سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

نکته‌هایی در مورد غدیر خم

چکیده : هان مردمان! بدانید این آیه درباره‌ی اوست. ژرفی آن را فهم کنید و بدانید که خداوند او را برایتان صاحب اختیار و امام قرار داده، پیروی او را بر مهاجران و انصار و آنان که به نیکی از ایشان پیروی می کنند و بر صحرانشینان و شهروندان و بر عجم و عرب و آزاد و برده و بر کوچک و بزرگ و سفید و سیاه و بر هر یکتاپرست لازم شمرده است. هشدار که اجرای فرمان و گفتار او لازم و امرش نافذ است. ناسازگارش رانده، پیرو و باورکننده اش در مهر و شفقت است. هر آینه خداوند، او و شنوایان سخن او و پیروان راهش را آمرزیده است ...


علیرضا کفایی:

به نام خدا

پیامبر(ص) در آخرین سال زندگانی از جانب خداوند مامور شد تا همه مناطق و طوایف را در منطقه غدیر خم گرد هم آورده و فرمان الهی را ابلاغ نماید. نکته هایی مهم و کلیدی در واقعه غدیر برای تعیین مسیر آینده مسلمین وجود دارد که گهگاه بخاطر حب و بغضها و نگاههای صرفاً سیاسی و یا صرفاً مذهبی و یا در جدالهای کلامی و اختلافات مذهبی مغفول مانده است. نکته هایی که مستقیماً و گاهی بصورت سمبلیک دین نوپای اسلام و امت اسلامی را در حرکت بسوی آینده تبیین می کند.

غدیر خم منطقه ای میان مکه و مدینه و میان دو مسجد و در جحفه منطقه ای بسیار گرم و طاقت فرسا بر سر راه حج گزاران است که آب باران در آن جمع شده و برکه ای را پدید آورده است. جحفه محلی بود که حاجیان از آنجا برای رفتن به سرزمینهای خود از همدیگر جدا می شدند بجز یمن که از همان ابتدای خروج از مکه راه دیگری داشتند و به دستور پیامبر همه حاجیان در آخرین حج در آن منطقه جمع شدند و یمنی ها هم که تعداد آنها بر اساس بعضی تواریخ به ۱۲۰۰۰ نفر می رسید در حجه الوداع با دیگر حاجیان همراه شدند و در جحفه حضور یافتند.

پیامبر منطقه ای را برای ابلاغ مهمترین بخش رسالت خود برگزید که همگان قبل از تفرق یافتن حضور داشته و پیام را دریافت نمایند و ملتزم شوند به دیگران هم برسانند تا حجت را تمام کرده و عذری برای کسی باقی نماند.

۱- انتخاب منطقه ابلاغ رسالت در غدیر خم می تواند فراخوانی به وحدت امت اسلامی از هر رنگ و نژاد و منطقه باشد.

۲- سخت و طاقت فرسا بودن محل ابلاغ (جحفه) آموزش و اصراری است از جانب خداوند و آخرین پیامبرش برای مسلمین تا در یاد داشته باشند که در سخت ترین شرایط می بایست بر موضع حق و بر پیام خداوند و ابلاغ رسول پای بر جا بوده و از سختی ها گریزی نداشته باشند.

۳- منطقه ای که میان دو مسجد عظیم اسلامی (مسجد الحرام در مکه -مسجد النبی در مدینه) قرار دارد نشانی از آن است که مسلمین همواره به توحید و نبوت و بر اساس شناخت، اعتقاد و باور داشته و این هر دو از اصول ثابت دین هستند و عبودیت و عبادت در سمبلی از بزرگترین مساجد اسلامی تاکید شده است و نیز توجه بر وحدت امت.

۴- منطقه ای میان مکه و مدینه تا هر مسلمانی بداند که در ایجاد مدینه و تمدن اسلامی و پیشرفت سهیم باشد و مرارت و ثبات قدم پیامبر و اولین مسلمانان از انصار و مهاجر را هماره مد نظر داشته و قبله گاه توحیدی و ابراهیمی را در نظر داشته باشند.

