سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
» تحلیل هفته از مصطفی تاج‌زاده

خطای ۲۸ مرداد را تکرار نکنیم

چکیده :انسدادطلبان صرفا زمانی از آپارتاید سیاسی دست خواهند کشید و به انتخابات آزاد تن خواهند داد که سود مهندسی انتخابات و ردصلاحیت‌های نامزدهای رقیب را از زیانی که در این مسیر متحمل می‌شوند کمتر ببینند. این هدف در ۷ اسفند قابل دست یابی است. روز هفتم اسفندماه حکم شب قدر را برای ملت ما دارد و در هر حال سرنوشت ملت ایران را برای مدتی نامعین تقدیر می کند. غفلت از آن روز، ویرانگر است و پشیمانی آور و بازی باخت – باختی را به همه ایرانیان موافق و مخالف جمهوری اسلامی تحمیل می کند....


کلمه – سیدمصطفی تاج‌زاده:

یکم) در هفتم اسفندماه نابرابرترین رقابت انتخاباتی ۳۷ سال گذشته کشور برگزار می‌شود. در یک سو جبهه پایداری و مؤتلفانش صف کشیده‌اند با اقسام رانت‌ها، دوپینگ‌ها و مصونیت‌ها و در سوی دیگر اصلاح‌طلبان و دیگر حامیان دولت، آرایش گرفته‌اند با انواع محرومیت و محدودیت‌های غیرقانونی و از جمله ردصلاحیت بیش از ۹۰% نامزدهای شناخته شده ایشان.

دوم) حذف بسیاری از داوطلبان مشهور و محبوب و در رأس همه سیدحسن خمینی بیش از هر چیز هراس و ضعف اعتماد به نفس اعضای شورای نگهبان را به نمایش می گذارد و بی اعتمادی آنان را به فهم و وفاداری ایرانیان ثابت می کند به تعبیر رسای محمدجواد حجتی کرمانی از انتخابات آزاد «واهمه» دارند و البته حق هم دارند چون در آن حالت یک اقلیت ۱۵ درصدی نمی‌تواند اکثریت کرسی ها را در دو مجلس در دست گیرد و بر سرنوشت کشور حاکم شود. آپارتاید نژادی در اوج یکه تازی سفیدپوستان و ستم ورزی بر سیاه پوستان ۸۷% زمین های آفریقای جنوبی را در اختیار ۲۰% جمعیت مهاجر اروپایی قرار داد. آپارتاید سیاسی نیز به همان اندازه زشت و ظالمانه است و صد البته محکوم به شکست.

سوم) ما در این انتخابات ناعادلانه با کسانی به رقابت می‌پردازیم که:

با جهل و جاه طلبی خود تحریم ایران و ایرانی را ممکن کرده اند و هنگامی که دولت جدید برای رفع تحریم‌ها و تهدیدها گام برداشت، دلواپس شدند و اکنون نیز پس از توافق هسته‌ای در راه عادی سازی روابط ایران و جهان به سنگ اندازی مشغولند.

بیشترین هم سویی سیاسی و اشتراک مواضع را با جنگ افروزترین جریان های آمریکایی، اسرائیلی و آل سعود دارند.

چهره‌ای رقابت گریز و آزادی ستیز ازجمهوری اسلامی ترسیم می کنند و در عصر داعش زده کنونی مدل سیاسی مأیوس کننده دیگری از یک نظام سیاسی عرضه می دارند.

با عملکرد جناحی به اعتبار شورای نگهبان که باید محترم ترین نهاد کشور پس از رهبری باشد، صدمات جدی زده اند و می زنند.

با قانون شکنی آشکار و حذف شایستگان حق تشکیل مجالس کارآمد و مقتدر و در شأن و تراز ایرانیان را از ملت سلب می کنند و اجازه استفاده از تجربه و توان سرآمدان این سرزمین را برای حل مشکلات ملی نمی دهند.

شعار مشارکت همگانی می دهند اما در عمل درجهت کاهش حضور مردم در انتخابات گام برمی دارند تا شانس نامزدهای خود را افزایش دهند.

با توقیف فله ای مطبوعات و بستن دهان منتقدان از یک سو و یک دست کردن حکومت از سوی دیگر رانت ها و امتیازات سیاسی فراوانی را برای گروهی خاص نهادینه کرده و به این ترتیب راه بر حرام خواری اقتصادی و سیستماتیک شدن فساد و گسترش آن در همه ارکان حکومت گشودند و هنوز نیز می کوشند آن جاده را باز نگه دارند.

با دفاع از اسلام آمرانه و تشیع تکفیری ایمان قشرهای وسیعی از شهروندان ایران زمین را به سرقت می برند. به دین گریزی آنان دامن می زنند و نگاه هایشان را به سوی خارج معطوف می سازند.

در تلاشند «میزان رأی ملت است» را به میزان رأی یک نفر است فروکاهند.

چهارم) محور شدن جبهه پایداری در ائتلاف اصول گرایان بیانگر تلاش ستاد مهندسی انتخابات برای تبدیل فراکسیون اقلیت مجلس فعلی به فراکسیون اکثریت مجلس آتی است تا مخالفان دولت در خانه ملت دست بالا بیابند و بتوانند دستاوردهای دولت را یک جا به باد دهند و خط بطلان به قول خودشان بر «فتنه هسته‌ای» بکشند و مانع انتخاب مجدد دکتر روحانی شوند.

