شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» صادق زیباکلام: حصر تبدیل به یک لکه سیاه و آبروریزی برای نظام شده است

چهارشنبه, ۱۸ مرداد, ۱۳۹۶

چکیده : حصر واقعاً یک آبروریزی برای نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران شده است. تمام آنچه که ظرف ۴۰ سال گذشته در خصوص نظام ولایت فقیه و نظام حکومت دینی جمهوری اسلامی ایران گفته شده است یک طرف، و این مسئله حصر هم در طرف دیگر قرار دارد؛ یعنی تمام آنچه که ما سعی کردیم در مدارس و دانشگاه ها به دانشجویان و دانش آموزان در خصوص نظام ولایت فقیه بگوییم که این نظام چگونه است، ریسیده شده است و حصر همه را پنبه کرده است. یعنی در واقع حصر یک اقدام سیاسی است که نه قانونی است، نه اسلامی است، نه اخلاقی است و نه انسانی است؛ به عبارتی، حصر هیچ توجیهی ندارد.


صادق زیبا کلام حصر را لکه‌ای  سیاه و آبروریزی برای نظام خواند و تاکید کرد تمام آنچه که ظرف چهل سال گذشته در خصوص نظام ولایت فقیه گفته شد یک طرف و این مسأله حصر هم یک طرف. او حصر را یک اقدام سیاسی خواند که نه قانونی، نه اخلاقی و نه انسانی است.

این استاد دانشگاه در گفت و گو با انتخاب گفت: قبل از اینکه افرادی به دنبال راه حل درباره حصر باشند، باید این سوال اصلی و اساسی پاسخ داده شود که آیا حل مسئله حصر برای نظام یا حاکمیت اساساً مطرح می باشد یا نمی باشد؟

زیبا کلام افزود: اگر برای حاکمیت به هر دلیلی- به حق یا ناحق- مسئله رفع حصر مطرح نباشد، یا این موضوع که حصر به شکلی حل گردد که حداقل خسارت را برای نظام دربر داشته باشد مطرح نباشد، افرادی که مخالف حصر هستند و در مورد آن اظهار نظر می کنند مانند: آقای روحانی و اصلاح طلبان یا نمایندگان مجلس وقت خود را تلف می کنند.

وی ادامه داد: بنابراین فرض من این است که در نظام جمهوری اسلامی ایران یک عزم و اراده ای وجود دارد که واقعاً مسئله حصر حل شود و بر این اساس من به دنبال راه حل هستم.

این تحلیلگر مسائل سیاسی گفت: راه حلی که بنده فکر می کنم درخصوص حصر عملی است این است که اگر به عنوان مثال امروز رفع حصر صورت گیرد و نه در اخبار صدا و سیما بلکه در شبکه های اجتماعی اعلام شود که رفع حصر صورت گرفته است واقع مطلب این است که میلیون ها نفر از اطراف و اکناف کشور راه می افتند که به دیدن آقای مهندس موسوی، خانم دکتر رهنورد و جناب حجت الاسلام کروبی بروند. اگر رفع حصر صورت گیرد، شاید در خود تهران حداقل ۲-۱ میلیون تمایل داشته باشند که با این دو بزرگوار و آن بانوی محترم دیدار کنند. در این صورت زندگی فلج می شود و غیر ممکن است.

زیباکلام تصریح کرد: بنابراین اگر این افراد رفع حصر شوند تبعات سیاسی برای نظام جمهوری اسلامی ایران به وجود می آید؛ در پی رفع حصر بالطبع این سوال مطرح می شود که چرا محصورین طی ۷ سال در حصر به سر می بردند؟ جرم آنها چه بوده است؟ خطایی که مرتکب شده اند چه بوده است؟ اگر قرار باشد همینطور رفع حصر صورت گیرد اصول گرایانی که عمل حصر را انجام داده اند به طرفداران خود و به مردم ایران چه می خواهند بگویند؟

