سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » فرقه‌گرایی سیاسی؛ از پدیده مجاهدین خلق تا ظهور مصباح یزدی...

فرقه‌گرایی سیاسی؛ از پدیده مجاهدین خلق تا ظهور مصباح یزدی

چکیده :مصباح یزدی به عنوان مهمترین سردسته مشرب فکری فرقه گرایانه، پس از مدت ها غیبت از مهمترین عرصه های نظام و انقلاب و با داشتن سابقه نکوهش از طرف بزرگانی نظیر امام خمینی و شهید بهشتی مدتهاست با صرف بودجه بیت المال اقدام به طرح مباحثی مبتذل و مرتجعانه نموده و داعیه دار انقلاب و حمایت از رهبری نیز شده و به عنوان تئوریسین فرقه گرایی سیاسی، مورد توجه عده ای در ارکان مهم نظام واقع شده است، در حالیکه اصلی ترین دغدغه این شخص تقویت امکانات مالی خود در داخل و خارج از کشور می باشد....


کلمه- علی بردبار:

هر چند معمولا اصطلاح فرقه و فرقه گرایی برای بیان انشعاب های صورت گرفته دینی و مذهبی به کار می رود ولی واقعیت آن است که اخیرا برخی علمای علم سیاست و جامعه شناسی به صورتی علمی و روشمند به مطالعه مقوله ای نوظهور تحت عنوان فرقه گرایی سیاسی پرداخته اند.

الف- ویژگی های فرقه گرایی سیاسی:

واقعیت آن است که هر چند امکان ظهور و بروز فرقه گرایی سیاسی در هر نوع جامعه ای بدون توجه به دین و مذهب یا حتی میزان توسعه یافتگی آن جامعه وجود دارد، ولی موضوع خطرناک دست یافتن فرقه گرایی سیاسی به منابع قدرت و ثروت و اقتدار یک کشور و جامعه است. حداقل آنکه یک فرقه سیاسی و ایدئولوژیک گاهی توانسته است حتی بدون دست یافتن به قدرت، سبب وارد شدن آسیب های جبران ناپذیر فراوانی به جامعه و کشور شود. در توصیف ویژگی های فرقه گرایی سیاسی می توان به صورت فهرست وار به موارد زیر اشاره کرد:

– ایدئولوژی گرایی.

– بروز رفتارهای چپ یا راست افراطی.

– تکیه بر کیش شخصیتی رهبری اقتدارگرا و تقدس بخشیدن به رهبری.

– مجاز دانستن خشونت و رفتارهای خشونت آمیز.

– تاکید بر حلقه های بسته و غیرشفاف در تصمیم سازی.

– مطلق انگاری و القای این موضوع که تمامی حق و حقیقت دربست در اختیار این گروه برگزیده است و بقیه افراد و گروه ها در دنیا همگی بر راه های ناصواب و باطل هستند.

– تلاش برای تسلط کامل بر تمامی حوزه های عمومی و خصوصی پیروان.

– انتظار فرقه از تسلیم تام و تمام و اطاعت کورکورانه اعضا در مقابل تصمیمات رهبری.

– تاکید بر رابطه مرید و مرادی میان رهبر و پیروان در گروه سیاسی.

– قدسی سازی امور مربوط به گروه سیاسی به ویژه تصمیمات رهبری.

– تمایل رهبری گروه به هدایت مجموعه تحت امر خود به سمت افراطی گری.

– فقدان ساز و کار پاسخگویی رهبری گروه به دیگران و تقویت روند چاپلوسی از رهبری و محال بودن امکان انتقاد از رهبری گروه.

– قهرمان سازی های افراطی از رهبری و در برخی موارد رسانیدن رهبری به مقامی اسطوره ای و شبه خدایی.

– تاکید تبلیغاتی بر این نکته که تنها در سایه رهبری خیرخواه فعلی امکان سعادتمند شدن وجود دارد و بدون وجود این رهبری، آینده نامطمئنی در انتظار گروه بلکه کل جامعه است.

