سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

اسید سلاح تحجر علیه زنان

چکیده :شاید در نهایت روزی برسد که دستگاه قضایی به جای صدور احکام خشن همچون قصاص و اعدام که هیچ تأثیری در کاهش میزان جمله ندارد یا از دسترس خارج کردن آلات جرم مانند محدودیت فروش اسید و… که مجرم را به استفاده از آلات جدید و در دسترس تشویق می کند و یا بازداشت و زندانی کردن روزنامه‌نگاران و کسانی که اخبار جرایم را منتشر می کنند یا به افزایش جرایم اعتراض می‌کنند به ریشه یابی و آسیب شناسی جراح مختلف از جمله خشنونت علیه زنان در جامعه بپردازد....


کلمه- علی شریعتی*:

نمی توان از روز زن گفت و فقط از لطافت و زیبایی صحبت کرد. شکاف جنسیتی، تبعیض، خشونت و عدم رعایت حقوق زنان از مهمترین موضوعاتی است که در این روز مورد مورد توجه قرار می گیرد.

خشونت علیه زنان در جوامع مردسالار مانند ایران، سابقه طولانی دارد که به انحاء مختلف از جمله خشونت های کلامی، بدنی و جسمی در خانه و نیز در جامعه به صورت گسترده مشاهده می شود. بد دهنی و توهین، کتک زدن و ضرب و شتم و اجبار زنان به انواعی از رفتارهای جنسی که و آن تمایلی ندارند، نمونه هایی از خشونت های خانگی است اما خشونت های اجتماعی به دلیل اینکه آثار آن در جامعه مشاهده می‌شود و شیوع پیدا می‌کند متاسفانه تأثیرات به مراتب ماندگارتر و گسترده تری بر کل جامعه می گذارد. مزاحمت های کلامی توسط مردان غریبه در مکان های عمومی یا اصطلاحاً (متلک انداختن)، لمس بدن زنان بدون اجازه و تمایل آن‌ها، استفاده از ادبیات جنسی در مکالمات روزمره، اجبار به برقراری رابطه جنسی، تعرض و تجاوز جنسی و قتل های ناموسی و غیر ناموسی از جمله موارد شایع خشونت علیه زنان در جامعه است. اما یکی از خشونت آمیز ترین و غیر انسانی ترین حملات و تهاجمات علیه زنان، اسید پاشی است که تاثیرات جسمی، روانی و خانوادگی شدیدی بر قربانی می گذارد و خدشه جبران ناپذیری بر امنیت زنان در جامعه وارد می آورد.

اسیدپاشی در کشورهای منطقه یکی از موارد شایع جنایات و خشونت علیه زنان است و در ایران نیز همانند پاکستان افغانستان هند و… در قربانیان بسیاری تاکنون برجای های گذاشته است قربانیان حملات اسید پاشی در این کشورها اغلب زنان هستند که معمولا به دلیل خواستگاری ناموفق، درخواست طلاق، شک به همسر و… مورد حمله قرار می گیرند.

حمله با اسید اغلب از جانب یکی از نزدیکان و آشنایان قربانی و به شکل غافلگیرانه صورت می گیرد. این امر موجب می شود که قربانی به دلیل آشنایی با مهاجم، انتظار چنین حمله ای و به تبع آن آمادگی برای دفاع یا فرار را نداشته باشد.

سوختگی ناشی از اسید غالباً موجب نابینایی، تغییر شکل شدید صورت و اعضای آسیب دیده بدن و سوختگی ریه به دلیل استنشاق بخار اسید می‌شود. ای سوختگی ها پیش رونده است و با گذر زمان عمیق‌تر و گسترده تر می شوند.

بیش از نیمی از موارد اسیدپاشی در رسانه‌ها منعکس نمی شوند و ولی همین تعداد از این حملات که درباره آنها اطلاع رسانی صورت می‌گیرد اساسات جامعه را شدیداً جریحه‌دار می‌کند. اکثر موارد اسید پاشی که خبر آن ها در رسانه ها منتشر شده است مانند پرونده های اسیدپاشی به آمنه بهرامی نوا، معصومه عطایی، اعظم مظاهری. طاهره بهرامی و مهناز کاظمی و … در زمان خود توجه بسیاری را به خود جلب نمودند و در اغلب موارد مهاجمین که بیشتر از نزدیکان قربانیان بودند بازداشت و محاکمه شدند. اما در برخی موارد که مهاجم شناسایی و دستگیر نشد، برای مدتی طولانی کاهش احساس امنیت در جامعه را در پی داشته است.

زنان اصفهانی مهرماه ۹۳ را با ترس و وحشت سپری کردند. اسیدپاشی های زنجیره ای که قربانیان آن زنان جوان فعال در عرصه‌های مختلف و در حال رانندگی با خودرو شخصی بودند امنیت حضور در جامعه را برای این قشر از زنان اصفهانی سلب نمود.

