سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

آزادی بیان

چکیده :حكومت به معني درست و دقيق كلمه بدون آزادي بيان شدني نيست زيرا اين بحث به مشاركت برمي‌گردد. سخن گفتن از مشاركت آسان و عمل به آن بسيار سخت است. در حقيقت مشاركت به اين معناست كه همه افراد جامعه احساس كنند باري بر دوش آنان است و وجود چنين احساس مسووليتي در افراد، هنر كمي نيست. امام علي (ع) مي‌فرمايد: «بار يك حكومت را جز دوش يك ملت نمي‌تواند بردارد.» امام (ع) در اين سخن تاكيد مي‌كنند كه يك نفر را هم نمي‌شود استثنا كرد چه آن يك نفر در بالاترين سطح فضايل و سوابق باشد و چه در پايين‌ترين سطح و اگر يك نفر هم از قلم افتاد، به همين مقدار اين بار كج است. ...


حكومت به معني درست و دقيق كلمه بدون آزادي بيان شدني نيست زيرا اين بحث به مشاركت برمي‌گردد. سخن گفتن از مشاركت آسان و عمل به آن بسيار سخت است. در حقيقت مشاركت به اين معناست كه همه افراد جامعه احساس كنند باري بر دوش آنان است و وجود چنين احساس مسووليتي در افراد، هنر كمي نيست. امام علي (ع) مي‌فرمايد: «بار يك حكومت را جز دوش يك ملت نمي‌تواند بردارد.» امام (ع) در اين سخن تاكيد مي‌كنند كه يك نفر را هم نمي‌شود استثنا كرد چه آن يك نفر در بالاترين سطح فضايل و سوابق باشد و چه در پايين‌ترين سطح و اگر يك نفر هم از قلم افتاد، به همين مقدار اين بار كج است.

عبدالمجيد معاديخواه در گفت‌وگو با شفقنا، احقاق حقوق افراد بدون هيچ واهمه، ترس و لكنت زبان را مفهوم اصلي آزادي بيان عنوان و اظهار كرد: آزادي بيان بحث پر شاخ و برگي است و افرادي تصور مي‌كنند معناي آزادي بيان گفتمان آزادي‌هاي سياسي به معني غربي آن است، اما واقعيت اين است كه در قرآن، احاديث، متون معتبر و تاريخ از آزادي بيان سخن به ميان آمده است. در اين منابع تاكيد شده كه افراد مي‌توانند از حقوق خودشان بدون واهمه و ترس سخن بگويند و در برابر كسي كه حقوق‌شان را زير پا مي‌گذارد واكنش نشان دهند و در حقيقت اين يك نوع آزادي بيان است.

جامعه‌يي كه عاري از آزادي بيان باشد به ستم كشيده مي‌شود

معاديخواه در آغاز به نمونه‌يي از رفتار امام علي (ع) درباره تاكيد ايشان به آزادي بيان افراد جامعه اشاره كرد و افزود: فرمان امام علي (ع) به مالك اشتر متن مشهوري است كه همه با اين متن آشنا هستند ولي متاسفانه بسياري با محتواي آن بيگانه اند؛ در اين فرمان امام علي (ع) تعبيري دارند و سخنان‌شان را به حديث نبوي مستند مي‌كنند و در واقع مي‌گويند پيامبر اكرم (ص) دايما و مكرر بر اين سخن تاكيد مي‌كردند؛ امام علي (ع) مي‌فرمايند: «لن تقدس امة حتي يوخذ للضعيف حقه من القوي غيرمتتع؛ هرگز از آلودگي‌ها جامعه‌يي پاك نمي‌شود كه در احقاق حق ضعيف از قوي بدون هيچ لكنت بياني دفاع شود.» در اينجا منظور از «غيرمتتع» حرف زدن اشخاص بدون تپق است. زماني كه ضعيفي مي‌خواهد حق خود را از قوي بگيرد بايد شرايط به گونه‌يي باشد كه بسيار راحت و بدون هيچ واهمه‌يي بتواند حرف خود را بزند در غير اين صورت جامعه به پليدي‌ها يا ستم آلوده مي‌شود. معاديخواه افراد يك جامعه را «شهروندان» و حاكماني كه به آنها حكومت مي‌كنند را «شهريار» خواند و تصريح كرد: سيستمي مقدس است كه افراد بتوانند حق خود را به صورت شفاف و روشن بگيرند و قلم در دست كسي نلرزد و هيچ فردي در هيچ شرايطي دچار لكنت زبان نشود. همچنين امام علي (ع) در اين زمينه به مالك اشتر تاكيد مي‌كند، «اگر در دستگاه قدرت حقي لگد كوب شد مردم بايد بتوانند با صراحت حق خود را بگيرند.» ناشر فصلنامه «ياد» به قضيه جنگ صفين و ايجاد آزادي بيان در اين جنگ از سوي امام علي (ع) اشاره كرد و افزود: در جنگ صفين بحث شهروندي مطرح است. امام علي (ع) مي‌فرمايند: «هيچ حقي يك طرفه نيست حتي حق خدا.» در واقع اگر بنا بود حقي يك طرفه باشد اين بايد فقط حق خدا باشد و اين جمله چنان سنگين است كه يكي از مترجمان نتوانسته درست ترجمه كند و نوشته است «تنها حقي كه يك طرفه است، حق خداست» در حالي كه جمله شرطيه است و مترجم، جمله را خبريه ترجمه كرده است. در حقيقت خداوند در تنظيم روابط خود با بندگانش براي كساني كه به وظيفه خودشان عمل كنند حق قائل شده است. در غير اين صورت امام علي (ع) در تعبيري مي‌فرمايند: «اگر كسي يك طرفه حق را قبول كند و كسي به حق ديگري پايبند باشد كه او حقي برايش قائل نيست اين بردگي است.» با توجه به اين سخن شهرياري مي‌تواند از شهروندش مطالبه حق كند كه به حق شهروندش پايبند باشد در غير اين صورت قصد برده شدن مردم را دارد.


