوم اسلامی باید فعال شوند.

استاد حوزه علمیه قم با اشاره به سخنی از امام علی(ع) که فرمود: «ما در زمانی واقع شدیم که اکثر مردم مکر و نیرنگ را زیرکی می پندارند» عنوان کرد: اگر حکومت، گروه ها، حوزه ها و جامعه به این سمت نروند بلکه بخش های جامعه از حکومت و غیر حکومت باهم درگیر شوند درحقیقت از خط قرمز دین عبور کردیم و از این پس هر چه بر سر دین آید نتیجه ای قهری برای اختلاف است.

او با تقسیم اختلاف به اختلاف خود خواسته و ناخواسته گفت: نظر اسلام این است که اگر حتی اختلاف به صورت امری ناخواسته شکل گرفت با عمل به “اصلحوا” آن را از بین ببرید، طبیعتا وقتی نگاه این است باید به سمت اختلاف های خودساخته رفت که خطرناک است چرا که در آن صورت اگر از دین هم چیزی بماند بیشتر قشر است و حقیقت آن آسیب دیده است.

مبلغی خاطرنشان کرد: اگر ما مدام باهم درگیر باشیم و سیاست را در جای خود ننشانیم، فضای کلان برای استفاده ابزاری از دین از سوی گروه ها، افراد و جناح ها در جامعه رواج می یابد بنابراین برای آنکه گرفتار این وضعیت نشویم باید از یک طرف سیاست را با اخلاق به شدت توام کنیم و از سوی دیگر مناسبات اجتماعی و نظم اجتماعی را فهم کنیم.

او سومین مولفه را تقویت اخلاق اجتماعی با دین دانست و اظهار کرد: هرچه جامعه پیچیده تر و متطورتر می شود نیاز بیشتری به اخلاق پیدا می کند. هیچ مقوله ای نیست که به اخلاق نیازمند نباشد و لذا نیاز جامعه به اخلاق بیشتر از نیاز فرد به اخلاق است چون اگر جامعه متخلق به اخلاق شد، افراد آن جامعه به سمت اخلاق پیش خواهند رفت.

استاد حوزه علمیه قم با بیان اینکه اخلاق در جامعه دارای الزامات ویژه ای است، ابراز داشت: اگر اخلاق در جامعه نباشد، دین در جامعه ضرر می کند چون آنچه نقطه مقابل اخلاق است، ناصدقی، نفاق و سوء استفاده است.

مبلغی گفت: اگر چنین وضعیتی در جامعه روی دهد طبیعتا دین از سوی افراد و گروه ها مورد سوء استفاده قرار گیرد بنابراین دین در جامعه نیاز به اخلاق دارد چون حقیقت دین با نفاق نمی سازد و آنچه که می تواند به نفاق زمینه ندهد اخلاق و بخش اخلاقی دین به عنوان بخش بالادستی و بنیادین دین است که حذف آن بخش های دیگر دین را در معرض آسیب جدی قرار می دهد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.