شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» افشین علاء: آیا احمدی نژاد از توهین به زهرا رهنورد پشیمان است؟

جمعه, ۲۷ اسفند, ۱۳۹۵

چکیده : بعدها چه؟ که صدها هزار معترض چون مرا خس و خاشاک نامید و رندانه جای خودش را که منظور اعتراض های میلیونی بود با جایگاه رهبری معظم انقلاب عوض کرد! و بعد از سکوت ما و به حاشیه رفتن سران و پیشکسوتان منتقد، سر ناسازگاری با ایشان را هم گذاشت و مدعی دولت امام زمان شد و هاله نور دید و از مدیریت جهان سخن گفت! در حالی که برای مدیریت سازمان تأمین اجتماعی اش عامل جنایت کهریزک را برگزید!


«افشین علاء» شاعر انقلاب در یادداشتی خطاب به اسفندیار رحیم مشایی و در واکنش به نامه اخیر او به سیدمحمد خاتمی از او پرسید:

آیا احمدی نژاد نیز از توهین به خانم زهرا رهنورد پشیمان است؟ حال می گویم آقایان موسوی و کروبی رقیب او بودند و از زنده یاد هاشمی رفسنجانی نیز به هر دلیل کینه به دل داشت. ولی توهین به زن مسلمان آن هم با اداهای آن چنانی و تکرار عبارت “بگم؟ بگم؟” در شأن نامزد ریاست جمهوری ملت متمدن ایران بود؟

متن نامه افشین علاء به اسفندیار رحیم مشایی به شرح زیر است؛

حضور گرامی جناب آقای مهندس اسفندیار رحیم مشایی

با عرض سلام و تبریک سال جدید؛ همان گونه که مستحضرید نامه اخیر جنابعالی به رئیس جمهور محترم دولت اصلاحات بازتاب وسیعی در رسانه ها یافت و با برخوردهای فراوان و غالبا منفی مواجه شد. شخصا از این نوع برخوردها متأسفم. چون صرف نظر از گرایش های سیاسی، سال هاست از نزدیک جنابعالی را می شناسم و از زمان همکاری در رادیو و سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به شما ارادت داشته ام.

از طرفی مخالفت شدید بنده با آقای احمدی نژاد و انتقادها و اعتراض های عدیده ای که به او و جریان حامی او داشته ام، هرگز در نحوه رفتار محبت آمیز و توأم با احترام تان نسبت به این برادر کوچک تر تأثیری نگذاشت و متقابلا موجب احترام و ارادت مضاعف بنده نسبت به جنابعالی شد.

و اما بهانه نگارش این نامه، همان انگیزه ای است که جنابعالی را واداشت در شکایت از برخی بداخلاقی ها با “برادری بزرگ تر” به درد دل بپردازید. من نیز با تأسی به این اقدام برازنده، قصد دارم نکاتی را به عرض شریف برسانم.

اولا بر خلاف بسیاری از همفکرانم نه تنها نامه شما را بدبینانه ارزیابی نمی کنم، که بابت انتخاب مخاطبی به شرافت و نجابت جناب خاتمی و نیز به خاطر ادبیات بسیار احترام آمیزتان به شما تبریک می گویم. البته همان گونه که خود اشاره داشتید، پاسخ دادن به درد دل ها همیشه الزام آور نیست و گاه شنیدن آن نیز کافی است. و می دانید در مشی و مرام جناب خاتمی هم بی اعتنایی به درد دل هیچ کس حتی دشمن ایشان هم جایی ندارد. البته من سخنگوی ایشان نیستم و صرفا نظر شخصی ام را بیان می کنم. ولی به ایشان که در سال های اخیر مورد جفا و تضییقات فراوان قرار گرفته اند حق می دهم به دلایلی روشن در پاره ای موارد سکوت را بر پاسخ گویی ترجیح دهند. به ویژه زمانی که از ایشان خواسته شود در میان فهرست طویل جفاهای رفته بر اصحاب انقلاب در سالیان اخیر، در برابر جفا به یکی از افراد نزدیک به احمدی نژاد اعلام موضع کنند!

البته من ورود به عرصه انتخابات را حق شرعی و قانونی همه آحاد ملت و جریان های درون نظام می دانم و از ورود آقای بقایی هم استقبال می کنم. ضمن آن که پایگاه رأی غیر قابل انکار جریان احمدی نژاد را نفی نمی کنم و معتقدم در کنش گری سیاسی نباید از واقعیات موجود در معادلات قدرت و بدنه ملت غافل بود.

برای جنابعالی نیز که جز ادب و احترام چیزی از شما ندیده ام احترام ویژه ای قائلم. اما وقتی در دفاع از احمدی نژاد سخن می گویید، نباید توقع داشته باشید که وزانت و برازندگی کلام تان مانع ابراز نارضایتی و خشم بسیاری از مخاطبان شود. مرا ببخشید که بر خلاف روال مألوفم نمی توانم نام ایشان را با احترام ادا کنم. چراکه زخم های ناشی از ادبیات، رفتار و عملکرد او در هشت سال دوران ریاست جمهوری اش روح و روان و غرور میلیون ها هم وطن مرا آزرده و جریحه دار کرده است.

البته با وجود همه تلخکامی ها از حذف یا توهین به ایشان راضی نیستم و حتی اعلام کرده ام از سرودن هجویه ای به مناسبت سفر ایشان به زادگاهم مازندران پشیمانم! ولی آیا او نیز از توهین به خانم زهرا رهنورد پشیمان است؟ حال می گویم آقایان موسوی و کروبی رقیب او بودند و از زنده یاد هاشمی رفسنجانی نیز به هر دلیل کینه به دل داشت. ولی توهین به زن مسلمان آن هم با اداهای آن چنانی و تکرار عبارت “بگم؟ بگم؟” در شأن نامزد ریاست جمهوری ملت متمدن ایران بود؟

بعدها چه؟ که صدها هزار معترض چون مرا خس و خاشاک نامید و رندانه جای خودش را که منظور اعتراض های میلیونی بود با جایگاه رهبری معظم انقلاب عوض کرد! و بعد از سکوت ما و به حاشیه رفتن سران و پیشکسوتان منتقد، سر ناسازگاری با ایشان را هم گذاشت و مدعی دولت امام زمان شد و هاله نور دید و از مدیریت جهان سخن گفت! در حالی که برای مدیریت سازمان تأمین اجتماعی اش عامل جنایت کهریزک را برگزید!

بگذریم، بنا ندارم همه آن خاطرات تلخ را به یاد خودم و شما بیاورم ولی چون علیرغم همه تبلیغاتی که علیه شخص شما شده است، برایتان احترام قائلم و ادب و حرمت گزاری هایتان را نسبت به خودم از یاد نخواهم برد، لازم دیدم از جنابعالی که بعد از آن همه دشمنی احمدی نژاد با اصلاح طلبان، شهامت ابراز ارادت به جناب خاتمی را دارید، بپرسم آیا حاضرید ابتدا پاسخ آن همه پرسش دردمندانه ما را بدهید، بعد به خاطر بی مهری به آقای بقایی گلایه کنید؟

با تجدید احترام و آرزوی سالی بدون دشمنی و کینه و حصر و اندوه و تلخکامی. افشین علاء