نمونه‌هايي از تاكيد قرآن بر آزادي بيان

معاديخواه با بيان اينكه جايگاه قدرت در بين انبيا استثنا بود، تصريح كرد: ما در قرآن و در تاريخ انبيا دو نمونه داريم كه پيامبران در موضع قدرت قرار گرفتند كه يك نمونه آن حضرت سليمان (ع) است. حضرت سليمان (ع) قدرت بي مانندي در تاريخ داشت؛ جن، انس و شياطين شرور در خدمتش بودند در چنين اوج قدرتي قرآن صحنه‌يي را نقل مي‌كند و مي‌فرمايد: «حتي إذا أتوا علي؛ بر دشت موران گذار سليمان افتاد وادِ النمْلِ قالتْ نمْلةٌ؛ يك ملكه موران كه مونث هست به بقيه مورچه‌ها گفت يا أيها النمْلُ ادْخُلُوا مساكنكمْ لا يحْطِمنكمْ سُليمانُ وجُنُودُهُ برويد در لانه‌هاتان تا پايمال نشويد وهُمْ لا يشْعُرُون آنها شعور ندارند.» اين سخن ملكه زننده و تند است، اما حضرت سليمان (ع) در مقابل «فتبسم ضاحِكا يك لبخند زد و بلافاصله دست به نيايش بلند كرد و گفت أنْ أشْكر نِعْمتك التِي أنْعمْت علي وعلى والِدي وأنْ أعْمل صالِحًا ترْضاهُ وأدْخِلْنِي بِرحْمتِك فِي عِبادِك الصالِحِين خدايا كمكم كن اين?طور نباشم كه چنين قضاوتي درباره‌ام شود.» از اين داستان مي‌توان اين نتيجه را گرفت كه يك مور آنقدر آزادي بيان داشت كه مي‌توانست در برابر فرد قدرتمندي مانند حضرت سليمان(ع) با تندي سخن گويد. او به قضيه هدهد در زمان حضرت سليمان (ع) نيز اشاره كرد و افزود: هدهدي، نامه‌رسان حضرت سليمان (ع) بود. روزي حضرت سليمان (ع) با عصبانيت با هدهد سخن گفت و به هدهد اجازه داد كه توضيح دهد. هدهد در هنگام سخن گفتن ادبياتي به كار برد كه نشان از نبود ترس در برابر كسي است كه قدرت دارد. هدهد خطاب به حضرت سليمان (ع) مي‌گويد: «فمكث غير بعِيدٍ فقال أحطتُ بِما لمْ تُحِطْ بِهِ وجِئْتُك مِن سبإٍ بِنبإٍ يقِينٍ، من به چيزهايي احاطه دارم كه تو نداري.» در حقيقت قرآن سرشار از نكته‌هايي است كه به زيباترين شكل آزادي بيان را نشان مي‌دهد منتها اشكال قضيه اين است كه اساسا در تاريخ انبيا نمونه قدرت وجود ندارد و به اندازه همان قدرت آزادي بيان نيز هست. او با بيان اينكه از منظر تاريخي از زمان مشروطه داراي تجربه‌هاي خوبي از آزادي بيان نيستيم، اظهار كرد: مطبوعات نمونه‌يي است كه نشان مي‌دهد از آزادي بيان به نحو احسن استفاده نكرديم. مطبوعات ما هر وقت فرصتي فراهم شد كه در يك فضاي آزادي تنفس كنند، سريعا به جاي گفت‌وگو، هياهو كردند و همين هياهو بهانه‌يي شد براي افراد، كه دوباره آزادي را گرفته و اختناق ايجاد كنند كه اولين نمونه آن بعد از پيروزي مشروطه است؛ در آن زمان مطبوعات به قدري در ايجاد هياهو افراط كردند كه يكي از نويسندگان در روزنامه تايم لندن نوشت «اين چه رفتاري است كه در ايران انجام مي‌شود»، ضربه‌يي كه مطبوعات به مشروطه مي‌زنند از ضربه طرفداران سلطنت سنگين‌تر است.