پنجم) اگر در سال ۹۲ اکثریت رأی دهندگان با ردصلاحیت هاشمی ناامید و منفعل می شدند و روحانی را برنمی گزیدند، کاهش فاحش قیمت نفت امسال همان بلایی را بر سر ایرانیان می آورد که گریبان مردم ونزوئلا را گرفته است. دولت منتخب مصباحیون با نفت بالای یک صد دلار درهر بشکه نرخ تورم را به ۴۰% (مواد خوراکی ۶۰%) رساند. اگر جبهه پایداری به پاستور راه یافته بود، افت ۷۰ درصدی بهای نفت به احتمال قریب به یقین نرخ تورم را به ۱۳۰% (مواد خوراکی به ۲۰۰%) می رساند. دولت تدبیر و امید اما با نفت بشکه ای ۳۰ دلار ارزش ارز و ریال را ثابت نگاه داشت. تورم را به کمتر از ۱۵% کاهش داد و رشد منهای ۶ درصدی اقتصادی را به صفر و بلکه مثبت ارتقاء داد. آن هم در حالی که تحریم ها تا روز اجرای برجام (۲۳ دی ماه) هم چنان ادامه داشت.

ششم) ایرانیان با هر میزان مشارکت در انتخابات نخواهند توانست ترکیب خبرگان را تغییر دهند چرا که اکثریت کرسی های آن تحت هر شرایطی برای فقهای شورای نگهبان و هم فکرانشان تضمین شده است. اما با شرکت گسترده خود می توانند معدود نامزدهای طرفدار چند صدایی را با رأیی بالا روانه خبرگان سازند و از بین مجتهدین اصول گرا منطقی ترینشان را برگزینند. روشن است که هرچه فاصله آرای هاشمی و روحانی از جنتی و یزدی بیشتر باشد، هم دلواپسان و هم خودسران ضعیف تر و منزوی تر می شوند و مسیر برای حل مشکلات میهن و گذار به سوی دموکراسی هموارتر می گردد. اوضاع در انتخابات مجلس متفاوت است. به رغم سلاخی صلاحیت ها، کثرت نامزدها ناکام گذاشتن مریدان مصباح را کاملا ممکن می کند. مشارکت وسیع و آگاهانه ایرانیان می تواند مجلسی همدل و همراه دولت تشکیل دهد و مانع اکثریت یافتن مخالفان برجام در مجلس گردد و از ونزوئلا یا کره شمالی شدن ایران جلوگیری کند و اجازه ندهد افراطیون وطنی کشور را درگیر جنگی جدید نمایند. هم چنین درس بزرگی به جنتی و یزدی و حامیانشان می دهند که آبروی خود، شورای نگهبان و جمهوری اسلامی را می برند اما به مراد خویش نمی رسند و مصداق شکست خوردگان سیاسی و ورشکستگان اخلاقی می شوند. از یاد نبریم که انسدادطلبان صرفا زمانی از آپارتاید سیاسی دست خواهند کشید و به انتخابات آزاد تن خواهند داد که سود مهندسی انتخابات و ردصلاحیت های نامزدهای رقیب را از زیانی که در این مسیر متحمل می شوند کمتر ببینند. این هدف در ۷ اسفند قابل دست یابی است.

هفتم) روز هفتم اسفندماه حکم شب قدر را برای ملت ما دارد و در هر حال سرنوشت ملت ایران را برای مدتی نامعین تقدیر می کند. غفلت از آن روز، ویرانگر است و پشیمانی آور و بازی باخت – باختی را به همه ایرانیان موافق و مخالف جمهوری اسلامی تحمیل می کند. در جانب مقابل مشارکت فعال مردم در انتخابات حداقل نفعش آن است که جلوی وارد شدن زیان های مسلم و ایران بربادده را می گیرد و به شکل گیری مجلسی می انجامد که حتی اگر نتواند به علت کارشکنی های دلواپسان رانت خوار قدم های مثبت زیادی به سود ایران و ایرانی بردارد، دست کم چوب لای چرخ دولت نمی گذارد. به مصاف حقوق اساسی ایرانیان نمی رود و کشور را باردیگر مبتلا به تحریم و تهدید نمی کند.

ما نباید خطای پدران و مادرانمان را در ۲۸ مرداد ۳۲ مرتکب شویم و صحنه را ترک کنیم و فراموش نکنیم که حاصل انتخاب هوشمندانه اکثریت رأی دهندگان در ۲۴ خرداد ۹۲ دست یابی به برجام بود و تکرار همان اقدام هوشیارانه و انتخاب درست در ۷ اسفند می تواند راه را در برجام ۲ و نیل به توافق و اجماع ملی بگشاید. ملت ایران در ۷ اسفند باید ثابت کند که از چند مداحی که بسیج شده اند تا برجام را به کامشان تلخ کنند، شکست نمی خورند بلکه حماسه ای خواهند آفرید که بار دیگر اعجاب و ستایش جهانیان را برخواهد انگیخت.

به یاری و لطف خداوند بزرگ و مهربان


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.