۵- در غدیر ولایت و امامت نصب می شود و به فرمان خداست، پیامبر فقط ابلاغ می کند. هیچ شورایی تشکیل نشده، دخل و تصرف بشری جز ابلاغ پیامبر خدا وجود ندارد، دین کامل نمی شود الا به ابلاغ آن از سوی رسول الله، یعنی اصل در همه امور مسلمین، امامت و رهبری است و وظیفه هر مسلمانی اقتدای به امام است.

«هان مردمان! بدانید این آیه درباره‌ی اوست. ژرفی آن را فهم کنید و بدانید که خداوند او را برایتان صاحب اختیار و امام قرار داده، پیروی او را بر مهاجران و انصار و آنان که به نیکی از ایشان پیروی می کنند و بر صحرانشینان و شهروندان و بر عجم و عرب و آزاد و برده و بر کوچک و بزرگ و سفید و سیاه و بر هر یکتاپرست لازم شمرده است. هشدار که اجرای فرمان و گفتار او لازم و امرش نافذ است. ناسازگارش رانده، پیرو و باورکننده اش در مهر و شفقت است. هر آینه خداوند، او و شنوایان سخن او و پیروان راهش را آمرزیده است.

هان مردمان! آخرین بار است که در این اجتماع به پا ایستاده ام. پس بشنوید و فرمان حق را گردن گذارید؛ چرا که خداوند عزّوجلّ صاحب اختیار و ولی و معبود شماست؛ و پس از خداوند ولی شما، فرستاده و پیامبر اوست که اکنون در برابر شماست و با شما سخن می گوید. و پس از من به فرمان پروردگار، علی ولی و صاحب اختیار و امام شماست. آن گاه امامت در فرزندان من از نسل علی خواهد بود. این قانون تا برپایی رستاخیز که خدا و رسول او را دیدار کنید دوام دارد.»

۶- خداوند برای ولی مسلمین کسی را بر می گزیند که از امتحانات سخت الهی بدون ذره ای خطا پیروز بیرون آمده و امر ولایت و امامت مسلمان همانند نبوت پیامبر، فقط مخصوص اوست الا اینکه بعد از پیامبر اسلام پیامبری دیگر نخواهد آمد و از این به بعد این ولی خدا و امام منصوب است که می تواند جامعه اسلامی را هدایت کند و پس از او هم همین نصب وجود دارد و امامان دیگر علیهم السلام به همین منوال و بر اساس نص و نصب ولی خدا، ولی پس از خود را معرفی می کنند. هیچ ولی و ولایتی نه در عرض و نه در طول این ولایت قرار نمی گیرد و خداوند اجازه رهبری و امامت امت را برای کسی صادر نکرده است. همه تعریفهای دیگر و ولایت ساختنهای دیگر وجهی ندارند و ابطال آنها بعنوان ولی و ولایت به ظرافت و دقیق مردود اعلام شده است. اگر هم رهبری در جامعه ای برگزیده می شود ولایت نیست و امر ولایت را از مسئله رهبری جدا می سازد یعنی اینکه ولی مسلمین رهبر است اما هر رهبری نمی تواند ولی باشد الا به نصب و اذن الله و ابلاغ آن هم از سوی پیامبر یا ولی منصوب الهی و اولیاء پس از او صورت پذیرد.

۷- ولی خدا که در ولایت و امامت امیرالمومنین تجلی و محرز می شود برای به آزادی رساندن سایر مسلمین و همه انسانها از همه قیود و نفسانیاتی است که بند و زنجیر بر پای می نهند و از حرکت بسوی کمال باز می دارند و اصل و اساس نبوت و امامت برای همین آزادی و قدر دانستن آن و آزداگی و حریت انسانهاست و علی علیه السلام را آزاد کننده بشریت می خواند که بدون آن نقض غرض و خدشه بر توحید و خداباوری است.