ندا، مریم، سارا، و سهیلا چهار نفر از قربانیان اسیدپاشی های سریالی مهرماه ۹۳ اصفهان هستند که خبرگزاری ایسنا توانست با آنها مصاحبه کند. تعداد دقیق قربانیان این جنایت زنجیری هنوز مشخص نیست. تمایز این اسید پاشی ها با موارد گذشته اولاً زنجیره ای بودن آنها و ثانیاً عدم دستگیری و محاکمه عاملین و مهاجمین این جنایت بود. هر چهار قربانی در حالی که شیشه اتومبیل پایین بوده و در حال رانندگی و پارک خودرو بودند مورد حمله واقع شده اند. این حملات قشر خاصی از جامعه را هدف قرار داده بود.

نزدیک به دو سال و نیم از این رشته جنایات زنجیره ای می‌گذرد اما مقامات امنیتی اصفهان اطلاعاتی از مهاجم یا مهاجمین در اختیار رسانه‌ها قرار نداده اند. این در حالیست که به گزارش ایسنا در ۲۶ مهرماه ۹۳، رسول یاحی معاون استاندار اصفهان گفته بود که اقدامات برای دستگیری عاملین صورت می‌گیرد اما قابل رسانی کردن نیست. یا سردار اشتری جانشین فرمانده ناجا گفت است که چند متهم دستگیر شده اند! جناب آقای روحانی نیز روز دوازدهم آبان ماه ۹۳ از سه وزارتخانه کشور، اطلاعات و دادگستری خواست که هرچه سریعتر برای دستگیری عاملان آن اقدام کنند. وی همچنین در سخنرانی خود در جمع مردم زنجان با اشاره به اسیدپاشی های اصفهان هشدار داد (مبادا روزی امر به معروف و نهی از منکر و سیل‌های برای تفرقه و جدایی آحاد جامعه از دید دیگر باشد.)
روزنامه ایران در تاریخ دوشنبه پنجم آبان از (وجود سرنخ یک گروه خاص) در دست نیروی انتظامی خبر داد و تاکید کرد که (چهره اسیدپاشی های سریالی اصفهان از سوی دوربین‌های مداربسته یک صرافی ثبت شده و در اختیار پلیس است.) روزنامه فرهیختگان نیز در تاریخ ۲۸ مهرماه طی گزارشی از عیادت خبرنگار این روزنامه از سهیلا جورکش نوشت: (خانواده قربانیان اصفهانی مدعی شدند که اسید پاش ها قبل از پاشیدن اسید گفته‌اند ما با بدحجابان مقابله می‌کنیم.)

چند روز پیش از وقوع این حوادث، حجت الاسلام طباطبایی نژاد، امام جمعه اصفهان در خطبه های نماز جمعه اعلام نموده بود: (مسئله حجاب دیگر از حد تذکر گذشته و برای مقابله با بدحجابی باید چوب تر را بالا برد و از نیروی قهریه استفاده کرد)

پس از انتشار خبر اسیدپاشی های سریالی اصفهان توسط خبرگزاری ایسنا، در ۳۰ مهر،تجمعاتی در اصفهان در مقابل دادگستری و در تهران مقابل ساختمان مجلس شورای اسلامی به صورت کاملا قانونی برگزار شد که طی آن و ماه های پس از آن افراد زیادی به اتهام اعتراض به اسیدپاشی های اصفهان دستگیر شدند از جمله بازداشت شدگان نسرین ستوده، آریا جعفری، بهروز ملبوس باف، مهدیه گلرو، مریم سادات یحیوی ، علی شریعتی (نگارنده)و نرگس محمدی و … هستند که چهار نفر آخر در دادگاه به احکام مختلفی محکوم شدند. این درحالیست که نرگس محمدی و علی شریعتی (نگارنده) همچنان در زندان اوین محبوس هستند و نیروهای متعدد امنیتی و نظامی کشور با وجود توانایی دستگیری سرکرده گروهک تروریستی تحت حمایت سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای غربی در میان زمین و آسمان و در هواپیماهای خارجی با مبدا و مقصد خارجی هنوز نتوانستند دو نفر موتورسوار اسیدپاش را در شهری پر از دوربین های مدار بسته و ترافیکی شناسایی و دستگیر کنند!

خشونت های سریالی علیه زنان به مورد اسیدپاشی های اصفهان محدود نمی‌شود، مواردی همچون قتل های خفاش شب در تهران، سعید حنایی در مشهد و ضارب زنان در جهرم نمونه‌هایی از این خوشونت هاست اما چیزی که اسید پاشی های اصفهان را نسبت به سایر در خشونت‌های سریالی متمایز می‌کند، شائبه ارتباط مهاجمان با جریان‌های خاص و عدم دستگیری مهاجمان اسیدپاش است که این احتمال را تقویت می کند.

شاید در نهایت روزی برسد که دستگاه قضایی به جای صدور احکام خشن همچون قصاص و اعدام که هیچ تأثیری در کاهش میزان جمله ندارد یا از دسترس خارج کردن آلات جرم مانند محدودیت فروش اسید و… که مجرم را به استفاده از آلات جدید و در دسترس تشویق می کند و یا بازداشت و زندانی کردن روزنامه‌نگاران و کسانی که اخبار جرایم را منتشر می کنند یا به افزایش جرایم اعتراض می‌کنند به ریشه یابی و آسیب شناسی جراح مختلف از جمله خشنونت علیه زنان در جامعه بپردازد.

*زندانی سبز حامی دولت که به اتهام تجمع علیه «اسیدپاشی به زنان» به پنج سال زندان محکوم شده است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.