وی اضافه کرد: من فکر می کنم جدا از این استقبال گسترده سیاسی که از این سه بزرگوار پس از رفع حصر صورت می گیرد، مشکل بعدی این است که چه توجیهی، چه توضیحی و چه استدلالی نظام می خواهد برای مردم ارائه دهد؟

استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران اظهار داشت: اما راه حلی که من برای حصر دارم این است که رفع حصر به صورت آرام و تدریجی صورت گیرد؛ به این معنی که ابتدا بستگان درجه یک محصورین راحت تر قادر باشند آقای مهندس موسوی، خانم دکتر رهنورد و جناب حجت الاسلام کروبی را ملاقات کنند. بعد از مدتی مثلاً حدود یک ماه بعد- کمتر یا بیشتر- بستگان درجه دوم که اکنون ملاقات آنها غیرممکن است یا اینکه ملاقات آنها به سختی یا با اجازه وزارت اطلاعات باید صورت گیرد خیلی راحت تر بتوانند با عزیزانشان دیدار کنند. در مرحله سوم مثلاً اعلام شود که آقای مهندس موسوی در حرم امام رضا(ع) دیده شده اند و ایشان در این محل به منظور زیارت حضور پیدا کرده اند و خیلی هم متوقف نشده اند و با کسی هم صحبت نکردند و به تهران بازگشتند.

وی تأکید کرد: من فکر می کنم اگر رفع حصر اینگونه به تدریج و به طور آهسته صورت گیرد، مثلاً در یک مدت ۶ ماهه یا یکساله از آن حالت التهاب و هیجانی که رفع حصر می تواند به دنبال داشته باشد کاسته می شود. اما اگر امروز رفع حصر صورت گیرد میلیون ها نفر برای دیدار و ملاقات اقدام می کنند و عملاً مملکت فلج می شود. پس اگر رفع حصر به تدریج صورت گیرد کشور با چنین شرایطی مواجه نمی شود و موضوع حصر مرتفع می شود.

صادق زیباکلام افزود: البته لازمه این نوع رفع حصر این است که واقعاً مسئولین کشور به این جمع بندی رسیده باشند که بخواهند مسئله حصر را حل کنند، اما اگر بغض و کینه آنقدر زیاد است که به هیچ وجه تمایلی برای رفع حصر وجود ندارد، عملاً این بانوی بزرگوار و آن دو نفر دیگر آنقدر در حصر خواهند بود که خدای ناکرده در نهایت فوت شوند.

این فعال سیاسی ادامه داد: اگر این افراد در حصر فوت شوند، یک نقطه سیاهی برای جمهوری اسلامی ایران به یادگار خواهند ماند. تا همین جا هم حصر هزینه سنگینی برای نظام داشته است. هر وقت در عرصه بین المللی، در جهان اسلام، در جهان عرب، در اروپا، در آمریکا و در هرکجا صحبتی از ایران و جمهوری اسلامی ایران می شود بلافاصله مسئله حصر مطرح می شود.

وی با بیان اینکه حصر در حقیقت تبدیل به یک لکه سیاه برای نظام جمهوری اسلامی ایران شده است، تصریح کرد: حصر واقعاً یک آبروریزی برای نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران شده است. تمام آنچه که ظرف ۴۰ سال گذشته در خصوص نظام ولایت فقیه و نظام حکومت دینی جمهوری اسلامی ایران گفته شده است یک طرف، و این مسئله حصر هم در طرف دیگر قرار دارد؛ یعنی تمام آنچه که ما سعی کردیم در مدارس و دانشگاه ها به دانشجویان و دانش آموزان در خصوص نظام ولایت فقیه بگوییم که این نظام چگونه است، ریسیده شده است و حصر همه را پنبه کرده است. یعنی در واقع حصر یک اقدام سیاسی است که نه قانونی است، نه اسلامی است، نه اخلاقی است و نه انسانی است؛ به عبارتی، حصر هیچ توجیهی ندارد.

استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران تأکید کرد: اگر خانم دکتر زهرا رهنورد، آقای مهندس موسوی و جناب حجت الاسلام کروبی هر جنایتی هم کرده باشند باید محاکمه شوند. مثلاً اگر گفته می شود که این افراد قصد از بین بردن نظام را داشته اند، قصد همکاری با آمریکا و صهیونیست ها را داشته اند، صدها نفر طی جریانات اعتراض به انتخابات سال ۸۸ کشته شدند و این افراد یعنی محصورین مسئول خون کشته شدگان هستند و تمام آن اتهامات دیگری که بر علیه معترضین به انتخابات ۸۸ مطرح شده است، من می گویم نظام این افراد را محاکمه کند؛ هم آقای مهندس موسوی خواستار محاکمه شده اند و هم حجت الاسلام کروبی بارها و بارها خواستار محاکمه خود شده اند و اعلام کرده اند که طی این سال ها به ما اتهاماتی وارد شده است و اشکالی ندارد در این صورت ما را محاکمه کنید.

وی ادامه داد: اما به نظر من همه ما می دانیم که حصر یک کشمکش سیاسی است و واقعیت مطلب این است که حصر هیچ محتوای حقوقی و قانونی و هیچ عقبه حقوقی و قانونی ندارد.

صادق زیباکلام درباره نقش وزیر اطلاعات در مساله حصر گفت: من شخصاً آقای دکتر علوی، وزیر اطلاعات آقای روحانی را می شناسم و من نه تنها ایشان را می شناسم بلکه ایشان را به عنوان آدمی که حسن نیت دارد، به حقوق شهروندی احترام می گذارد، آدمی که بغض و کینه و نفرت از آدم های دیگر ندارد قبول دارم.

این فعال سیاسی اصلاح طلب افزود: من کاری به دولت یازدهم و دوازدهم ندارم، اما براساس شناختی که من از آقای دکتر علوی دارم اگر رفع حصر به دست آقای دکتر علوی به عنوان وزیر اطلاعات می بود، ایشان نه تنها همه گونه همراهی سر مسئله معاینات پزشکی و معالجه و رفتن به بیمارستان به عمل می آورد، بلکه مدت ها بود که رفع حصر صورت گرفته بود.

وی در ادامه اظهار داشت: منتهی سؤال اساسی این است که چقدر از رفع حصر در دست وزارت اطلاعات است؟ یا آن بخش از وزارت اطلاعات که مسئولیت نظارت و کنترل و مسائل حصر را بر عهده دارد واقعاً زیر نظر آقای علوی به عنوان وزیر اطلاعات است؟ ما نمی دانیم. آقای دکتر علوی، وزیر اطلاعات هم هیچگاه تا به امروز صحبتی در این خصوص نکرده اند. طبیعی است ایشان نمی تواند بگوید که آن بخش از وزارت اطلاعات که حصر را زیر نظر دارد اصلاً به وزارت اطلاعات یا به وزیر اطلاعات پاسخگو نیست. آنچه مسلم است؛ این بخش از وزارت اطلاعات به مراکز دیگر قدرت وابسته است و به وزارت اطلاعات آقای روحانی ارتباطی ندارد. البته آقای علوی تاکنون چنین چیزی را تا به امروز نگفته اند، اما اگر آقای علوی در یک روزی چنین چیزی را بگویند من اصلاً تعجب نمی کنم.

اما کدام مراکز قدرت بخشی از وزارت اطلاعات را همچنان در دست دارند که اینگونه درخصوص حصر رفتار می کنند؟  زیباکلام در پاسخ به این سؤال گفت: اگر خواسته باشم در این مورد شفاف تر صحبت کنم می دانم که این مراکز قدرت، دانشگاه تهران نیست. بنابراین می توانم بگویم که به دانشگاه آزاد اسلامی، بانک ملی و شهرداری تهران نیز مربوط نمی شود. در این صورت می توانم راهنمایی کنم که مردم حدس و گمان بزنند که حصر به کجا مربوط می شود؟!