زین سبب پیغمبر با اجتهاد
نام خود و آن علی (ع) مولا نهاد
گفت هر کس را منم مولا و دوست
ابن عم من علی (ع) مولای اوست
کیست مولا آن که آزادت کند
بند رقیت ز پایت برکند
چون به آزادی نبوت هادی است
مؤمنان را ز انبیا آزادی است

۸- در امر ولایت مسئله دوست داشتن متقابل میان ولی خدا و مسلمین آشکار است و پیامبر نیز به وضوح اعلام می کند که هر کس من را دوست دارد…….

۹- نصب ولایت و امامت الهی از سوی خداوند امری محتوم است اما جریان یافتن این ولایت بسته به درک و آگاهی مردم است. اگر توانستند بپذیرند خود را نجات داده و در غیر اینصورت از انقیاد رهایی نیافته اند، از این رو ولایت امام علی شادباشی برای دیگران است و این مردم و امت اسلامی هستند که اگر پذیرفتند لیاقت تبریک و شادباش به یکدیگر را دارند. این پیام را برای امت صادر می کند که علی مولای شما شده است شما باید شاد باشید و به شما باید تبریک گفت. برای امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام این ولایت، مسئولیت است، مردم باید خوشحال و شاد باشند که علی، زمامدار و سرپرست و مولای آنهاست و نیز خطاب به شکر گذاری مومنان به جهت ولایت امیرالمومنین می شود و به زبان گفتن تنها را قبول ندارد بلکه می خواهد که به دل و از روی باور و یقین ولایت را بپذیرند و اشاره ای دارد به آنانکه در آن زمان در واقعه غدیر فقط به زبان گفتند «بخّ لک یا علی» و در باطن و در عمل راه دیگری در نظر داشتند.

ای گروه مومنان شادی کنید
همچو سرو و سوسن آزادی کنید
لیک می‌گویید هر دم شکر آب
بی زبان چون گلستان خوش خضاب

۱۰-پس از پیامبر در شورایی خلیفه تعیین شد اما هیچگونه ولایتی نداشتند و امام هم نبودند و خود آن خلفا هم چنین ادعایی نداشتند و در امور به حضرت علی علیه السلام رجوع می کردند و مشورت می خواستند. با آنکه حق علی غصب شد اما جرات و محلی برای ادعای امامت نداشتند زیرا نص قرآن کریم و خطبه غدیریه پیامبر در حجه الوداع حجت را تمام کرده بود. شورای مزبور و تعیین خلیفه انحرافی بود که خود می دانستند و مسلمین آگاه بودند و با این وجود تعرضی به اصل امامت و ولایت نمی توانستند داشته باشند. امام بر حق هم به سبب عدم همراهی مردم با وی و انحرافی که پدید آمده بود ضمن آنکه امام و ولی بود اما جامعه از رهبری او محروم ماند.

۱۱-در غدیر خم اکمال دین به ابلاغ امامت و ولایت حضرت علی پیوند داده شد و عدالت و معاد موکداً موکول به پذیرش آن شد و توحید و نبوت (خداوند و پیامبر خاتم) مستقیماً در امر و ابلاغ آن دخیل بودند یعنی اینکه امامت محور و اساس دین و اعتقاد به اصول دین با امامت کامل می شود. از اینرو باید حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام را محور وحدت امت اسلامی، اکمال دین، قبولی طاعت و عبادت، ساختن مدینه و تمدن اسلامی، حرکت امت اسلام بسوی نیک بختی و رستگاری، آخرت گرایی و توحید قلبی و یقینی، عدالت گستری و پیروی از نبوت محمدی دانست و این است که امت اسلام باید به واسطه ولایت امیر مومنان به هم شادباش بگویند.

راز بـگشا ‌ای علی مـرتضــی
‌ای پس از سوء‌القضا حسن‌القضاء


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.