– اقتدار گرایی و تلاش برای تسلط انحصاری بر منابع قدرت از جمله سلاح، وسایل تبلیغاتی، گلوگاه های اقتصادی و نپذیرفتن شریک سیاسی در موارد یاد شده.

– تاکید بر اختلافات با دیگران (ولو جزئی) و ترجیح مرزبندی با غیرخودی ها بجای تکیه بر اشتراکات با دیگران. هدف از چنین رهیافتی پالایش هر چه بیشتر افراد برای رسیدن به کیفیتی ناب می باشد.

– عدم تحمل افراد و گروه های خارج از فرقه متبوع سیاسی و تقسیم افراد جامعه به خودی و غیر خودی.

– تمامیت خواهی در تمامی مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و نپذیرفتن شریک در هیچ یک از موارد یاد شده.

واقعیت آن است که هر چند چنین توصیفاتی انسان را به یاد گروه های نوظهور تروریستی نظیر داعش یا القاعده می اندازد ولی نباید فراموش کنیم برخی نظام های عجیب و غریب در زمان ما نظیر کره شمالی دقیقا از همین الگو پیروی می کنند چنانکه نظام سیاسی یاد شده از طرف مراکز دانشگاهی در دنیا به عنوان بهترین نمونه از فرقه گرایی سیاسی مطالعه می شود. علاوه بر آن شیوه های استالین، چائوشسکو و حتی هیتلر و موسولینی و صدام حسین نیز به عنوان دیگر مصادیق فرقه گرایی سیاسی در اداره کشورها قابل توجه می باشند. علاوه بر رژیم های فرقه گرای یاد شده می توان به گروه های سیاسی کوچک و بزرگ زیادی اشاره کرد که دقیقا مصداق بارز فرقه گرایی سیاسی قلمداد می شوند چنانکه انواع و اقسام گروه های تروریستی در خاورمیانه امروز از جمله داعش و القاعده بهترین مصداق فرقه گرایی سیاسی می باشند.

ب- مخاطرات فرقه گرایی سیاسی:

ناگفته پیداست مهمترین مخاطرات فرقه گرایی سیاسی عبارتند از: تشدید خشونت و ترور، بروز جنگ، سرکوب، اختناق، نظامی گری، توسعه نیافتگی، فقر، واگرایی اجتماعی و تشدید انواع تضاد در جامعه، انحصار قدرت و ثروت و … . اما یکی دیگر از مخاطرات بزرگ فرقه گرایی آن است که طرفداران چنین گفتمانی را اغلب افراد ساده لوح، فاقد هویت و دارای پایگاه های ضعیف اجتماعی تشکیل می دهند و اتفاقا چنین افرادی نیز معمولا به خاطر دغدغه های دینداری، هویت ملی و یا ناکامی های بزرگ اجتماعی که دارند جذب گفتمان های تمامیت خواهانه فرقه قرار می گیرند (نظیر قربانیان جنگ اول جهانی که بخاطر سرکوب شدن آلمان و ایتالیا به سرعت جذب هیتلر و موسولینی شدند) بنابراین ممکن است در شرایطی که جامعه و کشوری توسعه نیافته و ضعیف باشد نظیر چنین گفتمان های عوام پسندانه و عجیب و غریب مجال ظهور پیدا کنند که بدون شک نتیجه ای جز تخریب و ویرانی کامل نخواهد داشت.

ج- فرقه گرایی سیاسی در ایران:

بدون شک یکی از بهترین مصادیق فرقه گرایی سیاسی در تاریخ معاصر ایران بلکه خطرناکترین آن پدیده موسوم به “سازمان مجاهدین خلق” بوده است. هر چند مطالعه دقیق این پدیده شوم می تواند درس بزرگی برای جامعه ایرانی باشد ولی متاسفانه فرقه گرایی سیاسی در نظام جمهوری اسلامی ایران حداقل در عرصه نظر، با فرجام شوم و خوفناک “سازمان مجاهدین خلق” پایان نیافت زیرا در دوران پس از ارتحال امام خمینی(ره) عده ای در پوشش حمایت از رهبری دقیقا گام در مسیر فرقه گرایی سیاسی نهادند. این عده با وانمود سازی قداستی ویژه برای رهبری و هم طراز دانستن مقام ایشان با معصومین (علیهم السلام) و سردادن شعارهایی خارج از معتقدات تشیع (در حمایت از رهبری و ولایت فقیه) در واقع فراتر از فرقه گرایی سیاسی زمینه های آسیب جدی علیه معتقدات شیعیان را فراهم آوردند.

