سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
» مروری بر عملیات بیت المقدس هفت یا عملیات عطش

رازهای شلمچه همچنان مگوست

چکیده :در دهه سوم خرداد ۱۳۶۷ شلمچه کربلا شد. و حالا هنوز بعد از بیست و چند سال که از آن عملیات می گذرد هنوز بقایای اجساد و استخوان های شهدایی را می آورند که در آن گرمای وحشتناک در حالی که لب های شان از گرما و تشنگی ترک خورده بود جنگیدند و مقاومت کردند و در نهایت شهید شدند. آنان بسیاری از رازهای شلمچه را با خود بردند. کمتر کسی می داند چه بر این بچه ها گذشت و چه چیزها دیدند تا جان دادند. ...


نوبت به شلمچه رسید. از شلمچه چه باید نوشت؟ مدتهاست به صفحه سفید نگاه می کنم تا شاید بتوانم درباره عملیات بیت المقدس هفت بنویسم. اما مگر می شود درباره شلمچه نوشت؟ شلمچه ای که هنوز که هنوز است شهید گمنام می آورند از سرزمینش. هنوز مادرانی چشم به راه نشانه ای از فرزندانشان هستند که در نیمه شب ۲۳ خرداد ۱۳۶۷ به شلمچه رفتند و هیچ گاه برنگشتند. یک دنیا راز در دل بسیاری است که آن روز شلمچه را دیدند و آن عملیات را درک کردند. نام شلمچه را بی بغض نمی توان بر زبان آورد.

بامداد ۲۳ خرداد ۱۳۶۷ در آخرین روزهای جنگ عملیات بیت المقدس هفت با رمز یا اباعبدالله الحسین و توسط نیروهای سپاه آغاز شد.

پس‌ از تقويت‌ دوباره‌ ارتش‌ عراق‌ توسط‌ حاميان‌ غربی‌ صدام‌ و هزينه‌هايی‌ كه‌ كشورهای‌ عربی‌ خليج‌ فارس، صرف‌ حمايت‌ از رژيم‌ عراق‌ در رويارويی‌ با ايران‌ می‌كردند، قوای مسلح‌ اين‌ كشور دست‌ به‌ تهاجماتی‌ قابل‌ توجه‌ در محورهای‌ جنوبی‌ جنگ‌ زدند.

در حالی‌ كه‌ ايران‌ آماده‌ می‌شد تا قطعنامه‌۵۹۸ سازمان‌ ملل‌ را به‌ عنوان‌ معاهده‌ای‌ برای‌ پايان‌ جنگ ‌۹۲ ماهه‌ تحميلی‌ بپذيرد، نيروهای‌ دشمن‌ با پيشروی‌ در خطوط‌ ايران‌ و حتی‌ اشغال‌ برخی مناطق، وضعيت‌ فوق‌العاده‌ای‌ را به‌ وجود آوردند.

برای همین باید‌ امتيازاتی‌ را كه‌ رژيم‌ عراق‌ قصد داشت‌ با قبول‌ حالت‌ نه‌ صلح، نه‌ جنگ‌ از ايران‌ بگيرد، پس‌ گرفته‌ می‌شد.

بنابراين‌ سياست‌ و اين‌ تاكتيك، عمليات‌ بيت‌المقدس‌ هفت كه‌ يك‌ عمليات‌ ويژه‌ در نوع‌ خود بود به‌ منظور پس‌ زدن‌ دشمن‌ از اين‌ سوی خطوط‌ بين‌المللی‌ در منطقه‌ عمومي‌ شلمچه خرمشهر کلید خورد.

عملیات در اوج گرما توسط بچه های لشگر ۲۷ حضرت رسول (ص) و لشگرهای دیگر سپاه انجام شد.

پیش بینی ها درست از آب در نیامد. انگار نقشه عملیات لو رفته بود. چراکه در گرماگرم نبرد عراق تاکتیکش را عوض کرد ومتاسفانه جلوی دو لشگر کربلا(بچه های شمال) و نجف ( بچه های اصفهان) را گرفت و اجازه داد تا گردان کمیل از لشگر ۲۷ حضرت رسول(ص) که در میانه حرکت می کرد تا خیابانهای بصره جلو بیاید بعد عقبه را با هواپیما، بالگرد، توپ و خمپاره بست.

تلفات در هر دو طرف جنگ سنگین بود. بچه ها برای اینکه دشمن تصور کند تعدادشان زیاد است، دائم از نقطه ای به نقطه دیگر کوچ می کردند. دستور به عقب نشینی آمد.

درآن گرمای ۵۰ درجه ، برخی گردان ها در تله گیر افتادند. بسیاری از بچه ها به خاطر نرسیدن آب به خط مقدم از تشنگی و گرمازدگی شهید شدند و عده ای دیگر تا آخرین تیر تفنگشان جنگیدند و یا متاسفانه اسیر شدند. برای همین است که نام عملیات بیت المقدس هفت را عملیات عطش هم می گویند.

این جمله اینجا معنی پیدا می کند که :” می دونی گردان بره گروهان برگرده یعنی چی؟ می دونی گروهان بره دسته برگرده یعنی چی؟ می دونی دسته بره نفر برگرده یعنی چی؟” در شلمچه این درک شد.

در دهه سوم خرداد ۱۳۶۷ شلمچه کربلا شد. و حالا هنوز بعد از بیست و چند سال که از آن عملیات می گذرد هنوز بقایای اجساد و استخوان های شهدایی را می آورند که در آن گرمای وحشتناک در حالی که لب های شان از گرما و تشنگی ترک خورده بود جنگیدند و مقاومت کردند و در نهایت شهید شدند. آنان بسیاری از رازهای شلمچه را با خود بردند. کمتر کسی می داند چه بر این بچه ها گذشت و چه چیزها دیدند تا جان دادند.

از شلمچه نوشتن کار آسانی نیست باور کنید.


  • بیاد آر

    انقلاب شهدا و جانبازان دفاع مقدس سرمایه های بینظیر و ارزشمندی هستند که متاسفانه امروز به دست نااهلان نامردان و جاسوسان و مهره های خارجی مسئول در داخل افتاده است حیف

  • قربون لبهای تشنه انها که دنیای معرفت و شجاعت بودند

  • پیمان

    کجایید شیران بیشه ببینید چه بلایی سر ایران آمد؟ کجایید که دشمن سرزمینمان را گرفت و لبنانی و فلسطینی و عراقی همه کاره شدند؟
    کجایید که دین بازیچه شد؟ آن روزها با شهادتان در خلوت می‌خندیدند و می‌گفتند که این دلاوران را اینگونه می کشیم تا بعد هر غلطی خواستیم بکنیم و دیدید پشت جبهه چقدر جنایت کردند
    توروخدا ما را دعا کنید
    ایران را دعا کنید
    دعا کنید ایران از شر اهریمن حکومت و استبداد فاسد دینی-نظامی خلاص شود
    ای کاش ذره ای از شجاعت شما را داشتیم

  • shahla

    بیگمان آن بزگواران قربانی شعله های آتشی شدند که در بر افروختنش هیچ نقشی نداشتند.