سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » حاشیه‌های یک اتفاق فوتبالی معمولی!...

حاشیه‌های یک اتفاق فوتبالی معمولی!

چکیده : حقوق متقابل باشگاه و بازیکن تحت نظارت فدراسیون بین المللی فوتبال یا همان فیفا می‌باشد و هیچ کشوری بویژه در سطح باشگاه‌ها نمی‌تواند برای آن تعیین تکلیف نماید. کافی است به رای‌های صادره از سوی فیفا در جهت احقاق حق بازیکنان و مربیان خارجی شاغل در کشور ما توجه شود. در نتیجه این رای‌ها که در اثر بی‌توجهی و یا نا آگاهی به قوانین فیفا می‌باشد، هر ساله هزینه‌های هنگفتی را به فوتبال کشورمان تحمیل می‌شود که بعضا از هزینه‌های یک سالِ برخی باشگاه‌ها بیشتر است! ...


احمد گنجی:

در خبرها آمده بود که دو فوتبالیست ایرانی، مسعود شجاعی و احسان حاج صفی که عضو یک باشگاه یونانی هستند و در عین حال ملی پوش نیز می باشند، به دلیل بازی درمقابل یک تیم باشگاهی اسرائیل مورد انتقاد فدراسیون فوتبال قرار گرفته‌اند!

در این باره توجه به چند نکته ضروری است:

۱- هیچ کشوری از جمله ایران نمی تواند قوانین و یا عرفیّات داخلی خود را بر سایر کشورها و یا سازمانها و باشکاههای دیگر تحمیل نماید ویا توقع داشته باشد که طرف مقابل به این مسائل پایبند باشد.

۲- همه میدانیم دو ورزشکار مذکور در بازی رفت با همین تیم اسرائیلی با کسب موافقت باشگاه از سفر به اسرائیل خودداری کردند که اتفاقاً رعایت این مسئله هم نجابت تیم یونانی ومسئولین آن را نشان می دهد وهم احترام این دو به حساسیت های حکومت ایران. لذا چنین مسئله ای نه برای ایران ونه برای بازیکن ایرانی هیچ حقی ایجاد نمی کند تا بعنوان یک رویه در سایر موارد مشابه بخواهند از آن بهره برداری نمایند.

۳- حقوق متقابل باشگاه و بازیکن تحت نظارت فدراسیون بین المللی فوتبال یا همان فیفا می‌باشد و هیچ کشوری بویژه در سطح باشگاه‌ها نمی‌تواند برای آن تعیین تکلیف نماید. کافی است به رای‌های صادره از سوی فیفا در جهت احقاق حق بازیکنان و مربیان خارجی شاغل در کشور ما توجه شود. در نتیجه این رای‌ها که در اثر بی‌توجهی و یا نا آگاهی به قوانین فیفا می‌باشد، هر ساله هزینه‌های هنگفتی را به فوتبال کشورمان تحمیل می‌شود که بعضا از هزینه‌های یک سالِ برخی باشگاه‌ها بیشتر است!

۴- اینکه فدراسیون فوتبال اعلام کرد که بعد از شنیدن صحبت‌های این دو بازیکن، در باره آنها تصمیم خواهد گرفت، تا حدی برای کاهش تنش قابل قبول است اما تهدید به عدم اجازه به آنها برای حضور در تیم ملی، کاملاً عجیب است. در صورت اتخاذ چنین تصمیمی توسط فدراسیون فوتبال، در حقیقت به جای اسرائیل، فوتبال کشورمان را جریمه کرده ایم و به این ترتیب تیم ملی را از توانایی های این دو بازیکن ارزنده محروم نموده‌ایم!

۵- از نگاه افکار عمومی داخل کشور وبه تبع آن از دید بازیکنان فوتبال، اقدام دو بازیکن مذکور مطابق رویه معمول حرفه ای در ورزش بوده و بهمین دلیل برخی بازیکنان سابق و فعلی از آنها در فضای مجازی حمایت کردند و قطعا چنین رویکردی در میان سایرین نیز دارای اکثریت می باشد. بویژه آنکه مردم میگویند وقتی خود فلسطینی ها هم به اسرائیل می روند وهم با آنها بازی می کنند، ما چرا کاتولیک تر از پاپ شده ایم؟

۶- خوب است با استفاده از این فرصت یکبار دیگر به مورد مشابه دیگری اشاره شود وآن بازخواست ایرانیان درخارج کشور به دلیل عدم رعایت حجاب وسایر موارد از این قبیل می باشد. در قاعده حقوقی مبتنی بر قوانین ملی ، همانطور که افراد شمول قانون محدود به حوزه اتباع همان کشور میشود، تسری دادن بار حقوقی این قوانین در خارج از مرزهای کشور بر اتباع کشور خودی بلاوجه می باشد. مثلا اگر در ایران داشتن ماهواره ممنوع است، نمیتوان تبعه خودی را به دلیل استفاده از ماهواره در خارج کشور تنبیه کرد! اتفاقا حکومت باید به اتباع خودی همیشه این توصیه را داشته باشد که در خارج کشور به قوانین کشور میزبان احترام بگذارند. این یک توصیه و درخواست مدنی است وچون عقلانی است، اثرگذار هم هست.

جمع‌بندی ونتیجه گیری:

همانطور که توضیح داده شد، اقدام آقایان شجاعی وحاج صفی نه تنها خلاف نبوده بلکه مطابق رفتار حرفه ای شان بوده واز این بابت نه تنها مستوجب هیچ تنبیهی نیستند بلکه باید بعنوان یک تبعه ایرانی وافرادی که برای تیم ملی کشور زحمت کشیدند ودر افتخاراتش شریک بودند، مورد حمایت قرارگیرند.

همچنین با استفاده از این فرصت لازم است مقامات مسئول برای یکبار وبرای همیشه تکلیف خود را با چنین پدیده هایی روشن و دخالت خود را در این موضوعات کان لم یکن نمایند.

در غیر اینصورت توصیه ام این است که چشم شان را بر این موضوع ببندند وآن را ندیده بگیرند وبه قول خارجی ها “ignore” نمایند که حداقل به بزرگواری نزدیکتر است. یادمان باشد که کشورمان در دیگر زمینه ها از این شیوه “نادیده گرفتن” استفاده می کند واتفاقاً کارساز هم بوده است. نمونه بارز آن داشتن تابعیت مضاعف اتباع ایرانی است که حدود دودهه است که عملاً حکومت به شیوه “نادیده گرفتن” با آن برخورد می کند وخیلی هم خوب وآثار مثبت زیادی به دنبال داشته است.

احمد گنجی
۱۴ مرداد ۱۳۹۶


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.