ویژگی منحصر به فرد این فرقه گرایی سیاسی که آن را از دیگر گونه های این نوع فرقه گرایی در دنیا متمایز می ساخت بهره گیری بی حد و حصر از اعتقادات و آموزه های دینی شیعیان برای امیال و جاه طلبی های سیاسی کوتاه مدت بوده است بدون آنکه به عواقب چنین سوء استفاده هایی از این اعتقادات توجهی داشته باشند. هر چند آیت الله خامنه ای، سرانجام مجبور شد به صورتی شفاف از برخی شعارها و مشابهت سازی ها میان ایشان و معصومین اعلام برائت نماید و خوشبختانه مدتی است شعارهای خارج از معتقدات شیعی در حضور ایشان سر داده نمی شود ولی مناسب تر آن بود که ایشان خیلی زودتر علیه چنین نگرش و افرادی اقدام می کرد و ای کاش ایشان پیش از وقوع هر رخداد ناخوشایندی منادیان فرقه گرایی سیاسی را از خود دور می کرد زیرا برخی صدمات و لطماتی که طی سال های اخیر به نظام و انقلاب وارد آمد بیشتر ناشی از یکه تازی فرقه گرایان سیاسی در لوای حمایت از رهبری و ولایت فقیه بوده است؛ به عنوان مثال شاید بتوان ریشه اصلی مسائل ۸۸ را واکنش برخی دلسوزان نظام و انقلاب علیه فرقه گرایانی دانست که آشکارا امیال و منویات خود را در پوشش حمایت از رهبری پنهان کرده بودند و شاید اگر مدت ها قبل از خرداد ۸۸ آیت الله خامنه ای به جای حمایت از امثال مصباح یزدی از چنین افرادی فاصله می گرفت، زمینه ها برای جلوگیری از بروز سوء تفاهم در انتخابات ۸۸ فراهم شده بود.

آیت الله مصباح یزدی به عنوان مهمترین سردسته مشرب فکری فرقه گرایانه، پس از مدت ها غیبت از مهمترین عرصه های نظام و انقلاب و با داشتن سابقه نکوهش از طرف بزرگانی نظیر امام خمینی (ره) و شهید بهشتی مدتهاست با صرف بودجه بیت المال اقدام به طرح مباحثی مبتذل و مرتجعانه (در حد آخوندهای وهابی) نموده و جالب تر آنکه داعیه دار انقلاب و حمایت از رهبری نیز شده و متاسفانه به عنوان تئوریسین فرقه گرایی سیاسی، مورد توجه عده ای در ارکان مهم نظام واقع شده است، در حالیکه مهمترین و اصلی ترین دغدغه این شخص تقویت امکانات مالی خود در داخل و خارج از کشور می باشد.

هر چند حضور مقتدرانه مردم در صحنه های مختلف سیاسی و ایستادگی های ایشان همچنین هشدارهای مکرر دلسوزان نظام و بویژه مراجع عظام به رهبری، بالاخره سبب شد تا حدودی از گزند این قوم فرقه گرا علیه کشور و انقلاب کاسته شود ولی ظهور پدیده هایی نظیر مصباح یزدی و حسین شریعتمداری در نظام، گویای آن است که کشور و انقلاب پس از تجارب تلخ گروه های تروریستی در دهه ۶۰ حداقل در مرحله نظری و تئوری، هنوز از گزند فرقه گرایی سیاسی رها نشده است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.