نخبگان و اهالي قلم در بهره‌وري از فضاي آزاد روش‌هاي خردپذيري نداشتند

معاديخواه درباره ويژگي‌ها و زمينه‌هاي آزادي بيان تصريح كرد: تاريخ مطبوعات نشان مي‌دهد كه نخبگان و اهالي قلم روش‌هاي خردپذيري در بهره‌وري از فضاي آزاد نداشتند. البته اين نكته را بايد توجه داشت كه معمولا دولتمردان در واقع در شرايط خاصي رضايت به وجود آزادي مي‌دهند و طبيعي است به دنبال پس گرفتن اين آزادي هستند و بهترين بهانه‌يي كه به آنها داده مي‌شود همين شلوغ‌كاري و هياهوي مطبوعات است. گاهي نيز خود مسوولان شرايطي را در مطبوعات ايجاد مي‌كنند تا هياهوي مورد نظر ايجاد شود و آزادي به آنها داده شده و سپس اين آزادي پس گرفته شود. به عنوان مثال در زمان مشروطه انتقاد ظاهرا به اهل قلم متوجه است، اما در حقيقت سلطنت آنها را به اين سمت سوق مي‌دهد.


روش‌شناسي به تجربه‌ها گره خورده است

او خردورزي را در استفاده از تجربه‌ها در زمينه‌هاي مختلف دانست و افزود: مومن نبايد از يك سوراخ دو بار نيش بخورد در صورتي كه ما ده‌ها بار نيش مي‌خوريم و درباره يك موضوع بارها دچار اشتباه مي‌شويم و علت آن اين است كه به تجربه‌هايمان بها نمي‌دهيم؛ در صورتي كه روش شناسي به تجربه‌ها گره خورده است. غربي‌ها به تجربه‌هاي خود بسيار اهميت مي‌دهند به همين دليل در روش شناسي بسيار از ما جلوتر هستند. در همين مورد امام علي (ع) نيز مي‌فرمايند: «العقل حفظ التجارب خردورزي يعني حفظ تجارب.» زماني كه افراد تجربه خود را حفظ كنند زمينه براي خردورزي فراهم مي‌شود.

هياهوزدگي و گفت‌وگو گريزي از عوامل مخرب آزادي بيان

رييس بنياد تاريخ انقلاب اسلامي ايران هياهوزدگي و گفت‌وگوگريزي را از عوامل مخرب آزادي بيان عنوان كرد و ادامه داد: در آزادي مطبوعات شاهد هستيم كه از تجربه‌هاي گذشته استفاده نشده است و خود مطبوعات با ايجاد هياهو باعث از دست دادن آزادي خود شده‌اند و بارها اين مساله را تكرار كردند. در حقيقت هياهوگرايي و گفت‌وگوگريزي بخشي از فرهنگ جامعه ما است و نخبگان ما گرفتار چنين مشكلي هستند، از اين رو به كار بسيار اساسي در اين زمينه نياز است و بهتر اين است كه افراد مختلف مسائل را از زاويه‌هاي متفاوت بررسي كنند و درباره آنها به گفت‌وگو بپردازند تا با يك جمع بندي بتوانند به نتيجه خوبي برسند. رييس بنياد تاريخ ايران به دو كليد واژه‌ها «حوار» و «خوار» در قرآن اشاره كرد و افزود: تفاوت دو كلمه حوار و خوار يك نقطه است و مشتقات آنها در قرآن آمده است. در واقع حوار به معناي گفت‌وگو است كه قرآن بر آن صحه مي‌گذارد و خوار همان هياهو است. قرآن مي‌فرمايد: «فأخْرج لهُمْ عِجْلًا جسدًا لهُ خُوارٌ بدين معني كه يك تنديس طلايي را سامري در فتنه خود علم كرد كه حرف‌هاي بي?معني داشت و فقط هياهو بود و صدا شنيده مي‌شد و مضمون و محتوايي در كار نبود.» خوار و حوار بسيار به يكديگر نزديك هستند و به راحتي مي‌توانند جاي يكديگر را بگيرند؛ ما به خوار بسيار علاقه داريم، اما از حوار مي‌پرهيزيم و در واقع مشكل ما همين مساله است و همه افراد و گروه‌ها از جمله حوزويان و دانشگاهيان در اين زمينه مقصر هستند.


در طول 30 سال اخير كتابي درباره آزادي بيان منتشر نشده است

معاديخواه ادامه داد: مبحث آزادي بيان كم اهميت و بي ارزش نيست و با وجود ضرورت و اهميت چنين مساله‌يي در طول اين 30 سال حوزويان هنوز يك كتاب درباره اين موضوع به انتشار نرساندند و بحث آزادي بيان را روشن نكرده‌اند. افرادي در تريبون‌هاي رسمي با صداي بلند مي‌گويند «در قرآن سخني از آزادي بيان نداريم» در صورتي كه در سراسر قرآن نمونه‌هاي بسياري مي‌توان يافت كه بر اين مساله اهميت داده شده است و بايد بدانيم نقض آيات قرآن پيامدهاي زيانباري دارد. او در پاسخ به اينكه اساتيد و حوزويان علاوه بر اينكه كتابي درباره حق آزادي بيان نمي‌نويسند چرا حتي در اين مورد صحبت نمي‌كنند، اظهار كرد: ما مدت‌هاي زيادي در اختناق زندگي كرديم و طبيعي است كه اين فرهنگ نهادينه مي‌شود. زيرا تن دادن به گفت‌وگو به همان اندازه كه با ارزش است پرهزينه و مشكل ساز نيز است. حضرت علي (ع) به عنوان حاكم معتقد به گفت‌وگو بود. او پردازش به مسائل موجود در 5 سال حكومت حضرت علي (ع) را مشكل دانست و تصريح كرد: «اصلاحات علوي» شامل اتفاقات 5 سالي است كه هر روز آن يك تاريخ است و كمتر به آن پرداخته شده؛ ما فقط درباره امام علي (ع) هياهو مي‌كنيم و آن طور كه بايد و شايد به ابعاد شخصيتي ايشان نمي‌پردازيم. يك بعد اصلاحات علوي همين بحث آزادي بيان است و در اين زمينه هيچ كاري نشده است و مقصر اصلي حوزويان ما هستند، نمي‌توان از روشنفكران در اين مورد انتظار و گله‌يي داشت چرا كه تا حوزويان به اين مساله كم‌توجهي مي‌كنند، روشنفكران نمي‌توانند كاري كنند.


حكمراني به معناي درست و دقيق كلمه بدون آزادي بيان شدني نيست

اين كارشناس ديني مفهوم آزادي بيان را مملو از مشاركت دانست و افزود: حكومت به معني درست و دقيق كلمه بدون آزادي بيان شدني نيست زيرا اين بحث به مشاركت برمي‌گردد. سخن گفتن از مشاركت آسان و عمل به آن بسيار سخت است. در حقيقت مشاركت به اين معناست كه همه افراد جامعه احساس كنند باري بر دوش آنان است و وجود چنين احساس مسووليتي در افراد، هنر كمي نيست. امام علي (ع) مي‌فرمايد: «بار يك حكومت را جز دوش يك ملت نمي‌تواند بردارد.» امام (ع) در اين سخن تاكيد مي‌كنند كه يك نفر را هم نمي‌شود استثنا كرد چه آن يك نفر در بالاترين سطح فضايل و سوابق باشد و چه در پايين‌ترين سطح و اگر يك نفر هم از قلم افتاد، به همين مقدار اين بار كج است.

از نگاه حضرت علي (ع) اداره كردن جامعه با زور كار راحتي است، اما بايد از قانون و حق خداحافظي كرد

رييس بنياد تاريخ انقلاب اسلامي ايران ادامه داد: از نگاه حضرت علي (ع) اداره كردن جامعه با زور كار راحتي است، اما در اين صورت بايد از قانون و حق خداحافظي كرد. در حقيقت اگر بخواهيم حقوق افراد رعايت شود، قانون، محور قرار بگيرد و همه به اين قانون پايبند باشند همه افراد جامعه بايد مشاركت داشته باشند. زماني حضرت علي (ع) را متهم مي‌كردند به اينكه حكومت كردن بلد نيست، اين نوع نگاه حاكي از يك نوع جهل نسبت به ويژگي‌هاي امام علي (ع) است. معاصران امام (ع) نيز مي‌گفتند امام (ع) شجاع است، اما نمي‌تواند جنگ را اداره كند و معاويه در اين زمينه موفق‌تر است. شايد اين زمان تنها جايي است كه مي‌توان افسوس حضرت علي (ع) براي مردم را درك كرد؛ چرا كه حضرت قصد داشتند درست حكومت كنند و مردم به جاي اينكه به او كمك كنند درباره امام (ع) اين‌طور قضاوت مي‌كردند. در اين هنگام اميرالمومنين در جواب آنان فرمود: «من مي‌دانم چگونه مي‌شود شما را اداره كرد كه از من به مانند معاويه تقدير كنيد، «و لكني لا اري اصلاحكم با الفساد نفسي؛ اما من درست نمي‌دانم كه خودم را خراب و فاسد كنم براي اصلاح شما.» و منظور امام علي (ع) از «فاسد كردن خود» اين است كه ايشان تحت هيچ شرايطي يكي از زورمداران و ديكتاتورهاي تاريخ نخواهد شد.

امام علي (ع) نشان داد كه با مباني اسلامي مي‌توان درست حكومت كرد

او پذيرش شكست از سوي امام علي (ع) را عاملي براي ماندگاري ايشان به عنوان الگو دانست و افزود: اگر امام علي (ع) در مقابل معاويه زورگويي مي‌كرد و به پيروزي مي‌رسيد ظاهرا تاريخ عوض مي‌شد، اما براي اميرالمومنين بسيار مهم بود كه به بشريت در طول تاريخ نشان دهد كه درست حكومت كرده است به همين دليل حاضر شد از شكست در مقابل معاويه استقبال كند تا حكومت او به عنوان الگويي در دست بشر، انسان و اسلام قرار گيرد و به جهانيان ثابت كند و نشان دهد كه با اسلام مي‌توان درست حكومت كرد. در آيه‌يي از سوره رعد آمده است: «به تو مي‌گويند تو پيامبر نيستي قُلْ كفى‏ بِاللهِ شهيداً بيْني‏ و بيْنكُمْ بگو من دو شاهد دارم يكي خداست و ديگري آن كسي كه علم كتاب دارد.» درباره كسي كه علم كتاب دارد بحث‌هاي زيادي موجود است و يك تفسير آن علي (ع) است؛ عده‌يي معتقدند اسلام بعد از خدا يك شاهد بيشتر ندارد و آن امام علي (ع) است. معاديخواه ادامه داد: امروزه دوست و دشمن معتقد هستند كه با اسلام نمي‌توان حكومت كرد در اين ميان تنها دليل و برهاني كه ما مي‌توانيم بياوريم حكومت امام علي (ع) در سايه و پايه اسلام است. امام علي (ع) مي‌فرمايند: «وانّي عالم بما يصلحكم؛ كجي‌هايتان را مي‌دانم چطور راحت مي‌شود جبران كرد اما من نمي‌توانم اجازه دهم اين يك مورد هم خراب شود.» در واقع هميشه ملت‌ها بودند كه از ظلم حاكمان ناله مي‌كردند اما حضرت علي (ع) براي اينكه حقوق شهروندي رعايت شود مظلوم واقع شدند.


از سيره امام علي (ع) مي‌توان درس آزادي بيان گرفت

او با اشاره به اينكه بسياري از ابعاد شخصيتي و سيره امام علي (ع) ناشناخته مانده است، اظهار كرد: در بيشتر روضه‌هايي كه براي ائمه خوانده مي‌شود از ظلم‌هايي كه به آنها وارد شده سخن گفته مي‌شود و فقط اين زاويه مطرح شده و بزرگ مي‌شود و به بقيه زوايا پرداخته نمي‌شود در حقيقت تحريم نگارش‌ها باعث شده كه ديگر ابعاد شخصيتي ائمه مطرح نشود و اگر اين فاجعه نبود ما امروز بايد از عصر اصلاحات علوي صدها كتاب داشته باشيم درصورتي كه اين‌گونه نيست. ما بايد صحنه‌هاي استثنايي در تاريخ را به نمايش بگذاريم هر چند كه شايد عده‌يي از بيان برخي مسائل خوشحال نشوند. اما بايد توجه داشته باشيم كه درس گرفتن از امام علي (ع) هزينه‌هاي سنگيني دارد كه اگر اين هزينه‌ها را بپردازيم از آنها بهره‌هاي زيادي خواهيم برد و يكي از اين درس‌ها بحث آزادي بيان است. او درباره وضعيت آزادي بيان در جامعه‌ گفت: ما با ارزش آزادي بيان بيگانه هستيم. منتها طبيعتا كساني كه در راس امور هستند و امكانات و اختيارات در دست‌ آنهاست، خود به خود انگشت‌ها به طرف آنها دراز مي‌شود. نخبه‌ها، روشنفكران و اهالي قلم نيز در اين زمينه مقصر هستند چرا كه هر زمان كه به آنها فرصت آزادي داده شد به درستي از آن استفاده نكردند و به دليل ايجاد هياهو به جاي گفت‌وگو، حق آزادي از آنها گرفته شد. بنابراين اگر بخواهيم مانع از وقوع چنين اتفاقاتي شويم بايد زمينه‌هاي مشاركت را فراهم كنيم. رييس بنياد تاريخ انقلاب اسلامي ايران افزود: در مسائل اجتماعي يك گروه خاصي مقصر نيست منتها كساني كه كشوري را مديريت مي‌كنند بار بسيار سنگيني بر دوش آنهاست و طبيعتا مطالبات متوجه‌شان است. او با اشاره به اينكه در قرآن كريم نيز آياتي مبني بر تاكيد و اهميت آزادي بيان وجود دارد، اظهار كرد: در قرآن كريم آيات فراواني درباره آزادي بيان وجود دارد منتها ما نياز به بازخواني مفاهيم قرآن كريم داريم. ما در نگاه به متن‌ها بسيار تحت تاثير گفتمان‌هايي هستيم كه پذيرفته‌ايم. به عنوان مثال فرض كنيد زني با پيامبر جدل مي‌كند و سپس اين جدل به محاوره و گفت‌وگو تبديل مي‌شود در واقع يك بعد اين آيات، آزادي بيان است اما كسي چنين نگاهي به آيات نمي‌كند.

معني آزادي، بي بند و باري نيست بلكه گرفتن حق ضعيف از قوي به اشكال مختلف است

او درباره اينكه آيا در بحث آزادي بيان مي‌توان محدوديت‌هايي قائل شد، گفت: در آزادي بيان قطعا محدوديت وجود دارد. حقوق افراد دو طرفه است و كسي به هيچ‌وجه حق ندارد حرمتي را بشكند و حريمي را ناديده بگيرد اينها بحث‌هاي فرهنگي، اخلاقي و حقوقي افراد است و نشان مي‌دهد كه معني آزادي، بي‌بند و باري نيست بلكه به?معناي گرفتن حق ضعيف از قوي به اشكال مختلف است، اگر شخصي آزادي بيان را بهانه‌يي براي هتك حرمت انساني قرار دهد و حق شخصي را ضايع كند و آبروي انساني را بي دليل بريزد در اينجا آزادي بيان داراي محدوديت‌هايي خواهد شد.

بايد مراقب باشيم به بهانه محدوديت‌ها آزادي بيان از افراد گرفته نشود

رييس بنياد تاريخ انقلاب اسلامي ايران افزود: اين درست است كه نبايد به بهانه آزادي بيان به مومني هتك حرمت شود اما از سوي ديگر بايد مراقب باشيم به بهانه اين محدوديت‌ها آزادي بيان از افراد گرفته نشود و تلفيق اين دو عنصر، كار پيچيده و دشواري است و لازم است تعدادي از افراد نخبه در اين زمينه‌ به گفت‌وگو بپردازند و همه ابعاد را مورد بررسي قرار دهند و محدوديت‌هاي موجود در آزادي بيان را مشخص كنند تا حقي از كسي ضايع نشود.

منبع: شفقنا


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.